The first 200 lines.
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور -= 9Movie.Wiki ناین مووی =-
فصل 2009 انافال در راهه.
کلیولند براونز میزبان میامی دلفینز هستن.
برنده جایزه هاییسمن و بازیکن انتخاب شده در دور اول...
بابی کولمن، در پست "مهاجم عقب دونده" داره بازی میکنه.
توپ به کولمن داده میشه.
اوه و کولمن، بلافاصله میندازتش...
اون بابای منه، بابی کولمن.
کسی انتظار نداشت که دوره حرفهایش اینطوری شروع بشه.
ممکنه اولین اشتباهش بوده باشه،
ولی آخرین اشتباهش نبود.
به خاطر همین، من زیاد خونهام عوض میشد.
تو ایندیاناپولیس 6 سالم شد.
هشت سالگیم تو شیکاگو بود.
بابی کولمن توپ رو برای...
تیم شیکاگو بیرز از دست میده و ریدرز به بازی برمیگردن.
بعد واسه تولد ده سالگیم تو جکسونویل بودیم،
ولی احتمالا میتونین حدس بزنین چه اتفاقی افتاد.
و بعد فوتبال توپ از دست میره.
تولد مهم 13 سالگیم در مینیاپولیس بود.
اونقدر اونجا نبودم که دوست پیدا کنم،
ولی مهارتهای بازی "مدن انافال" رو کامل یاد گرفتم.
12 سال بعد از اولین اشتباه،
سر از آتلانتا در آوردیم.
ولی نمیدونستم که قراره عجیبترین سالِ...
زندگیم رو تجربه کنم.
درحالی که فالکونز دارن بازیهای پیش فصل رو به پایان میرسونن،
سوال بزرگ اینه که، بابی کولمن...
کیشا، چرا داری اینو میبینی؟
بیخیال. به حرفشون گوش نده.
گوش کن چی میگم.
اونا نمیدونن دارن چی میگن.
خب، امیدوارم،
چون همین الانشم خیلی شهر عوض کردیم،
و زیادیه!
ببین، منم دوست ندارم جمع کنم...
و به یه شهر جدید برم.
یه چیزی رو میدونم...
اگه اندرسون فیشر توی تیم نبود،
قطعا تو ترکیب بودم.
نه، تو باید دیگه نگران بقیه نباشی...
و شاید کم کم به این فکر کنی که زندگی ممکنه...
- بعد از فوتبال چطوری باشه. - اوه، اوه، اوه.
الان اون کلماتی که فکر کردم گفتی رو شنیدم؟
مربیها منو دیدن که توی این پیش فصل زحمت زیادی کشیدم.
بیخیال، عزیزم.
من کلی به خودم فشار آوردم تا واسه این فصل آماده بشم،
اونوقت فکر میکنی که باید کنار بشم. ولی من تازه دارم شروع میکنم.
نه عزیزم، منظورم این نبود.
ولی طاقت یه تعویض تیم دیگه ندارم.
پس بهتره دیگه درکار نباشه، این خونه رو ببین،
عاشقش شو. میتونیم همینجا پیر بشیم.
- باشه. - باشه.
فرصت دوم و 12 متر مسیر باید طی بشه، در مقابل کولمن.
و برمیگرده دست لاینز.
و اون فرصت چهارم رو در مسیر 24 متری بازی میکنه.
اوه!
کالی، خدای من! اصلا کار خوبی نبود.
دختر، این حرکت منه.
انعکاست رو تو تلوزیون دیدم.
- جدی؟ - اوهوم.
واقعا باید بهتر از اینا عمل کنی.
- گمون کنم حق با توئه. - آره.
- پس دیگه رول دارچینی نمیخوری. - منظورت چیه؟
اگه میخوای تو ترکیب قرار بگیری،
باید تو بهترین وضعیت جسمانی باشه.
اوه بیخیال، کالی امروز آخرین روز پیش فصله!
ولی نداریم.
ببین، قبلا این مسیر رو رفتیم.
اول رول دارچینیه.
بعدش آخر شبها غلات ناخدا کرانچ میخوری.
بعد میبینم که زیر سینک دستشویی اوریو قایم کردی.
بیسکوئیت وقتی دزدکی باشه خیلی خوشمزهتره.
خیلی بهداشتی نیست.
همه عیبهای خودشون رو دارن.
فقط خواستم گفته باشم!
تو کل روز اینجا میشینی و بازی ویدئویی میکنی.
اشتباه میگم؟
نه، واسه همینه که تو بازی مدن رتبه بالایی دارم.
میدونی وقتی من همسن تو بودم چیکار میکردم؟
اوه، وقتی من همسن تو بودم...
میرفتم بیرون.
واقعا میگم، بد نیست که بری بیرون...
و چندتا رفیق پیدا کنی. میدونی؟
میدونم که با این همه خونه عوض کردن برات راحت نبوده.
منظورت اینه که رویای هر دختری نیست...
که هر دو سال یهبار از شهر بزنه بیرون...
انگار خانوادهاش یه مشت سارق بانکن؟
- منصفانه بود. - اوهوم.
ولی درمورد آتلانتا حس متفاوتی دارم، دختر عزیزم.
دارم بهت میگم، به نظرم قراره مدت طولانیای اینجا بمونیم.
آره، اینو قبلا هم شنیدم.
ولی خوب میشه که...
برای یه بار، یه شهر رو خونهمون بدونیم.
- حدس بزن چیه؟ - هوم؟
بیشتر نمی تونم موافق باشم
I don't wanna keep being the reason we move.
خوبه
اُه ، میشه یه چیزی نشونت بدم؟ - البته
خیلیخب، من داشتم رو یه سری تحلیل پیشبینی کار میکردم...
تا کمکت کنه که واسه اولین بازیت آماده بشی.
باشه، اصلا نمیدونم اینی که گفتی چی هست ولی از لحنش خوشم اومد.
خیلیخب، پس اصولاً همهچی به 0 و 1 بستگی داره.
- باشه. - من همه...
سبکهای فصل پیش تیم فالکونز رو جمعآوری کردم.
اگه کارآمد بودن، 1 میگیرن. ناکارآمدها صفر میگیرن.
پس این اطلاعات رو توی این صفحه جدولبندی شده وارد کردم...
و الگوریتمی به زبان پایتون نوشتم که میتونه پیشبینی کنه...
چیه؟
فقط خیلی بهت افتخار میکنم. تو و ارقامت.
- هی داری باهوشتر میشی. - داری گوش میدی؟
- بله دخترم، گوشم باهاته. - خیلیخب،
وقت مدرسهست!
...پاس به منطقه پایانی میرسه.
ولی، وای خدای من!
در دقیقه آخر، کولمن تصمیم میگیره یه پاس از بغل...
برای اندرسون فیشرِ پر افتخار بفرسته! هـــو!
نه، نه، نه، نه. هـوهـو نداریم.
بس کن. من اصلا وانمود نمیکنم که توپ رو...
به اندرسون فیشرِ پر افتخار پاس بدم.
و میبینم که سعی داری حقهبازی در بیاری.
تو پشت فرمون نمیشینی، نه.
تازه سه هفتهست که گواهینامهات رو گرفتی.
نمیخوام حمله عصبی بهم دست بده.
خیلیخب، باشه.
ولی باید تو راه بتونم لیست اسپاتیفایام رو بذارم پخش بشه.
برو بریم، بیاین یکم خوش بگذرونیم.
- کارت عالیه. - اونا همیشه اینطوریان.
مشکلی نداره ، از عهده ش برمیایی
خوب انجامش دادی همه همیشه همینطورین
یه مشت عوضی.
کاش یکی درس عبرتی بهشون میداد.
خدایی.
کلاس ورزشی تقویتی هم داریم؟
بیا شروع کنیم! این از پرتاب!
بدبخت رو خلاصش کن بره!
آخر از بس میافته صفحه هومران رو میشکونه.
یادت باشه که حواست به توپ باشه.
آخر میزنیش.
واقعا میخوای دوباره امتحان کنی؟
دوش آب سرد هزینه اضافیای براتون نداره!
بابی، تو در این پیش فصل...
خیلی برامون زحمت کشیدی.
ما تحت تاثیر تلاش و مصممیتت قرار گرفتیم.
و واسه همینم میخوایم همینجا تو تیم نگهت داریم.
ایول! میدونستم، مربی.
- ولی جزء تیم تمرین. - خیلیخب.
گوش کن، تو یه آدم سختکوش و رهبر کهنهکاری،
یه مسئول رختکن ایدهآلی واسه ما هستی.
درسته، درسته. یعنی، من عاشق رختکنام.
و راستی، فشار آب دوشها حرف ندارن.
یعنی، دهنم وا موند.
ولی اینم ایدهایه مربی، میدونی...
بهتر نیست که سختکوشی و رهبر کهنهکار بودنم...
که ازش حرف زدی تو زمین استفاده باشه، درسته؟
اون بیرون، نه داخل اونجا. میدونی؟
خیلیخب، گوش کن بابی.
اینو اشتباه برداشت نکن، ولی...
دوران جایزه هاییسمن تو خیلی وقته گذشته.
و با توجه به روند صعودی لیگ در بازیهای اول قبلی،
دو بازیکن رو ثابت نگه میداریم.
خب، آلن رو داریم،
و اندرسون هم که نیازی نیست بگم.
ها، ها! شوخیت گرفته، مربی؟
یعنی، یارو اعجوبهست.
آره، همینطوره.
خب، ممنون مربی، میدونی؟
که رک بهم گفتی، میدونی؟
بدون اینکه دست به سرم کنی. دمت گرم.
میدونستم که با خبر خوب کنار میای.
عزیزم، ازت میخوام نفس عمیق بکشی.
میدونم که دردناکه، ولی موقتیه.
و خب که چی؟
اندرسون فیشر یه سال عالی داشته.
دلیل نمیشه که چهره تیم فالکونز باشه.
عزیزم، طوریت نمیشه؟
آره.
چون از اونجایی که با چشمهای گریون جاده رو نمیبینی...
نمیخوام با ماشین تصادف کنی.
هی!
کیش، من باید برم باشه؟ میبینمت.
- هی، هی، هی. - هی اندرسون، چه خبر مَرد؟
- بنر رو اون بالا میبینی؟ - اوه، آره.
عکس بزرگ منه.
- ببین چقدر گندهام، رفیق! - میدونم، ها.
هی، میدونی شاید دفعه بعد،
واسه مجسمه مومی خودم ژست بگیرم.
به نظرت چه حالتی ژست بگیرم؟
- خوبه. - صبر کن، صبر کن.
- آره، اینم باحاله. - حالت خوبه؟
اوه، آره. اوه، آره.
اوه پسر، فقط حساسیته، میدونی؟
ولی حتما کل پارکینگ رو گرده افشانی کردن.
- چی؟ - آره، آره.
- جدی؟ - آره، جدی.
- کی؟ - میدونی...
زنبورها.
- وز وز؟ - زنبورها.
وز وز.
درسته. گوش کن پسر،
No comments yet. Be the first to leave one.