The first 200 lines.
...آنچه گذشت در استار ترک، پیکارد
بعد از این همه مدت، کنجکاوم
که تو خواهان بودی یا فرار میکردی؟
.دیگه زمانی باقی نمونده
.ما به ملکهمون پیشنهاد میدیم
.سیستم خود تخریبگر رو فعال کن
این جهنمدره چیه؟
.این یه درس نیست
.ریاضته
یا؟- بخشش-
بخشش بابت چی؟
.فکر کنم تو میدونی
.باید گذشته رو درست کنیم
اگه اینجا شکست بخوریم
.النور رو ناامید میکنیم
.تو لاریس نیستی
.اسم من تالینه
من که زندگیمرو صرف
.مراقبت از یک فرد کردم
.تماشا میکنم، اما هیچوقت دیده نمیشم
.تاحالا رنه رو ندیدم
.پس عملیات اروپا نباشه، خبری از امید هم نیست
.همه از همدیگه متنفرن
.فقط باید مطمئن بشیم رنه سوار اون سفینه میشه
.متاسفم بقیه موفق نشدن
.انگار تو از بقیه قویتر بودی
من یه موش آزمایشگاهیام؟
اگه همین الان از اون در برم بیرون
فکر میکنی چیو از دست میدی؟
رنه پیکارد یا سوار سفینه میشه و مشاهداتی میکنه
که کارتون رو ارائه میده
یا اینکه کرهی زمین دچار بحران بومشناختی میشه و سقوط میکنه
.کسی که میرن سراغش تویی
.اگه فرصتش بهت داده بشه
.میتونم ببرمتون به ناظر ماموریت
یه نفر سر راهت قرار میگیره
همونطور که سر راه من قرار گرفته
پیکارد!
اصلا متوجه نیستی
این برای من چجوریه، هستی؟
.دونستن اینکه چه نتیجه بُرد باشه چه باخت؛ باید رها کنم
.بذار برم، ژان لوک
.اون کلید اسکلتی تو کل خونه چرخ زد
.آرزو میکنم کاش اون کلید آخرش دست من نمیفتاد
.باید به قرارداد وفادار موند
.یه سفینه
برای موفقیت، باید دوتا رنه باشه
.یکی رنهای که میمیره و یکی رنهای که به زندگی ادامه میده
.من نتیجهای که هنوز حاصل نشدهرو نمیپذیرم
.کلی کار داریم
باید مطمئن بشیم که ماموریت
.همونطور که برنامهریزی شد پیش بره
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
من داستانهای خانوادگیای رو به یاد میارم
درمورد اینکه چطور در قرن بیست و یکم
وقتی خاندانم میخواستن دوباره آغاز کنن
.چاتو یهش شلیک شد
اینا رد همون گلولهها هستن
بهنظرت این ینی ما توی مسیر درستی قدم میذاریم؟
.مطمئن نیستم
.هی توی ذهنم تکرارش میکنم
.پیشگوییای که اگنس کرد
که برای موفقیت ماموریت باید دوتا رنه باشه
.یکی که میمیره و یکی که به زندگی ادامه میده
این یعنی چی؟
این چطور ممکنه؟
.پیکارد، فعلاً
همهچیز سر جاشه؟
.تاثیرگذار بود
.این باید درست مثل دستگاه سهکاره کار کنه
رافی، میتونی جیپیاس سونگ رو تگ کنی؟- میرم سراغش-
.کاروانش هنوز توی خونهشه
Jurati jacked into our transporters from there.
.احتمالاً توانایی کنترل از راه دور داره
.خب پس اینجا میریم
تالین، میتونیم همینجوری وارد قرنطینه بشیم؟
اونا در روز پرتاب قرنطینه رو برمیدارن
اما میخوام وارد بشم تا از سیستم امنیتی
.و بیواسکنر های توی لابی دوری کنم
وارد بشی؟- نگران نباش-
.مدتهاست برای این لحظه برنامهریزی میکنم
خب، میخوای چیکار کنی؟
.میخوام ازش مراقبت کنم، پیکارد
.این کارِ منه
موفق باشی- توهم همینطور-
داره چه غلطی میکنه؟
آمادگی برای وضعیت capcom
.همهی سیستمها گزارش بدن
بیست و یک دقیقه تا پرتاب
چیکار میکنی؟
محض اطلاعت، من میدونم داری چیکار میکنی
.یا برنامهت چیه
تالین- برگرد-
.متاسفم اما نمیتونم بذارم اینکارو بکنی
چی؟ کارِ من؟
.مجبور نیستی خودتو فدا کنی تا جون اونو نجات بدی
.باشه
جوراتی دلیلی برای دروغ گفتن بهت داشت؟
هزاران دلیل
اما بیشتر اگنس بود
دوستت بود
.با یه دیدگاه درمورد آینده؛ تمام احتمالات آینده
.من به پیشگویی اعتماد نمیکنم
و حتی اگه داشتم هم، هزار جور تعبیر
.میشه از اون پیشگویی کرد
و چون فکر میکنی میدونی اون منظورش چی بوده
...اجازه نمیدم خودتو فدا کنی
اجازه نمیدی؟
.تصمیمش دست تو نیست
.این زندگی منه
تو نمیتونی جلومو بگیری تا به هدفهام نرسم
.فقط چون میترسی ممکنه بمیرم
.سرنوشت من دست تو نیست
.متوجهام
تو دل و جرئتشرو داری
.اما زندگی بقیه دست تو نیست
.و مرگشون هم تقصیر تو نیست
.اگه من بمیرم تقصیر تو نیست
.نه مرگ مادرت
.مسئله همینه ژانلوک
.ما نمیتونیم انتخاب کنیم کیو از دست بدیم
.و نمیتونیم از غم و اندوه از دست دادن فرار کنیم
اما انتخاب بقیه به خودشون مربوطه
.این هم انتخاب منه
.من نیاز ندارم کسی نجاتم بده
.هیچوقت نداشتم
کامپیوتر، نامیزونیهای مداری رو دوباره تنظیم کن
همگام کردن پهبادها مورد هدف قرار دادن سیستم
در موتور کنترلگرِ آرسیاس
مسیر پرواز بررسی شد
.بخش شش، آماده برای پرتاب
.کامپیوتر زمان پرتاب رو بگو
چهار دقیقه و بیسوهفت ثانیه
...پرتاب رو همگام کن با
لعنتی
پیکارد، صدامو میشنوی؟ ما اشتباه کردیم
دکتر سونگ؟
.سونگ اینجا نیست
چون اینجاست
لعنتی
کل این سناریوی مضخرف چیده شده بود
.تا ما از سونگ دور بشیم
...اگه صداش فیک باشه اما
پهبادها نباشن؟
...من چهارتا علامت دما دارم
.این پشت
هرکاری داره انجام میده
.فکر کنم نقشهی بکآپش رو فهمیدیم
اگه اون نمیتونه جلوی سوار شدن رنه رو بگیره
میخواد از پهبادها استفاده کنه تا خود راکت رو پایین بکشه
رافی، چقدر زمان داریم؟
.سه دقیقه و چهلوپنج ثانیه
میتونی کنترل از راه دور رو فعال کنی؟- سیستم رمزگذاری شدهست-
اگه لا سیرنا رو داشتم، میشکستمش
اما بدون اون نمیتونم جلوشون رو بگیرم
وسیلهی هیدرولیک در حال پرواز
.تمامی پرسنل غیرضروری سکوی پرتاب رو ترک کنند
چرا زمینگیرشون نکنیم؟
اگه نتونن پرواز کنن، نمیتونن به شاتل آسیب بزنن
.سونگ میدونست ما اینو پیدا میکنیم
مگه نه؟ چرا به خودمون زحمت اضافی بدیم؟
اون حسابوکرد و دید میتونیم تلاش کنیم و نابودشون کنیم
...اینجا
.لعنتی
.یهجوری تنظیم کرده که منفجر بشن
.کوچکترین اشتباه باعث میشه همه بریم رو هوا
خب یعنی میگی کار تمومه؟
معلومه که نه؛ ابزار میخوام
.انبردست، قیچی، هرچی دستتون میرسه
شاید نتونیم غیرفعال کنیم
.اما شاید بتونم کنترلشرو به دست بگیرم
.میتونی انجامش بدی
حاشیهی باند پرواز یک-اِی بسته شد
در قرنطینه هستیم
دکتر سونگ؛ انتظار شمارو نداشتیم
اگه میگفتین، یه بخش ویآیپی آماده میکردیم براتون
بیمعنیه، امروز من ویآیپی نیستم
.فقط میخوام دو کلمه با فضانوردان حرف بزنم
و با زنان و مردانی که قراره آینده رو بسازن
.دست بدم
...خب با وجود تمام پروتکلهای قرطنینه
ببخشید؟
تمام اهدا هام اونقدر ارزش نداشت که یه پنج دقیقه مکالمهی تصویری گیرم بیاد؟
معلومه
.اونا دارن آماده میشن
.خیلیخب
.اوه، خدایا
.داره اتفاق میفته
.و من واقعاً آمادهام
پرتاب سفینه ماموریت اروپا تا شصت دقیقهی آینده
تو کی هستی؟
مایا کجاست؟
.مایا زیاد حالش خوب نبود
...هیچکس نمیخواست که شانسشو امتحان کنه پس
کسشره
من همهی اعضارو میشناسم
.تو جز اعضا نیستی
چرا لباس مایا رو پوشیدی؟
باورم نمیشه اینجاست
روز تاریخی
No comments yet. Be the first to leave one.