The first 200 lines.
"تضاد" "خانواده اولويت دارد..."
شکم رو بده تو
سلام، قربان
ميتوني بوي عرق نيشکر رو تشخيص بدي؟
نه قربان، بيشتر برگ پان و تنباکوي معطر
واو! لابرادور (نوعي سگ) مورد علاقهام تو بايد تو جوخه سگها کار ميکردي
بي خيال، قربان
از فرماندهي پيامي نرسيده؟ خير قربان-
رئيس پليس چي؟ خوابيده-
چيز ديگهاي نيست؟
ويديادار غذا نخورده
پليس بده داره مياد
پاسبان ميگه چيزي نخوردي
غذاي اينجا مثل غذاي خونگي نيست ولي بد هم نيست
منم ازش خوردم گرسنهم نيست-
داروهات چي؟
يادته زنت چي گفت؟
...اگه داروهات رو مصرف نکني چطور زنده بمونم-
غذا و دارو کمکي بهم نميکنن فقط باز کردن دوباره پرونده کمکم ميکنه
و اينکار رو هم ميکني
يه چيزي بخور نگران نباش-
اعتصاب غذا نکردم
و قصد هم ندارم تو بازداشتگاه خودم رو بکشم
هنوز زندگي زيادي در من جريان داره
هر طور دوست داري
به چي نگاه ميکني؟
اينطوري بهم نگاه نکن
از آدمايي مثل تو متنفرم خودم رو تنفرآور مي بينم
باعث ميشه حس کنم کاملا ناتوانم
...اين شغليه که من بايد انجام بدم
با پوشيدن اين يونيفرم... بخاطرش حقوق ميگيرم
ولي کار رو تو داري ميکني بدون هيچ زحمتي
با اين سنت با کارهاي دادگاه و پليس و وکيل
خودت رو از پا درآوردي...
پوستت مثل لباسهاي کهنه چروک شده
و حالا من رو ببين
خط اتوي يونيفرمم درست مثل روز اوله
اوه آره، کمربند و تفنگم
شروع به پوسيدن کردن
اين کلاه قرار بود تاج روي سرمون باشه
ولي اين رو ميپوشم تا خجالتم رو بپوشونم
وقتي تو خونه به آيينه نگاه ميکنم
حتي با وجود پوشيدن اين لباسها حس ميکنم لختم
اين نگاه تو فرقي با اون آيينه نداره، ويديادار
انگار به من نگاه نميکني
به سگي نگاه ميکني که پشت دُمش قايم شده
ميدونم که سگم
ولي با اين طرز نگاهت هر دفعه نزنش تو صورتم
اين نگاه رو از من بردار و يه چيزي بخور
بخاطر من نه، بخاطر زنت اينکار رو بکن
يا حداقل بخاطر داروهات
حق با توئه
چرا به چشمام زحمت بدم و برهنگيت رو بهت يادآوري کنم؟
همون بهتر که مراقب خودم باشم و غذام رو بخورم
ميشه داروهام رو بهم بدي لطفا؟
هيچ انساني بزرگ آفريده نميشه چالشهاي پيش رو هستن که بزرگن
وقتي يه انسان عادي اين چالشها رو ميپذيره عالي مرتبه ميشه
پدر من هم يه انسان معمولي بود
که چالش رو پذيرفت تا من بتونم در آرامش استراحت کنم
اي پروردگار" "اي آمرزنده همه
اي خداي بزرگ" "سلام و درودمان را به تو ميفرستيم
"تمام پاکيزگي در تو خلاصه شده"
"تو پروردگار تجسمي"
تو تنها کسي هستي" "که براي حق و عدالت ميايستي
تو خدايي هستي که به" "ما پاکيزگي عطا ميفرمايي
تو خدايي هستي که" "بر تمام تقواها حکمروايي ميکني
"عفت و پاکيزگي از تو سرچشمه ميگيرد"
اي يک دندان" "الهه خرطوم قوسدار
اي فرزند الهه پارواتي" "تواضع فروتنانه ما را قبول بفرما
اي خدا، پيشاني تو مانند ماه درخشان است" "ما براي تو سجده ميکنيم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: هانا
پدرم براي نيروي هوايي هند کار ميکرد ولي علي رغم اون
هميشه روي زمين بود
مادرم مدير يه مدرسه بود
و از قضا شاگرد مورد علاقه پدرم بود
دست راستت رو بيار جلو
ببخشيد خانم معلم چند بار عذرخواهي ميکني؟-
پاهات رو تکون نده
سومي، خيلي خوب شد که زود بازنشست شدي ...وگرنه شاگردهاي بيچارهت
خفه شو
چهار ديوار، شش کوچه
به اصطلاح زبون بمبئي بهش "ناکا" ميگن
اون ميدون پارلاي شرقي با چند تا همسايه
و اون دو نفر
دنياشون همين بود
پيادهروي صبحگاهي تنها کار هميشگيشون بود
ولي امروز با ديدنشون، اصلا باورم نميشه که اينقدر از ورزش بدشون ميومد
ببينيد
چطور مثل شاگرد اولا ساکت و سر به زير نشسته
چرا آب داغ؟ تو سرماخورده بودي-
خورده بودم ديگه خوب شدم
قبل از اينکه مخم به جوش بياد ميشه يه ليوان آب سرد بهم بدي؟
مچکرم
هي! اين چه کاريه؟ بدون تو هم مي تونم دووم بيارم-
راستش سومي اين رو داشتم براي تو درست ميکردم
واقعا؟ پس معنيش اينه که تا الان به ذهنت خطور نکرده بود
چي؟ که من شکر کم ميريزم-
ولي من کي گفتم...؟ نگفتي-
ولي من فکر کردم واسه شوهر پيرم يه کاري کرده باشم
دشمنت پير باشه من هنوزم خيلي سرزنده ام
بعضيوقتها
همين هفته پيش يه دختر بهم گفت پيرمرد خوشتيپ
حتما يادش رفته بود عينکاش رو بزنه
بوي دماغ سوخته مياد
خيليخب پيرمرد خوشتيپ بچهبازي در نيار و اين رو بخور
بگير نه سومي-
اين کلاه ميموني رو نميپوشم بحث نکن-
وقتي اين رو ميپوشم عين ميمون ميشم، سومي
مردم ببينن چي ميگن؟ کسي نمياد تو رو ديد بزنه-
يالا بپوشش
چقدر زورگو
خوشحال شدي؟
پيرمرد خوشتيپ
راهش همينه...زودباش
صبح بخير حالت چطوره؟-
لباس ورزشي جديد؟ آره، اَمَر فرستاده
بازم ريبوک؟ من همين رو مي پوشم خب-
خيلي راحت و با دوامه چقد تو خوش شانسي-
سلام...سه ليوان آب ميوه
ديروز اخبار رو ديدي؟ ...با بازي کريکت هند و استراليا-
ديگه کي اخبار نگاه ميکنه؟
چه بازي جانانهاي بود ..ساچين
ساچين صد امتيازي شد، زهير 5 تا توپ گرفت ولي استراليا بازي رو برد
تو از کجا ميدوني؟ ...خب، من-
خانم گوسوامي خيلي رو فرمه نه؟
چرت نگو! اون حاملهست امکان نداره-
ولي شکم به اون تختي داره
براي دادن تست حاملگي به آزمايشگاه پسرم رفته بود
تست؟ من به چشمام ايمان دارم امکان نداره حامله باشه
ويديا، مگه تو ماه اول بارداري مشخصه؟
...چرا که نه؟ زنم همون هفته اول
اون بخاطر جوجه ها و بريوني ها بود، آرورا
صفحه سه هم اومد خانم گوسوامي بارداره-
حتما! همين الان خبرش تاييد شد
از بس خنديدم گشنهم شد
شانکار، 4 تا ساندويچ، 4 تا چايي با يه عالمه شکر، عجله کن
الان ميارم قربان
خيلي خسته شديم! امروز چقدر راه رفتيم اوه آره-
ويديا
تو نميخواستي يه چيزي راجع به اخبار بگي؟
آره! آخرين تحقيقات تو انگليس نشون ميده که سيگار کشيدن منفعل بي ضرره
ولي آخه کجا بکشيم؟
حرفم اينه که امروز فهميدن سيگار ضرر نداره
فردا هم ميفهمن روغن و شکر بيضرره
واي خداي من چي شده؟-
اگه فردا کشف کنن که ويسکي خطرناک نيست، چي؟
گور باباي تحقيقات، آرورا تصور کن اونوقت زنهامون چي مينوشن
من با غرور سينهم رو سپر ميکنم و هر کاري دلم بخواد ميکنم
آفرين! قربون دهنت
شانکار، چايي و اسنک ما چي شد؟ الان ميارم، آقا-
شکرش دوبله ايشالا؟ ...آقا، راستش-
چرا اونجا رو نگاه ميکني؟
کافيه، ويديا
فقط وقتي يه نفر لبخند ميزنه گلها خوب به نظر ميرسن
ببخشيد، سومي ميدونم دلت رو شکوندم
دلم رو نه، اعتمادم رو
خيلي بهت زحمت دادم، نه؟
چيکار کنم سومي؟ ...هر شب با اين فکر ميخوابم
که از فردا همه عادتهاي بدم رو ترک ميکنم ولي نميتونم
اراده من به اندازه تو قوي نيست
ولي از امروز سعي ـم رو ميکنم که مثل تو بشم بخدا
لازم نيست مثل من بشي چرا؟-
چون منم نقطه ضعفهاي خودم رو دارم
وقتي حواست نيست به غذام نمک ميزنم
الان چي گفتي؟ نمک ميخوري؟ ولي تو
ببخشيد ببخشيد يعني چي ببخشيد؟-
ميدوني نمک چقدر براي فشار خونت بده؟
اگه تو چيزيت بشه چه بلايي سرم مياد؟
شوهر ديابتيم تو اسنک سرخشده با چايي پر شکر ميخوري
تا حالا فکر کردي اگه تو چيزيت بشه چي به روز من مياد؟
ما دو تا خيلي خودخواهيم
درسته! چون جرات تنها زندگي کردن رو نداريم
نميخوايم اتفاقي براي طرف مقابلمون بياُفته
بعد از من چي به سرت مياد بعد از تو چي به سرم مياد
همچين فکرايي
ولي با اين حال مسابقه گذاشتيم که کي اول ميميره
بهت قول ميدم از امروز نمک رو ترک ميکنم
منم شکر رو ترک ميکنم
چه بوي خوبي نميبنديش به موهام؟
قرصهاي کلسيومت کلسيوم؟ واسه چي؟-
نميخواي استخونهات محکم باشن؟
بگير، کلسيوم، آهن و فشارخون
و اينا هم ويتامينهات و اين براي ديابتت
ويتامين؟ يه قرص جديد؟ بذار ببينم
اين چيه؟ تازه اومده تو بازار-
هشتصد روپيه؟ ميخواي بدبختم کني، سومي
چه نيازي بود، سومي؟ تو رو لازم دارم-
چرا بيدارم نکردي؟
چي؟
ساعت 6 و نيم صبح ـه و من هنوز خوابم
غرق روياهات شده بودي
چيزي که دارم ميبينم هم کمتر از رويا نيست بيا جلو
چي شده؟ پاشو و دندونات رو مسواک بزن-
حتما! تا تو بتوني تلفن رو برداري
امروز نوبت منه
البته! دفعه قبل هم نوبت تو بود
بازم شروع کردي
اصلا نبايد با تو حرف بزنم باشه، دارم ميرم-
الو، امر حالت چطوره؟ خوبم مامان-
ولي چرا دارم از تو ميپرسم؟
No comments yet. Be the first to leave one.