The first 35 lines.
من تو رو به گذشته به سال 1965 مي برم
بزن بريم به شهر آزادي مثل قديما
زير آسمون آبي داره کثيف مي شه
تصور کن من و تو پروانه ها رو مي شمريم
يک. دو. سه
بيا شروع کنيم
توي خيابون هاي عشق برقصيم
و همديگه رو مثل فرانسوي ها ببوسيم
تا وقتي که توي ساحل تصادف کنيم
جايي که طلوع خورشيد رو تماشا مي کنيم
بگو ببينم منتظر چي هستي
ما داريم از دروازه طلايي رد مي شيم
توي خليج فريسکو مهموني راه بندازيم
منو توي سانفرانسيسکو بيدارم کن
ما مي دونستيم که قدرت توي سرته دختر
همه جا مهموني راه بنداز دختر
منو توي سانفرانسيسکو بيدارم کن
جايي که عشق توي هواست
همه مردم وايميستن و خيره مي شن
عزيزم منو دوباره به شهر عشق ببر
به جايي که خوابشو مي ديدم
... سانفرانسيسکو
منو توي سانفرانسيسکو بيدارم کن
ساعت 10 شبه
دارم براي شب حاظر مي شم
وقتي شهر داره شادي مي کنه مي خوام يه هيپي باشم
من دارم پايين خيابون "برادوي" سياحت مي کنم. تو هم پيشمي
ماشين گرون قيمت صورتيم رو جلوي چشماي گرسنه کنار مي کشم
يک. دو. سه
بيا شروع کنيم
دي جي آهنگ هاي مورد علاقه ام رو بذار
تموم شب
چند بطري نوشيدني بزنيم. شامپاين و مشروب قرمز
ما روي پشت بوم شادي مي کنيم
و به چراغ هاي شهر نگاه مي کنيم
No comments yet. Be the first to leave one.