The first 200 lines.
... آنچه در زد نیشن(ملت زامبی)گذشت
فکر کنم یه نفر هویت منو جعل کرده
مهم نیست چقدر دور بشم
گذشتم همیشه شکارم میکنه
وایسا
به خاطر اتفاقی که برای خانوادت اُفتاد متأسفم
من به یه فرشته نیاز ندارم
نمیتونی اینو تغییر بدی که کی هستی , هکتور
ولی اونچه که میتونی انجام بدی رو میتونی تغییر بدی
کمپینگ مورفی اونجاس
اون باهوشتر شده
دیوونه تر
یه نقشه بزرگ داره
باید مورفی و اون ارتش بردشو قبل از اینکه قویتر بشن متوقف کنیم
نیاز به یه مقدار پشتیبانی داریم
سلام بر آمریکا , یا هرچی که ازش باقی مونده
من همون دوست قدیمیتون شهروند زامبی یا همون مفسرتون هستم
... و در ادامه با
کایا در آسمونا
سلام , زامبی ها آخرالزمونه, با شما هستم از کمپ زیبای نور شمالی
با مقاومتی بالا با سرما مقابل زامبی ها
مشتاق شنیدن هرچیزی از شما در راه
یا توی پناهگاههاتون
به ویژه
دوستان قدیمی و عزیزمون توی عملیات نشان گاز هستیم
این دیگه چه کوفتی بود؟
یه کسی روی فرکانس اِی اِم مون اومده
سیگنالش روی نصف امواج داره پخش میشه
بله دوستان عزیز
امروز به خاطر چیزی به اسم آخرالزمان اینجا گرد هم جمع شدیم
زنده ماندن , ترس
گرسنگی
دوستان من , نیاز نیست بیشتر بترسید
اُوه , نه
اون دیگه کیه؟
مورفی
ما شش سال رو در این دوران آخرزمان هستیم
و در هفتمین سال شاهد پایین آمدن لوله های تفنگ خود هستیم
ولی یه کتاب خوب میگه
"بعد از 7سال بی محصولی" " 7سال پُر از نعمت خواهد آمد"
ویا در مورد ما
هفت سال میبایست طی شود تا زمان امید و آزادی برسد
برای من مهم نیست که شما کی هستید
کجا زندگی می کنید , یا چیزای دیگه یا چکار میکنید
همه ما باید اونچه که لازمه برای زنده موندن انجام بدیم
شما به بخشش من نیاز ندارید نیاز نیست به خاطرش سراغم بیایید
کار و کاسبی من اُمید دادنه
اگر شما بیایید اینجا , اگر به من بپیوندید
شما دیگه نیاز نیست نگران گاز گرفته شدن و یا تبدیل شدن باشید
نیازی نیست دیگه با یه چشم باز بخوابید و حواستون به زامبی ها باشه
و به یه نوعی دلهره تبدیل شدن عزیزانتون رو داشته باشید
اینجا در کلینیک اسپوکین من
ما یه واکسن ساده داریم که به تمام نگرانیهای شما درمورد زامبی ها پایان میده
یک بار برای همیشه
ما واکسن معجزه آسای مورفی رو برای هرکسی که آمادس داریم
! برای آینده آماده هستید
ده هزار دوز واکسن برای آزادی از ترس
ساعت 2 ظهر تغییر شیفتشونه
میخوای با اون زامبی ها چکار کنی؟
ایمنی بدن مورفی قبل از گاز گرفته شدن با اون یه کارایی کرده
قبلش هشت بار واکسینه شده
من یه سری نمونه از خون زامبی ها جمع آوری کردم
برای اضافه کردن به واکسن مورفی
تئوری من اینه که
کنترل بدن ابکی تر میشه ولی هنوز هم بدن رو ایمن میکنه
تئوری خوبیه , فکر میکنی کار هم بُکنه؟
راستش , نظری ندارم
نمیخوام اولین نفری باشم که جوابشو میفهمم
هرروز داره به برده هاش اضافه میشه نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم
باید یه راهی پیدا کنیم که از حصار زامبی ها رد بشیم
هی , اونجا رو ببین , طرف راه اُفتاد
خودشه , دُرسته
فکر میکنی چی تو سرشه؟
فقط یه جا اون تنها میشه
اون یه مجله دستشه فقط به یه دلیل مورفی اونو میخونه
زامبی ها الان زیاد نیستن
دیگه ممکن نیست شانسی مثل این بیاریم , الان باید حرکت کنیم
من میرم , شما اینجا صبر کنید
خودت تنها؟
اون احتمالا زورش به یه نفر هم نمیرسه خودم تنهایی میرم
من درمورد مورفی نگران نیستم من درمورد زامبی ها نگرانم
فکر کنم نمیدونی , که من خیلی سریعم
بهتره باشی
آقای مورفی
دیگر افراد - آقای مورفی
بازدید از اسپوکین
اُوه , گندش بزنن نه
فقط 5 دقیقه میخواستم تنها باشم کُل درخواستم همین بود
اینجا چخبره؟
یه کسایی حصار رو بُریدن باید اون تو گیر اُفتاده باشن
برید عقب
بازش کنید
وارن
تاریخ ترجمه : 1395/08/22 For HDTV
الان سه روز گذشته
چقدر دیگه باید به گشتن ادامه بدیم؟
تا وقتی که دست سرخ مارو پیدا کنه یا ما اونو پیدا کنیم
مطمئنی که میخوای پیداشون کنی؟ اون آدما روانی هستن
حتی با استاندارد های این آخرالزمونه
"فقط نیکوکاران نمی ترسند"
حق لعنتی با توه میخوام پیداشون کنم
نمیتونیم مورفی رو بزاریم به حال خودش
من به یه ارتش نیاز دارم
نیاز به زنان و مردانی دارم که به خاطر هدفشون جون بدن
و آره , به خاطر هدفشون بُکُشن
و به معنای واقعی بدون تردید و پشیمونی
چونکه این چیزیه که به خاطرش اومدم
گوش کن چی میگم
گوش کن چی میگم
گوش کن چی میگم
میدونم که به کمک نیاز داریم
ولی نه به کمک دست سرخ , نه اسکورپیون
اونطور مردایی رو نمیتونیم کنترل کنیم
اونا هیچی بجز درد و مرگ نمیدونن , اونا قاتلن
و ما نیستیم؟
الان تو گوش کن چی میگم
من خیلی راه اومدم خون های زیادی ریختم
مردم خوب زیادی رو دیدم که به خاطر این مأموریت مُردن راه برگشت ندارم
اونقدر که اسکورپیون تغییرت میده تو نمیتونی اونو تغییر بدی
پس بزار اینطور بشه
یه چیزی داره میسوزه
زامبی ها؟
کُلی ها
ماشین دزد ها اول به دارمجازات آویخته میشن بعد به ضرب گلوله کشته میشن, بدون هیچ سوالی
باید اعتراف کنم
اونا میدونن چطور به مرحله بی رحمی برسن
امضای خود اسکورپیونه قدیمی هست
آره , ولی بوی جسدها تازس
داریم نزدیک میشیم
بیایید اینجا رو ببینید
اینا کین؟
فکر کنم خانواده ای هستن که ماشین دزدا
ماشین رو ازشون به سرقت بردن و انداختنشون تو صندوق عقب
شاید دست سرخ درست بگه
اونا احتمالاً صندوق رو هم نگاه نکردن
نه , نه , نه, نه , نه , بهتره این کارو نکنی
سه به یکیم , داداش
اُوه , میتونم بِشمرم , ولی قضیه تعداد نیست, اینطور فکر نمیکنی؟
تو که نمیخوای جون این خانم کوچولو رو
با یه زامبی اضافه معامله کنی
الان خیلی تو دنیا داریم
دقیقاً , تا الان , یکم این وسط به یه بن بست گیج کننده رسیدیم
نیازی به رفتارهای زشت و زننده نیست
به علاوه , من شما رو نجات دادم
ما خودمون میتونستم
گفتنش برات آسونه ولی اثباتش برات غیرممکنه
از این تعریفم خوشم اومد
دنبال چیز خاصی این اطراف میگردی؟
... ما میتونیم
اسمم هاپرـه , و شما؟
تو هنوز جواب سوالمو ندادی؟
اُوه , من فقط داشتم میرفتم پایین جاده شرط میبندم شما هم همینطور
پشت سرتم نگاه نکن, درسته؟ ممکنه دست سرخ شما رو بگیره
درمورد دست سرخ چی میدونی؟
اُوه , اونا آدمای خوبی تو این دوران غمگین و نا اُمیدی هستن
و روش اونا , یکم سخت گیرانس
ولی واقعاً نمیشه با استدلال نتیجه گرفت
اینجا امن نیستیم بهتره به راهمون ادامه بدیم
یه لحظه , میدونی چطور باید اسکورپیون رو پیدا کرد؟
احتمالاً
وارن
تو با دست سرخی؟
نه , خانم , من یه تاجر کوچیکم
چه تجارتی میتونی با دست سرخ داشته باشی؟
من یه دلال موادم
خانم , فقط بین خودمون بمونه
بگا دادن دست سرخ احتمالاً ایده خوبی نیست
تا الان کسی سعی نکرده تورو بگا بده , احمق
اونم یه خانم
شما با اسکورپیون چکار دارید؟
مردم دنبال اسکورپیون نمیان اسکورپیون معمولاً دنبال اونا میره
من یه پیشنهادی برای اون دارم
اُوه , عزیزم , شرط میبندم که داری
ما رو ببر پیشش
میتونم
برای هزینه
خیله خب
فکر کنم بتونم ببرمتون پیشش
بعلاوه , اینم یه پیشنهاده
که اسکورپیون اصلاً میخواد شما رو ببینه
بریم
"فقط نیکوکاران نمی ترسند"
بلاخره رد سیگنال مورفی رو گرفتم
اون داره از اسپوکین مخابره میشه
واشنگتن؟ با عقل جور در نمیاد
و دیگه داره چکار میکنه؟
اون داره چکار میکنه؟
خُب , تو اسکورپیون رو از کجا میشناسی؟
هیچکس اسکورپیون رو نمیشناسه , مرد
اون مثل یه رازه توی سایه در یه روح
ظاهراً , اون یه برقرار کننده و قاتل بزرگ
با کارتل صفر توی مکزیک بوده
ظاهراً , چند سال پیش
ناجی زامبی ها برای یه لحظه دیده و اونو به روشنایی
و راه خوب هدایت کرده
راه خوب برای چی؟
به سمت جلو , مرد
این آخرالزمون خیلی از مردم این سیاه رو کُشته
ولی اون تصادفی بوده , میدونید که؟
بدون هیچ مسئولیتی بدون هیچ قضاوتی
No comments yet. Be the first to leave one.