The first 163 lines.
.کوگاراشی سان
اوبورو کوتاه نمیاد
خیلی خب، باهات چیکار کنم؟
...اصلاً بگو ببینم، جناب اژدها
گفتی که یونا قراره همسرت بشه ولی اصلاً میتونی با یه روح ازدواج کنی؟
!ای احمق از همه جا بی خبر
!هه
از گذشته های دور .بچه های اژدهاها از نژاد های دیگه بوده
.چیزی که مهمه انرژی روحی شخصه
.جسم فیزیکی اونا اصلاً اهمیتی نداره
.منم یه سؤالی هست که از تو دارم
چیه؟
تا کجا پیش رفتی؟
شنیدم که هر شب !با یونا کارای بد بد میکردی
تا کجا پیش رفتی؟
باهاش ...سـ... سـ... سـ... سـ... سـ... سـ... سـ... سـ
چی میخوای بگی!؟
سواری کردی؟
!نکردم
...که اینطور
این یارو گیر رابطه من و یوناست؟
.پس شاید بتونم با موضوع کمی وقت بخرم
خب، سواری؟
اینکارو نکردم .ولی کارای دیگه رو نمیتونم بگم نکردم
چی گفتی!؟ چه... چه... چه... چه غلط هایی کردی؟
چه غلط هایی؟ !همون کارا دیگه
همون کارا!؟ منظورت از همون "کارا" یعنی اون "کارا"، ها!؟
گنشیرو ساما!؟
!لطفاً خونسرد باشید
!خیلی خوب، این بابا رو بسپارید به من
!این غیر قابل بخششه تو با یونا از اون کارا کردی؟
ساگیری، از این فرصت استفاده کن !و یونا رو نجات بده
این صدای کوگاراشی سان بود، نه؟
!نکنه برای نجات من اومده؟
ساگیری سان؟
حالت خوبه، یونا؟
کویوزو سان، تو هم اومدی؟
!اومدیم نجاتت بدیم، یونا چان
!کوگاراشی کون هم اینجاست
.پس واقعاً صدای کوگاراشی سان بود
چرا؟
ساگیری سان، تو به عنوان یه نینجای چوما !باید خوب بدونی افراد اینجا چقدر خطرناک هستن
.میدونم
پس چرا؟
اونقدر بی عاطفه نیستیم که وقتی !توی خطر افتادی، رومون رو برگردونیم
هم من هم کویوزو .و حتی فویوزورا کوگاراشی
البته خیال مبارزه !با اژدها رو هم اصلاً نداریم
...برای همین یه نقشه
!ساگیری سان
...این دختره همونه
!بچه راکون
...که اینطور .پس این متجاوزا، دوستای تو هستن
.مطمئنم که کمرت رو شکستم
که اینطور، با لباس محافظ روحی جلوی ضربه رو گرفتی، ها؟
.کمی تحت تأثیر قرار گرفتم
!فرار کن، کویوزو سان
...ولی
!نمیذارم فرار کنی، بچه راکون
!کویوزو سان - !باشه -
...راکون لعنتی
!خیلی رو مخی
چریق چریق چریق چریق
خیلی بهت میاد، نه؟
ببینم، نکنه شکنجه ای که میگفتن اینه؟
چون میخوام زودتر !همه ی جریان رو برام تعریف کنی
منظورت چی بود که با یونا از اون "کارا" کردی؟
!یالا، یه سنگ اضاف کن - !اطاعت -
!گندش بزنن !انگار زیادی روی کردم
.گنشیرو ساما
.یه متجاوز دستگیر کردم
!یونا! ساگیری
!کوگاراشی سان
اون بچه راکونم بود .که به زودی دستگیرش میکنم
مطمئنم این پسره ...نقشه داشت شما رو سرگرم کنه
.تا اینا یونا ساما رو بدزدن
...هرچند
!لطفاً اینقدر خشن رفتار نکنید
این دختره هم که اسمش ساگیریه .انرژی روحی خوبی داره
مطمئنم واسه شما .یه وارث خیلی قوی میسازه
اوه! گفتی اسمش ساگیریـه، ها؟
!قبول شدی
.میدونستم که می پسندیش
!هوی، با شمام !با بقیه مثل اسباب بازی رفتار نکنید
!خفه خون
!الان در حضور گنشیرو ساما هستی
با این وضعت داری من رو امر و نهی میکنی؟
!فویوزورا کوگاراشی، فعلاً عقب بکش
من حتی نتونستم .جلوی این یه چشمه دووم بیارم
.میدونستم آدما حریف این موجودات نمیشن
...خب
من از شما پیروی میکنم .لطفاً بقیه رو آزاد کنید
!یونــا
کوگاراشی سان .من تصمیم گرفتم عروس قبیله اژدها بشم
مشکلی نیست .لطفاً همراه ساگیری سان به یوراگی سو برگرد
...خوبه... خوبه .صادق بودن همیشه چیز خوبیه
!آهای، جناب اژدها میخوای به سؤالت جواب بدم؟
چی؟
...من و یونا
اول کجات رو بشورم؟ - !زیربغلم -
!اونقدر نزدیکیم که باهم رفتیم حمام
کوگاراشی سان؟
الان چه وقت این حرفاست؟
.که اینطور
...گنشیرو ساما
با یونای من رفتی حموم؟
!آره، رفتم
!کوگاراشــــــی ســـــان
!کوگاراشی سان
.دیگه کاری براش نمیشه کرد
ای بابا، زدم کشتمش؟
.هرچند، خشمم با این یه ضربه از بین نمیره
...امکان نداره... امکان نداره
اوه!؟
!کوگاراشی سان
!پس هنوز زنده ای .آها، اگه خوب یادم باشه، قدرت روحی داشتی
...بگو ببینم، جناب اژدها
.همین الان یونا و ساگیری رو آزاد کن
...وگرنه
!به زور آزادشون میکنم
گفتی به زور؟ تو یِ آدمیزاد؟
از یه اژدهای آسمانی؟
...همونطوره که گنشیرو ساما میگه
این بابا چی داره واسه خودش میگه؟
انگار با اون ضربه .مغزش آب روغن قاطی کرده
...موجود بدبخت
کوگاراشی سان؟
چی داره میگه؟
!گوشات رو وا کن !کوگاراشی
امشب مراسم عروسی برگزار میشه ...و بعدش
...همراه یونا و ساگیری
...شـ... شـ... شـ... شـ... شـ .شب رو باهم صبح میکنیم
درد داری؟ درد که نداره؟
!برام مهم نیست روح شیطانی هستی یا خدا
قبلاً روح یه روحانی .با قدرت روحی خرکی من رو تسخیر کرده بود
من رو به اجبار شاگرد خودش کرد .ولی به لطفش تونستم همچین قدرتی رو بدست بیارم
فقط دخترا هستن .که با مشتم نمی زنمـشون
!گنشیرو ساما
!اوبورو
!بله
درسته که فرزند من نیستی .ولی روح سرورم در وجود تو هم هست
.پس تو رو مثل فرزند خودم می بینم
.من لایق این کلمات نیستم، گوزن ساما
به خاطر این کودک، به خاطر گنشیرو !یک خاندان قدرتمند برای اژدهاها بساز، اوبورو
!هر چه امر بفرمایید !بدون لحظه ای تردید تمام تلاشم رو خواهم کرد
!تا قبیله اژدها رو قویتر کنم
خیلی خب، میشه لطف کنی یونا و ساگیری رو آزاد کنی؟
کوگاراشی سان؟
!باورم نمیشه چه اتفاقی افتاد؟
.شرمنده ساگیری .مجبور شدم خارج از نقشه با مشت بزنمش
!لطفاً فرار کنید
ما حریف کسی که .گنشیرو ساما رو شکست داده، نمیشیم
!یونا ساما و ساگیری ساما رو بهت نمیدم
...ولی
!اون رو بسپارید به من
!شماها برید دنبال گنشیرو ساما
!اطاعت
.موفق باشید
جدی هستی؟
!پست فطرت
!خیلی سریعه
!کوگاراشی سان
با تمام قدرت بهش ضربه زدم !ولی حتی روی پوستشم خش نداخت
واقعاً که پوست کلفته
No comments yet. Be the first to leave one.