Specials

Release info

A Dream Of Splendor EP21-30KoreFa ir
A Commentary by SarahPenj
این سریالو برای کره فا ترجمه کردم Sarah Penj

Tags

other
Published on: 2022-12-20
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

= یک رویای باشکوه =

= قسمت 21 =

آخرین بار که همو دیدیم

ماه هم مثل آینه گرد بود

الان که همدیگه رو دیدیم

ماه درخشان تر هم هست

بیا

از این گوشت گاوی که بانو ژانگ درست کرده بیشتر بخور

یادم میاد

وقتی کوچیک بودی بیشتر از همه اینو دوست داشتی

بیا یه کم بخور

بیا

مزه ش چطوره ؟

عالیه ها ؟

اگه از این غذا خوشت میاد

اغلب بیا

آشپزی که قبلا برای ما کار میکرد رو

با خودم آوردم

میگو های سرخ شده ی مورد علاقه ت

...و شیرینی های رو یی

هنوزم یادشه چجوری درست میکرد

چند سال پیش بدجور زخمی شده بودم

تو روزای بارونی

زخمم میسوخت

طبیب ازم خواست کمتر غذای دریایی بخورم

پس یه سری غذای دیگه برات درست میکنه

مثل دنده های گوشت خوک کبابی،

و اردک کبابی

زحمت نکش وزیر شیائو

نمیدونم امروز چرا دعوتم کردی

اما بازم میخوام تبریک بگم

که با عنوان نخست وزیری دوباره به پایتخت شرقی برگشتی

و اعتماد اعلیحضرتو به دست آوردی

اما همچین جایگاه و ثروت زیادی

هیچ ربطی به منی که معاون مامور دولت توی

سازمان امنیت پایتختم نداره

چطور میتونی این حرفو بزنی ؟

همونطور که میگن پدر و پسر همکاری خوبی دارن

من با مسئولیت نخست وزیری برگشتم

قطعا شغل خیلی بهتری برات دست و پا میکنم

من برای کار خودم

تلاش میکنم

تو پسرای دیگه ای هم داری

اونا خیلی خوب باهات همکاری میکنن

هنوز از دست شیائو وی عصبانی هستی ؟

اون خیلی بچه و بی تجربه ست

قبلا به شدت مجازاتش کردم

تو برادر بزرگتری

نذار اذیتت کنه

فامیلی من رو کاغذ گوئه

بقیه ی پسرات بارتو به دوش میکشن

میخوای اعلیحضرت رو فریب بدم ؟

چیان فان بیا

= شهر چیان تانگ =

! فقط نخور ! یه چیزی بگو

صبر کن

خوردنم که تموم شد

= گائو لو = همه چیو بهتون میگم

= گائو فو =

نگران نباش

من واقعا پسر سون سان نیانگم

...اینکه بین خواهر پان آر و اویانگ شو چه اتفاقی افتاد

همه چیو میدونم

شما مال خانواده ی گائو هستین ؟

از کجا میدونی ؟

از کجا میدونی ؟

مادرم بهم گفت

اویانگ شو با بانویی از خانواده ی

گائو تو پایتخت شرقی ازدواج میکنه

برای همین خواهر پان آرو ول کرد

شما لهجه ی پایتخت شرقی رو دارین

رو لباستونم که نوشته

= گائو = معلومه که کی هستین

اویانگ شو واقعا با بانو ژائو نامزد بود ؟

نامزد بود

پس چرا خیلی از همسایه ها میگن

اویانگ شو فقط از ژائو پان آر خونه اجاره کرده بود ؟

داری بهمون دروغ میگی ؟

دروغ نمیگم

واسه اینه که

خواهر پان آر کار میکرد

خوب فکر کن

اگه اویانگ شو یه مقام دولتی میشد و بقیه در موردش میفهمیدن

که زنش کار میکرده

شهرتش خراب میشد درسته ؟

برای همین رابطه ی مخفیانه ای داشتن

اگر اویانگ شو واقعا موفق میشد

خواهر پان آرو میبرد پایتخت شرقی و باهاش ازدواج میکرد

اینجوری کسی نمیفهمید خواهر پان آر قبلا کار میکرده

وزیر شیائو

از مهربانی و محبتت ممنونم

در مورد بقیه ی چیزا نمیخوامش

به افتخار شما

برات آرزوی اقبال خوب ، طول عمر و مسیر راحتی به سمت موفقیت رو دارم

اگر مسیر دشواری بود چی ؟

بهش فکر کردی ؟

من مخالفان سیاسی زیادی دارم

که ژنگ و چی مو هم از من متنفرن

همه شون میخوان منو بکشن

...و برادرای کوچیکتر بیمصرفت

فقط مقامات بی قدرتن

وقتی تو یه فاجعه ی مرگبار باشم

کی

میتونه کمکم کنه ؟

اما اعلیحضرت و علیاحضرت هر دو بهت اعتماد کامل دارن

اعلیحضرت عمیقا بیمارن

ولیعهد هنوز منصوب نشده

اگر علیاحضرت قدرتشون تثبیت نشه

وقتی نظام عوض میشه

معمولا مشاوران اعظم و نخست وزیرا میمیرن

چیان فان

به کمکت احتیاج دارم

سازمان امنیت پایتخت قدرت غیرمنتظره ای داره

حالا که نمیخوای کمکم کنی

چرا اومدی سو ژو و ازم خواستی جونتو نجات بدم ؟

ثروت ژنگ چینگ تیان نسیب کی شد ؟

من نجات پیدا کردم

توام یه پول بادآورده گرفتی

چیزی بدهکار نیستم

خیلی خوب

خیلی خوب

من بزرگت کردم

اما الان داری حساب کتاب میکنی ؟

دقیق بگیم مادرم منو بزرگ کرد

راستش ، امروز اومدم

چون باید یه چیزی بهت میگفتم

من به زودی ازدواج میکنم

با

ژائو پان آر

که از چیان تانگ باهام اومد ازدواج میکنم

اون ؟

مگه بهم نگفتی

که باهاش رابطه ای نداری ؟

نمیشه

یادمه قبلا آوازه خوان بوده

! اون برای تو مناسب نیست

هست

من پسر یه مقام خائنم و اون قبلا آوازه خوان بوده

یه زوج عالی

! چیان فان

من دیوونه نشدم

نمیخوامم با ازدواجم اذیتت کنم

شاید تو قلبت

اون فقط یه تاجر حقیره

اما تو قلب من

گنجینه ایه که مثلش پیدا نمیشه

تو زندگی تاریکی که این همه سال داشتم

اون تنها امید و

روشنایی برای منه

پس خواهش میکنم مارو به حال خودمون بزار

از حقه هات برای جدا کردن ما از هم

استفاده نکن

وگرنه

به روح مادرم که تو بهشته قسم میخورم

کاری میکنم پشیمون بشی

باشه

باشه ، باشه

هر کاری میخوای بکن

میتونی هر کاری دوست داری بکنی ، خوبه ؟

من کمکت نمیکنم

بهت آسیب هم نمیزنم

اگر مقام درستکاری خواست بکشتت

نمیذارم بمیری

...پرونده ی اهریمن کلاهدار

متاسفانه به ضرر توئه

یه شایعه ای هست

کشور به آشوب کشیده میشه و یه اهریمن ظاهر میشه

دقیقا تو این شرایط

بعنوان نخست وزیر برگشتی

مردم حتما بهت مشکوک میشن

اعلیحضرت همیشه به خرافات باور دارن

...پس

نگران منی ؟

من فقط میخوام

برای من و ژائو پان آر دعای خیر بکنی

امیدوارم یه روزی

من و پان آر بچه هامونو

بیاریم دیدن پدربزرگشون

خدانگهدار

جشن تولد پنجاه سالگیم چند روز دیگه برگذار میشه

میتونی بیای ؟

یه لحظه

فقط یه لحظه

شو نیانگ

ما قراره نوه داشته باشیم

امیدوارم این بار

بیشتر شبیه من باشه

بیشتر شبیه من باشه

اشتباهه

اشتباهه

موسیقی ناب و آروم نه پروانه ها بر فراز گل ها

صبح به این زودی خیلی بیحال به نظر میای

زیر چشماتم سیاه شده

چیه ؟

دیشب دلتنگ عشقت بودی واسه همین

خوب نخوابیدی ؟

نه

دیشب داشتم یه آهنگ جدید تمرین میکردم

واسه همین خوب نخوابیدم

دروغگو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left