The first 200 lines.
زنت... دو ماه و نيمه که هيچکس ازش
هيچ خبري نداره
بالاخره ميفهمم باهاش چيکار کردي
چقدر میخوای، خاوی؟ - سیصد هزار تا -
متاسفم، اسمورف
فکرميکني اين همه راه رو واسه 25هزار تا اومدم، هان؟
براي آخرين بار، پول اصلکاري کجاست؟
!قسم ميخورم - پات چطوري زخمي شده، هان؟ -
!نه
نيکي - کي نيکي رو بُردش، جي؟ -
خاوي
بهم بگو کجايي ميايم دنبالت
خيابونِ تريلهد و اَش
همونجايي که خاکش کرديم - کي رو؟ -
پدرِ خاوي
وبسايت فردا دانلود با افتخار تقديم ميکند
«قلمروي حيوانات»
:مترجمين
داری روی قایق تفریحی کار میکنی؟
بهت گفته باشم، قراره یکی از بدترین پیشخدمتها دنیا بشی
پس کافهچی میشم
شوخیت گرفته؟
دوباره اسمورفه
آره
به محض اینکه برنامه رو چیندیم
با بچه پولدارا یه پارتی میذاریم
یه چندتا حرکت میزنم ببینم چی گیرمون میاد
آره
فقط حواست باشه، همون روز اول بگا نری
خب دیگه چی؟ همه رو توی این برنامه احتیاج داریم؟
من داخلم
موتور و رادیو رو خاموش میکنم
شما سه تا جیب مهمونها رو خالی میکنین
یکی دیگه هم حواسِ گاردساحلی رو پرت میکنه
اصلاً تگران نباش اون دنبال من میگرده
نه-یک-یک؟
آره، احتمالاً پسورد وایفای رو یادش رفته
چرا انقدر سرت غُر میزنه؟
همون مشکل همیشگی
هرموقع مامان زنگ زد، فقط کافیه موبایل رو بذاری توی یخچال
مشکل حل شد
ببین تا وقتی از قضیه خاطرجمع نشدیم بین خودمون نگهش میداریم
آره، موافقم - خیلهخُب -
.سلام، دران هستم، پیغام بذارین
!برو دنبال برادرات
خودم همینجا حواسم هست
دزدگیر حساس به حرکت رو روشن کن حواست به دوربینها باشه
حالت بهتره، عزیزم؟ بذار برات کیسهی یخ بیارم
چطوری میتونم خاوی رو پیدا کنم؟
یه نفس عمیق بکش
جی، حسی که الان داری شرمندگیه
چهار نفر بودن
کاری از دستت برنمیومد
هیچکاری
سوار شو
خوبی؟
با کسی حرف زدی؟
به کسی زنگ زدی؟
به کسی زنگ زدی؟
نه، فقط... فقط اسمورف - خوبه -
میدونی که چرا نباید با پلیس تماس بگیریم، درسته؟
آره
بهت صدمه زدن؟
هی
الان جات اَمنه، باشه؟
شمارت رو بهشون دادم - به کی؟ -
من... من... همون یارو که رئیس بود اون... اون اسلحه داشت
عیب نداره - ببخشید -
مشکلی نیست
جی؟
هی
اونا کی بودن؟
بهت صدمه زدن؟
...نه، اون فقط
چاقو گذاشت روی گردنم ...ولی
کاری نکردن
متاسفم، جی
چیزی نیست
چیزی نیست، حالت بهتره؟
آره
میدونی که ما هیچوقت اجازه نمیدیم بلایی سرت بیاد
اینو میدونی، مگه نه؟
ممنونم
میخوام یه دقیقه با جی صحبت کنم
چرا نمیری یه دوش آبگرم خوب بگیری
تا به کریگ بگم برات یکم اکسی بیاره، باشه؟
باشه - ممنون، عزیزم -
جی، بریم
پوپ در جریان گذاشتت؟
خاوی ازت چی میخواد؟
...لوئیس یه نفر بود ...اون پدر خاوی بود
و با منو مَنی کار میکرد
رفتیم تا بانک رو بزنیم قرار بود خیلی آسون باشه
ولی یه مهمون ناخونده پیدا شد
یه قهرمان با یه اسلحهی کانسیل45 جلومون وایساد
"قهرمان شلیک کرد، تیر خورد به شکم "لو
لو یه شاتگان داشت مُخ قهرمان رو ترکوند
ولی زخم شکم لو، همینجوری داشت خونریزی میکرد
و اون نمیتونست دووم بیاره، یا بیمارستان یا هیچی
پس مَنی خلاصش کرد
و بعد جسد رو بُردیم به یه منطقهی درحال ساخت
نمیدونم، یه نفر میدونست
فردای اون روز قراره برای ساخت یه ساختمون، اونجارو پی ریزی کنن
زیر اون خاکش کردیم
تو بهمون گفتی لو با پولها فرار کرد
خاوی تهدید میکرد که میره پیشِ پلیس
و بهشون میگه جسد کجاست
پس بهش پول بده - سعی کردم -
چقدر میخواد؟ - اون سیصد هزارتا میخوادش -
بجز اینکه جیک یه اسلحه گرفت جلوی صورتم و با پولها فرار کرد
چطوری به جیک تونستی اعتماد کنی؟
چارهی دیگهای نداشتم، داشتم؟
سیصد هزارتا رو از کجا آوردی؟
از پس اندازم
فکرمیکنین برمیگرده؟
نه، خبردار میشه که ما اینجا منتظرشیم
اگه پلیس جسد رو پیدا کرده باشه چی؟
بیست ساله که زیر خاکه
رفیقِ... رفیقِ مَنی به یارو شلیک کرده ...پس چرا
با اسلحهی من
همراه جسد خاکش کرد
و روز بعد بهم گفتش
دیگه برای انجام هرکاری دیر شده بود
پلیسها میتونن تورو به اسلحه ارتباط بدن؟
آره
از ما میخوای چیکار کنیم؟
باید با خاوی معامله کنیم
با اون؟ - آره -
باید امروز عصر پولشو میدادی
پس الان بده - آره، نیکی شمارهی منو بهش داده -
اگه در دسترس نبود، شاید هنوز یه راهی برای مذاکره کردنمون باشه
اینکار باید قبل ازین جریان، اتفاق میوفتاد
برای تو اینجوریه، برای ما نیست
نزدیک بود جی رو بکشن
ولی نکشتن
اون حالش خوبه
دقیقاً میخوای برات چیکار کنیم، هان؟
نکنه میخوای با اسلههای جنگی بریم به شکار این یارو
بخاطر کار احمقانهای که تو کردی و ربطی هم به ما نداره؟
اصلاً میدونی وقتی پنج سالت بود، اگه من تصمیم میگرفتم
که یه قاتل بالفطره بشم چه بلایی سر زندگیت میومد؟
آره، خُب میدونی چیه؟
فرزند خوندگی ازین مزخرف بهتر بود
اینطوریه؟
یه روز در موردش بهت میگم
جی، بنظر میرسه که داییهات
هیچ اهمیتی بهت نمیدن، مگه نه؟
هیچکس همچین حرفی نزد، اسمورف
دارین میگین که هرکی
میتونه سرش رو بندازه پایین و بیاد توی خونمون
و اونو مثل سگ کتک بزنه
دنبال یه راه میگردیم هیچکس همچین حرفی نزد
...اگه تو دَم استخر دراز کشیده بودی و این اتفاق میوفتاد
آره
ما اصلاً اینجوری صحبت میکردیم؟
ما همینجوری آدمارو نمیکشیم
،من صحبتهامون رو همینجا با اون به پایان نمیرسونم
بریم خودمون یه راهی براش پیدا کنیم
فقط یادتون باشه، خاوی دیگه یه بچه کوچولو نیست
اون عصبانی و غیرقابل کنترله
تا وقتی ما تمومش نکنیم تموم بشو نیست
فکرهاتون رو بکنین
آره، اون تا روز خاکسپاریِ مَنی
اسمورف رو تعقیب میکرد و تهدیدش میکرد
و توام هیچی نگفتی؟
اون ازم خواست اینکارو نکنم
شاید میتونستی وقتی توی این خونهی لعنتی بود
بهش شلیک کنی
چون بعدش میتونستیم بگیم «دفاع از خود» بوده
دران؟ - چیه؟ -
دارم میگم اگه یکی از ما اینجا بود
نمیذاشتیم همچین اتفاقی پیش بیاد
متاسفم - من باید چه غلطی میکردم؟ -
...بیخیال! چهار نفر مسلح - آره -
!هی، هی - من تک و تنها -
آره، توی اینجور مواقع باید اینکارو بکنی
هی، دست از سر اون بچه بردار
من بخاطر اسمورف کسی رو نمیکشم، پوپ
مجبور نیستی همچین کاری کنی
خیلهخُب؟
الان تصمیممون رو میگیریم - آره، حق با اونه -
نگاش کنین، فکرمیکنه ما انجامش میدیم
فکرمیکنه ما هرکاری براش میکنیم
...یه چیزی رو بهتون میگم
من بقیهی عمرم رو زندان نمیرم
بخاطرِ یه بچهی 20 سالهی احمق که ربطی بمن نداره
منم همینطور
جسد رو جابهجا کنیم، برتری با ماست
وقتی رفتم دنبالِ نیکی اطراف رو دید زدم
اگه از شر صاحبخونهها خلاص بشیم
اصل قضیه رو انجام دادیم
بخاطر پول دزدی میکنم
ولی بخاطرِ بدهیهای قدیمی آدم نمیکشم - بچهها، اگه اون غرق بشه -
میتونه مارو هم با خودش غرق کنه
همچین کاری نمیکنه
چه مرگتونه؟ - !اون همچین کاری نمیکنه -
تو چه مرگته، پوپ؟ من فکرمیکردم ازش متنفری
...توی این خانواده هیچکس قرار نیست بره زندان - اوه، آره؟ -
نه تا وقتی مجبور بشه - وقتی تو اُفتادی زندان، اون آروم شد -
اون آروم شد - !رفیق، خفه شو -
No comments yet. Be the first to leave one.