The first 200 lines.
قهرمان محله = قسمت 2 =
اوه، داداش
کجا رفته بودي، الان چرا اينجايي؟
چرا اينقد مشروب خوردي، با من بيا برات تاکسي ميگيرم
مامانم بهم گفته من تنها پسرشم تو چه جوري داداش من شدي؟
بيا، از اين طرف اونجا تاکسي هاي خطي واستادن
اوه، تاکسي هاي خطي اونجان؟- آره، آره-
اوه، نه، لطفا منو نزنيد، خواهش ميکنم
بهتون ميدم منو نزنيد
چقدره؟- آدم فقيريه، سي هزار وون-
لعنتي
آه.... گرمه- خوب ميسوزه -
ببخشيد، ميشه موبايلش رو پس بدي؟
فکر کردي کي هستي؟
بريد
اون کي بود؟
فکر ميکني يه محافظ، مراقب ِ منه؟
يه بابا لنگ دراز؟
نه.... از آدماي قد بلند خوشم نمياد
اما مهارتهاي رزميش؟
درسته! اصلا جاي شوخي نميذاشت
شبيه صحنه هاي اکشن فيلما بود
يه اَبَرقهرمان در زمان و مکان مناسبي که بهش نيازه ظاهر ميشه
براي نجات ِزن زيبايي که دوسِش داره
زنِ زيبا؟ پس اون زن بايد من باشم
اما جلوي کلاهش چيزي نوشته نشده بود؟
اون "اِچ" بود- آره، درسته، "اِچ" بود-
پس نماد اَبَر قهرمان؟
آرم ِ تيم بيسبال نبود؟
بخوابیم- چراغا رو خاموش میکنم-
ازش واقعا ممنونم اما چرا صورتشو پنهون کرده بود؟
خيلي خوب ميشه اون قهرمان فردا هم بياد يه لگد حواله ي اون اراذل کنه
سو مي- بله-
مهم نيست چه اتفاقي ميُفته سعي کن کم نياري
زندگي به قدر کافي سخت هست ديگه لازم نيست از خودمونم خجالت زده بشيم
باشه، بهت قول میدم کم نيارم
باشه
اونا بدون هيچ دليلي دستور ميدن- حقيقت اينه که همين الان يه دليل داريم-
چي شده؟ عملياتُ متوقف ميکنيم؟- کي عملياتُ متوقف کرده؟-
بريم دنبالشون
نه
جين وو
جين وو
چي تو رو اينجا کشونده؟
ديروز اينجا کلاهمُ جا گذاشتم
کلاه ِ بيسبال؟- بله-
يه جاي مطمئن برات نگهش داشتم
آه
چه ماشين خوبي- همينطوره-
مدل ِ جدید ِ، بايد باهاش دوره بيُفتم اما همش اينجا پارکه
پا قدم کُلاهت خوب بود- چي؟-
هيچي
اما يادت مياد ديشب من کنارت نشسته بودم؟
اوه، نشسته بودي؟
يادم مياد.... داشتي پيام مينوشتي
متوجه شدم خيلي تو کوک مشتري هستي
من؟- آره-
تو مراقبش بودي و تُندتُند پيام مينوشتي
براي چي اينکارو ميکردي؟
آه... بايد برم سر کار، ديرم شده
فقط.... يه لحظه
من اين بار رو خريدم
من دائم سوال ميپرسم چون ميخوام به مشتريام نزديک تر بشم
عذر ميخوام اگه باعث ناراحتيت شدم
اگه ديرت شده، ميخواي من برسونمت؟
واقعا احتياج دارم بيشتر رانندگي کنم اما فرصتشو پيدا نميکنم
وقتي گفتي تو يه شرکت کار ميکني کنجکاو شدم بدونم، کارت چيه؟
تو اون شرکت کارم شروع ميشه اما تمام روز اينور اونور ميرم
همش اينور اونور
چه کاري ميتونه باشه
صبر کن، اون چيه؟
خيلي ممنون- خواهش-
روز خوبي داشته باشيد- شما هم-
روز خوبي داشته باشيد
واي
تو هم ميخواي يه دور بزني؟- منم؟-
خب، انگار از ماشينا خوشت مياد ما هم که الان با هميم
واقعا؟
رانندگي با اين ماشين خيلي راحته
ممنونم، کي ميتونم با همچين ماشيني دوباره رانندگي کنم
ميتونم اسمتو بپرسم؟- چوي چان گي-
چوي چان گي، ميتوني اغلب به بار من سر بزني؟ البته نه فقط براي کار
باشه
دوست دارم اغلب سر بزني
اما کاري که داري انجام ميدي يه کار پاره وقته؟
بله
بچه هاي امروز اکثراً تنبل و بيعارن همش ميخوان به يکي مُتکي باشن
يکي که هِي کمکشون کنه، استرسشون رو کم کنه و وسایل تفریحشون رو آماده کنه
ممنون
کاري که الان انجام ميدي مربوط به مسائل کشوريه؟
....دُرست نميگم؟ دُرست فکر کردم
چه دليل ديگه اي ميتونه داشته باشه که تو بخواي آدما رو تحت نظر بگيري؟
واقعاً بد نيست يه کار قرارداديه
ما کارمنداي دولتي رو که بازنشسته شدن تحت نظر ميگيريم و کارهايي که انجام ميدن رو گزارش ميديم
اوه.... که اينطور
ديگه بايد برم- باشه-
به هر حال وقتي تو بار ِمن بودي
اون مردي که انتهاي بار نشسته بود رو ميشناسي؟
من اونو چند دفعه تو بار ديدم و سلام و عليک کرديم
به نظرم تو هم اونو تحت نظر داشتي، درست ميگم؟
اسمش چي بود؟
اسمش.... کيم
سو جان سوک. فاميليش "سو" هست
اوه درسته، سو جان سوک يه کارمند دولتي بود
لطفا بعدازظهر هم بيا البته اجباري نيست
باعث خوشحاليه بياي و يه آبجو مهمونت کنم
باشه
راستي رئيس- بله-
.....علاقه ي جنسي من يعني....من به زنا علاقه دارم
صبر کن، داري چي ميگي؟ قضيه اينطور که فکر ميکني نيست
منم از زنا خوشم مياد اين جوون چي داره ميگه!؟
پس خوبه، مشکلي نيست
نميخواي بري؟- موندم اول شما بريد-
بعنوان بخشي از کارم بايد مخفيانه رفت و آمد کنم
|آه.... پس بايد خونه ي سو جان سوک همين حوالي باشه
باشه ميرم، روز خوبي داشته باشي
ممنون
سو جان سوک
اين کار توسط سازمانهای کُره اي انجام شده
خوبه که خودتونو کنار بکشيد
چوي چان گي، سو جان سوک رو تحت نظر داره
رئيس- بله؟-
اون کلاهُ که پيشتون مونده بود، يادتونه؟
هموني که مشتري فراموش کرده بود؟
آره
احتمالا هنوزم اونو داريد؟
اوه، مشتري امروز صبح اومد گرفتش
احتمالا روي ِاون کلاه يه حروفي درج نشده بود؟
اون "اِي" بود؟- نه "اِچ" بود-
نه، "اِي" بود- اِي"؟"-
ميتونه " اِي" به معني آتلانتيک(اطلس) باشه
اوه، تا حالا اين فيلمنامه هايي که نوشتي از روشون فيلم ساخته شده؟
هنوز نه.... اما دارم روش کار ميکنم
اوه
من يه خط واضح بين مسائل کاري و مسائل شخصيم ميکِشم
من وقتي مشتري باشه اينو نمينويسم بهتره نگران نباشيد
اوه
موضوع فيلمنامه اي که داري مينويسي چيه؟
اکثر نويسنده ها نسبت به صحبت کردن در مورد نوشته هاشون حساسن
اوه
اگه فيلمش اکشن ِ و در مورد يه جاسوسيه که ماموريت خارج از کشور داره
ايده هاي زيادي ميتونم بهت بدم
اوه...باشه
مردم اکثراً يه فيلم رو جدي نميگيرن
متاسفم تاس رو جاي اشتباهي انداختم
چي بود؟ قصد داري با اين تاس کاري کني؟
من اين تاس رو با اميد به داشتن آينده ي خوب انداختم
اگه شش بياد امشب با يه نفر رابطه برقرار ميکنم
شش، براي يه آينده ي خوب، شش ِخوش شانس
مگه عدد هفت شانس نمیاورد؟
به هر حال، قراره چه نوع رابطه اي امشب داشته باشي
زمان براي کسي متوقف نميشه
و هرگز هيچ فرصتي تکرار دوباره نداره
ما کجاييم؟
در ساعت 12:15 سه نفر رو که شبيه دوستاش هستن ملاقات ميکنه
دوستهاشو بخوام توصيف کنم يه مرد ميانسال با موهاي جُو گندمي
يه مرد ميانسال با موهاي رنگ کرده و يه مرد ِ طاس ِميانسال
در ساعت 12:50 غير از دوران کودکيشون از هيچ موضوع ديگه اي حرف نمیزنن
تاس کباب و کيمچي براي سه نفر
در ساعت 3:35 بعدازظهر، به يک ساختمون اداري رفت
همه ي دفاتر ِ ساختمون، دفاتر حقوقي هستن
....شرکت حقوقي
چان گي اوپا؟
ميدونستم اين اتفاق ميُفته؟- چي تو رو اينجا کشونده؟-
اومدي منو ببيني؟- نه-
يه قرار ملاقات داشتم
احتمالا پرونده ي حقوقي داري؟- نه-
کسي عليه ت شکايت کرده؟- نه-
خيلي خوشگل تر شدي
اولين باره که تو رو با اين کلاه مي بينم- آه-
پلیس شدن خوبه اوپا؟
آره تقريبا، يه مصاحبه داشتم
اوه واقعا؟ چه خوب
بالاخره کاري که ميخواستي رو بعد اين همه سال داري انجام ميدي
وکيل سو، داريد از دادگاه برميگرديد؟
بله
تو هنوزم با هر دختري که مي بيني شروع به صحبت کردن ميکني؟
ديگه چي؟
من با هر دختري که مي بينم حرف نميزنم فقط با اونايي که خوشگلن حرف ميزنم
متاسفم که يدفعه ارتباطمو باهات قطع کردم
نميتونستم وقتي درس ميخونم به زندگي شخصيم اهميت بدم
ميخواي گاهي اوقات همديگه رو ببينيم؟ پليسا و وکيلا همش بايد با هم کار کنن
ميدونم چی میخوای بگی
گوشيتو بده- ....چرا يدفعه-
چيکار ميکني؟- شماره ي جديدمو بهت میدم-
ما قبلا زوج خيلي خوبي بوديم
ساعت 5:40 دقيقه بعد ازظهر وکيل ايون جانگ رو در دفتر حقوقي ملاقات ميکنه
رئيس ايم تائه هو
!منشي کيم دو فنجون چاي گیاهی بدون شکر برام بيار
هي، هي! قهوه نه، چايي، باشه؟
به مدير لي بگو که اسناد رو برام بياره
ای خدا
سه ميليون وون هر هفته صد و پنجاه ميليون وون تو يک سال
گزارش روزانه
چوي چان گي
ملاقات وکيل جو در دفتر حقوقي
ای خدا
هي، جوون
!جوون....جوون
واستا ببينم، من کجام؟- آخرين ايستگاه-
No comments yet. Be the first to leave one.