The first 167 lines.
.میاکو
ها؟
.اصلا جا نمیخوری. صبحت بخیر، کلائودیا
.دختر دلبندم
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
Kimi to nara toberu kara اگه با تو باشه حاضرم بپرم
Te o nobashita sora wa mada tōi hi no moyō دستمونو دراز کردیم ولی آسمون هنوز روزها باهامون فاصله داره
Sore demo onaji keshiki wo miteita با این حال همون منظره رو تماشا میکردیم
nanigenai nichijou ga nanka kagayaite mietete ka حتی روزهای عادی هم یهجورایی شیرین بنظر میومد
nijimu kumori mo itsuka kieru no ka na یعنی ابرها هم ممکنه یه روز برن؟
anten no shikai omoi egaita mirai تصویری مبهم، آیندهای که تصور میکنم
ima ni tousenbo no taagetto toraeta shidai الان مانعی که راهشو بسته نشونه رفتم
mamoritai mono mamorenai mono چیزایی که میخوام ازشون محافظت کنم، چیزایی که نمیتونم ازشون محافظت کنم
sono futashika mo tashika ni kaete ikun da این ممکن رو تبدیل به یقین میکنم
fureatta kokoro de ima wa toberunda با قلبهای متصلمون حالا میپریم
Aimai na mada mienai asu ni datte حتی اگه به فردای نامعلوم باشه
ienai tarinai kimochi datte حتی با احساسات گفتهنشدنی و ناقص
kimi ga ite kureru nara takaku toberu اگه تو بیای تا بالابالاها میپرم
kono aosa mo uchinuite این آبی رو بشکاف
itami sae mo tsuyosa ni shite حتی درد رو هم قدرت کن
Kyō yori tooi basho e habataite iku yo پر میکشم میرم جاهایی از امروز هم دورتر
todoke todoke chihei no mukou e برس برس اون سمت افق
takaku takaku kimi wo tsureteku yo بالاتر بالاتر تو رو هم میبرم
.چندبار بگم؟ من دخترت نیستم، خدای بزرگ اودین
: قسمت دوم ارزیابی جبران فاجعه
.چه خشک
.منو باش که همیشه مثل دخترم دوستت داشتم
،درسته از اینکه طرف آدما رو گرفتی راضیم
.اما این و اون بحثش جداست
.عجب دختر لجبازی. ولی همینت دوستداشتنیه
چرا آوردیم اینجا؟
.حتما باید امری درکار باشه؟ اینجا کسلکنندهست
دارم با این تنهایی کنار میام تا اون .آدمای ترسو دلشون خنک بشه
.یه تجدید دیدار ساده نباید تنبیه داشته باشه
تو که خدایی، کی میخواد تنبیهت کنه؟
!دقیقا درسته
!خوب مچمو گرفتی، کلائودیا
...راستی کلائودیا
.چندوقته حسابی کولاک میکنی
کولاک؟
.با ستونهای که صداشون میکنین «سکوندوری» ئه
.اولین باره که اینطوری پشت هم دارن ساقط میشن
،اولش که اعزام شدی شرق نگران بودم
.اما الحق که دختر خودمی
کشوندیم اینجا همینو بگی؟
.البته. به دختر پرتلاشم حسابی میبالم
مگه پدر نمونه نیستم؟
...ضمنا
.اُرتلینده مرده
.حتی منم ناراحتیهایی دارم
.همین فرمون برو جلو
.نبرد سرونوشتساز تو راهه
.تا اونموقع تا میتونی قوی شو
رگناروک رو میگی؟
.مراقب خودت باش
.بازم اون لبخند ماهتو نشونم بده
.اون تمجید الانی رو شنیدم
.اما نتیجهی قدرت من تنها نبود
.درسته
.خوشحالم با دوستای جدیدت جور شدی
،امیدوار باشیم اینبار به کشتنشون ندی
.شینیگامی کلائودیا
!بفرما
.خوب فهمیدی منم
موقع نظافت بودم یه لحظه حس کردم .دیدمت اما لحظه بعد غیب شدی
.گفتم لابد رفتی پیش اوجین ساما
...اوجین ساما؟ تو هم با این اسمهات
میگم میگم، اوجین ساما سرحال بود؟
.چی بگم. مثل همیشه بود
.اونقدر نمیبینمش که بشناسمش .میگه خیلی شلوغم ازم متنفره
اودین؟ با اینکه والکیری ای؟
!اما تو سوگلی اوجین ساما ئی! باهات کنار میاد
اینطور فکر میکنی؟
.بنظر خودم که اینجوری نیست
راستی، بازم اومدی واسه !تمرین صبحگاهی؟ کارت درسته
خودت چی؟ اینوقت صبح دوجو چیکار داری؟
روحیه تزلزلناپذیر
!نظافت و تمرین
تنها کسی که از این دوجو استفاده !میکنه منم، پس خوشحالم تو اومدی
تمرین صبحگاهی؟ تو؟
!من تو دوجو بزرگ شدم، نباشه روزم شب نمیشه
!امروز دیگه وقت نیست. برم غذاخوری
.هنوز واسه صبحونه زوده ها
!نه نه! امروز نوبت منه درستش کنم
صبحونه رو تو درست میکنی؟
!آره
!فهمیدم
!حالا که اینجایی نمیای باهم؟ همه خوششون میاد
بهت میاد! بهت میاد! اگه .چیزی رو نمیدونی بهم بگو
...اصلا نمیدونم چجوری آشپزی
!میاکو! زندهس که
.آخه از اون سرزندههاشه
...کلائو، حاضر کردن ظرفها دستتو میبوسه
.به طرز سحرآمیزی ماهری
!تمرینه، تمرین
آشپزی یعنی عشق، اما برای .اضافه کردن عشق مهارت لازمه
.مزه کن
.خوشمزهس
!اگه خوشت اومد یاد گرفتنش راحته
.یاد گرفتن از علاقه میاد؟ منطقیه
نه؟
!خب خب! قشنگ صف وایسین
.سختتر از انتظارم بود
.کو چان، خسته نباشی
.صبح بخیر، سونوکو
کو چان»؟»
آره! حالا که دوستای صمیمی شدیم .میخوام مثل بقیه خودمونی باشیم
.میکو چان
.کو چان
.آزو چان
آزوزو کو؟ خوابه؟
.آزو چان خیلی سحرخیز نیست
!بفرمایید! خدمت شما
.میاکو هم خیلی ماهره ها
میکو چان آدم سربههوائی میزنه، بهش نمیخوره، نه؟
...دیگه نه اونقدر
.اما میکو چان هم آشپزی بلده هم کلی کار دیگه
.حرفمو پس میگیرم. یکم ازش بعید میدیدم
همم؟ راجب چی حرف میزنین؟
.راجب جا خوردن کو چان از همهفنحریفیت
...سونوکا
.اشکال نداره. اشکال نداره. زیاد بهم میگن
.خونهمون خیلی مقرراتی بود :مامانم همش میگفت
.تو قیافت کاوایی ئه ولی کلهت خوب کار نمیکنه» «.خونهداری رو تا میتونی یاد بگیر
.میکو چان حسابی خانوم بار اومده !حتی موقع استفاده از چاپستیک هم دیدن داره
محض اطلاع، من هم تو کار با چاپستیک .به کسی نمیبازم
از پدرت یاد گرفتی؟
.آره، همینطوره
.مجبورم کرد
بابات؟ چرا؟
!اوندفعه میگفت عاشق ژاپن بود یهجورایی آدم خوشحال میشه، نه؟
!اع؟ آره
اوا، چیزی شد، کلائو؟
.ماهی خام. طبعم نمیره
!اع؟! خوشمزهس که !اگه بدغذا باشی قد نمیکشی ها
.اما سونوکا بدغذا نیست ولی قدش کوتاهه
.همش میره تو سینههاش، آدم با یه نگاه میفهمه
!ز زل نزن، بیتربیت
.سر صبحی چه حالی دارین شماها
آزو، صبح بخیر! چه عجب. صبحونه میخوری؟
.نه. بعید میدونم بهم بسازه
.یه لقمه فقط
!زشته آزو چان
.بیا، بشین
.چاپستیک هم درست بگیر دستت
!آآآآ خدا! اصلا خودم میدم بخوری
.میبینم والکیریهامون حسابی قبراقن
!اوه! صبح بخیر فرمانده
!علیک! صو شومام بخیر
.مث اینکه کم کم داری جا میفتی
.البته همچین هم نگران نبودم
!آره! فرمانده، ما شدیم دوستای صمیمی
!خیلی هم عالی
.خوب نخوابیدین؟ امروز بچهها خیلی خمیازه میکشن
.عی، هزار و یک دلیل هست که آدمو بیخواب میکنه
خب، برنامه امروز والکیری خانوما؟
.هنوز هیچی
.من با گروهبان قرار دارم
بازم دستکاری؟
.که هوابالم چک بشه. کاره. کار
.پس برای سهتای دیگهتون دستور دارم
میخوام برین اومیهوتارو .برای ارزیابی جبران فاجعه
...اومیهوتارو
ارزیابی؟ لازمه حتما ما باشیم؟
.راستیتش وضعیت نادری بود .ممکنه منطقه هنوز تحت تاثیر باشه
اگه باشه، کسایی که میتونن تغییرو حس کنن
.فقط ماییم که رحمت اودین رو دریافت کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.