The first 200 lines.
آنچه گذشت
یا خدا
یه قاتل سریالی؟
روشهای قاتل داره شدت پیدا میکنه
،داره آزمایش میکنه داره خشنتر میشه
یکی سیخ شومینه رو برداشته
و افتاده به جون یارو
و بعد از متلاشی کردنش هم همچنان ادامه داده
مظنونی ندارین؟
موزر
برایان با توجه به شرایطی که داشتن
تابآوری روانیش خیلی بالا بوده
از اینجا متنفرم
از همهتون متنفرم
دست از سرم بردار
متاسفانه از پس این حجم از آسیب روحیش برنمیایم
دکستر چی؟
خیلی برامون عزیز شده
لعنتی
عوضی داره پسرم رو میپاد
...بهم قول داده بودی
که من و دکستر رو جدا نمیکنی...
متاسفم
نه
حالا خودت رو از هم جدا میکنم
کمک
میدونم دیوانهواره
ولی بهنظرم سروان اسپنسر جیمی پاول رو کشته
و نیکی رو دزدیده
دیوانهواره
لطفا بذار بیام بیرون
مگه چی کار کردم؟
همه اینا به زودی تموم میشه
نیکی اسپنسر توی یکی از مخفیگاههای کارتل رویت شده
بگو پسرم کجاست، حرومزاده
آرون، بس کن
یک افسر زخمی داریم
بابی چطوره؟ - تیر خورده توی گردنش -
.خون زیادی از دست داده تحت جراحیه
یا خدا
نباید بذاریم فداکاریِ بابی واسه هیچ و پوچ باشه
آه
دکستر، اینجا چهخبره؟
تو واسه من همیشه یکی از آدم خوبها بودی
من یکی از آدم خوبهام
آدم خوبها بچهکُش نیستن
بهم خیانت کرد - بکا؟ -
به خانوادهم خیانت کرد و نیک رو علیهم شوروند
...این کارها رو واسه انتقام
از زن سابقت کردی؟ - بذار برم -
جای نیکی رو بهت میگم
وقتی برگردم
بهتره اطلاعات بیشتری دربارهی نیکی بدی
«دکستر: گناه ازلی»
«کدهای آبی»
،خوک کوچولو، خوک کوچولو میذاری بیام تو؟
...نه، نه، نه از موی روی
مامانی؟
مامان الان سرش شلوغه
مامان؟
بیا متل سه خوک کوچولو رو تموم کنیم
خیلی دوستش داری
نه، نه
نه از موی روی چونهم
هی
خیلیخب
.من پیشتم، من پیشتم طاقت بیار
نه
اون اولینباری بود که برادرم رو ازم میگرفتن
ولی بار آخر نبود
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
دکستر نمیاد؟
این دفعه نه، عزیزم
برات یه خانوادهی جدید پیدا میکنیم
یکی که برات مناسبتر باشه
«مناسبتر»
نحوه مودبانهی گفتن اینه که یه نفر تو رو نمیخواد
بعدی، خانوادهی کرستن بودن
خیلیخب، بریم
خوب بخوابی، لاشی
بذار بیام بیرون
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
نفسش رو حبس و فوت و خونه رو خراب کرد
...نفسش رو حبس
فوت
...و خونه رو خراب
برایان، چطور رفتی اون تو؟
بهم آسیب زدی! برایان
هر خونهی جدید، یه خونهی مناسبتر بود
...ولی وقتی میفهمیدن مناسب نبودی
همهچیز رو آوردی؟
خیلیخب، خیلیخب - میندازنت دور... -
خیلی ممنون. فکر کنم اینجا مناسبتر باشه
...خیلیخب، آم، برایان
اینجا قراره خونه جدیدت باشه
و این مرد، اتاقت رو نشونت میده
میتونی باهاش بری
طوری نیست
میگفتن اختلال شخصیت ضداجتماعی داشتم
میگفتن قابلیت همدلی ندارم
و به اصول اجتماعی بیاعتنام
و ممکنه از دیگران سوء استفاده یا بهشون تعرض کنم
حتی بعضی از دکترها میگفتن که روانیام
،هفت سالم بود بعدش هشت، نه، ده سالم شد
همهچیزم رو ازم گرفته بودن
مادرم، داداش کوچیکهم، آزادیم
،به مدت چند سال، تنها چیز ثابت زندگیم رائول بود
از نظرم اون تنها کسی بود که بهم اهمیت میداد
سلام، لوئیز
داروهای موزر رو میدی؟ - آره -
ممنون، عزیزم - خواهش -
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
هی
کجان؟
چیها کجان؟
دکتر جدیده گفت
که باید توی شیش ماه گذشته
سه نوع دارو مصرف میکردم
تعجبی نداره که بهتر نمیشم
نمیدونم از چی حرف میزنی، بچه
...فقط - کجان؟ -
پسر، داری دیوونهبازی درمیاری
من دیوونه نیستم
حراست
ولم کن
دروغگو
بهت افتخار میکنم، برایان
تاحالا نتونسته بودی بدون عصبانی شدن
درباره گذشتهت صحبت کنی
بهنظر میاد داری به آرامش میرسی
به لطف تو
راه درازی رو طی کردیم
پیشرفتم درحدی بوده که برم ببینمش؟
دربارهش صحبت کرده بودیم
نباید پیشرفتی که حاصل شده رو به باد بدی
اون برادرمه
تنها عضو خانوادهامه که برام مونده
و برات تحریککنندهست
فقط باعث میشه حالت بدتر بشه
از پسش برمیام
راستش برنمیای
پس هدف از این جلسات چیه؟
اینکه بتونم تا آخر عمرم توی ریدیوشک کار کنم؟
برایان، اگه اصرار کنی
باید درباره برگردوندنت
به تیمارستان صحبت کنیم
تو که چنین چیزی نمیخوای، درسته؟
پس بهگمونم دیگه کاری از دستت برام برنمیاد
نه
بعد از بودن روی میزم
اسپنسر مستاصل شده بود
و آدمهای مستاصل، از روی استیصال دست به خیلی کارها میزنن
یه لحظه فکر کردم داره میبرتم
به اداره
ولی حتی اونم نمیتونست اونقدر مستاصل باشه
کل شهر رو زیر و رو کرده بودیم، بعد اسپنسر
نیکی رو یه کیلومتر دورتر از اداره نگه داشته بود
حرومزاده
وقتی بن رو بردیم پیش مادرت
و بعدش دزدکی رفتیم کیز
فکر کنم
این همون شبی بود که تخم اِینا رو انداختیم
شنیدمها
لعنتی، مزاحم شدم؟
نه بابا، مراحمی
از دیدنت خیلی خوشحالم، دبرا
متاسفم، میسی - سلام -
فکر نمیکردم هنوز اینجا باشی
خودم هم همینطور
خب، بهتره بچهها رو ببرم خونه
...خیلی از وقت خوابشون گذشته، پس
خیلیخب، من پیش بابی میمونم
نه، تا همین الانشم خیلی زحمت کشیدی
بیخیال، کاری نکردم - خیلی زحمت کشیدی -
بهخاطر تو و بچههای اداره
بابی یه دقیقه هم تنها نبوده
خیلی برام ارزش داره
خب، براش هرکاری میکنیم
.همینطور برای تو شما خونوادهمونید
ممنون
اوم
.از تو هم ممنونم چون میدونم
که الان میتونستی جاهای دیگهای باشی
بابام واسه یه بار یه حرف درست زد
شما خونوادهمونید
دوست ندارم جای دیگهای باشم
ممنون
شب بهخیر، عشقم
فردا صبح برمیگردم
و سعی کن تا اون موقع کار هیجان انگیزی نکنی
ممنون که اومدی، دب
متاسفانه به لطف تو و مامان
آداب عیادت
در بیمارستان رو خوب یاد گرفتم
حالش چطوره؟
همهش بیهوش میشه و بههوش میاد
صرفا باید باهاش صحبت کنیم
ظاهراً موثره، حتی اگر نتونه جواب بده
مورگان، بهم پیج زدن
هلیکوپتر خبرنگاری یه جسد رو روی سقف یه ساختمون رویت کرده
No comments yet. Be the first to leave one.