The first 200 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
nankai datte naitatte ii yo azamukenai kara
هرچقدرم که گریه کنی نمیتونی گولم بزنی
kono mune ni himeta monogatari ga sekai to tsunagarun da
قصهای که توی قلبمه به گوش دنیا میرسه
somosomo kizu wo ou kurai no yuukan na ningen janai tte koto
من اصلاً اونقدری قوی نیستم که بتونم دردی رو تحمل کنم
jibun demo itai kurai wakatteru dakara waratte yarisugoshita
با اینکه میدونستم دردناکه، بازم لبخند زدم و پذیرفتمش
hiiroo wa kitto yatte kite kureru
قهرمان حتماً میاد
dou demo ii yo datte douse boku wa
مهم نیست، چون اون قهرمانم
?kore wa dare no sutoorii nan da
این قصه در مورد کیه؟
damatte hitogomi ni magireta
بی سر و صدا سُر خوردم وسط جمعیت
uwanosora hakidasu koe damasenai na kono honne
اون صدای گم، نمیتونه احساسات واقعی رو گول بزنه
iwakan darake no kuraimakkusu
یه اوج، پر از ناراحتی
nattoku dekinai endo rooru
پردهی آخرِی که رضایت بخش نیست
happii endo nara sore de ii nante uso
!میگن "اشکال نداره تهش خوب تموم میشه" ولی اینطور نیست
bokura jiyuu jizai jibun shidai dakara monogatari wo hajimeyou
ما آزادیم! به من بستگی داره، پس بیا داستانو شروع کنیم
!aa nariyamanai kokoro no sakebi tokihanatsu sono toki da
آه، وقت فریاد زدن قلبته، فریادهایی که ساکت نمی شن
tayori nai kotoba dake ja kawaranai kono mirai wa
حرف خالی که نمیتونه آینده رو عوض کنه
!!!aa dakishimetai shoudou ni makasete miyou yo
آه، بیا به وسوسه ی در آغوش گرفتنِ هم تن بدیم
nankai datte maketatte ii yo
مهم نیست چندبار باختی
warawarete ii yo
اشکالی نداره که بهش بخندی
kankei nai yo datte oikaketeru no wa asu no jibun da
مهم نیست، چون چیزی که دنبالشم، فردای خودمه
سیستانای برهم ریخته
!خوش اومدین
لرد آیرون ساید
،مستقیم میرم سر اصل مطلب
تحقیقاتی که در موردش صحبت کرده بودیم به کجا رسید؟
تونستم به قطعیت برسیم که توی این شهره
متاسفانه به چیزی نرسیدیم
ولی من به جستجو و تحقیق ادامه میدم
پدر، داری دروغ میگی
ممنونم، دوک کالدن
حقیقتاً از بابت تلاش هات ممنونم
...ولی این مردو ببین
،به نام اعلیحضرت پادشاه
این شهر رو از اشرارِ شیرها نجات میدیم
اون هیچ بویی از حقیقت نبرده
خیلی منو مضطرب میکنه
..ولی دخترت، باید بگم
که چقدر از آخرین باری که دیدمش زیباتر شده
خیلی دوست دارم با پسرم همو ببینن
نظرت چیه؟
...با فرض اینکه اونم بخواد
آخه کی دلش میخواد پسر تو رو ببینه؟
!آنه! جوابشونو بده
!آنه
باز ماتت برد؟
خب خب، توی سن خاصیه
متاسفم پدر
بانوی من، اگه پیداش کردین باید به پدرتون خبر بدیم
،جمعیت دعاگو یک نقش باستانی محسوب میشن
اثری به اسم "تابوتی در تاریکی ابدی"
اسمشو این گذاشتیم
بریتانیا
،روزی روزگاری در این سرزمین
شوالیه های مقدس پادشاهی شیرها دست به کودتا زدن
شعله های اون جنگ ناگوار
کل قاره رو به آتش کشید
،ولی قهرمان های افسانه ای
هفت گناه کبیره در صحنه ظاهر شدن
و جنگ رو به اتمام رسوندن
این داستان شانزده سال بعد .اتفاق می افتد
!گرفتمت
!یه بزرگشو
!خیلی خب صف بکشید
!به ترتیب عدد
!به دستور من گوش نمیدن
جادو از وضعیت عاطفی و روحیه نشأت میگیره
!ببین
اگه به خوردِ یه مینی-پرسیوال !سم بدم، رنگش عوض میشه
!چه رنگی رنگیه
!اینکارو نکن
..راستی، پرسی
اوه؟
،وقتی تالیسکر رو شکست دادی داشتی به شمشیر فکر میکردی؟
...اوه اون
!اوروبوروس
این چاقو رو از پدربزرگم گرفتم
هرجوری بهش نگاه کنی یه شمشیر جادوییه
.یه چاقوئه بابابزرگ که همینو میگفت
اگه درست یادم باشه گفتی کلاه خود و شنلت هم یادگاری ان
پدربزرگت کی بوده؟
واقعاً نمیدونم
اونم مثل آیرون ساید یه شوالیه مقدس بوده
به خاطر همین حتماً باید آیرون ساید !رو توی کَمی پیدا کنم
با اینحال شک های خودمو دارم
،کملوت 16سال پیش سقوط کرد
ولی هم وجود داره هم از دیدِ پادشاهی شیرها پنهانه؟
!نه، سین دروغ نمی گه
!باور کن، میدونم
...اگه تو اینطور میگی
خیلی حس سنگینی ای داره که موقع استراحت راه بری
اگه میتونستیم با جادو پرواز کنیم خیلی بهتر بود
!اوه
!سین! گوی های جادویی
اگه ازشون استفاده کنیم میتونیم ایکی ثانیه ای برسیم به شیرها
تموم کردم. اون آخریش بود
!چی؟
چرا نبردیمون پیش شیرها؟
!عجله داشتم
چی میخوای؟
اوم... مهره طلسم بود؟
می شناسیش؟
آره
،میگن که مرلینِ جادوگر
یکی از شوالیه های افسانه ایِ هفت گناه کبیره" ساختتش"
این گوی ها تاثیرات جادویی متفاوتی دارن
ولی مرلین یه کتاب باستانی داره که توش !تمام سموم جهان رو هم تشریح میکنه
آه، چه قدر دوست دارم که چشمامو با دیدن !اون لوح گناه گراز ارضا کنم
!وای! خون
پس قراره راه بریم هان؟
هنوز نرسیدیم؟
واقعاً دلم میخواد امشبو رو یه تخت بخوابم
!پشت همین تپه ست
!واهووو
!پس سیستانا اینجاست
!واو
...بیا بیا بیا بیا بیا
چشونه؟
مشکلی هست؟
یکی چالش کرده
قابلیت ردیابی هم داری؟
وای این چیه؟
شوخی میکنی
شماها کی هستین؟
هان؟
همین الان ولش کن
ها؟
...ولی اگه داری میدیش به اون مرد
!همه تونو می کشم
این زنیکه چشه؟
که همچین حرفیو به کسی میزنه که تا حالا ندیدتش
...من این زنو می شناسم
ما اتفاقی پیداش کردیم
اونوقت چطوری چیزی که توی زمین چال شده رو اتفاقی پیددا کردین؟
!یه شمشیر مخفی
میخوای بمیری؟
حالت خوبه؟
.وایسا ببینم ...نیازی نیست باهات بجنگیم
چی، نمیتونید با یه دختر بجنگی؟
!منو تحقیر نکن
!ناسینس
چه بی دقت
اونوقت واسه یه شوالیه مقدس کار میکنید؟
منظورت کیه؟
!اینقدر بهونه نیارید !همین الان پسش میخوام
!باشه
ها؟
مال توئه دیگه؟
میدونی، ما پیداش نکردیم
پس کی پیداش کرد دروغگوها؟
نگاه کن! دارن یه چیزیو قایم میکنن
!کل این گروه دروغگوئن
...پس تو
وایسا بینم
وای
هیچ دروغ و دبنی در موردت نیست؟
پس کی پیداش کرد؟
!این بچه ها پیداش کردن
خوب شد که سوءتفاهم رو حل کردیم
!نه خیرم حل نشده
هی زنیکه
این شوالیه مقدسی که می نالی کیه؟
به من میگی زنیکه؟
و این روباهه چرا میتونه حرف بزنه؟
!بانو آنه
!آه
لطفاً همین الان برگردین
ارباب از دستتون عصبانی هستن
اوه نه! اینو توی شنلت قایم کن
ولی مال توئه آخه
فقط قایمش کن! و به هیچکس توی شهر نشونش نده
و مخصوصاً هیچوقت هیچوقت !به کسی به اسم آیرون ساید ندتش
...اون اسم
!خب، بدورد
.اسمش آنگالهاده
دختر ارباب این شهر
خیلی وقتا دیدم اینجا با اوردو چیزمیز میفروشه
چی رو داشت قایم میکرد؟
اولین باره که منم تو زندگی واقعی می بینمش
می شناسیش؟
یه اثریه به اسم "تابوتی در تاریکی ابدی"
،یه آیتم جادویی افسانه ای که یه غول ساختتش
No comments yet. Be the first to leave one.