The first 200 lines.
سه تا تاکو؟ بله آقا...
اوه، خیلی ممنون
متأسفم... خیلی خیلی متأسفم
بذار کمکت کنم... چیزی نیست مرد...
صبر کن، بذار... بذار...
چیزی نیست، بی خیال شو دیگه
این فیلمو دوست داشتم
فیلمای کلاسیک همیشه بهترین هستن
خوابت برد...
اینجوری می تونی مطمئن باشی که از فیلم خوشم اومده
گوش کن، شنیدم گروه قدیمیم
امشب توی مرکز شهر اجرا دارن
می خوای بریم؟
گروه قدیمیت؟ مگه تو گروهم داشتی؟
بهت نگفتم با یه گروه کار می کردم؟
نه! چی می زدی؟
پس صدا، خوندن...
خیلی باحالی بابا...
بزن بریم
جدی!؟ آره...
خوب پس، یه تاکسی لازم داریم
هی
درباره ی اون سوال...
کدوم، اینکه با ذرت بوداده، کره دوست داری یا نه
یا اینکه با من به واشنگتن میای یا نه؟
واشنگتن
می خواستم بدونی
من درباره ش خیلی فکر کردم
و جوابم مثبته
می دونی، فقط اینکه من خیلی توی زندگیم مستقل بودم
تصمیم خیلی بزرگیه واسم
کاملا درک می کنم
خوب فکر کن، محدودیتی وجود نداره
ممنون
خواهش می کنم
خوب، پس می خوای بری روی سن و بخونی؟
متأسفم
بله
جین، بهتره کارت مهم باشه
بله، هست
دارم می رم به سمت جنوب ترینیتی، بین خیابون ششم و هفتم
نیاز به پشتیبانی دارم
چی شده مگه؟
یه دختر ربوده شده
چی شده؟
خیلی خوب پس...
رفتم چندتا تاکو از اون ماشین بزرگه توی خوارز بخرم
- می دونی کجاست؟ - آره
یهو خوردم به یه یارو گندهه! اونم پاکتای خریدش از دستش افتادن
و از چیزی که از دستش افتاد مشخص بود
که اون یه زن رو گروگان گرفته
منم افتادم دنبالش
اون رسید به اینجا، به این مهمانسرا
معمولا، خودم از پس این چیزا برمیام
ولی این یارو خیلی خفنه
توی پاکتش چی بود مگه؟
همه جور چیز! چسب لوله، ویتامینای زنانه
منو تا اینجا کشوندی واسه چسب لوله؟
باید بهم اعتماد کنی
یه چیزی درباره این یارو درست نیست
فکرشو کن، کیه که هم مجله عسکای لختی بخره هم تایگر بیتز (زندگی ایده آل خارجیا!)!؟
می دونی چیه؟ تو خیلی پستی
من سر قرار بودم، تو هم می دونستی
و این کارو کردی تا خرابش کنی
سر قرار بودی؟
آره، و واسه گوش دادن به حرف تو، یه احمق به نظر میام
داشتم می رفتم اجرای یه گروهو ببینم
نه! اونجا یه زن هست که نمی خواد اونجا باشه
و احتمال زیاد هم زخمیه، خوب؟
سر هر چیزی که بخوای شرط می بندم که درست می گم
سر یه میلیون دلار...
خوبه
چیه!؟ چیه؟
آقا! ما از طرف اف بی آی هستیم
شما اینجا همراه خودتون زن هم دارین؟
زن!؟ نه
نه... زن نه...
زنی اینجا نیست... من تو رو می شناسم
من می شناسمت... به دوست من دروغ نگو
اون خیلی خیلی جدیه
مشکلت چیه مرد؟ من دروغ نمی گم
ببخشید، آقا
من مامور لیزبن از اف بی آی هستم، شما کجایین؟
همینجا بمون
اون تیر خورده
دستاتو بزار روی سرت
من کاریش نکردم
بزارشون روی سرت
اون یخ زده...
من نیاز به کمک پزشکی توی 812 اشکرافت دارم...
یه مهمون خونه آخر خیابونه
می خواستم کمکش کنم
واسه همینم رفتم به مغازه
آروم برو روی زانوات
همه چی مرتب می شه... یه دکتر داره میاد
من واست دکتر میارم... حالت خوب میشه
منو نگاه کن... نگام کن، من همینجام
تیر و کمون...
تیر و کمون، یعنی چی!؟
دیگه حرفی نمی زنم
به من نگاه کن... نفس بکش
چیزی نیست... نفس... نفس بکش
زود باش
فقط نفس بکش
جین، اون مرده
آره، می دونم... می دونم
== ترجمه از : علی باوی == @aliraad64
آقای دلاهِی
می خوام بفهمم اون دختر چطور
توی تختخواب شما، تا وقت مرگش خونریزی می کرده...
می خواستم حالشو بهتر کنم
نمی خواستم بهش آسیبی برسونم
ولی خیلی اتفاقی بهش شلیک کردی، نه؟
نه نکردم! من کاری باهاش نکردم
من تعمیرکارم... چیزایی که مردم عادی دور می ریزن
من واسشون استفاده های جدید پیدا می کنم
من اونو همونطوری پیدا کردم، می خواستم خوبش کنم
و بعد شما مزاحمم شدین
اون بخاطر کار شما مرد، نه من...
خوب، میگی پیداش کردی
چه زمانی؟
اولای شب گذشته بود
من داشتم توی مسیر 16 رانندگی می کردم
معمولا اونجا چیز میز پیدا می کنم
و اون دختر... هر کی می دیدش فکر می کرد آشغاله
ولی من دیدم باز تره
تو قبلا هم دنبال دخترا بودی، نه؟
سرپیچی از قانون توی آیداهو و نِوادا
اینا همش دروغه، کاغذ بازی شما همش دروغه
من فقط... من فقط می خواستم...
من به کسی شلیک نکردم... هرگز
خوب، گفتی دختره رو توی خیابون 16 پیدا کردی
دقیقا کجاش؟
نمی دونم
یادم نمیاد... من مست بودم... من...
من... من مست بودم
خوب، باشه، حالا، اگه ما... یه نقشه نشونت بدیم
کمکی می کنه؟
نقشه... به من نقشه نشون ندین
من همه نقشه های شما رو می شناسم
این یارو رسما دیوانه ست
اصلا نمی دونه چیکار کرده
فکر کنم می دونه
دید اون نسبت به دنیا به طرز دقیق آجر به آجر بنا شده
و ما هم پیش اون اسلحه ای پیدا نکردیم
نه اسلحه ای به نامش ثبت شده، نه توی خونش چیزی بوده
باقیمانده ی چیزی هم نبوده
نه
ولی روی وانتش خون بوده
پس فکر می کنی باید داستانشو باور کنیم؟
یه مرد توی خیابون 16 رانندگی می کرده
یه دختر رو با یه سوراخ توی شکمش پیدا کرده، و آوردتش خونه؟
آره
آره
اسم اون "لیَن کول"ه، بیست سالشه
اثر انگشتش رو بررسی کردیم
اون دو سال پیش واسه سرقت از یه فروشگاه توی اسپوکن دستگیر شده بوده
همچنین به جرم رانندگی با گواهینامه باطل شده دستگیر شده
می خواسته ازش در بره، ولی حرکتش خلاف قانون بوده
پس، ماشین دزد بوده
احتمالا، والدینش وقتی دبیرستان بوده فوت کردن
عمه ش گفت اون از مدرسه فرار کرده
و به لوس آنجلس اومده
می رم با هم اتاقیاش حرف بزنم
بفهمیم توی تگزاس چیکار می کرده
چیزی که من نمی فهمم
اینه که اون اصلا چطوری دوباره به کشور برگشته
اونا چهار روز پیش رفتن که برن اروپا
برن اروپا
آره، طرفای ایتالیا و اینا...
با کی؟ لیَن و یه پسر مثلا؟
آره، ولی اونجوری که فکر می کنی نبود
لیَن از این دختر عیاشا نبود
دخترای زیادی می شناسم که همه جوره رو پایه ان
این یکی حرفه ای بود
اون با یه گروه مدلینگ قرارداد نوشته بود
اونا چهار روز پیش رفتن؟
آره، یه مسئول مد برنامه رو جور کرده بود
این یارو، مسئول مد رو، دیده بودی؟
نه، ندیدمش
ولی فکر کنم اسمش جسی بود
نه ای میل، نه پیامی از کسی به نام جسی نیست...
و هنوزم منتظر لیست تماساش هستیم، نه؟
آره، ولی چیز عجیب اینه که
اون واسه یه تور مدلینگ، چهار روز پیش رفته بوده
و زندگی دیجیتالیش یه دفعه ناپدید شده... هیچی...
دلاهی گفت اونو دیشب پیدا کرده، این یعنی سه روز فاصله
اون با کی بوده؟ این مسئول مد کجاست پس؟
یه نفر به اون شلیک کرده و توی خیابون 16 رهاش کرده
که البته هنوز نمی دونیم کجاش...
داریم روش کار می کنیم
جین می خواد به حافظه ی دلاهی نفوذ کنه
مشکلی نیست بهت ملحق بشم؟
نمی تونم جلوتو بگیرم که...
نمی تونم حتی خودمو بخارونم...
بزار کمکت کنم
بزار ببینم
خیلی خوب... فقط بی حرکت بمون
ممنون
گفتی یادت نمیاد کجا لیَن کول رو پیدا کردی
No comments yet. Be the first to leave one.