The first 183 lines.
مطمئنی.. همینجاست؟
"کاسپلی مدیا@آکیهابارا" "!باز است" "!بفرمایید"
.شک ندارم
.ولی خودمم بار اولمه که میام
.گفت که از تو دوربین دیدمون .از سمت راست لباس پیشخدمت باید وارد بشیم
!مثل معبد نینجاها میمونه
همینجاست؟
"آشغال نریزید"
دارو؟! تو اینجا چیکار میکنی؟
!من باید اینو بگم ها
...نمیدونستم تو داری رو کامپیوتر کار میکنی
...منم نمیدونستم ماهو تان اینو فرستاده
.تا اینکه با چشم خودم دیدم
!جون عمت منو با "تان" صدا نکن
!حس میکنم داری دستم میندازی
"چَنِل@"
!چرا؟ خو کاواییه
.دوست نداشتم مردم از این کار پاره وقتم خبر دار بشن
!نمیدونستم همچین جایی واسه خودت ساختی
همینه؟
.منم بار اولی که روشنش کردم جا خوردم
این کامپیوتر ماکیسه شی ـه؟
ایــن دنیا، حتی واقعی نیست
تنها خیالی برکشیده بر روی چشمانمان است
در نقطه بی انتهایی، کیهانی دنیوی ارزشهای مرا بازنویسی میکند
و اگر خدایی متکبر به خیال دخالتشان بیافتد و زنجیرها را با سرعت نور بکشد
اونوقت مــن، تنها مـــن
از اینکه آن معجزه باشم و به تنهایی فنا شوم ابایی ندارم
میتوانم به اوج آسمان پرواز کنــم
اگه اون لحظه، اگه اونجا، جایی بود که فکر میکردی واست عزیزه
لازم نیست که گذشته چیزی باشه .که به دست فراموشی سپرده شده
،بجای درد صدمه دیدن ...تمام لحظات اون خاطره خوب
به نوری تبدیل میشه و به صفر تولد میده
.خدایی وجود ندارد، دنیای جدید و فوق العاده
"پاندورای وجود فراموششده"
پس.. بدون اینکه اسم همدیگه رو بدونین با همدیگه تماس میگرفتین؟
شنیده بودم که یه یاروی خدای کامپیوتر .قابل اعتماد هست که پارهوقت از این کارا میکنه
.فقط، خودشو نشون نمیده
پ چی انتظار داشتی؟
ولی وقتی کامپیوتر رو باز کردم و توشو دیدم .گفتم مال خودشه
خب.. چی شد؟
!هنوز نه، ولی سه روز مهلت بدی تمومه
!کنسلش کن! همین الان
هه؟ منظورت چیه؟
توی این کامپیوتر یه چیزی هست که ،دنیا رو به آشوب میکشونه
!و میتونه اونو به یه جهنم تبدیل کنه
!چونیبیو! احترام میگذارم
!نـ.. نه! راست میگم
!سوزوها هم درگیر این قضیه هست
سوزوها؟
...آره! خودتم شنیدی دیگه! با ماشین زمان
...هیچی
بازم چیزایی هستن که نمیتونی بگی؟
...شرمنده
.باشه
.پس بین خودتون باشه
.وقتی تموم شد، صدام کنید
اوکارین، هنوزم نمیخوای بهش بگی؟
...ولی
انقد دلت میخواد ندونه؟
...نه
...فقط، اگه بهش بگم، هیاجو سان.. حتما
...ماشین زمان
.اونا احتمالا دنبال هر ردی از تحقیقات از کوریسو هستن
.این احتمال هم وجود داره که تئوریش داخل آمادئوس باشه
...من... کوریسو رو
تموم؟
نه... اومدم همهی اتفاقاتی رو که تا الان افتاده .رو برات تعریف کنم
مطمئنی؟
!آره
.اینطوری حس میکنم دارم در حقت نامردی میکنم
!ولی باید یه قول بهم بدی
همم؟
...اینکه ماکیسه کوریسو رو نجات بدیم
!حتی نباید بهشم فکر کنی
!اوکارین گفته یه کاری پیش اومده و نمیاد
...که اینطور
اوهون... باهاش داشتم در مورد اینکه اگه وقت میکرد ...در مورد اینکه چی درست کنیم صحبت میکردم، ولی
کاگاری سان... انگار از این پیام بازرگانی خیلی خوشت میاد؟
...هه؟ آره
قهوه کلیر! حالا با 50 درصد !قند کمتر
...نه
!پس واقعا باور نمیکنی
،باور که چه عرض کنم .مغزم هنگ کرد
،نه تنها از لحاظ تئوری بلکه واقعنی هم ماشین زمان رو ساختین؟
.ساختن واقعیش مال خیلی بعد تره
چیزی که ما ساختیم تلفن مایکرویوی توی پرانتر نام موقت که به گذشته پیام میفرستاد و
.ماشین جهش در زمان بود
!اینم مثل همونه دیگه
جدای از روشش، شما تونستید چیزی بسازید که گذشته رو دستکاری کنه
...ماشین زمان
اینکه سوزوها سان الان اینجاست به این معنیه که یه جایی همین دور و براست دیگه؟
خب که چی؟
عه؟
...خب
واسه همین گفتی به نجات دادن کوریسو فکر نکنم؟
...آره... عوض کردن گذشته
!نه، زمان نباید عوض بشه، به هیچ وجه
..ولی، اگه کوریسو رو نجات بدیم، وضعیت الان
!به این آسونیا که میگی نیست
اگر گذشته رو عوض کنی، همهی اون .فرضیاتی که تا قبلش داشتی عوض میشن
،ممکنه موفقیت و خوشبختی یه نفر
.یا در بدترین حالت، حتی وجودش هم از دنیا پاک بشه
...نه
...ولی
اگه چنین قدرتی بوجود بیاد، تمام کشورها و سازمانها .به جون هم میفتن تا بهش برسن
.ترسناکتر از هر سلاحی که تا حالا ساخته شده
.واسه همین، هرچی که بتونه راهی بهش باز کنه، باید نابود بشه
با اینکه نمیدونی چی توش هست؟
یک احتمال خالی هم میتونه .دنیا رو توی جنگ فرو کنه
.مردم میمیرن
.اگه به اینجا بکشه، دیگه دیر میشه
!ولی، این مدرک زندگی کوریسو ئه
...میراث کوریسو
ولی یه قدم اشتباه کافیه که .تو هم همدست قاتلها بشی
...نه! من چنین قصدی
!میدونم
ولی... بازم نمیتونیم احتمال .رخ دادن این اتفاق رو انکار کنیم
چیکار کنم؟
!باشه
.این پیسی رو از بین میبریم
...هیاجو سان
واقعا؟
پس حقوق من چی؟
من یکی از این بازیای خاکبرسری که ...آخر ماه میاد رو پیشخرید کرده بودم
!یعنی خاک بر سر تو
هه؟
وسط این بحث مهم چه مرگته؟
!...این
چی؟ نکنه جامون لو رفته؟
!اوکی دوکی
!اینجا رو رها میکینم
!هر دو تون فلنگ رو ببندین
فلنگ؟
!راهمون بسته ـست که
!حرف نباشه! میشنون ها
!از اینور
همچین راه در رویی هم داشتی؟
!من عاشق اون مخفیگاه بودم
"گیگاکَن"
اینجا؟
!پشت همون ساختمونه ـست
...از اینجا که بیرون بریم
!هیاجو سان
!دست از پا خطا نکنین
وایسا! هدفت اینه؟
!اول اونو ول کن
!با این دختر عوضش میکنم
!نه! نباید بهشون بدیش
!هیاجو سان، مقاومت نکن
.دوربین مخفی نیست! اگه مقاومت کنی واقعا میکشنت
...ولی
...این
اونقدر خوب رمزگذاری شده که .بهترین هکرهای جهان هم از باز کردنش وا موندن
،اگه بلایی سر این دختره بیارید .هیچوقت دستتون بهش نمیرسه
واقعا؟
!امتحان کن
.اگه ولش کنین، بهتون میدمش
و اگر ایمنی هر سهتامون رو تضمین کنین .پسووردش رو بهتون میگم
...خط زمانی عوض نشده
...که یعنی، من و دارو نمیتونیم اینجا بمیریم
...اگه اینطور بشه
بهم اعتماد ندارین؟
.پس منو گروگان بگیرین، این دختر رو ول کنین
...اوکابه سان
خب؟
...اول دختره
!دراز بکش
،با گزارش ساکنین این محل نسبت به شنیده شدن صدای شلیک --پلیس بررسیهای لازم را
"صدای شلیک گلوله در آکیهابارا"
هیاجو سان، خوبی؟
آره، ولی واقعا تو هم خوبی؟ بهتر نیست بری بیمارستون؟
...اونوقت میپرسن کجا اینطور شدی، تازشم
...دستت رو باز کن
هه؟
...هان؟ عجیبه... باز نمیشه
ها؟
...این... مال کوریسو
کِی...؟
...ببخشید
...هیاجو سان
!ببخشید
...نتونستم .. ازش مراقبت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.