The first 200 lines.
تو مجبورم کردي اف.بي.آي رو بذارم کنار
"خواهش ميکنم، "جانا
اگه چيزي خواستي بهم بگو
تو خيلي با من خوب بودي
تو کي هستي، "ليلي گري"؟
من زني هستم که خيلي وقته منتظر اين لحظه ام
حالا "رايان" چطوره؟
من فقط يه چيز برام جذابيت داره
ميخوام "جو کارول" رو بکشم
يه حسي بهم ميگه خونه قشنگتون
همين نزديکي هاست
ميخوام بدون مزاحمت وقت بيشتري رو با "جو" بگذرونم
چرا اينقدر باهام مهربوني؟
"ازت خوشم مياد، "اما
تو من رو تنها گذاشتي
ژيزل" کجاست؟"
جو کارول" کجاست؟"
مکس" کجاست؟"
مرده! من کشتمش
!نه
تو مارو اينجا زنداني کردي؟
مادر نميخواد کسي مزاحمش بشه
متاسفم
کجا بودي؟
من رو نميشه کنترل کرد
من نميخوام کنترلت کنم
اگر هم ميتونستم، نميخواستم
نه. تو رو تخت خيلي بهتري
خب، تو خيلي بهتر از "لورا" بغل ميکني
نه، ميدونم، ميدونم
بله
چه خبر؟
کِي رسيدي خونه؟
يه کم پيش
اينجا... چه خبره؟
کسي... کسي اونجا باهاته؟
آره. اون، ام... "ژيزل"ه
اه، "ژيزل" برگشته !عاليه
...هي، ببين، "مارک". ما، اه
يه جورايي کار داريم، ميدوني؟
نه، نميدونم بذار بيام تو
باشه، باشه
نميخواستيم اينجوري بفهمي
اما، ميدوني هميشه
يه چيز غيرقابل وصفي بين من "ژيزل" بود
خب، داشتيم کشفش ميکرديم
چي داري ميگي؟
چي؟
چه اتفاقي افتاده؟
اون... اون مُرده
...نه، نه. اون فقط فقط خوابيده همين
لوک"، چيکارش کردي؟"
...من کاري نکردم اون
هي، "ژيزل". پاشو، پاشو
!هي، زودباش. پاشو
هي، پاشو. زودباش
هي، پاشو
!لوک"، "لوک"، اون مرده"
!اينو نگو
...اون
اون نمُرده
کي اينکارو کرد؟
"رايان هاردي"
رايان هاردي" اونو کشت"
MiLaD & Normal با افتخار تقديم ميکنند
"قسمت ششم از فصل دوم سريال "دنبال کننده ّFly Away - پرواز
Resync for WEB.DL By MSR
...بذار ببينم
،اگه اين عکس اوني باشه که تو ميگي
يه نفر بايد تمام پروندههاي دي.ان.اي تو "سنتينل" رو جابجا کرده باشه
هم ديجيتالي ها و هم کاغذي ها رو
و دقيقاً ميدونسته دي.ان.اي اصلي تو کدوم انبار گذاشته شده و جابجاش کرده باشه
بذار حرفم تموم شه
و اونو با دي.ان.اي برادر "کارول" جابجا کرده باشه
ببين. کلانتر "هيونپورت" پارسال
تيم نلسون" که به "رادريک" معروف بود"
نفر شماره دوئه "جو کارول" بود
اون سالها در نيروهاي انتظامي نفوذ کرده بود
اون يه بخش پليس بود
ما اف.بي.آي هستيم
هيچ جاسوسي از فرقه قاتلين تو اف.بي.آي نيست
پارسال در چندين نقطه حياتي فرقه "کارول" دست مارو خواندن
و حتماً اينا بايد کار جاسوس باشه؟
ربطي به بي عرضگي نداره؟
متاسفم
گوش کن. تو اينجا مشاوري
...و اگه اين پرونده برات غير قابل تحمله
نه. مشکلي نيست
مطمئني؟
داستان رو برام گفتن. ميدونم از پارسال زخم هاي زيادي مونده
بررسي روانيت هنوز معلقه
فقط ميخوام بگم که ميتوني بري خونه
همه اينجا درک ميکنن
مقامات به جستجوي خود براي يافتن صاحب گالري "سوهو"، "ليلي گري" ادامه ميدهند
...او مظنون به دخالت
هي، آروم باش. منم
خوبي؟
خيلي وقته رفتي
بايد يه کم دورتر ميرفتم که داروخونه شبانه روزي پيدا کنم
باشه. خيلي خب. اينجا باند داريم
پروکسيد" داريم با نخ و سوزن"
ودکا" هم اوردي؟"
خيلي بامزه بود
...نيروهاي انتظامي به پرسش خود
ژيزل" ميدونه که ما کجاييم"
اگه به کسي گفته باشه ميان سراغمون
به مدير اينجا 50 دلار دادم که اگه کسي رو ديد خبرمون کنه
الان بخيهات رو ميزنم
و بعدش ميريم
من دزدکي وارد خونه اون زن شدم
سعي کردم شواهد رو پاک کنم
اما بايد فرار ميکردم
پليس محلي حتماً داره اونجا رو ميگرده
خونم، لباسهام و اثر انگشتم اونجا مونده
چند ساعتي طول ميکشه تا قضيه به "نيويورک" برسه
مگر اينکه بخواي زنگ بزني به اف.بي.آي
و قضيه رو تسريع کني، هوم؟
فکر کردم تو مُردي
ميدونم اما نمرده بودم
خب، خب، خب
هي، چطوره تو ماشين رو برداري و برگردي "نيويورک"؟
عمراً
خودت رو ببين ممکن بود بميري
تو هنوزم فکر ميکني تنهايي از پس اينکار برمياي
نميفهمم
وستون"م"
..."مايک"
منم
رايان" خوبي؟ کجايي؟"
"من تو "استراتفورد"م، "کانتيکت
ليلي" و دوقلوها رو پيدا کردم"
اونوقت به من زنگ زدي؟
!آره. سورپرايز
"به کمکت احتياج دارم، "مايک
نميخوام خرابش کنم
تو خوبي؟ اتفاقي... افتاده؟
آره، اما وقت نداريم
من تو يه متل هستم تقاطع "اوک" و خيابون ششم اتاق شماره هفت
به همه خبر بده پليس محلي، مبارزه با مواد و نيروهاي ويژه
ليلي گري" فقط دوقلوها رو نداره"
يه خانواده کامل داره
نميدونم چند نفرن
"رايان". "رايان"
بله؟
جو کارول" هم با اوناست؟"
مطمئنم که هست
الان ميام
ميتونم براي هميشه همينجا بمونم
منم اعتراضي بهش ندارم
اما کارهاي زيادي مونده
ميدوني که ما نميتونيم اينجا بمونيم
دير يا زود اينجا رو پيدا ميکنن
نوشيدني ميخواي؟
آره، لطفاً
اما به نظرم يه جايي تو ذهنت هست، نه؟
"البته که من نقشه دارم، "جو
ميدونستم وقتي دنيا من رو بشناسه همه چيز عوض ميشه
براي همين پيش بيني هاي لازم رو انجام دادم
يه نقشه اي دارم
يه باند پرواز نزديک اينجا هست
"ميتونيم همين امشب بريم "بوستون
"و با يه جت شخصي بريم "ونزوئلا
اونجا يه خونه بزرگ دارم
نزديک ساحله
خيلي دوست داشتنيه
...آره. خب اين
اين خيلي خوبه
...اما، ام
چرا "ونزوئلا"؟
خب، اونجا قانون استرداد مجرمين رو ندارن اين يه حُسنشه
اين امنيت خوبي بهمون ميده
ميتونيم هويت جديد داشته باشيم
تو مينويسي و من نقاشي ميکنم
با اسم مستعار کتاب منتشر ميکني
فقط تويي و من و بچه ها
و "اما" و "مندي" هم ميتونن پيشمون بمونن
ميشيم يه خانواده
مورد بزرگيه براي تصميم گيري
چي رو ميخواي تصميم بگيري؟
همه چي عاليه
چه گزينه ديگه اي داري؟
"هميشه گزينه هست، "ليلي
برو کار دارم
چيه؟
خواهش ميکنم منو ببخشين اما
يه مشکلي پيش اومده
الان ميام
کجا بودي؟
چه بلايي سر اون اومده؟
رايان هاردي" اونو کشته"
جمال" رو هم همينطور"
چرا در مورد "رايان" به من نگفتي؟
چطور تونستي اين رو از من مخفي کني؟
!اون من رو غافلگير کرد
!من... تو لحظه گير افتادم
...من !من اونو ميکُشم، مامان
من اونو ميکُشم! نميتونه از زيرش فرار کنه
اون... اون نميتونه از زيرش فرار کنه
نميتونه از زيرش فرار کنه
نميتونه از زيرش فرار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.