The first 108 lines.
... وایس
!وای، خوابم برد
.هیسس
.با شیر و پنج حبه قند !درست همونطور که دوست داری، مگه نه؟
.بفرما، قهوه
.ممنون، وایس
!اصلاً میدونی چقدر منو به زحمت انداختی؟
فکر میکردم با اعتماد کردن به تو .میشه از چیزهایی که برامون باارزشه محافظت کرد
من فکر میکردم هر کاری که .میکنم کار درستیه
.متاسفم، وایس
،آخه وقتی دیدم اونطوری زندونی شدن .دلم به حالشون سوخت
.تقریباً میدونم چه احساسی داری
و به همین دلیل میتونی کارهایی رو انجام .بدی که من از انجامش منع شدم
!عه؟
میتونی آزادانه داخل شهر بچرخی .و از دروازهها عبور کنی
در واقع، یجورایی احساسات یانگ رو هم .به خوبی درک میکنم
با نگاه کردن به تو، دلم میخواد .همشون رو آزاد کنم
.البته به شرط اینکه جایی رو داغون نکنن
از اینکه این همه کار ناخوشایند انجام !دادم متنفر نیستی؟
خب، از اینکه تو اینقدر ساده لوح و بی پروا .هستی، منو به شک وا میداره
.ولی میدونم که میشه روت حساب کرد
!آه؟! واقعاً؟
.البته
بعلاوه، این اولین بارِ فردی رو میبینم .که از خودم تنهاتره
!وایس، تو احساس تنهایی میکنی؟
... ولی من
.درسته. تو هم همینطوری
برای محافظت از عزیزانت ،اونها رو با دقت قایم کن
.و بزار بخوابن
،آه! حالا که حرف از چیزهای باارزش شد .کرسنت رُز برام خیلی مهمه
.سر تفنگش کاملاً برعکسه
.در این مورد اشتباه برداشت کردی، وایس
.نه، روبی. هر چیزی دلیل خاص خودش رو داره
!دلیل؟
آخه، اون درون سایه فردی که باهاش .روبرو هستی پنهان شده
!وایس، داری کجا میری؟
.منم باید برم بخوابم
!مگه نمیخوای همینجا بخوابی؟
پس همونطور که حدس میزدم .از تخت دوطبقه خوشت نمیاد
.همیشه رویای داشتن یکی از اونها رو داشتم
.افسوس که این رویای توئه
!منم باید برگردم سرجای خودم بخوابم
!مگه نه؟
.آره. به گمونم همینطوره
.شب بخیر، روبی
.شب بخیر، وایس
!هی، روبی
!هی! یهو چت شد؟
!روبی، حالت خوبه؟
!شوخیت گرفته؟! روبی
!وضعیت خیلی وخیمه؟
!روبی درون رویا توسط رویای دیگه به دام افتاده
!به نظر میرسه کابوس درون قلبش رخنه کرده
سمبلانس من مسدود شده .و نمیتونم بهش کمک کنم
... ژان
!چه اتفاقی افتاده؟
!موضوع چیه؟
.هالهش داره قویتر میشه
!تو از پسش بر میایی، ژان !ادامه، یکم دیگه
!تو از پسش بر میایی، ژان !ادامه، یکم دیگه
... فقط یکم دیگه
!وایس
!آخ، آخ
!اینجا داخل قطاره؟
.بالاخره بیدار شدی .خدا رو شکر
... آخرین سکه ام
دقیقاً نمیدونم چرا ... ولی به نظر .میرسه از خطر جون سالم بدر برده
!هنوز یکم دیگه از سمبلانسم باقی مونده
!به هر حال، سمبلانس اون چه قدرتهایی داره؟
.خب، سوال خوبیه
اون به تازگی یاد گرفته که !چطوری هالهش رو فعال کنه
واقعاً! از اینکه دیدم اون بدون سمبلانس .داره مبارزه میکنه حسابی جا خوردم
!گاهی اوقات مبارزه به بیدار شدن قدرتهای آدم کمک میکنه
.قدرتی که در اعماق وجودت پنهان شده
!روبی به خواب رفت؟
یعنی یانگ، بلیک و دیگرون هم !به خواب رفتن؟
... آینه
،بهم بگو
!تنهاترین فرد روی زمین کیه؟
!آینه، چی توی وجودمه؟
بهم بگو، مگه میشه این همه !سنگ دل شد؟
!آینه، آینه، پشت سرت چه داری؟
.مرا از چیزی که میبینم نجات بده
من میتونم اون رو از .چشم دنیا پنهون کنم
پس چرا نمیذاری از دیدگان خودم !هم پنهان شوم؟
... آینه، آینه
،بهم بگو
!تنهاترین فرد روی زمین کیه؟
.من تنهاترین فرد روی زمینم
،لطفاً ایجوری به اطراف نگاه نکنید !خیلی خجالت آوره
.با روبی و ژان نمیتونم تماس بگیرم
اینجا درست مثل انبار خونمون میمونه .ولی صد برابر کثیفتر
.یجای پر از آشغال که کسی مرتبشون نمیکنه
.آه، منظور حرفم تو یکی نبودی، میدونی که
.منظورم این مکان بود
.منم باهات موافقم
!به گمونم اینجا جایی که وسایل بدرد نخور رو توش میریزن
.وایت فنگ
.یانگ
!عتیقه! پس این عتیقهی مال تو ئه
!پس واقعا وجود داشت
!واو
عه.. چی شد؟
چی شد؟ چی شد؟ چی ظاهر شد یههو؟
گریم اند اینا یا وایت فنگ؟
چرا انقده ساکت و اهلی اند؟
.شاید به این خاطره که من اینجام
.احتمالا از نظر وایس من یه چیزی تو مایههای اینام
No comments yet. Be the first to leave one.