The first 200 lines.
"چند ماه قبل"
امروز 60 سالگرد اولين شبکه" "تلويزيوني هند يعني دي دي هست
در اين روز، دي دي قراره شبکه" "فوق اچ دي خودش رو بيرون بده
"...براي شرکت در اين رويداد"
وزير تکنولوژي آقاي واسودو" "منون تشريف آوردن
"نخست وزير هند، چاندراکانت وارما"
"براي اداره کردن اين مراسم توي راهه"
قضيهي وزير جيوان رام چيه؟
به ادارهي درآمد وماليات يه يادداشت فرستادم
که عليهش اقدام کنن...
...جيوان رام اون وزير معدنه
اون هم چنين دبير ارشد حزبمونه
حزب ما؟
تو کي عضو حزب شدي؟
تو دبير کابينه اي عضو رسمي دولت هند
شغل تو انجام دستورهاي منه
معذرت ميخوام، قربان
معذرت" يه کلمهي خيلي با ارزشه" هميشه ازش استفاده نکن
درباره عروسي مجلل دختر جيوان رام" "رهبر حزب مخالف پارمشوار گفت
"...مهمتر از همه، نخست وزير تو پارلمان ادعا ميکنه"
"که يه دولت پاک رو اداره ميکنه..."
اين ضروريه، سانتوش؟ مردم به ما اعتماد کردن و بهمون راي دادن
اين اعتماد رو خودمون به تنهايي نمي تونيم حفظ کنيم
مقامات هم بايد همکاري کنن
بايد عليهش اقدام ميکردي
...من معذرت
عرض ادب، قربان
آماده شين
اين جعبه رو باز کن
پاشو اين يه تله ست
تکرار ميکنم، اين يه تله ست !خروج اضطراري
ديدار آلفا رو کنسل کن
!خطر! خطر
از آلفا محافظت کن- ديدار کنسل شده-
!کد پنج! برو عقب
چي شده؟- !کد پنج! دنده عقب بپيچ راست
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
همگي برن پايين
اگه کسي سعي کنه فرار کنه بهش شليک ميکنيم
"کمي قبل افراد دشمن ساختمان شبکهي دي دي در دهلي رو اشغال کردند"
" و جناب وزير واسودو منون رو گروگان گرفتند"
فورا يه اتاق ملاقات جنگ ترتيب بده- بله قربان-
بله قربان برنامهاي که داره پخش ميشه رو عوض ميکنيم
عوضش نکن
اين برنامه بايد زنده پخش بشه ...اگه قطعش کني
هر کي که اينجاست ميميره زنده پخشش کن
باشه
دوربين رو روشن کن
آبهي پشت خطه، قربان
خوبم، آبهي جاي نگراني نيست
بابا، وقتي با مامان ازدواج کردي رشتهي عروسي رو زيادي محکم گره نزدي؟
خفه شو
...حالا هيچکس نميتونه- بدش به من-
چاندراکانت وارما از حمله نجات پيدا کرد
بعدا باهات حرف ميزنم
قربان- دارم ميام-
سلام، جناب نخست وزير هند- بشينيد-
"در خواستمون از شما اينه"
پنج نفر از افرادمون در زندان تيهار بايد فورا آزاد بشن
در غير اين صورت وزيرتون کشته ميشه
اگه طولش بدين هر ساعت يکي از کارکناتون کشته ميشه
مامان، ديگه گريه نکن بابا چيزيش نميشه
"...بدون هيچ مذاکره اي"- شجاع باش-
اين 5 تروريست در حملههاي مختلف در سراسر هند دست داشتند
و در زندان تيهار به سر ميبرند... در خواستشون اينه که اونها آزاد بشن
عمل نکردن به درخواستشون باعث مرگ واسودو منون ميشه
مي تونيم باهاشون منطقي حرف بزنيم، قربان؟
فايدهاي نداره
اونها يه دنده ان تنها گزينهمون آزاد کردن اون مرداست
چي داري ميگي، سکندر؟ اينکار کاملا غير ممکنه
مي دوني بخاطر اين آدما چند نفر مردن؟
هيچ انتخاب ديگهاي نداريم، آقاي پاتواردان
کشور از يه شورش همگاني ميترسه
ملت مهم تره- اين اتفاقات هر روز ميوفته-
ولي وزير بايد نجات داده بشه اون مخلصه و نميشه فدا بشه
...نمي تونيم تسليم بشيم- ...بايد نجاتش-
گفتم بس کنيد
مگه وزير تنها گروگانشونه؟
نه قربان، حدود 250 نفر از خدمهي دوردارشان هم اونجان
مخلص و بيريا نيستن؟
مرگشون قابل قبوله؟
جوزف- قربان-
گارد ملي امنيت رسيدن اونجا؟- منتظر دستورن قربان-
اگه براي نجات صد نفر، يه نفر بايد قرباني بشه کار اشتباهي نيست
گناه نيست
کتاب مقدس هم همين رو ميگه شرايط ما هم همينطوره
ازشون بخواه که دست به کار بشن
شما دو تا بريد اون جلو
شما دو تا برگرديد عقب !بريد
هي، شليک نکن
با من بيايد نترسيد
زود...زود
همونجا بمونيد، قربان تکون نخوريد
وحشت نکنيد تکون نخوريد! همونجا بمونيد
تکون نخوريد تکون نخوريد
نه...نه
تروريست رو زنده گرفتيم ماشين رو آماده کن
جنگ مقدسمون تموم نشده تا وقتي که ملتتون رو نابود نکنيم، دست بر نميداريم
برو...سريع برو
همگي، نترسيد جاتون امنه
"حملهي تروريستهاي پاکستاني خنثي شد"
محاصرهي تروريستياي که تمام صبح در تيتر خبرها بود
به لطف گارد امنيت ملي تموم شده
رهبر و 5 تروريست ديگه که تقاضاي آزادي افرادشون رو داشتن
...پدر
...آنجلي
واقعا معذرت ميخوام انتخاب ديگهاي نداشتم
اين يه مرگ معمولي نيست
يه فداکاري براي ملته
محکم باش
سبز، بنفش، زرد، سفيد" "وقتي گل ميخ ميرسه، دخترها ميدرخشن
سبز، بنفش، زرد، سفيد" "وقتي گل ميخ ميرسه، دخترها ميدرخشن
وقتي که نسيم غلغلکت ميده" "اون مرد خوش شانس رو ببين
بوسههاي سر رو منفجر ميکنه" "اون نوهي خداي عشقه
"آره! اون نوهي کوپيده"
راکايي! موکايي! کاکايي! رامايي"" ""کجا رفتين،اي خود نماها؟
زيباي شيرين من" "با موهاي زيبات از هم پاشيدم
اي قوي برازنده" "يکي از گيسهاي بافته شده ات ميليونها ميارزه
واناجا با يه آدم سياه قرار ميذاشت" "ولي صاحب يه بچهي سفيد با پادشاهش شد
گيريجا دور معبد چرخيد"، "ولي نئشه موند و از تنهايي خشکيد
تو خيابون چشم چروني کردن درست نيست" "من کاتيرم، کي ميتونه شيطنتش رو کنترل کنه
دختر موذي" "هي، دختر خيره سر
زيباي شيرين من" "با موهاي زيبات از هم پاشيدم
اي قوي برازنده" "گيسهاي بافته شده ات ميليونها ميارزه
کارخونه رو ببنديد بذاريد کشاورزي نجات پيدا کنه
سرزمين آب روها و جريانها" "جايي که شاليزارها شکوفا ميشن
با ساختمونهاي به هم پيوسته احاطه بشن" "بعدش ميخواي بجاي برنج سنگ بخوري؟
"زنها بايد صف ببندن تا يه سطل آب گيرشون بياد"
اگه همهشون از عصبانيت قيام کنن" "حتي ميتونن کاوِري رو هم احضار کنن
"پول و غرورت رو بنداز دور وقتي که بميري فقط مثل ترقه ميترکن"
احترام و افتخار از دست رفته دوباره به دست نمياد" "همونطور که يه تخم مرغ آب پز، املت نميشه
زيباي شيرين من" "با موهاي زيبات از هم پاشيدم
اي قوي برازنده" "يکي از گيسهاي بافته شده ات ميليونها ميارزه
هيچ کدومشون قشنگ نيستن
يکي مثل اين بيار
مامانت يه عروس اين شکلي برات ميخواد
"رگ به رگ شدگي در طول اينجا درمان ميشه"
هميشه با پسرم مسخره بازي در ميارين
برين پي کارتون
چي؟
"يه پيراهن ابريشمي شطرنجي و يه لنگ تا بالاي زانوم ميپوشم"
مثل يه طوفان تو يه سرزمين آزاد" "مثل يه صحراگرد آزادانه ميگردم
موهام سيخ ميايسته" "مثل ميوهي نخلي که آبش رو گرفته باشن
من اون غوليم که بچهها رو ميترسونه" "که کل غذاشون رو ميخوره
"مادر بزرگ عزيزم، مسواک چوبيت رو بيخيال شو"
"ميخواي کاري کنم روي اون لثههاي خاليت دندون دربياد؟"
برو پي کارت
ارزن و ذرت و برنج از دست رفتن" "اگه پيتزا نداشته باشيم چه خاکي به سر بريزيم؟
زيباي شيرين من" "با موهاي زيبات از هم پاشيدم
اي قوي برازنده" "يکي از گيسهاي بافته شده ات ميليونها ميارزه
واناجا با يه آدم سياه قرار ميذاشت" "ولي صاحب يه بچهي سفيد با پادشاهش شد
گيريجا دور معبد چرخيد" "ولي نئشه موند و از تنهايي خشکيد
تو خيابون چشم چروني کردن درست نيست" "من کاتيرم، کي ميتونه شيطنتش رو کنترل کنه
"کاتير"
"کاتير"
"کاتير"
سلام بينندگان، آنيتا هستم "به برنامهي ما خوش اومدين"کشاورزي مدرن
نه باروني، نه آبي همهي حوزههاي دلتا خشک شدن
ولي تنها اينجا سرسبز و باروره
کشاورز مدرن، آقاي کاتيراوان مسئول اين کار جادوييه
کود ساخته شده از ضايعات انرژي خورشيدي و بادي
آبياري قطره اي، حشره کش اورگانيک، کود اورگانيک
با ترکيب علم و روشهاي سنتي آقاي کاتيراوان قدمهاي بلندي بر ميداره
صبح بخير کاتيراوان درمورد کشاورزي اورگانيکتون برامون بگيد
اين يه کشاورزي طبيعيه
از کشاورزي اورگانيک موثرتره
مي دونيد کي پيشگام اينکار بوده؟ ماسانوبو فوکوکا
وودکا رو شنيده بودم ولي فوکوکا؟
ماسانوبو فوکوکا يه فيلسوف کشاورز اهل ژاپن
بدون تموم کردن منابع طبيعي، کاملا به منابع انساني وابسته ايم
اصلا اجازه نميديم کود و سم پاش نزديک مزرعهمون بشه
معرکهست کبير
عاشق بچه ذرتم
ميشه خام خوردش امتحان کنيد
بينندگان، باورنکردنيه روي زبونم انگار بهشته
اين چيه، آقا؟
يه دستشويي پولي؟- درست ميگيد-
چه راه خوبي واسهي پول درآوردن يه کار جانبيه، آره؟
يه دستشويي پوليه، ولي ما بهشون پول ميديم
هر کي اينجا دستشويي کنه ده روپيه ميگيره
واو يه رويرکد خيلي خيلي متفاوت
صبر کنيد! اينکار يه کم هم خودخواهيه
چي؟- بيايد، توضيح ميدم-
من 5 بار ازش استفاده کردم 50 روپيه بايد بهم بدي
گمشو کلاهبردار
من رو ببين، خانم توي هر معبدي که بگي برات قسم ميخورم
خودت رو قسمت برين به درک- واسه ريدن قسم ميخوري؟-
ديدي که من برينم؟
چي شده، مامان؟
ميگه دل پيچه داشت 5 بار رفت دستشويي حالا هم 50 روپيه ميخواد
برم با دوربين مداربسته نگاش کنم؟ پولش رو بده بره
بيا پولت- بدش من-
بيا، بزنش تو سرت- مودب باش، مامان-
اينها فراهم کنندههاي مهمين
چرا داري بدون پول ميري؟
نمي تونم پولي که حقم نيست رو بگيرم !سعي کردم برينم ولي چيزي نيومد
بعدا ميام دستشويي ميکنم و پول رو ميگيرم
شهرمون از اين آدمها هم داره!؟
ده روپيه سود کرديم
بيا مصاحبه رو تموم کنيم- الان ميام-
No comments yet. Be the first to leave one.