Specials

Release info

Fated To Love You E16 2014
A Commentary by m@hsa
m@hsa-ترجمه و زیرنویس:مهســا

Tags

other
Published on: 2014-08-25
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

....لي گان"اين نگراني هات واسه من رو"

ديگه واقعا دلم ميخواد تمومش کني

ما ديگه باهم هيچ رابطه اي نداريم

لطفا ولم کن

"اشک هام به ياد مي آورند"

"که چطور جاي خاليت ُپر ميکردن"

"سعي ميکنم پاکت کنم؛ولي نمي تونم"

"تو ديگه همه چيزم شدي"

اي دختر احمق

"اوه،تو؛نمي تونم ببينمت؛نمي تونم صدات ُبشنوم"

"ولي اشکالي نداره؛خداحافظي هميشه غمناکه"

"قلبم فشرده شده؛ولي اگه تو اينطوري خوشحالي؛"

"اگه اينطوري مي توني لبخند بزني؛"

"مي يونگ"!؛"مي يونگ" "اون موقع؛من"

"هرچقدر که پاکت ميکنم؛بيشتر دلتنگت ميشم"

"بعدا حتي بيشتر از امروز اشک ميريزم"

"انگار که بخت ِبدم اينه که؛هيچ وقت تو رو نداشته باشم"

"خدانگهدار عشقم"

...سگ کوچولو

"قلبم همين الانش هم اين احساس تنهايي رو درک ميکنه"

واسه چي هنوز اينقدر مريضي؟ ديگه بايد خوب بشي

اون موقع منم ميتونم تمومش کنم

"تو تموم قلبم شدي؛اوه تو"

"نميتونم داشته باشمت؛نمي تونم لمست کنم"

"ولي حالم خوبه؛اين درد بي پايان"

"دوباره اشک هام جاري ميشن "

تو باغ اتفاقي افتاده؟

" ولي اگه تو اينطوري ميتوني لبخند بزني"

"هرچقدر پاکت ميکنم؛بيشتر دلتنگت ميشم"

"ميدونم بعدا بيشتر از امروز اشک خواهم ريخت"

"اين تنها چيزيه که ازت مي خوام"

"تا روزي که دوباره همديگه رو ببينيم؛" "منتظر بمون"

"فقط واسمون اين لحظه ي خداحافظي باقي مي مونه"

"خدانگهدار عشقم"

::.... m@hsa -ترجمه و زيرنويس : مهســــــــا ::....

ببخشيد

"لي گان"

"گان"

"من ديگه ميرم"

"به خاطر ديروز ممنونم"

مي يونگ"؛چي شده؟"

ميدوني تموم شب ُاز نگراني چي کشيدم؟

به خاطر بارون جاده ها بسته شده بودن واسه همين تو يکي از کلبه هاي باغ موندم

يکم هم حالم خوب نبود؛اينه که زود خوابم برُد و اصلا متوجه نشدم زنگ زدي

حالت خوب نبود؟چي شده بود؟ الان بهتري؟

آره؛الان خوبم

همين که سالم و سلامت برگشتي؛واسم کافيه

از الان به بعد بايد هرجا واسه کار ميري؛همراهت بيام

که بتوني راحت به کارهات برسي

چون حالت خيلي خوب نيست؛چهره ات خسته به نظر ميرسه

فقط اينجا بشين و يکم منتظر بمون واست يه قهوه ي گرم و ساندويچ ميارم

هنوز که صبحونه نخوردي؛نه؟ آره

"ديگه بسه. بيشتر از اين نبايد ادامه بدم"

...رئيس !رئيس

ديگه چي شده؟ چيه؟چيه؟چيه؟ چي شده؟هان؟

رئيس

واسه چي گريه ميکني؟ چرا؛چي شده؟ اتفاقي افتاده؟

چرا؟ناراحت نباش,رئيسم.چي شده؟

!همه اش تقصير ِتوئه؛تقصير ِتوئه؛تقصير ِتوئه

مگه چي کار کردم؟ تو اين چند روز گذشته چه غلطي کردي؟

دوباره اشتباهي ازم سر زده؟ اين شرکت چندين سال قدمت داره

!چرا يه سيستم نظارت درست و حسابي روي کار هنرمند ها نداره

...هنرمند

از"هنرمند"منظورتون خانوم"الي کيم"ئه که الان دارن با شرکت همکاري ميکنند؟

نه فقط اون هنرمند؛"الي کيم"بلکه همه ي هنرمند هايي که باهاشون کار ميکنيم

!و همه ي هنرمند هايي که قراره درآينده باهاشون کار کنيم

سيستم همکاري هنرمند ها با شرکتمون؛ !واقعا داغونه؛داغونه داغونه

....آه؛رئيـ ....رئيـــ

ميدونم

پس نتيجه ميگيريم که؛بايد به خانوم"الي کيم"بيشتر توجه کنيم !منظورتون همينه ديگه

تو واقعا....فهميدم

......"پس احيانا؛تو باغ؛با خانوم"الي کيم

درست ميگم؛مگه نه؟ اتفاقي واسش افتاده؟

...به هر حال؛شرکت مون بايد

تا اونجايي که ممکنه از"الي کيم"امتياز بگيره

ولي نمي تونم بهت اعتماد کنم نه؛يه بار ديگه بهم اعتماد کنيد

قبوله.پس يه ماموريت سخت بهت مي سپارم

بيا اينجا

آدرس استوديو "الي کيم"رو واسم پيدا کن

بله؛قربان

"اطاعت."تاک گو جانگ

تاک گو جانگ"ديگه کيه؟" اشتباه گفتم؛اسم برادرمه.ببخشيد

برو

"به نظر مياد مال ِمن باشي؛ولي نيستي"

مگه سه سال تموم تو پاريس فقط نون باگت خورده؟

آخه واسه چي اينقدر ضعيفه؟

وقتي کار ميکني؛نيرو و انرژي ـت؛از همه چي مهمتره

بيا کفش جديد بخريم و از فردا شروع کنيم باهمديگه ورزش کنيم

....الان؛بيا اول واسه "مي يونگ"انتخاب کنيم

فکر کنم اين خوب باشه

سايز پات 240 ئه؛درسته؟

آره,درسته.از کجا مي دونستي؟

فکر ميکردي به عنوان ِيه طراح؛حتي همچين چيزي هم نمي تونم تشخيص بدم؟

دنيل"تو کدوم رو انتخاب ميکني؟"

من؟ امم...واسه من

فکر کنم از اين خوشم مياد.خوشگل نيست؟

...بذار ببينم من واست مي بندم

تو همينطوري بشين

من خيلي خوب ميبندم؛طوري که باحال به نظر بياد

!تموم شد ممنون

پس اين دفتر ِکار حلزون ئه

با خودم "امگا سه" نياوردم

ميتونم بعدا بهش بدم

حلزون اون ژيگول رو هم با خودش آورده اگه بزنم قلم پاي اين ژيگول رو بشکنم؛

دوباره برميگرده خودش ُبه حلزون مي چسبونه؛نه؟

اوه،دارن با همديگه ميرن دارن با همديگه ميرن داخل! ايشش

نونا !؛اينجا

سلام؛مادر

اين خانوم،همون دوست ِ"مي يونگ"که اومده بود خونه امون نيست؟ همون هماهنگ کننده ي زوج ها درسته

من هماهنگ کننده ي زوج ها هستم؛

....و خانوادم ميخواي کسي رو بهمون معرفي کني؟

....نه؛قضيه اين نيست

.....زني که مي خواستم بهتون معرفي کنم ....خُب

کي دختري که"يونگ"عزيزم باهاش قرار ميذاره مياد؟

مادر

تو واسه چي"مادر"صدام ميکني؟ ما که فقط چند بار همديگه رو ديديم

...مادر چرا مثل بدبخت بيچاره ها صدام ميکني؟

راستش؛زني که باهاش قرار ميذارم,الان اينجاست

واي !اينجاست؟ کجاست؟

مامان؛من با اين"نونا"قرار ميذارم

چي؟ چطوري....امکان نداره

مادر

شماها ديدين که چطوري رگ ِگردنم گرفت؟

!نمي تونم بااين موضوع موافقت کنم

!مگه کثافت جلوي چشمم ُگرفته مامان

راستش؛چه فايده داره با يه زن ِثروتمند و موفق آشنا بشم؟

اون ها چون تو معشوقه بودي؛بهمون به ديده ي تحقير نگاه ميکنن

ما فقط بايد بيشتر از داداش بچه دار بشيم

....با اين که به نظر مياد تو همچين چيزي مهارت زيادي داره؛ولي

حتي اگه بميرم هم بهتون اجازه نميدم با اين ازدواج مخالفم

بله؛درسته.تازگي ها اوضاعم يکم پيچيده شده

تو اين دو سال اخير؛گرچه موضوع کلي مهمه؛

ولي ترجيح ميدم جزئيات و رنگ ها رو هم بررسي کنم

اينطوري مي تونيم جذابيت بصري رو براي بازديدکنندگان فراهم کنيم

بياين بيشتر درباره اش فکر کنيم.باشه؟

!اگه فقط تصميم بگيري؛هرکاري واست ميکنم

پس اين مربي بودن رو بيخيال شو و دوباره باله ات رو شروع کن

بهت که گفتم؛من اينطوري راضيم از آموزش دادن به بچه ها خوشم مياد و الان هم خيلي خيلي خوشحالم

تو به اين ميگي خوشحالي؟ فقط تو ظاهر حالت خوبه و از درون داري نابود ميشي

اگه نميخواي باله ات رو ادامه بدي؛با رئيس"لي گان"ازدواج کن

....لطفا ديگه نرو ديدن ِ"گان".اگه اين کار ُکني

اون موقع واقعا خودم ُميکشم

ميکشي؟ اين حرفيه که به مادري که واسه بزرگ کردنت خون دل خورده بزني؟

....:: OPUS-SUB::....

ببخشيد

اگه با من کاري نداريد؛لطفا بريد

اينطوري نيست لطفا،ازتون خواهش ميکنم.فقط بريد

فقط وقتي ميتونم برم تو خونه ام؛که کارت ِورود رو وارد کنم شما بايد از سر ِراه؛بريد کنار

"تاييد شد"

تشنه اي؛نه؟

بستني ميخوري؟

خيلي خسته ام. واقعا دور بود

کدوم رو دوست داري؟

من...اين

اون ُواسه خودم گرفته بودم

ولي به نظر مياد رابطه ات با مادرت زياد خوب نيست

امروز واقعا عصباني بود و اون دفعه هم که بهت سيلي زد

به خاطر اينه که نااميدش کردم

مادرم تنها هدف زندگيش اين بود که من يه رقاص معروف باله بشم

ولي من اون رويا رو نابود کردم

ولي درواقع تو از اوني که به نظر مياد؛دختر بهتري هستي

حتي اين رفتار هاي مادرت رو درک ميکني

اون اشتباه نميکنه اگه کاري که ازم مي خواست ُانجام ميدادم؛

مي تونستم زندگي بهتري داشته باشم

هنوز رئيس"لي گان"رو مي بيني؟

...براي ديدن که ميبينمش؛ولي

فقط همين

اون پيش ِمن برنميگرده؛

و منم جرات نميکنم بهش نزديک بشم

منظورت چيه که جرات نمي کني بهش نزديک بشي؟ اگه زير يه آسمون زندگي ميکنين؛خبُ يعني ميتوني

شايد به خاطر اين باشه که در حقشون بدي کردم

حقشون؟ منظورت چيه؟

هيچ وقت فکرشم نميکردم تو همچين آدم خاله زنکي باشي که به شنيدن ِداستان قرار گذاشتن ديگران هم علاقه مند باشي

واسه بستني ممنون

اين ماجرا ديگه واسم داستان قرار گذاشتن دو نفر غريبه نيست

من به "کيم مي يونگ"پيشنهاد ازدواج دادم

اين به اين معني نيست که حق دارم کنجکاو باشم؟

امروز ديگه کاري نداريم

درسته.امروز خيلي خوب کار کرديم ....بايد به "الي کيم"زنگ بزنيم؛بانو

!اوه؛رئيس

شما دوتا .... چي کار مي کنين؟

اين ها پرونده هايين که خانوم هنرمند درخواست کرده

چون خيلي درمورد تحقيق کردن مصرُ بودن؛

از ما پرونده هاي زيادي خواستن

داريم اين ها رو ميبريم محل کارشون

!يه لحظه صبر کنيد سرمون خيلي شلوغه !واسه چي؟

خانوم هنرمند ازمون خواسته فورا اين ها رو بهشون تحويل بديم

شماها واسه چي اطلاعات ِمحرمانه ي شرکت رو به بيرون درز ميدين؟

اگه مي خواد اين اطلاعات رو ببينه؛ بايد خودش شخصا بياد اينجا و ببينش

اگه اين ها رو با خودتون ببريد

شما رو به جرم افشاي اطلاعات محرمانه ي شرکت ميندازم زندان

حالا هرکاري دلتون ميخواد بکنين

دارين ميگين اين ها همه اطلاعات محرمانه است؟

خبُ؛ممکنه به نظر شبيه پرونده هاي معمولي بياد

ولي اين ها شديدا محرمانه اند

پس منم ديگه راهي به جز اين ندارم که اينجا بمونم تا از افشا شدن اطلاعات محرمانه،جلوگيري کنم

واسه همين شما لازم نيست به چيزهاي ديگه فکر کنين يا نگران مسئله اي باشين؛

و به کارتون برسيد منم چون هيچ راه ديگه اي ندارم

همينجا ساکت؛مراقبتون هستم

يه لحظه صبر کنيد

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left