Baskets

Baskets

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

baskets s03e08 720p hdtv hevc x265 rmteam
baskets s03e08 internal 720p web hevc x265 rmteam
A Commentary by Unknown
► هومن صمدی | DibaMoviez.Com ◄

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
x265
HEVC
TS
HD
web
Published on: 2018-03-15
Downloads: 10
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

« ...آنچه در بسکتز گذشت »

دارم یه‌خرده در خودم تغییرات ایجاد می‌کنم

بتازگی یه مراسم ختم کبابی واسه دلقک قبلی‌ـم رنوآر داشتیم

من دنبال دردسر نیستم - اوه، نیستی؟ -

،خب، فکر کنم هستی ،چون از موقعی که باهات آشنا شدم

از دردسر درست‌کردن لذت می‌بری

اگه همه‌مون به‌عنوان شرکای کاری ،توی محدوده‌ی خودمون بمونیم

می‌تونیم به یه جایی برسیم

روزی روزگاری، شاهدختی بود که در یک قلعه‌ی

بزرگِ تاریکِ اکوئی زندگی می‌کرد

زیاد مایه‌ی خوشی نبود - آ - آ -

بعدش یک روز، مادرخونده‌ی جادوئی‌ـش از شاهدخت دیدار کرد

یک‌مرتبه، شاهدخت صدها انتخاب

از سبک‌ها و رنگ‌های فرش‌های مرغوب داشت

رنگ موردعلاقه‌ی تو چیه؟

...چیز چطوره

رنگ موردعلاقه‌ی من قرمزه

قرمز؟ اونا رو هم در موجودی داریم

تحویل تا پنج الی هفت روز کاری - بدون پرداخت اقساط در 90 روز اول -

مادرخونده‌ی جادویی چطوری انجامـش می‌ده، بابایی؟

فکر کنم یه‌خرده کمک از طرف شاه داره

خیلی قشنگ بود

اوه، بیاید تو. بشینید

بیاید تو. از کنفرانس زنان براتون هدیه گرفتم

از چتری‌هات خوشم میاد - ممنون -

هـی، چیپ - هـی، مامان -

اوه

اگه اندازه نیست، می‌تونم عوض‌ـش کنم

چون صدتا ازشون خریدم

بهم یه معامله‌ی خوب دادن

این چیه، سرخ؟

آره فکر کنم

عاشق‌ـشم - اوه، خوبه -

بگذریم، می‌دونم ما فراز و ،نشیب‌مون رو داشتیم

،ولی در کنفرانس زنان

کمی در مورد کسب‌وکار یاد گرفتم

و در مورد برندسازی یاد گرفتم

و باید خبر در مورد رودیومون رو پخش کنیم

پس، حدس بزنید چیه

همه‌تون قراره چتری کنیم؟ - نه -

قراره یه آگهی بازرگانی در مورد رودیوی خانواده‌ی بسکتز درست کنیم

اوه، حالا داری به زبون من حرف می‌زنی

ممنون، مادر - ایده‌ی عالی‌ایه، مامان -

هیجان‌انگیزه، مگه نه؟

راست‌ـش من داشتم روی یه شخصیت دلقکی جدید کار می‌کردم

شاید بتونم جاش بدم - ،و چون یه متخصص آگهی‌سازی در میان‌مون داریم -

دوست دارم از این فرصت استفاده کنم ...و معرفی‌ـش کنم

من نیازی به معرفی ندارم

!شاه فرش‌ها، کن

چطورید، همگی - کن؟ -

سلام، کن

هـی، کن - هـی، چیپ -

!من... دروغ‌پراکنی! دروغ‌پراکنی

من آدم آگهی‌سازم

چیپ، بهشون بگو من چندتا آگهی واسه آموزشگاه پیشه‌ی بسکتز درست کردم

صفرتا؟

‏‏55تا درست کردم

رقابت نیست که، دیل

بله، هست. همه‌چیز رقابت‌ـه

خدا - ،خب، بگذریم -

با شبکه‌ی 9 تماس گرفتم و نرخ یه آگهی

سی ثانیه‌ای رو گرفتم

قبل از اینکه تصمیمی راجع به ...کارگردانی بگیریم، بذارید من

یکی از اونایی که خیلی معروف شد رو نشون‌تون بدم

اوه - آره -

ایناهاشش. دوتا هیت

آموزشگاهِ پیشه‌ی بسکتز تقدیم می‌کند

آمادگی برای هزاره‌ی جدید

!واقعاً داره میاد

وای‌تو‌کِی واقعی‌ـه

وای‌تو‌کِی

شما برای فاجعه‌ی وای‌تو‌کِی آماده‌اید

که قراره به شهرتون ضربه بزنه؟

متخصصین می‌گن که شبکه‌ی برق از کار میوفته

درسته، متخصصین؟

شما توی صنعت تکنولوژی کامپیوتری بدون آینده گیر نکنید

برای یکی از کلاس‌های آنالوگ ما :ثبت نام کنید، مثل

،تیراندازی با کمان، قانون موتورسواری

،سفالگری، سفالگری کودکان

چاقو تیزکنی، چاقو پرت‌کنی

ببخشید

مراقبت از کودک و قانون حمل چاقو

تا زمانی که در آموزشگاه پیشه‌ی بسکتز بهتون خوش می‌گذره

شانس بقاتون رو افزایش بدید

،از من بشنوید... من نه‌تنها یک رئیس‌ـم

بلکه دارم یه پناهگاه می‌سازم

مفتخرم که اولین و تنها آموزشگاه

پیشه‌ی آزاد کالیفرنیا باشم

بله، سلام

من دنبال بخش کتاب‌های مربوط به دلقکی می‌گردم

هر کتابی راجع به دلقکی یا تاریخ دلقکی

،دارم روی یه شخصیت کار می‌کنم یه شخصیت دلقکی

یا، می‌دونید، هر کتاب راهنما به‌طور کلی در مورد خلاقیت

هوم

من یه‌خرده در سیستم رده‌بندی ،دهدهی دیوئی از کار افتاده‌ام

پس یه مقدار کمک لازم دارم

خب، اینجا بشینید

من چندتا کتاب براتون می‌کشم بیرون و سریع برمی‌گردم

باشه، ممنون

ولی خوبه

!اوه، نه! نه، بری

!بهت گفتم توی اون نهال نشاش

!بیرون! بیرون

!اوه! اوه، خدا

اوه

به نظر من

،آگهی‌ـت هرچی واقعی‌تر و طبیعی‌تر باشه

مردم بیشتری می‌تونن با چیزی که می‌گی ارتباط برقرار و بهش اعتماد کنن

هوم. اون خیلی سنتی‌ـه

چیزی که مردم الان می‌خوان، زرق و برق‌ـه

زرق و برق چیه؟ سکس‌ـه

می‌دونید، سکس خریدار داره

،اونا چک سینه می‌خوان، شکم می‌خوان از اون‌جور چیزا

...ممه، سینه، می‌دونید

ولی، دیل، یه رودیوئه

خب، من که در مورد جماع انسان و حیوان صحبت نمی‌کنم، کن. بیمار

من یه ایده‌ای دارم

چطوره که جفت‌تون آگهی خودتون رو درست کنید

و من تصمیم بگیرم از کدوم استفاده کنیم؟

اوه، منظورت یه چیزی مثل فستیوال فیلم‌ـه

آها

.می‌تونم به اون علاقه داشتم باشم می‌تونم مثلاً

،یه‌خرده رقابت به خرج بدم اگه منظورت همینه

البته. من باهاش روال‌ـم - باشه، کن -

باشد که بهترین مرد پیروز شود

پس، شما دوتا دلقک متفاوت

برای هر آگهی می‌خواید؟

چون من کُلی حق انتخاب می‌تونم بهتون بدم

هنوز چیز خیلی مشخصی وجود نداره

،ولی من ماهیت چندین دلقک رو دارم... ولی

...اونا هنوز در مرحله‌ی ساخت هستن. آم

دماغ دلقکی‌ـت رو میاری دیگه، درسته؟

چون به‌نظرم فقط به همون نیاز داریم

آره، گرچه چیز بیشتری نسبت به اون توش وجود داره

می‌دونم. می‌دونم

راست‌ـش رو بخوای، اون به یه‌ور هیچکس‌ـم نیست

آره، یه دماغ دارم

خوبه

بگذریم، می‌دونید من چی دوست دارم؟

من عاشق شعر تبلیغاتی‌ام

مثلاً، در آخر آگهی

عزیزم، من هر کاری تو بخوای می‌کنم

اوه

می‌دونی، ولی اون یه برتری جنسی روت داره

که من ندارم

من می‌تونم بی‌طرف باشم

خیلی‌خب

!اوه، پای

چیپ، پای رو برام درمیاری؟

آهان - ممنون -

من پای نمی‌خوام

خیلی ممنون به‌خاطر تاکوها، مادر. کنث

،اون رو از کنفرانس زنان یاد گرفتم

به جون هم انداختن آدما، رقابت

می‌دونستم یه چیزی گذاشتی اونجا بپزه

!اوه، داغ‌ـه - !اه -

!داغ‌ـه

اوه. حال‌ـت خوبه؟

دست‌ـم رو سوزوندم

اوه، خدا

کلامزو واسه اسم یه دلقک چطوره؟

اوه

،مثل یه هواشناس تلویزیونی

یه پرده‌ی سبز نصب می‌کنم

دیل بستکز رو فراخونی می‌کنم

مادرت‌ـم. لطفاً بیا به محوطه‌ی طویله

داریم آگهی کن رو ضبط می‌کنیم

به همین زودی شروع کردید؟ من هنوز دارم آگهی‌ خودم رو آماده می‌کنم

دیل، ما همه اینجا منتظر توئیم

لباس‌ـت روی صندلی‌ـه، عزیزم

ولی من که خودم یه پیراهن قشنگ دارم

آماده‌ای؟ - آره، آره، اوضاع‌مون واقعاً عالیه -

ممنون که کارت‌های یادآوری رو درست کردید

حالا، چیپ، ازت می‌خوام همینجا کنار مامان‌ـت وایسی

اون باید علامت تو باشه - می‌خواستم ازت تشکر کنم -

که به‌خاطر شخصیت دلقکی جدیدم بهم فشار نمیاری

،تقریباً آماده‌ست

،فقط هنوز آماده نیست پس ممنون از درک‌ـت

آره. عالیه. البته

من اومدم - دیل! ظاهرت عالیه -

یه میکروفون بهش وصل کن

سلام، من گرگ‌ـم

می‌خوام یه میکروفون بهت وصل کنم

خیلی‌خب. خوش به حال‌ـت، گرگ

بسیارخب، این قراره بره اون پایین

.وایسا، دست‌هات... خودم درست‌ـش می‌کنم خیلی ممنون

دست‌هات یه‌خرده یخ‌ـن

علامت‌ـت اونجا کنار مامان‌ـته - ممنون، کن -

هـی، مامان. خدا، مثل نلی اُلسن شدی

ممنون - تعریف نبود، مادر -

خیلی‌خب، پس، حالا، این یه سناریوء غرب وحشی‌ـه

ما با اولین دیالوگ کریستین ،شروع می‌کنیم

،بعدش می‌ریم روی چیپ

بعدش می‌ریم سمت دیل، و بعدش

برمی‌گردیم به کریستین

واقعاً، خیلی ساده، باشه؟ - عالیه -

بسیارخب، بریم

دیالوگ‌ها روی کارت‌های یادآوری‌ـه

اوهوم - خیلی‌خب. شروع کنیم -

داریم می‌گیریم

More Farsi Persian subtitles for Baskets

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left