Biao Ren: Blades of the Guardians

Biao Ren: Blades of the Guardians

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Blades of the Guardians - 11 [AioFilm com]
A Commentary by AioFilm
🔷 آیوفیلم تقدیم میکند | Dead Son :مترجم 🔷

Tags

other
Published on: 2023-07-24
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 156 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

افراد زیر هجده سال لطفا با اجازه والدین این اثر رو تماشا کنند !سن پیشنهادی جهت تماشای اثر هجده سال به بالا !این محتوا کاملاً خیالی ست، لطفاً اقدام به تقلید آن در دنیای واقعی نکنید

جهان پر از هیاهوست

همه و همه برای سودبردن

تیغ‌های نگهبانان

برگرفته شده از کمیکی با همین نام به اهتمامِ شو شیانژه «تحت عنوان تیغِ نگهبانان»

جهان پر از غوغاست

همه و همه برای منفعت‌طلبی

تیغ‌های نگهبانان

اپیزود یازده

.دائو ما

،برای مشکل امروز

،بهت کمک میکنم

بچه رو بده به من

برگرد و گزارش بده که

تو دامِ کمینِ دشمن افتادیم

نهایتاً به دلیل نالایقی سرزنشت کنن

میفرستنت لب مرز تا خدمت کنی

هنوزم فرصت اینکه به سواره نظام امپراطوری برگردیم رو داریم

.مجبورم نکن

.دائو ما

.رئیس

.این یارو مرده

بدیمش به خورد سگ ها؟

.وایسا

.یه پسربچه هم هست

.به هوشی

تو و این بچه

خیلی خوش شانسید که

توی این بیابون بزرگ زنده موندین

اگه میخواین

میتونین همینجا زندگی کنین

.بدرود، دائو ما

.شیائو چی

.شیائو چی

.شیائو چی

.شیائو چی

کجایی؟

.شیائو چی

.دائو ما

.اینجام

درد داری؟

مشکلی داری؟

چی شده؟

دائو ما

آیویا و آنی

کی برمیگردن؟

.یه لحظه وایسا

.وایسا

جوابمو بده

برشون میگردونیم دیگه

درسته؟

سرش توافق کردیم

با هم میریم چانگان

درسته؟

.شیائو چی

.آیویا رفته

.مثل مو

...مثل

کسایی که قبلاً تو زندگیمون .دیدیم

،تو

نزدیکتر نیا

چیکار داری میکنی؟

بین زن و مرد نباید .صمیمیتی باشه

فکر نکن میتونی ازم سوءاستفاده کنی

فقط میخوام خودمو خلاص کنم

این منطقه متروکه ای که .حتی پرنده هم توش تخم نمی ذاره

فکر میکنی نمیتونم فرار کنم؟

شنیدی چی گفتم؟

.بذارم پایین

.از اینجا راهمونو جدا می کنیم

.مساوی میشیم

برادر بزرگ

این یارو تو کار جابه جا کردنِ .دخترای جوونه

نمیخوای کمک کنی؟

این بچه رو هم من .نجات دادم

آدم ناسپاسی هستی؟

ژی شیلانگ

.موهامو نکش

.بیدارم

،تا حالا

.همه چیزو فهمیدی

،تو و مو

دقیقاً چه رابطه ای با هم دارین؟

ژی شیلانگ واسه مدت زیادی مو رو میشناسه

من هم دائو ما رو برای مدت زیادیه که می شناسم

من؟

،هفت سال پیش

،تو دوره هرج و مرجِ شیژو

مردم در سه استان و چهار کشور

به اسلحه خانه ها حمله کردن

،بوروکرات ها رو کشتن

یمن

،انبارهای غلات رو باز کردن

.و رفاه رو برای مردم به ارمغان آوردن

دادگستری شوکه شد

سوی) دادگستری برای سرکوب این) هرج و مرج پنجاه هزارتا از سربازای ممتازش رو اعزام کرد

که یانگ سو از سواره نظام رهبریشون می کرد

بیست نفر از سواره نظام های ممتاز هم توی ارتش بودن

سواره نظام امپراطوری

.خاص ترین واحد بین کل ارتشه

هرکدوم از اعضاش ،توانایی های خاصی دارن

و همه شون هم مسئولیت ،ماموریت های مخفی دادگستری رو دارن

تا چیزایی که نباید وجود داشته ،باشن رو پاک کنن

تا مردمی که نباید وجود داشته باشن ،رو از بین ببرن

تا نهایتاً از حافظه مردم هم پاک شن

فراموش شدن

مساوی با اینه که انگار هیچوقت تا به حال وجود نداشتی

این شامل صد و پنجاه هزارنفر از مردان و زنان و کودکان شیژو میشه

و همچنین

.گروه هوا یان

گروه هوا یان؟

روش خدایان

اینه که کمبودها رو جبران کنی و اضافات رو از بین ببری

روش انسان ها

اینه که کمبودداران رو از بین ببرن .و برای اضافی ها، بیشتر و بیشتر جمع کنن

داشینگونگ دشت های مرکزی رو متحد کرد

،و یک دوره هدفمند رو آغاز کرد

اما این رفاه فقط شامل حال طبقات بالای جامعه میشد

این در حالی بود که انسان های .دست پایین و فقیر، سرکوب میشدن و مورد سوءاستفاده قرار میگرفتن

،حتی جونشونو میذاشتن وسط ولی هیچی عایدشون نمیشد

در دوران هرج و مرج، مردم رنج کشیده بودن

در دوران رفاه هم مردم در رنج بودن

یک نفر باید برای تغییر اوضاع داوطلب میشد

.گروه هوا یان

اون ها مردم شیژو رو

:برای ارسال یک پیغام به دنیا سوق دادن

،طبق روش خدایان عمل کنید

.تا دنیا گلستان شود

این اولین باری بود اسم که گروه هوا یان به گوش مردم دنیا رسید

اما اشراف هیچ علاقه ای به شنیدن لابه های فقرا نداشتن

،اونا گفتن

گروه هوا یان یه مشت شورشی ان که دارن نظم و امنیت ملی رو به هم میزنن

این شورشی ها دشمن رفاه هستن

،این دشمنان

باید ریشه کن شن

در نتیجه

سواره نظام امپراطوری

تصمیم گرفت یک شهر رو قتل عام کنه

نشان سربازان ممتاز امپراطوری در دوره حکمفرمایی امپراطور یانگ از سلسله سوی

.ژی شیلانگ هنوزم اون شب رو یادشه

ناگهان، یه آتش سوزی بزرگ ،توی شهر شیژو شروع شد

همه ترسیده بودن و

.سعی میکردن تا فرار کنن

،مرد و زن

،پیر و جوان

،نظامی و غیر نظامی

،هیچکس نمیدونست زنده میمونه یا نه

،تو یه شب

،جنازه ها زمین رو پوشوندن

و رودی از خون راه افتاد

مجموعاً 150000نفر

به وحشتناک ترین شکل ممکن سلاخی شده بودن

،اون روز

اولین باری بود که ژی شیلانگ .دائو ما رو دید

،اون زمان

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left