The first 200 lines.
خیلیخب، همگی گوش کنین
شما رو نمیدونم ولی من خودم
حالم از اون سخنرانیای نفرتانگیز بههم میخوره
که باعث میشه بعضیا نادیده گرفته بشن
خودشه؟- اره خودشه-
میدونین، اگه فقط یه چی باشه که حالمو بههم بزنه
اینه که وقتی یه نژادی فکر میکنه برتره
ولی دربارهی برتریهاش چیزی نمیدونه
من جزو اونا نیستم من جزو اونا نیستم
یه سیاهپوست لاکپشتی رو به پشت میخوابونه
یه فیلیپینی دوجنسه میاد
و میبینه که لاکپشت بیچاره داره تو آفتاب جزغاله میشه
حالا پوست پدر فیلیپینیه چه رنگیه؟
میدونستم آدم نیستی تو
اره اینجا همه زهرهترک شدهن عزیزم
هیچکی آروم و قرار نداره و همه عصبیان
خیلی وحشتناکه مراقب باش باترز
هستم عسلم
باترز، همین الان بیا دستشویی
خب کایل، قضیه چیه؟
جیمی مرده- چی؟-
من همه چیو میدونم مدیر اونو کشته
و خواسته لزلی رو هم بکشه ولی اون قسر در رفته
مدیر عضو یه شبکهی بزرگ از افراطیهاست
که هر کیو که با ایدئولوژیشون مخالف باشه میکشن
تو اینا رو از کجا میدونی؟
چون لزلی با منه من ازش مراقبت میکنم
کایل یه دوستدختر گرفته
تازه بدترم میشه
یکی از افراد شهرمون به اینا کمک کرده که اینجا بیان
اون آدم از جوک بیل کازبی استفاده کرده
تا باعث اخراج مدیر ویکتوریا بشه
کی از جوک کازبی استفاده میکنه تا به مقاصد شومش برسه؟
به نظرم واضحه پدرِ استن
...کایل
استن، بابات یکی از اوناست
اون همونیه که اونا رو اینجا راه داده
تو گذاشتی پارانویا و سوءظن مختو کنترل کنه
آدم نمیدونه به کی باید اعتماد کنه
خب حالا چیکار کنیم؟
فقط یه کار هست
باید اسلحه گیر بیاریم
اسلحه؟
تنها راهیه که میتونیم در امان باشیم
کایل، به فرض که اینطوری در امان باشیم
خب چطور همهمون میتونیم اسلحه گیر بیاریم؟
خب، ردیفه، ما اسلحه داریم، حالا چی؟
من همین الانشم کلی احساس امنیت میکنم
شماها جایی آفتابی نشید و حواستون به پشتسرتون هم باشه
من میرم از لزلی محافظت کنم
هی
.زیادی درگیرش نشو شریک
من ژستم خوبه باترز؟
اره
چیه؟
چیه؟
میتونی اون نون سیر رو بدی اینور رندی؟
چرا نباید بتونم نون سیر رو بدم اونور؟
بابا دیشب کجا بودی؟
چی؟ کِی؟ کی کجا بودم؟
بیرون، با دوستام، یه سری کار داشتیم
خب من سیر شدم
میرم یه مدت تو گاراژ کار کنم
رو چی کار کنی؟- رو یه سری چیز برا یه سری کار-
اوه یه کم ازین با خودم میبرم
هنوز گشنمه
مگه نگفتی سیر شدی؟
ابلفظ
نکنه دارید محاکمهم میکنید؟
گوه توش
شماها واقعا رفتارتون عجیب شده
خیلهخب، اوضاع ردیفه کسی به چیزی شک نکرد
یه نگاهی به این بنداز
الان کل هارد مدیر دست ماست
اون دور دنیا درحال اعیانسازی بوده
و متقاعد شده که
مسئول این اتفاقات هر چی که هست انسان نیست
اگه انسان نیست پس چیه؟
برام مهم نیست اگه خونآشام باشن یا فضاییا باشن
باید همهشونو جمع کنیم و اونقد بکنیمشون تا بمیرن
نباید کون یه خونآشام بذاری
هپاتیت میگیری
اوه، دوستدخترم من کارم ازین حرفا گذشته
اوه خدای من واقعا نمیفهمی این یعنی چی؟
اگه اون چیزی که داره کل دنیا رو اعیانسازی میکنه آدم نباشه
خیلی زود دیگه هیچ آدمی از عهده مخارجش برنمیاد
اونا میخوان نسل ما آدما رو ریشهکن کنن
خب، آپارتمان جدید منو دوست داری؟
تو چت شده نیتان؟
همیشه فکر میکردم بچهی خوبی هستی
حالا یه اسلحه داری؟
اوه، الان دیگه همه یکی از اینا دارن جیم
به هیچ کی نمیشه اعتماد کرد
آره؟ ولی خب اسلحه هیچوقت جواب نمیده
دلت نمیخواست یکی ازینا میداشتی
اون موقع که لزلی بهت خیانت کرد و تا حد مرگ کتکت زد؟
اوه، چه جواب توپی میشد اون موقع
اح-اح-اح-احسنت
میدونی من سلیقههای گرونی دارم جیمی
من غذاهای خوب و آبمیوههای طبیعی دوست دارم
و خراب جندههای کلاس بالام
با دوستدختر فعلیم آشنا شدی؟
"اسم من کلاسیه با یه دونه "ی
و با یه کیری که از "ک" بیرون زده
که خم میشه و "ل" رو میگاد
دور از چشم الف و سین
خوشوقتم کلاسی
من فقط باید برای تبلیغات کار میکردم
تا به همهی اون چیزایی که میخواستم برسم
سوویت بلند خودم که کل شهر شیتیپا زیر پاهام باشه
فقط لازم بود یهکم از پیسی تبعیت کنم
تا همه اونچه که میخوامو بهدست بیارم
همین مونده بود
حالا دیگه تبلیغات از پیسی به نفع خودشون استفاده میکنن؟
این دیگه خیلی ضایعست
پیسی بهجز یه اصطلاح برای اعیان سازی چیه مگه؟
تروتمیز کردن همهچی از شر همه زشتیها خلاص شدن
برای ایجاد یه حس جعلی از بهشت
فقط یه چیز میتونه تو همچین دنیایی زندگی کنه و اونم تبلیغاته
میدونم قبلا هم گفتم ولی مرد من از تبلیغات متنفرم
اریک کارتمن، مگه بهت نگفتم بری بخوابی
اره فقط میخاستم این فیلمو تموم کنم
نه اریک فردا باید بری مدرسه
مامان، این فیلم خیلی رفته رو مخم
الان قرار نیست بخابم ، ولمان کن
خیلی هم قراره بخابی
همین حالا جناب
گفتم فیلم که تموم شد میرم میخابم مامان
اریک، اینو از کجا آوردی؟
لامپو خاموش کن و برو بخاب
من بیدار میمونم
اریک، مستقیم برو تو اتاقت
فکر نکنم مامان
اریک، کون لقتو ببر تو تخت
نه یعنی نه، بیل کازبی
بهت گفتم همین الان برو بالا
هو مامان، چه مرگته؟
دیگه تکرار نمیکنم اریک
الان وقت خابه
مامان، اسلحه رو بذار زمین
من مامانتم و تو هم کاری رو میکنی که من میگم
باشه میرم
پس بهتره همین الان بری جناب
دارم میرم تو تختم مامان وا بده دیگه
خب پس کامیک بوک هم موقوف مستقیم بگیر بخاب
دوست دارم عزیزم
باشه منم دوست دارم مامان شب بخیر
واو، اون گوش کرد
باید یه چیزی باشه
یه سرنخ از چیزی که درگیرشیم
داستانای خبری که مدیر پیسی دربارهشون خونده خیلی متناقضه
اینا فارغ از هر چیزی که باشن
به نحوی رو اخبار تسلط دارن
به نظر من که خونآشامن
باید بفهمیم کی با جوک کازبی منو اخراج کرده
کلید فهمیدن چیزی که درگیرشیم همینه
مدیر ویکتوریا؟
آقای گریسن؟ کیتلین جنر؟
استن، اینجا چه گوهی میخوری؟
بهم بگو چه خبره بابا- هیچی-
فقط داریم وقت میگذرونیم و دربارهی آهنگای کولدپلی حرف میزنیم خب؟
نه، همین الان باید بهم بگید اینجا چه خبره جاکشا
اون پیش تو چیکار میکنه؟
کایل گفت که نباید بهت اعتماد کنم نقشهت چیه بابا؟
استن، قضیه اونطوری نیست که فکرشو میکنی
پس چیه؟
ببین باید یه چیزی رو بهت نشون بدم خب؟
باید اینو ببینی پسرم
اوه، بخورش، حالا اسلحه رو بذار زمین جنده
میرم به مامان میگم
اره؟ باشه برو بهش بگو منم بهش میگم که تو اسلحه داری
تو بیشتر از من تو دردسر میفتی
استن، من باباتم
اسلحه رو بذار زمین و اونجا بشین
مامان- کیرتوش-
خارم گاییده شد تا گیرت آوردم مدیر پیسی
میشه بهم بگی چرا دور دنیا ول میگردی
و به مکانهای غذا و هنرهای احیا شده شلیک میکنی؟
اگه بگم باورت نمیشه
سعیتو بکن
نمیدونم اونا چیاَن ولی از من و امثال من استفاده کردن تا این سیاره رو تغییر بدن
نمیدونی که کیا کیاَن؟
قربان، رییسجمهور پشت خطه
میخاد باهاتون درباره مدیر پیسی صحبت کنه
بله آقای رییسجمهور
میفهمم قربان، بله درک میکنم
باید فورا آزادش کنیم
بی هیچ سوالی
و نباید یدونه از کصشرایی که میگه رو باور کنیم
مثل آب خوردن نبود؟
الان داره آزاد میشه آقای رییسجمهور
میشه دلیلشو از فرمانده بپرسم؟
این یه مسئلهی امنیت ملیه
میفهمم قربان
ممنون، خدا پشت و پناهت
همچنین قربان
و خداوند پشت و پناه ایالات متحدهی آمریکا باد
تو حالت خوبه؟
اره، فقط استرس دارم
و دستام هم یخ زده
No comments yet. Be the first to leave one.