The first 200 lines.
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
قسمت سی و دوم
لو شی
!کمکم کن
خانم شن لطفا سوار ماشین بشید بریم خونه
!خانم شن
اون تو بودی آره؟
!کار خودت بود
!تو پسرمو اغوا کردی
!خانم شن !دارید اشتباه میکنید
!ساکت باش
خوب گوش کن
تو پسرمو تو دردسر انداختی
اینو میدونستی؟
اگه توی احمق نبودی
اون الان با ون نا ازدواج کرده بود
اونموقع حتی اگه پسر واقعی وو تیانهوا هم برمیگشت نمیتونست
! جای پسرمو بگیره
ولی الان
همه چیو از دست داده
!به خاطر تو
!همه چیو
!خیلی خب خانم شن
!لطفا بیاین بریم تو ماشین
همه چیو!
بلاخره آروم گرفت
امیدوارم که تا صبح فردا همینطور بخوابه
خب پس من دیگه برم
مشکلی نداری که تنهایی بری؟
نه اشکالی نداره
اگه آقای ژانگو پیدا کردی
بهم بگو
لو شی
یه وقت که نمیخوای بری و
راجبه رابطه ات تجدید نظر کنی؟
شما تازه به هم رسیدید
حرفای خانم شن رو جدی نگیر
اون اصلا
تو خودش نیست
اشکالی نداره
یادمه که آقای ژانگ
یه بار بهم گفت که
منو میبره تا مادرشو ببینم
اگه وقت مناسبش برسه
الان میفهمم که
اون مادری که میگفت
خانم شن بوده
راستی
میشه که
یه قولی بهم بدی؟
راجبه چی؟
بگو
به آقای ژانگ نگو که
خانم شن منو سیلی زده
باشه
قول میدم
ممنونم که ازش مراقبت میکنی
نگران نباش
تو راهه خونه مراقب خودت باش
!چه عجب اومدی
کجا بودی تو؟
مادرم کجاس؟
تو اتاقش
خیلی طول کشید تا من و لوشی پیداش کنیم و برش گردونیم
!اصلا نمیدونی چی کشیدیم
لوشی کجاس؟
بعد اینهمه اتفاق و دردسر
من
دیگه نتونستم ازش بخوام که بمونه
چیشده؟
مادرم آسیبی بهش زده؟
وقتی حالش خوب نبود؟
! یه چیزی بگو
!بهش قول دادم
!که چیزی نگم
بگو ببینم
بهش سیلی زد
ولی لوشی سر این موضوع نرفت
جدی میگم
اول میرم یه سر پیش مادرم
من قول داده بودم
!که چیزی نگم
!ولی بازم گفتم
!اه دهن لق
!شیاو شی
!شیاو شی
!شیاو شی
مامان
چرا اینکارو کردی؟
چرا؟
اینجا رو به اسم پرورشگاه یوآن میشناختن
اینجا یه خونه بود واسه ی
آدمای بی خانمانی مثل تو
تو خوش شانسی
با اینکه همه چیزو از دست دادی ولی
هنوزم مارو داری
درسته؟
این دیگه چه کاری بود؟ ترسیدم
کدوم پرورشگاهی
نره غولی مثل منو به سرپرستی میگیره؟
جدی میگفتم
حتی منم میپذیرن
بدون دردسر
خوبه خوبه میبینم که جنبه ی شوخیتم که بالاس
شیاو شی
ژانگ مین برگشته
کجا داری در میری؟
برو باهاش صحبت کن
نمیدونم چی باید بهش بگم
خب پس بزار من بهت یاد بدم
...باید با شهامت بری جلو و بگی !بوم
گفتگوی خوبی داشته باشین
میرم یه نردبون پیدا کنم
یکم استراحت کن
بعدا لباسای تمیزتو برات میارم اینجا
معذرت میخوام
درد داشت؟
من حالم خوبه
تو بهم گفته بودی که یه روزی منو میبری مادرتو ببینم
الان هم دیدمش فقط تو یه شرایط دیگه
راستش
این منم که باید از تو عذر خواهی کنم
من کاملا بهت اعتماد نداشتم
باعث شدم که خیلی چیزا رو از دست بدی
و من باعث شدم مادرت درد بکشه
واسه همین درکش میکنم
متاسفم
تو همیشه بخاطر من آسیب میبینی
من باید مسئولیت پذیر باشم
در برابر اشتباهاتم
برای تاعو لون هم
جبران میکنم
تا وقتی که اون این قضیه رو فراموش کنه
همه چی درست میشه
خیلی خب
بعد این همه اتفاقاتی که امروز افتاد
چیزی که بیشتر از همه بهش احتیاج داری استراحته
هیچکس نمیتونه بهمون آسیب بزنه
به جز خودمون
راستی میشه بعدا اگه بهت زنگ زدم جواب بدی؟
ما خیلی نگرانت شده بودیم
میشه به جای ما بگی من؟
میخوام بگی من خیلی نگرانت شده بودم
باشه
من خیلی نگرانت شده بودم
الان دیگه برو بخواب
فردا صحبت میکنیم
میشه بعد از اینکه خوابم برد بری؟
به چی نگاه میکنی؟
من قبلا خیلی راجبه این موضوع کنجکاو بودم
اسم تو ژانگ مین بود
ژانگ مین
خب پس مخففش یا باید میشد ژ یا م
ولی چرا اینجا نوشته چ؟
بزار تنت کنم
اینم از این
خب ژانگ چی
!از ملاقاتت خوشبختم
ژانگ چی هم
خوشحاله که
!لو شیه حواس پرتو ملاقات میکنه
درست یادم مونده نه؟
وقتی بهت زنگ زدم و کلی پیام دادم
دوروزه پیش با بیخیالی
فقط چهار کلمه در جواب فرستادی
"بعدا باهات صحبت میکنم"
مثل اینکه خیلی زورکی بود
اگه اشکالی نداره
من همینجا به خدا قسم میخورم
که تو اولین نفری باشی که
که درآینده از همه چیز خبردار میشه
خیلی خب
میدونم که تو نگران
مادرت بودی
واسه همین شصت درصد بخشیدمت
و از اونجایی که الان خیلی صادق بودی
بیست درصد بیشتر میبخشمت
تو خیلی با مفهوم زمان بندی مشکل داری
ولی در عین حال تو حساب کردن درصد اینقدر مهارت داری
یادم میمونه
خب اصلا من چرا اینجام؟
تو قبلا راجبه همکاری یه حرفی زدی
هنوزم این پیشنهاد روی میزه؟
چه همکاری ای؟
همکاری دلشکسته ها؟
تو قبلا به عنوان
دستیار مدیر کل تو گروه سیهای کارکردی درسته؟
آره
و بعد اخراج شدم
دوست داری برگردی و کمک حال من بشی؟
!با من از این شوخیا نکن
!یه وقت جدی میگیرم
شیاو ژنگنان استعفا داده
من الان دست تنهام
من به کسی نیاز دارم که بتونم بهش اعتماد کنم
بعد از اینکه کلی راجبش فکر کردم
دیدم که بجز تو
به هیچکس دیگه ای نمیتونم اعتماد کنم
اگه که بخوای
این
No comments yet. Be the first to leave one.