The first 200 lines.
-=BUSTED=- E1 هشدار قتل(خطر مرگ)
تقديم ميکند EXOLegend تيم ترجمه و ساب exolovers3 EXOLOVERA
هي در باز نميشه
سعي کن از بيرون بازش کني
باز نميشه ! بايد چيکار کنم؟
-بازي مرگ -پروژه دي
اون ساعت ديجيتالي چيه؟
مراقب چيزهايي که اطرافتونه باشيد
وايسا...صبرکن
-من ام هستم -سي
مراقب چيزهايي که اطرافتونه باشيد
قلابيه
آدم هايي هستند
که بر عليه اين پروژه هستند -در را باز کنيد
اين
من يه کارآگاهم
بهترين در نوع خودم
براي من ، نگاه کردن گوشه اي از اجسام
يا چهره اي از آدم ها
کافيه تا متوجه شخصيت،داستان زندگي و ضعف هاي اونا بشم
مردمي که اون رو ميدونند براي حل مشکلاتشون پيش من ميان
چون من بهترين کارآگاهي هستم که در حال حاضر هست
ولي
چه کسي اين رو براي من فرستاده؟?
من فقط فهميدم که
امروز قراره مشتريم رو ببينم
اون يي جي وونه،مشتري من
ازم خواسته تا گربه اش رو پيدا کنم
سلام
شما ميتونيد رومئوي من رو پيدا کنيد؟
بله ميتونم چون من بهترين کارآگاهي هستم که موجودهfont>
وقتي اينجا ايستاده بوديد
به کفش هاتون علف چسبيده بود
يه نوع علفي که اين اطراف رشد نميکنه
با توجه به مشاهدات من
من همون نوع علف رو ديدم
که اونجا مخصوصا رشد کرده بود
وقتي شما از وسط پارک رد ميشدين براي لحظه اي حواستون پرت شده
ولي اين زمان کافي بوده براي اينکه شما گربتون رو گم کنيد
چه کسي الآن منتظر شماست توي ميدان علفي
گربتون
درست همون جاست
رومئو
يا نه
اما من اون رو دير يا زود پيدا خواهم کرد
اون ممکنه اينجا يا اونجا باشه
رومئو اينجاست
هست؟
ميدونسام.ميدونستم بايد اونجا باشه
خدايا ممنون
به هر حال،باتشکر از نتيجه گيري فوق العاده من گربه اينجاستfont>
بياين اينجا رو ببينيم
و به جاي اينکه پولي بهم پرداخت کنه واسم فال تاروت گرفت
اين کارت ها نشون ميدهند
که شما يه خاطره مشخص از گذشته رو فراموش کرديد
خب ،از اون موقع تا الآن،من...
نظري ندارم
صبر کنيد،اين کارت ها
به زودي
آدماي زيادي اطرافت جمع ميشند
اونايي که شبيه تو هستد ،يکم احمق اند
متوجه شدم
فکر کنم کارمون اينجا تموم شد
-بسيار خب،پس من -صبر کنيد
خدايا
چرا اون به من اين کارت ها رو داد؟
صبرکن،من اين نوع کارت رو زودتر گرفتم
اين چيه؟
من شما رو دعوت ميکنم به يک پارتي مرگ که در بيست و هفتم سپتامبر برگزار مي شود
آيا اون ميتونه زنده بمونه؟
خدايا
تقديم ميکند EXOLegend تيم ترجمه و ساب exolovers3 EXOLOVERA
مترجمين Smrs95 , anita_L_gurdian_MVP , Shakiba_94 , Zainab3080 , samyjoooon
دعوت نامتون،لطفا
بفرماييد
هفت دفتر
اين چيه؟
مطمئن بشيد که امن نگهش ميداريد از اين طرف لطفا
باشه
بايد اينجا بايستم؟
هفت نفر؟
شش نفر ديگه ميان،فهميدم
سلام
-اين؟ -بله
اوه،خدايا
اون خارجيه؟
ميزها آلآن پرشدند
همه ي شما دعوت نامه گرفتيد؟
-فکر کنم همه ما اينجا مهمونين -من يه دعوت نامه گرفتم
ميزبانمون به نظر مياد اينجا نيست
بايد به سلامتي بنوشيم؟
فقط يکم
يکم اطراف رو بگرديم
صبرکن،يه نفر داره مياد
-صبرکن -خدايا
همگي،سلام
-سلام -سلام
خوش آمد ميگم به همتون
براي اومدن به جشن بازي مرگ
-"جشن بازي مرگ؟" -چه جشني؟
بازي مرگ
من همه شما رو براي مدت زيادي زير نظر داشتم
ولي اون طور که متوجه شدم، شما با همديگه آشنا نيستيد
که منطقيه
براي هرکدوم از شما
چيز مهمي رو درمورد خودتون از دست داديد
اين کارت ها نشون ميده شما يه چيز مشخص از حافظتون رو از گذشته از دست داديد
نميدونم چرا اون رو گفتم
کافيه،چرا ما ماسک ها رو در نياريم
و همديگه رو نبينيم؟
-اوه ما بايد؟ -حتما
-اوه،چي؟ -اوه ،سلام
سلام
-از ديدنتون خوشبختم -سلام
اجازه بدين با معرفي خودم شروع کنم
من "ام" هستم
-ام؟ -ام
اکي
حرف "ام" به معني خيلي چيز هاست
اولين حرف از کلمات انگليسي
"حافظه"
هم چنين اولين حرف از کلمه "قتل"
ولي مهم تر از همه
اسم من برگرفته از حرف اول کلمه "معما"ست
شايد به خاطر همينه،که من کاملا بر اين باورم
که هيچ معمايي توي دنيا وجود نداره که نشه حلش کرد
درسته
من در حال حاضر مدت طولاني که براي يه نفر خدمت کردم
استاد من کسي نيست جز "کِي"
-"کِي" -"کِي"
اگه "کِي" ذهن خوش رو به چيزي معطوف کنه اون اتفاق رخ ميده
مهم نيست چي باشه
اون مرد يه نيرو و جذبه بزرگ داره
و حتي من غرق جذبش شدم
بعدا ميبينيد
من مسئول پروژه خاصي بودم
اما به طور تصادفي اشتباه کردم
و"سي" که بطور اتفاقي کنار"کِي" بود
به من خنديد تحقيرم کرد،ميدونيد
اوه،پس "سي" توي اين داستان...
هي پس "سي"کيه؟
"سي" دستيار استاد ما "کِي"
"سي" کسيه که ميتونيد نابغه صداش کنيد گمان کنم
ولي اگه بخوام باهاتون صادق باشم
"سي" ، يه ديوونست
دوباره درباره چي صحبت کردم؟
به هر حال ، دستوري که دريافت کردم
براي بازي بود
يه بازي قتل با همه شما
"يه بازي قتل؟"
به هرحال
فرض ميکنم همتون کنجکاويد درباره بازي قتل بدونيد
-بله -بله
ما بايد بازي رو ادامه بديم
بنابراين در حال حاضر،همه کارکنان براي پذيرايي
ميروند؟
ما بايد بريم، ولي بدون گوش دادت بقيه
-از خدمتتون ممنون -ممنون
ممنون
بيايد به کارمون برسيم
و درباره بازي قتل صحبت کنيم
بعد از اون من قوانين رو توضيج ميدم
چراغ ها خاموش ميشن
و پرونده ها وقتي چراغ خاموشه شروع ميشوند
با يک سيگنال خاص
و يکي از ما
حتي من
قرباني خواهد شد
-چي؟ -قرباني؟
يکي از ما؟
متوجهم که همه شما از اين خبر شکه شديد
بهتون اطمينان ميدم که هيچ کس واقعا نخواهد مرد
-بنابراين نيازي نيست نگران باشيد -درسته،اين فقط يه بازيه
مجرم در حال حاضر از اين واقعيت باخبره که اون مجرمه
شما "مجرم"بازي قتل هستيد
ولي
يادتونه که من چي گفتم؟
"هيچ معمايي توي دنيا وجود نداره که حل نشه"
قبل از اينکه بازي رو شروع کنيم
چطوري به سلامتي بنوشيم؟
-حتما -حتما
به سلامتي
-به سلامتي -به سلامتي
-چي -چه اتفاقي افتاد؟
-چي... -لعنتي
اين چيه
-منو ميترسونه -چه خبر شده؟
-اين چيه؟ -چه اتفاقي داره ميفته
-"ام" -قربان
"اِم!"
-لباساش -صبرکن
اين خون واقعيه!خداي من
-خدايا -يه لحظه صبر کن
-قفسه سينش -اين واقعيه!خون واقعي
-من ميتونم صداي روشن شدن ماشين رو بشنوم -اين چيه
-ماشين -اين چيه؟
کيه؟صبرکن!
-بگيرش -بگيرش
-اون کيه -بگيرش
-اون کيه -بگيرش
No comments yet. Be the first to leave one.