The first 200 lines.
قسمت يازدهم
کارآگاه تيم پشتيبان؟
تمام روز تشريفات اداري رو بازرسي ميکرد که دادستان فرستاده بود .پس براي اين کار عاليه
.ممنونم رئيس
.يعني خيالت راحت شد
همينطور .من نايب رئيسم
...درسته
.به رئيس گفتن عادت کردم
ميدوني چرا اينطوري اي؟
.هنوزم توي سال 1988 زندگي ميکني
.زندگي اونقدرا هم طولاني نيست
.يکي يکي،مردم سريع و هفتگي ميميرن
اگه براي بيست و پنج سال در آرامش زندگي کردي
.فقط از اونجا بيا بيرون،خواهش ميکنم
نايب رئيس
تحقيقي که قولش رو دادي که انجام ميدي .رو حتما انجام بده
من قول خودم رو نگه ميدارم .تو هم ماله خودت رو نگه دار
.فکر اين که با جانگ تائه ها بجنگي رو نکن
.اگه حرکتي بکني اون جونگ صدمه ميبينه
.بله
.برگشتم
باشه .دارم تلفن حرف ميزنم
.باشه
.اينجا
از دستشويي استفاده کنيد .بايد برم اتاقم زودم برميگردم
.بله
چرا اينجايي؟
.ميخواستم يه چيزي بپرسم
از من؟
...شما
.واقعا پدر کاراگاه ها ايون جونگيد
.استديو بوکس و هتل،همه چيز برنامه ريزي شده بود
که وضعيت من رو بررسي کني درسته؟
...وابستگي گذشته و فکر اينکه قدرتمندي .هر طور دوست داري فکر کن
فکر نميکني اين ازدواج مسخره است؟
...من براي زندگي فقط چيزايي که درستِ رو انجام
.براي من ممکنِ
.خداي من
فکر ميکنم مرکز مقاله يا چيزي رفتي؟
خيلي وقت پيش سرت خيلي پايين بود
وسط درس وقتي چشمهاي منو ميديدي .بدون حرفي از دماغت خون ميومد
.يادم نمياد
نميخواي يادت بياد درسته؟
.همينطورم واقعا اهميت نميدم
.ميخوام سريعتر ازدواج کنم
دليل عجله چيه؟
چون خسته کننده است و ما با هم .خسته ميشيم
اگه خسته کننده است پس چرا ميخواي ازدواج کني؟
.پدر تو پدر من اينطوري ميخوان
.براي من،ازدواج چيزي بيشتر يا کمتر از اين نيست
مطمئني ....اونِ؟
مطمئني...اين پسر منِ؟
اون جونگ
نامه رو نشون پدرت بده
.سه سال پبش،اون اين نامه رو نوشت و با خودش داشتش
چي؟جانگ اون جونگ؟
.اونا نميدونن چقدر سرنوشت ترسناکِ
گئوم مان بوک .تو ديگه بيروني
يون هوا يونگ .بازي تمومه
اگه جانگ تائه ها در مورد اين دروغ بد و بزرگ بفهمه
هر دوتون مرديد .به محض اينکه بفهمه ميميريد
ميريد به سمت مرگ .حتي استخوناتونم سالم نميمونه
يه مرگ غير طبيعي و بي موقع
اون روز که توي مراسم ديدمتون
شما
.در مورد من کنجکاو بوديد
اينکه منو ميشناختيد .حالا بهش فکر ميکنم
شما
منو ميشناسيد؟
.نميشناسمت
.نه،حالا ميشناسمت
.تو پسر جانگ تائه هايي
ميدونستيد که من پسر ارزشمندشم که يه دزد منو دزديده بوده و .زنده برگشتم
.اولين بار اون روز
همينطور ميدونستيد مادرم منو سه سال بعد .توي پرورشگاه پيدا کرده بود
.اولين بار اون روز
چه بدونم يا نه
.ظاهرا براي اين اينجا نيومدي
در مورد چي کنجکاوي؟
بهم گفتي،اگه من پدر کارآگاه ها اون جونگم
.ميخواي يه چيزي ازم بپرسي
.من پدر اون جونگم
چي ميخواي بپرسي؟
در مورد من کنجکاوي
يا در مورد پسرم؟
ببخشيد اما کارآگاه ها اون جونگ
واقعا پسر شماست
!بابا
مهمون داريم براش هنوز چيزي نياوردي؟
...مثل اينکه همه سلام کردن،قهوه و چاي سبز، و آب پرتقال
شماها چي ميخوايد؟
ميوه هست،بابا؟
.اره توي يخچال کيمچي هندوانه هست
بوي کيمچي پخش ميشه چرا نبريدينش و توي يخچال اصلي نذاشتيش؟
.خب الان بايد برم
.بعد از اينکه يه کم ميوه خورديد بريد
.چون اومديد خونه مون
.دفعه بعد،ميام و يه چيزي ميخورم
اوه..دوباره ميخوايد بيايد اينجا؟
وکيل جانگ واقعا بايد دوباره بيايد،باشه؟
...براي مزاحمت لطفا منو ببخشيد...پس
.فقط وقتي از نظر ذهني خوب ميشه که بدنش نيروش رو به دست اورده باشه
کمکش کن خوب بخوره و .خوب استراحت کنه
وقتي که شرايط جسمي همسرت اينطوري ميشد داشتي چي کار ميکردي؟
ممکنه اتفاق جدي اي براش بيافته .بيشتر مراقبش باش
سلام؟
پدر
بله اون جونگ
توي خونه غذاي دريايي کافي داريم؟
چرا يدفعه اي در مورد غذاي دريايي ميپرسي؟
.پدر يه کم سوپ دريايي درست کن
ميخواي سوپ غذاي دريايي بخوري؟
....وو آه مي
.بچه اش رو از دست داده،پدر
چي؟
.من توي بيمارستانم يکي بايد پيشش بمونه
.فکر ميکنم بهتره شما پيشش بمونيد تا من
.اسم بيمارستان و شماره اتاق رو براتون پيام ميکنم
.غذاي دريايي درست کنيد و بيايد بيمارستان
.مزه غذاي بيمارستان خوب نيست
.بوي خوبي داره
.آروم آروم باهاش برو بيرون اينطوري ميتوني توي سپتامبر ازدواج کني
.پدر
توي سپتامبر .براي يه ماه برنامه لندن دارم
ميتونيد قبل از اون برنامه ريزيش کنيد؟
واقعا ميخواي اينطوري باشي؟
.از من خوشت نمياد
.اينقدر از من بدت مياد که نميخواي منو يادت بياد
چطوري ميتوني با من ازدواج کني؟
.مثبت فکر کن
.حداقل به عنوان زوج از هم نااميد نميشيم
کمربند ايمني رو ميبنديم و جاده دست نخورده اي رو با هم ميريم .تو و من
.بذارش اينجا!ازش خوشم مياد
.تو بايد دامادم بشي
آه،رئيس جانگ،بيا ديگه
ديگه اين پا و اون پا نکنيم و بريم بيرون جشن بگيريم؟
.مدتي شده
الان حوصله دارم پس بايد اين کار رو بکنيم؟
.خوشم مياد
.بيايد مردونه بنوشيم
اماده باش جو جين وونگ
.باشه
مامان
!خداي من
!کيه؟
شما خانوم گو جو ران نيستيد؟
منم همسرشم
خانوم گو جو ران نيست
خانوم جو چي گوکِ
خداي من،خداي من .اصلا تغيير نکردي
.بايد يه کم تغيير کرده باشيد
.اصلا تغيير نکرديد
.طبيعيه
.چقدر پول و زمان گذاشتم که تغيير نکنم
براي شما اقاي جو چي گوک استايل ارزونتون رو عوض کرديد
با تشکر از شوهر من؟
.قبلا ها خيلي فقير راه ميرفتيد
.کاملا غير قابل تشخيص شديد
.اه،بله
اين روزا چي کار ميکنيد؟
چوت دارين پير ميشين .واقعا بايد ترقي کنيد
اخبار نگاه نميکني؟
بايد بکنم؟
توي اخبار
اين روزا چي براي ديدن هست؟
دوست دارم خودم رو معرفي کنم من جو جين وونگم
.اوه بله
منو ميشناسي درسته؟ .من مادر جو ها ام
.بله ميشناسم
تمام بدنت رو درست کردي نه؟
!تو هم ميري بوتاکس
.نه تمرين کردم
.خداي من تو هم بهتر شدي
به نظر لاغر و زننده و استخوني ميومدي
اين چيزي که متعجبم ميکنه .اينه که ميتوني وظيفه يه مرد رو اونجام بدي يا نه
اون رو دعوت کرده .به عنوان داماد آينده اش
داماد آينده؟
شوهر آينده جو هاي من؟
!بله
.دختر شما عروس آينده من ميشه
زود باشيد .زود باشيد،اقاي جو،بريم
هي جين وونگ .بريم
چيه؟
چيه؟
چيه؟
از عمد اين کار رو کردي؟
ميتونستي ببيني اين اتفاق ميافته
که منو جلوي دامادم شرمنده کني
از قصد نذاشتي بيام داخل درسته؟
چرا تو شوهر آينده دختر منو ميبيني؟
چرا سعي ميکني منو از عروسي جو ها دور کني؟
.بايد بهم ميگفتي
!که داماد آينده اينجاست و جو ها عروسي ميکنه
.حداقل بايد اينو بهم ميگفتي
عجب وضعيت وحشتناکي؟
اين چه وضعيت لعنتي ايه؟
!بايد فکر کني چقدر احمقم
!فکر کردي چقدر سطحم پايينه
تو عوضي !تو فاحشه عوضي
تو چنين زندگي راحتي رو بدون اينکه شايستگي اش رو داشته باشي .داشتي
No comments yet. Be the first to leave one.