The first 157 lines.
«طلسمشدگان»
!بمون، پورکی. گفتم: بمون
هر ۲۱ کیلومتر یه سوسیس. چشمگیره
.به پورکی نگو من پنجتا سوسیس آخر رو خوردم
.اشکالی نداره بازوهام دارن از آویزون بودن خسته میشن
.بنگرید. سرزمین رویا محل رویارویی نهایی
.خوب در مقابل شر نفرین شده در مقابل ملعون
مادر مستبد در مقابل دختر ناامیدکننده
.هی! اینبار، من بیرحم میشم ،من قدرتها، دیوونگیم
و البته گروه دوستان وفادار و خشنم رو دارم
فقط امیدوارم منتظرم باشن
اوه، گور بابای منتظر بین موندن
الفو، تو با این موضوع مشکلی نداری؟ ،چون تو همیشه میگی
.باید منتظر بین بمونیم» «بین میدونه باید چیکار کرد
بین غذای منو برام میجوئه»
و اون رو مثل پرندهی مادر «توی دهن گشاد من میندازه
«ممنون، بین»
اوه، اشکالی نداره
توی سرم صدام بم و مردونه به نظر میرسه
.وقتشه جدی باشیم باید با بزرگترین دشمنانمون روبرو بشیم
دگمار - شیطان -
لوسی - اسکرافلز -
اسکرافلز؟ - اون بدترینه -
میگه، اسم من اسکرافلزه»
«[و من همیشه دوست دارم بگم [دوست دارم
میدونید صدای کی منو اذیت میکنه؟ فرکلز
آره. و راستش، قضیه بوق زدن زاگ چیه؟
یا چَز؟ اصلا کی اونطور حرفی میزنه؟
یکی میگه که صداش شبیه یه بادکنک در حال خالی شدنه
یا یه اردک که روش پا میذارن
صبر کنید، داشتیم در مورد کی صحبت میکردیم؟
!بین شرور
همهتون روی تخت من جه غلطی میکنید؟
تو اون شرورهای، درسته؟
میکشمت
به اون ناله غیر قابل تحمل گوش کنید
جو فوتی، میدونی چیکار کنی
هوم؟ - ها؟ -
اون چیه؟ شیپور سکس گروهی زیر آب؟
نه، اون دعوت باستانی به نبرده
صداهای زیادی نمیتونی با اون حلزون ایجاد کنی
باید برم
،یا مادر مقدس مارشمالوها اون شیپور جنگ اضطراری الفه
میریم به کمک برادر الفو، مامان
و همهی رفقای کوچیکش
هه، همه برای ما کوچیکن
...فقط یک روز تا بازنشستگی
،سرزمین رویا. جایی که رویاها ،مهم نیست که چقدر افراطی، عاشقانه
.یا مخرب هستن، به حقیقت میپیوندن تو خوبی، هنچو؟
همهچی خوبه
همهش اشتباهه. وای خدا
هی، خدا، تو میخوای اجازه بدی این اتفاق بیُفته؟
حالا، جری
،هر بار که من دخالت میکنم یک نفر با بیحرمتی درباره من حرف میزنه
،اولش خندهدار بود ولی الان واقعا عصبانیم میکنه
پس قراره هیچکاری انجام ندی فقط برای اینکه احساساتت جریحهدار نشن؟
میدونی چیه؟ تو خدای ضعفایی
من خیلی چیزها هستم
قسمت ۴۸: نبرد آب در حال سقوط
راز یواشکیبودن سکوت مطلقه
بابا، چیکار میکنی؟
شاخه میشکونم. منو آروم میکنه
.خب الان وقت آروم بودن نیست !اون رو بده بهم
ممنون، پورکی
!آهای! دختر دیوونه - اون چی بود؟ -
صدای نامادری جذابت بود در صخره سمت چپ
اونا، دوستت دارم، اما خفه شو
چی؟ - اونا، فریاد نزن-
چی؟ نمیشنوم... چی؟
خواهش میکنم، اونا
.لطفا، بین. اینقدر فریاد نزن دختر دیوونه
!زاگ
.اورسولا! و تمام خانواده عجیبالخلقه من شما اینجا چیکار میکنید؟
الکتروفیش غرق شد
و کاپیتان مامانی ما رو نجات داد
صبر کن، مورا کدوم گوریه؟
متاسفم، سنجاب گندهبک
اون صدای شیپور عجیب و غریبی رو شنید و یهو پرید داخل اقیانوس. فکر میکنم اون بیثباته
نگران مورا نباش، اعلیحضرت
الان، مطمئنم که اون زیر دریاست و با یه خرچنگ آوازخوان میرقصه
این کاریه که پریهای دریایی انجام میدن، اینطور نیست؟
به نظر میرسه که پیشگویی تاریک در شرف تحققه
ما باید به انجمن مخفی هشدار بدیم
و مسابقه حلقه کمر لختی فردا شب رو به تعویق بندازیم
اما بوفه لختی غذاهای دریایی چطور؟
همهی فعالیتهای لختی به تعویق میافتن
از جمله آواز خوندن لختی؟ - آره -
و ما یه یه پیکنیک بزرگ توی جنگل برگزار میکنیم
و لختی شنا میکنیم و خیلی خوش میگذرونیم
اما اول، دگمار باید سلاخی بشه، باشه؟
خب، من هیچوقت اون رو ندیدم، اما چرا که نه؟
،بایستید، بانمکها. به دستور ملکه دگمار هیچکس نمیتونه از اینجا رد بشه
ما اینبار احمق نیستیم
.اوه، چرا، هستید مطمئنید یه جایی خرابکاری نکردید؟
.منظورم اینه که بیخیال شما تربیش و مرتس بدنام هستید
ممنون. و شما کی هستید؟
ما خدمه نظافت هستیم. دگمار ما رو استخدام کرده تا خرابکاری شما رو مخفیانه جمعوجور کنیم
رضایت تضمین شده. بدون استفراغ
.هوم، بهتره برید مطمئنم یه چیزی رو خراب کردیم
همه میتونن رد بشن
وای
وای. اونا، این بالا چیکار میکنی؟
آه، اون احمقهای بیچاره و بیگناه رو نگاه کن
حتی نمیدونن که این ممکنه ،آخرین خروپفشون باشه
،چون اونا مُرده، خونآلود، صدمه دیده مثل سگ کتک خورده میشن
،تیرها از سرشون میگذره اما نه به شکل طنزآمیزی
.خب، شب بخیر، بین امیدوارم که خیلی ناراحت نشده باشی
.اونا درست میگه افراد زیادی قراره بمیرن
این به من بستگی داره که سرزمین رویا رو نجات بدم و باید خودم تنها اون کار رو انجام بدم
!زاگی! اینقدر خروپف نکن
ببخشید، اونا - حالا بخواب -
صبر کن، ما هنوز زن و شوهریم؟
آه
،فکر میکنم این بهترین البته بدبوترین گزینه موجوده
اوه، تاندونهام
!اوه
خیلیخب، شیطان، دگمار کدوم گوریه؟
.لطفا فریاد نزن، بین شرور مادرت به اندازه کافی صدای گوش خراش درمیاره
بین شرور، چی؟
،اوه، درسته. من بین شرورم و من خیلی شرور و فوقالعاده ناراحتم
مامانم کجاست و چرا نمیتونی صاف بشینی، ها؟
تو الان با دگمار به غار کریستال نرفتی
برای باز کردن سحر و جادو؟ - چی؟ -
.هی، اِل فلِیمو؟ اون بین شرور نیست اون همونه که روی مخه
غار کریستال؟ در تمام مدت سحر و جادو اونجا بوده
،وقتی دگمار من رو توی کودکی به اونجا برد داشته من رو آماده میکرده
اونا فقط قرار بازی با افراد بیخانمان نبودن. البته
ساعت ۴:۲۰ست، و میدونید که این به چه معناست
وقت رفتنه
یکی داره میاد. قایم بشید
امنه
یکی داره میاد. قایم بشید
امنه
یکی داره میاد. قایم بشید
من به یه نوشیدنی نیاز دارم
!لوسی، نه
.این یکی با من درود بر شیطان
تو رقتانگیزی، میدونی؟
کوکتل برندی دیزی میخوری، لوسی؟
نه، من نوشیدنی تو رو نمیخورم
هوم
تو بت من بودی، مرد
حالا همینطور اونجا ایستادی و تخمهای قرمز رنگ و لرزانت رو میخارونی
یعنی آخرین باری که اصلا یک گربه رو توی یه چاه انداختی کِی بوده؟
پارسال - و چه اتفاقی برای اون گربه افتاد؟ -
.من اون رو نجات دادم و اسمش رو گذاشتم اسکرافلز اون الان طبقه بالا داره چرت میزنه
حالم ازت به هم میخوره
.اوه لوسی، درسته من هیچکاری برای انجام دادن ندارم
.این بالا سرده تخمهای قرمز و لرزانم به زودی منجمد میشن
دگمار تاج و تخت رو من سپرد
،اون تاج و تخت از تخته سه لایهست
و واقعاً فکر میکنی وقتی دگمار ،به چیزی که میخواد برسه
اون چیزی ازش رو با امثال تو به اشتراک میذاره؟
خیلی احمقی، رفیق
و به این فکر کنی که تو فلز مرگ نروژی رو خلق کردی
من دیگه نمیتونم این عدمفعالیت بیخاصیت تو رو تحمل کنم. روز بخیر، جناب
باورم نمیشه که اون الف با کفشهای پیچخوردهاش کنار تخت من نشسته بود
No comments yet. Be the first to leave one.