The first 200 lines.
گیاه زورنیا که میتواند بسیاری از بیماریها را درمان کند در سال اول داچی رایج شد از آنجایی که سمی است، به شدت تحت نظارت بوده ولی با این حال، هنوز هم به صورت غیرقانونی جهت سود دهی فروخته میشود
آفرین
آرومتر
صبر کن منم بیام
اون کیه؟
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
آفرین
مردم عزیز شهر هه مان
ما، دختر و مادر
چند روزه که توی این مکان فوقالعاده هستیم
و دوستان زیادی پیدا کردیم
پس یک گروه نمایش
به اینجا دعوت کردیم
تا امروز براتون نمایش رایگان اجرا کنن
خوبه
قبل از شروع نمایش، به یک داوطلب احتیاج داریم
تا به طور رایگان
تحت درمان قرار بگیره
کسی میخواد بیاد بالا؟
من
این روزها، طبیبهای دوره گرد
برای به دست آوردن اسم و رسم، زحمت زیادی میکشن
نمایشها و تجویزهای رایگان
چه جنب و جوشی دارن
مهمان نوازی ناخواسته، نیتهای شیطانی رو پنهان میکنه
تا زمانی که اونها
تاثیری روی کارمون نذارن
کی براش مهمه؟
قربان
...ما
ارباب
ژنرال
به درخواست ملاقات دیروزمون
باز هم جوابی نداده
چرا؟
اون هنوز مسته
و نمیتونه با کسی ملاقات کنه
همچین کسایی مفسدهای الکل و شهوتن
نان جی فنگ بیست سال تمام، با شایستگیهای بالا
تحت خدمت ارتش بوده
اگر اون واقعا آدم بی بند و باری بود
اعلیحضرت هیچوقت اون رو
محافظ دروازهی منطقهی جنوبی نمیکرد
پس اون
عمدا داره
از ما دوری میکنه؟
حالا که نمیتونیم مقامات بالا رو ببینیم
بیاین بریم
اول جناب بای سان رو ببینیم
ارباب
از بین این همه غذاخوریی که اینجاست
کدوم یکیشون برای جناب بای سانه؟
فقط
چند متر جلوتره
شما از کجا میدونی؟
وقتی قبلا خارج شهر همدیگه رو دیدیم
اونها
همین موسیقی رو درخواست کردن
تو بیا
کی؟
اون؟
من
من نیستم
طبیب یان اونجاست
عجله کن
اینجا
مراقب باش
میخوای درمانت کنم؟
چشمهات چپه؟
اینکه چیزی نیست
اینجا رو ببینین
تاثیری داره؟
طبیب
برای درمان چشمهای چپ
مگه نباید به صورتش سوزن بزنی؟
دقیقا
ریشهی بیماریها
چندان واضح نیست
شماها چه میدونین؟
انقدر حرف نزنین
روش درمان طبیب یان رو ببینین
تموم شد
حالت چطوره رفیق؟
چطوره؟
اینها دستهای من هستن؟
دیگه چشمهام چپ نیست
آفرین
پس دنیا درواقع
این شکلیه
متشکرم بانو
دوستان
درمان رایگان تمومه
حالا نمایش شروع میشه
آفرین
آفرین
خبرها رو شنیدی؟
من چند روز پیش شنیدم که
همسر ژنرال یک اهریمن مار تناسخ یافتهس
میدونستی؟
مزخرف نگو. صدات رو بیار پایین
الکی چرت و پرت نگو
نمیگم
کافیه
انقدر نخور
قربان
من دیگه
کمتر از این نمیتونم حساب کنم
بانوهای ما
میتونن اینجا
ماهی سی تیل نقره دربیارن
شما دارین هزینهی یک ماه رو یکجا پرداخت میکنین
برای همین هم بهتون تخفیف بزرگی دادم
پس نرخ قبلو بهت میدم
ازتون ممنونم قربان
ممنونم
از شرابتون لذت ببرین
قربان، من بررسی کردم
هیچ تلهای اون بیرون نیست
داخل هم مشکلی وجود نداره
جناب بای سان کجاست؟
جناب بای سان
اونی که سمت چپ ایستاده، بای سانه
سمت راستی هم ما جیو عه
...جناب بای- سمت راست-
جناب بای سان، جناب ما جیو
جناب شی
به هه مان خوش اومدین
وقتی که بیرون شهر همدیگه رو دیدیم
گفتم که باید دعوتتون کنم
و بهتون مهمان نوازی درست و حسابی رو
نشون بدم
ببینین
ما
لباسهای سنتی هه نان رو پوشیدیم
تا از شما پذیرایی کنیم
جناب بای سان
شما واقعا باملاحظه هستین
راستش
بار اولی که همدیگه رو دیدیم، یک حس نزدیکی به شما داشتم
پس تصمیم گرفتم
که حتما با شما
معاملهای بکنم
بشینین
اول شما
در چای گل هه مان
چهار عنصر وجود داره: باد، گل، برف و ماه
باد، رایحهی آسمانتوسه
گل، دستهی گلهای رزه
برف، آب چشمهی کوهستان برفیه
ماه، اجاق سفال سرخه
آسمانتوس رو در آب چشمهی کوهستان برفی بندازین
عرق گل رز رو بهش اضافه کنین
و بعدش برای یک ساعت
در اجاق سفالی سرخ بجوشونیدش
و بعد
خوش عطرترین چای رو بدست میارین
جناب شی، شما واقعا چای شناس خوبی هستین
جناب بای سان
فکر کردین میتونین با محصولات ناقص
من رو فریب بدین؟
خدانگهدار
جناب شی، لطفا صبر کنین
اسم این چای شیفتگیه
لطفا امتحانش کنین
واقعا چیز خوبیه
جناب شی
شما اینجا جدیدین
چند تا محصول بخرین و توی خیابون امتحانش کنین
میخوام رئیس بزرگِ
این دنیا رو ببینم
این پول
هزینهی
معرفی شماست
نظرتون چیه؟
رئیس بزرگ منم
من کسی هستم که
حرف آخر رو میزنه
باهاتون صادق هستم
میدونم
شما
فرد شمارهی یک
در هه مان هستین
ولی کلهگندهی اینجا شما نیستین
لطفا پیغام من رو برسونین
من در انجام معامله
آدم صادقی هستم
اگر با هم سازش داشته باشیم
پول
برامون مشکلی نیست
جناب شی
این با چیزی که صحبت کردیم
فرق میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.