The first 128 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
ماه فراتر از آسمان برهوت طلوع می کند
فردا بازمیگردد
شب مثل جوهر مَحو می شود
پیروزی یا شکست قهرمانانه ست
بیرون همه موجودات زنده پر از گرد و خاکن
چه کسی باید ذهن مردم عادی را در آغوش بگیرد
که دوست دارند باد خونین را به تنهایی حمل کند
کسی که هنوز به این واقعیت می خندد که سرنوشت به شکست تقسیم شده ست
مثل زخم ، گل می دهد
سرگرم کننده ست که در تمام زندگی خود دعوا کنید
دریای سرنوشت و تلخی برای من مشکلی ندارد
همه چیز را دوباره انجام بده
من سرنوشتم را تغییر می دهم
هیچوقت از آتش و دریا نترسید
درد را در خون ذوب کنید
سوزان ، انتظار ابدیست
من سرنوشتم را کنترل می کنم
مهم نیست که بایستی یا نه
نگران من نباش
پیروزی یا شکست را با زندگی و مرگ قضاوت نکنید
جـــــــهـــــــان کـــــــامـــــــل قسمت 117
عجله کنید
باید متوقفش کنیم
بیایید یه جنگ داخلی بزرگ راه بندازیم
الان بهترین فرصته
سریع از اینجا برین
نمیتونید فرار کنید
حمله کنید
حمله کنید
بیا بریم
بیا ما هم آخرین کار نیمه کارمون رو کامل کنیم
به شورشی ها
رحم نکنید ، بکشیدشون
تو کی هستی؟
تو این سن کم
تونستی به قلمروی سطح ارجمندی برسی
چرا اون روز به مرد تک دست آسیب رسوندی؟
تو چه نسبتی باهاش داری؟
بنال
فقط به خاطر یه قرص مقدس
باهاش مبارزه کردم
قرص رو بده به من
وگرنه
به شکل دردناکی میمیری
خیلی دیر کردی
قورتش بده
بالا بیارش
داره سطحش رو تقویت میکنه
قرص مقدسی که میتونه سرعت پایه تهذیب افزایش بده
واقعا داری برای این جنده هدر میدی
این قرص مقدس
در اصل برای نوه من آماده شده بود
متاسفانه تا الان
حیف که من
نتونستم اون بچه بیچاره رو ببینم
حتی اگه نتوستم اون رو به نوه ام بدم
هيچوقت
به شما دزد ها نمیدم
پس برای من آماده کرده بود
خیلی وقت بود که قرص ها رو جابجا می کرد
بابا بزرگ
تو نتونستی قرص رو بگیری
وقتی اون تو زندان سیاه بود
سعی کردی اونو بکشی
کی جرعت به زندان بان حمله کنه ؟
یه فرد پَست از قلمروی پایین
همین که قرص رو تحویل نداد
حقش مُردن بود
چیزی که دست اون آدمه
باید گنجی باشه که از زیر معدن سرچشمه میگیره
قرص عجیبی که نیروی تُندر قدرتمندی داخلشه
(پنج برگ علف دارای نیروی تندر)
اون مرد تک دست
و اه مان
کجا هستن؟!
چه اتفاقی برای پیر مرد تک دست افتاد؟
وقتی تو کشتی بودم
تو به من حمله کردی
مرد تک دست به سرزمین های خطرناک جزیره فرار کرد
احتمالا تا الان
اون باید مرده باشه !
ما
بهت اجازه میدیم تو جهنم پیداش کنی
سه استاد بزرگوار
و استاد آتش الهی
بهتر در ریم
میخوام انتقام پدربزرگم رو بگیرم
اینطوری؟
من تکنیک سو آنی رو تمرین کردم
و میوه تُندر رو خوردم
وقتی حرف از استفاده قوانین تُندر میشه
اونا از من خیلی ضعیف ترن
واقعاً میخوای بمیری؟
مواد خوبیه
بزودی افراد بیشتری میان
ما باید بریم
بعد از این همه تکامل
تو شکمم مقدمات یه دنیای کوچیکی رو درونم دارم که
میتونه هاله رو جدا کنه
تا دشمنا از موقعیتون خبر دار نشن
سرزمین خطرناک در جزیره شیطان
تو هر شن، و سنگی
تو هر زمان و هر مکانی
قدرت قوانین تُندر وجود داره
باید مراقب رعد و برق باشم
اما برای من
شاید این فرصتی باشه تا قوانین تُندر رو درک کنم
شاید ماه ها طول بکشه
به نظر میرسه تهذیب کننده های زیادی اینجا بودن
فانوس دریایی جزیره شیطان
احتمالاً اگه متوجه چیزی می شدن
عمارت غار اینجا باز میشد
و تشکیلات برپا میکردن
روز به روز ، ماه به ماه
بهترین فرصت ها رو به دست میارن
رودخانه بهشت
میخواد بدن یه خدا رو بگیره؟
واقعیتش
اگه بتونه بقایای خدایان رو بدست بیاره
میتونه میراثش رو کامل بگیره
رودخونه آسمان با قدرت قانون نامنظمه
و پسش میزنه
پیدا کردن بدن خدا به این راحتی ها نیست
بیاین بریم اونجا تا کتیبه های خدای شیطانی رو بررسی کنیم
این آزمایش قدرت ماست
کتیبه های الهی؟
شاید اونجا بتونم بفهمم پدربزرگ کجاست
No comments yet. Be the first to leave one.