Pride & Prejudice

Pride & Prejudice

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Pride Prejudice 2005 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Pride & Prejudice 2005 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-12-29
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

لیدیا. کیتی

آقای بنت عزیزم، شنیدی؟

بالاخره ملک نِدرفیلد رو اجاره دادن

نمی‌خوای بدونی کی اجاره‌ش کرده؟

چون تو اصرار داری بگی، عزیزم

بعید می‌دونم چاره‌ی دیگه‌ای جز شنیدنش داشته باشم

لیدی، کیتی، مگه نگفتم پشت در گوش واینستین؟

هیس! اونو ولش کن. یه آقای بینگلی نامی

از شمال اومده. لابد

سالی ۵۰۰۰ پوند درآمد! واقعاً؟

مجرده. مجرده

کی مجرده؟ آقای بینگلی

کیتی

اونوقت این قضیه چه ربطی به اونا داره؟

اوه، آقای بنت، چطور می‌تونی اینقدر کلافه‌کننده باشی؟

می‌دونی که باید با یکی‌شون ازدواج کنه. آها

پس نقشه‌ش از ساکن شدن اینجا اینه

باید همین حالا بری به دیدنش

خدای من. این مردم

چون خودت خوب می‌دونی آقای بنت، اگه تو نری ما هم نمی‌تونیم بریم

اصلاً گوش میدی؟ هیچ‌وقت گوش نمیدی

باید بری، بابا

همین الان

نیازی نیست. قبلاً رفتم

رفتی؟ کی؟

اوه، آقای بنت، چطور دلت میاد اینطوری اذیتم کنی؟

اصلاً دلت به حال اعصاب ضعیف من نمی‌سوزه؟

اشتباه می‌کنی عزیزم

من بیشترین احترام رو براشون قائلم

این ۲۰ سال همراهان همیشگی من بودن

بابا

آدم دل‌نشینی هست؟ کی؟

خوش‌تیپه؟ کی؟

حتماً خوش‌تیپه

با سالی ۵۰۰۰ پوند درآمد، اصلاً مهم نیست اگه زگیل داشته باشه یا چشم‌چرون باشه

کی زگیل داره؟ من با کمال میل رضایت میدم

که با هر کدوم از دخترا که دلش خواست ازدواج کنه

خب بابا، فردا میاد به جشن رقص؟

فکر کنم آره

جین، می‌تونم لباس چیتِ خال‌خالیت رو بپوشم؟

نه، خودم لازمش دارم

دمپایی‌های سبزم رو بهت قرض میدم

اونا که مال من بودن! واقعاً؟

پس به جاش یه هفته لباساتو رفو می‌کنم

کلاه جدیدت رو هم تزیین می‌کنم

دو هفته. جین، خودم هم بهت پول میدم

جین، نگام کن. جین! آخه می‌خوام خودم بپوشمش

نفسم بالا نمیاد

فکر کنم یکی از انگشتای پام کنده شد

حالا، اگه تا آخر امشب همه‌ی مردهای توی سالن

عاشقت نشن، پس معلومه من از زیبایی چیزی نمی‌فهمم

یا از مردها. نه، قضاوت کردن اونا خیلی راحته

همه‌شون هم بد نیستن

طبق تجربه‌ی محدود من، همه‌شون یه مشت آدمِ افاده‌ایِ بی‌نمکن

لیزی، بالاخره یه روز یکی به دلت می‌شینه

و اونوقته که باید مراقب زبونت باشی

چقدر خوب کردین که اومدین

خب، کدوم یکی از این طاووس‌های رنگ‌وروعاب‌زده آقای بینگلیه؟

خب، اون که سمت راست ایستاده خودشه و سمت چپی هم خواهرشه

و اون که اخم کرده و نگاهش پرسشگره چی؟

اون دوست صمیمیش، آقای دارسیه

طفلکی، به نظر خیلی بدبخت و بیحال میاد

شاید بیحال باشه، ولی قطعاً طفلکی و بی‌پول نیست

بهم بگو. سالی ۱۰ هزار پوند درآمد

و صاحب نصفِ منطقه دربیشایره

لابد همون نصفه‌ی درب‌وداغونش؟

اون احتمالاً بهترین قصاب کل این ایالته

اگه بتونم خانم‌های گروه کُر رو معرفی کنم

آقای بنت، باید اونو به دخترا معرفی کنی

همین الان

لبخند بزن. به آقای بینگلی لبخند بزن. لبخند

مری

آقای بینگلی، دختر بزرگم رو که می‌شناسین

خانم بنت، دوشیزه جین بنت

الیزابت، و دوشیزه مری بنت

باعث افتخاره

دو تا دختر دیگه هم دارم، ولی دارن می‌رقصن

از آشنایی با شما خوشبختم

و اجازه بدین آقای دارسی از پمبرلی در دربیشایر رو معرفی کنم

بله

آقای بینگلی، از اینجا، یعنی هرتفوردشایر خوشتون میاد؟

خیلی زیاد

شنیدم کتابخونه‌ی نِدرفیلد یکی از بهترین‌ها در کل کشوره

بله، و همین باعث عذاب وجدانمه. چون راستش من زیاد اهل مطالعه نیستم

بیشتر ترجیح میدم بیرون از خونه باشم

منظورم اینه که البته سواد دارم و می‌تونم بخونم

و اصلاً هم نمی‌خوام بگم که نمیشه بیرون از خونه مطالعه کرد

کاش بیشتر کتاب می‌خوندم

ولی همیشه کارهای دیگه‌ای برای انجام دادن هست

بله، دقیقاً منظور منم همین بود

مامان! مامان

اصلاً باورت نمیشه چی می‌خوایم بهت بگیم

خب زود بگین. انگار می‌خواد تارک‌دنیا بشه

گروه‌های ارتش دارن میان

افسرها

قراره تمام زمستون رو همین‌جا توی دهکده مستقر بشن

افسرها

تا جایی که چشم کار می‌کنه، پر از افسره

اوه نگاه کنین، جین داره با آقای بینگلی می‌رقصه

آقای بنت

آقای دارسی، شما می‌رقصین؟ اگه مجبور نباشم، نه

نمی‌دونستم قراره بیای دیدنم. چیزی شده؟

آقای دارسی، از میدون گراونر خیلی دور شدیم، مگه نه؟

تا حالا توی عمرم این همه دختر زیبا یه جا ندیده بودم

تو داشتی با تنها دختر زیبای توی سالن می‌رقصیدی

اون زیباترین موجودیه که تا به حال به چشم دیدم

ولی خواهرش الیزابت هم خیلی دل‌نشینه

می‌تونم بگم کاملاً قابل‌تحمله، ولی اونقدرها زیبا نیست که منو وسوسه کنه

بهتره برگردی پیش پارتنرت و از لبخندهاش لذت ببری

داری وقتت رو با من تلف می‌کنی

خدا رو شکر کن لیزی

اگه ازت خوشش می‌اومد، مجبور بودی باهاش حرف بزنی

دقیقاً

همین‌طوری هم حاضر نیستم در ازای کل ایالت دربیشایر باهاش برقصم

چه برسه به اون نصفه‌ی درب‌وداغونش

نزدیک بود راه رو اشتباه برم

صبر کن

دوشیزه لوکاس، واقعاً لذت بردم. چقدر خوب می‌رقصین

خانم بنت، این مراسم بیشتر از هر جشن رقص دیگه‌ای که تا حالا رفتم بهم چسبید

جین فوق‌العاده می‌رقصه، مگه نه؟ اوه، واقعاً همین‌طوره

دوستتون دوشیزه لوکاس خانم جوان بسیار سرگرم‌کننده‌ایه

اوه، بله. من عاشقشم

حیفه که قیافه‌ی زیباتری نداره

مامان

ولی لیزی هیچ‌وقت اعتراف نمی‌کنه که اون دختر ساده‌ایه

البته این جین منه که زیباترین دختر منطقه به حساب میاد

نه مامان، خواهش می‌کنم

وقتی فقط ۱۵ سالش بود، آقایی اونقدر عاشقش شده بود که مطمئن بودم

قراره ازش خواستگاری کنه

هرچند، چند بیت شعر خیلی قشنگ براش نوشت

و همون شد پایانِ ماجرا

برام سواله که کی اولین بار قدرت شعر رو در فراری دادنِ عشق کشف کرد؟

من فکر می‌کردم شعر، غذای عشقه

شاید برای یه عشقِ محکم و استوار این‌طور باشه

اما اگه فقط یه تمایلِ مبهم باشه

مطمئنم که یه غزلِ ضعیف همون‌جا در جا می‌کُشدش

خب شما برای تقویتِ محبت چه پیشنهادی دارین؟

رقصیدن

حتی اگه پارتنرِ آدم به زور قابل‌تحمل باشه

آقای بینگلی دقیقاً همون‌طوریه که یه مرد جوان باید باشه

معقول، خوش‌اخلاق... خوش‌تیپ و به اندازه‌ی کافی هم ثروتمند

می‌دونی که من اعتقاد ندارم ازدواج

باید به خاطر پولِ زیاد باشه. موافقم

فقط عمیق‌ترین نوعِ عشق می‌تونه منو راضی به ازدواج کنه

برای همینه که آخرش یه پیردختر می‌شم

لیزی، واقعاً فکر می‌کنی از من خوشش اومده؟

جین، اون بیشترِ شب رو با تو رقصید و بقیه‌ش رو هم فقط به تو زل زده بود

بهت اجازه میدم که ازش خوشت بیاد. تو تا حالا از آدم‌های خیلی احمق‌تر از اونم خوشت اومده

می‌دونی، تو کلاً عادت داری همیشه نیمه‌ی پر لیوان رو ببینی و از همه خوشت بیاد

از نگاه تو همه‌ی دنیا خوب و دل‌نشینن

به جز دوستش

اوه، هنوزم باورم نمیشه در مورد تو چی گفت

آقای دارسی؟

اگه به غرورِ من لطمه نزده بود، خیلی راحت‌تر می‌تونستم غرورِ خودش رو ببخشم

ولی مهم نیست. بعید می‌دونم دیگه اصلاً با هم حرف بزنیم

و بعدش رقص سوم رو با دوشیزه لوکاس رقصید

عزیزم، همه‌مون اونجا بودیم

اوه، طفلکی. حیف که زیباتر نیست

شکی نیست که آخرش یه پیردخترِ ترشیده میشه

چهارمی رو با یه دوشیزه کینگِ بی‌نام‌ونشون رقصید

و پنجمی رو دوباره با جین

اگه ذره‌ای دلش به حال من می‌سوخت

همون دور اولِ رقص مچ پاش رگ‌به‌رگ می‌شد

آقای بنت، طوری رفتار می‌کنی که انگار

دخترامون منتظر یه ارث‌ومیراثِ کلان هستن

وقتی تو بمیری آقای بنت، که ممکنه خیلی زود هم اتفاق بیفته

دخترامون بدون سرپناه می‌مونن

و حتی یه صناری هم تهِ جیبشون نمی‌مونه

اوه مامان، خواهش می‌کنم، ساعت ۱۰ صبحه

خانم، یه نامه از عمارت نِدرفیلد برای دوشیزه بنت اومده

خدا رو شکر

نجات پیدا کردیم

عجله کن جین. عجله کن

اوه، چه روز خجسته‌ای

از طرف کارولین بینگلیه

ازم دعوت کرده برای شام برم پیشش

برادرش شام رو بیرون میل می‌کنه

بیرون شام می‌خوره؟

می‌تونم کالسکه رو ببرم؟ کجا؟ بده ببینم

پیاده خیلی راهه

ازش بعید بود. واقعاً که، شام بیرون

مامان، کالسکه؟ برای جین؟

ابداً

با اسب میره

با اسب؟ با اسب؟

لیزی

حالا مجبوره شب رو همون‌جا بمونه. دقیقاً همون‌طور که پیش‌بینی کرده بودم

پناه بر خدا زن

مهارت‌های تو در هنرِ شوهر دادنِ دخترا واقعاً ماوراییه

هرچند فکر نمی‌کنم مامان

بتونی افتخارِ باریدنِ بارون رو هم به نام خودت بزنی

«دوستانم تا حالم بهتر نشه، اجازه‌ی برگشتن به خونه رو بهم نمیدن

نگران نباشید. به جز گلو درد، تب

و سردرد، مشکلِ خاصِ دیگه‌ای ندارم.»

مسخره است

خب، اگه جین بمیره، حداقل خیالمون راحته که

در راهِ به دست آوردنِ آقای بینگلی بوده

آدم با سرماخوردگی نمی‌میره

هرچند ممکنه از خجالتِ داشتنِ چنین مادری جونش رو از دست بده

باید همین الان برم نِدرفیلد

More Farsi Persian subtitles for Pride & Prejudice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left