The first 200 lines.
...آنچه در سريال سلطنت گذاشت
الان به اطلاعم رسيد که بدون محافظ شخصي
...ديگه حق بيرون رفتن از قلعه
.يا در واقع هر جايي رو ندارم
.به دستور ملکه مادر
.ميدونين، من حتي اسم شما رو نميدونم
.ژنرال رينود
ژنرال، هان؟
.دشمنان من در دربار روز به روز بيشتر ميشن
کاترين و فرانسيس به خاطر اينکه .با تو هستم از من نفرت دارن
.بقيه هم به خاطر اينکه پروتستاني هستم ازم متنفرن
.اونا خواهان سر من هستن، مري
.بايد از دربار برم
.من لرد ايکرز هستم
فرستاده اليزابت؟ - با سرنوشتون توي فرانسه روبهرو بشيد -
.يا به همراه اليزابت به سوي اين ازدواج قدم بردارين
.باورت نميشه که کاندي چيکار کرده
با ملکه انگلستان ازدواج کرده
.توسط يه نماينده
اگه اليزابت يک قلعه توي فرانسه داشته باشه
،و کاندي تاج و تخت رو تصاحب کنه
.اين به معني پايان سلطنت ماست
.تمام مدارکي که وصلت شما رو نشون ميداد، نابود شده
به نظر مياد يکي داره تلاش ميکنه
.همه مدارک ازوداجتون رو از بين ببره، لرد کاندي
.بهم بگو چي ميخواي
.نه
.بايد بهم بگي چي ميخواي
.افراد من مشخصات ظاهريش رو ميدونن
کل منطقه رو پوشش داديم
.و کارمون به دل جنگلها رسيده
.امروز روز بازارـه
.از تمامي اهالي ده و کشاورزها بازجويي ميکنيم
هر کسي که مشخصات ظاهريش به کاندي شبيه باشه
بدون توجه به مقامشون، متوقف ميشن
.تا به شخصه صورتشون رو ببينم
.ما اون خيانتکار رو پيدا ميکنيم، سرورم
افسوس که نميدونيم
کي اون آتشسوزي رو در محل .اقامت کاندي به راه انداخت
ظاهراً هر کسي که بوده
به اين اميد بوده که مدارک وکالت .ازدواج کاندي رو با اليزابت از بين ببره
خيلي خوب ميشد که بدونيم
.دوستان و دشمنان کاندي در دربار چه کساني هستند
.بله، همينطوره
.ميتونين برين
اگر بعداً ازش با خبر ميشديم
.کاندي ديگه شريک انگلستان شده بود
اليزابت و کاندي باهم
شمشيري به دست دارند که به .سمت فرانسه نشونه گرفته شده
.کاندي قدرتطلب نيست
اون فقط تو شرايط خيلي سختي به سر ميبره
.و دشمنانش همه جا هستند
.اون فقط دنبال يه راهه که از اين قضيه جون سالم به در ببره
.من مسئول اين خرابي ها هستم
و عادلانه نيست که حتي اين درخواست رو داشته باشم
...اما اگر کاندي رو پيدا کنيم
.بيا اجازه بديم که از کشور خارج بشه
.تبعيد کفايت ميکنه
نسبت به مردي که به قلبت خيانت کرده .داري زيادي بخشش نشون ميدي
آره، بهم خيانت کرد. فکر ميکني حس نميکنم؟
من ميخوام
با وجود اين، نه به خاطر عشقم بهش
.به خاطر ترس از کاري که من با زندگيش انجام دادم
تو عشقبازي ميکردي
.و منم اجازه داده بودم
ما همه نقشمون رو ايفا کرديم
اما کاندي کسي بود
.که با دشمن فرانسه عروسي کرد
.دشمنِ (کشور) تو
اون مرتکب خيانت شده
.و جزاي خيانت چيزي نيست مرگ
.خواهش ميکنم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
ترجمه و تنظيم : محمد امــيــــر و سپهر 'M.Amir & SepehrDtj20'
« فــصل دوم ، قــســمت بيستم»
.بانو کنا
.ژنرال رينود
باز هم" شما"
.صحيح و سالم
باز هم؟
.مثل اينکه از ديدن من جا خوردين
نه. چرا بايد جا بخورم؟
.اين روزها مکررا به دربار مياين
پادشاه فرانسيس بايد از خدمات شما
.به نحو احسنت قدرداني بکنه
اين وظيفهي يک مردـه که تلاش ...کنه جايگاه خودش رو بالاتر ببره
که بهتر بتونه از کساني که دوستشون داره محافظت کنه
...و بهشون مقداري
.آرامش رو در زندگي عطا کنه
نه، برام جالب بود
.که يه مرد انقدر بي پرده از بلند همتيهاش صحبت ميکنه
خب، هميشه باعث خوشحاليمه .که بدونم بانويي رو خشنود کردم
.ليث، ميتوني کمکم کني
روز خيلي دلپذيري براي ماندن در قصرـه
به همين خاطر دارم ميرم پيش کلاهدوزم
.تا بدم کلاه سبز رنگم رو با نخ طلايي تزئين کنه
خب، چرا همينطوري خشکت زده؟
.کالسکه رو آماده کن
.شگفت انگيزه
.سنگينترين کلاه فرانسه
با مادرم صحبت کردي، مگه نه؟
"بهم گفت که "بارون ليون ديروشيز
در شهر اقامت داره. مثل اينکه دوست صميميتون هستن؟
ليون عاشقي هست که من رو با مهارت
.اغوا کرد که امروز من شناخته شده هستم
.اون ناصح من بود و من الههي شعر اون
...من و ليون، ما
.روحهاي بهم وابسته هستيم
.ارواح همزاد
.ظاهراً، مادرتون که شما رو بعنوان ارواح همزاد قبول نداره
مادرم فکر ميکنه اون تاثير بدي روي من داره
.فقط به خاطر اون حادثه در رُم
.يا به خاطر اون مهموني در ديژون
که خيلي خندهداره
چون در نهايت همه لباسهاشون رو پيدا کردن
.و سفير هم قبول کرد که به اين موضوع اشارهاي نکنه
.نميدونم چرا فکر ميکنه شماها نبايد پيش هم باشين
.نميتونه همچين کاري کنه و خانوادهي ليون هم همينطور
پدر ليون اون رو مجبور به ازدواج کرد
.اما اون قبول نکرد و مستقيم اومد پيش من
.اون هميشه ميگفت که با هم اين کشور رو بيدار ميکنيم
.دست بردار
کي ميفهمه من رو بردي پيش اون؟
.خيلي احتياط ميکنم
يعني نميتوني اين لطف کوچيک رو در حق من بکني؟
کاري که هيچ وقت نميتونم انجام بدم
.اينکه ريسک در افتادن با کاترين مديچي رو قبول کنم
پس ترجيح ميدي با من در بيفتي؟
ميليونها بار
بله
.يه بيوهي اصيل اينجاست
ميگه دنبال خواهر زادهش ميگرده
.تا اونو برگردونه خونه - .خب، بفرستش داخل -
نميتونيم اجازه بديم يه سري مردم بيان اينجا
.و مزاحم ارباب رجوعهامون بشن
مادام
...من بهتون اطمينان ميدم که خواهر
.دلم برات تنگ شده بود
.مطمئن نبودم که خواهان ديدن من هستي يا نه
ترجمه نشده -
.مدام به اون شاهزادهي فراريمون فکر ميکنم
.چه دور از تملق
اگر ميخواي پاي يه مرد ديگه رو به تختمون باز کني
حتماً بايد کاندي باشه؟
خب، تا زماني که زندهست براي .خانوادهي من يه تهديد بحساب مياد
.رينود اونو پيدا ميکنه
.افرادش دارن همه جا رو ميگردن
اما اگر مري به اون طريق
غير منتظرهش پا پيش بذاره، چي؟
.خب اينجا شايد به کار بياي
.خب، مري به نديمههاش اطمينان داره
.شايد بتوني با لولا صحبت کني
.و ببيني چيزي از زير زبونش بيرون مياد يا نه
اونوقت چرا من بايد روي لولا نفوذ داشته باشم؟
.خب، اکثر اوقات باهاش صحبت ميکني
.اونا فقط در حد لاس زني بود، نه چيز بيشتري
واقعاً؟
خب، شايعات خدمهها از اين قراره که، جدا از اينکه
مجبور به نوشيدن اين همه شراب شدم
.بصورت ننگ آوري خودش رو بهت پيشنهاد داده
...آيا اين شايعات شامل اينم ميشه که
ازش امتناع کردم؟
.بله
و اون تعارف نابهنجار يک فکر .رو تو ذهن آدم بوجود مياره
چه دليلي داره که شخصي اينطور خاص بهش ملاحظه کنه
که آوازهاش به گوش همه رسيده؟
و چرا داريم در مورد لولا صحبت ميکنيم
در حالي که فکر ميکردم موضوع کاندي بود؟
.لازم نيست اين همه حساسيت به قضيه نشون بدي
.اون فقط يه جور سرگرمي گذرا بود
.ثابت کن
اونوقت دقيقاً چطوري بايد ثابت کنم؟
.يه کار نابخشودني بکن
.متوجه هستم که اخبار زيادي اينجا به گوشت ميرسه
.شايعات، اراجيف
.البته
،مردها به اينجا ميان، مينوشن براي دوستاشون خودستايي ميکنن
.براي دخترهاي من خودستايي ميکنن
.بعضي وقتها لابلاي اين خودستايي ها حقيقت هم پيدا ميشه
.پس ازت استدعا ميکنم، گوش من باش
اگر خبري از کاندي به دستت رسيد بهم خبر بده
.يا حتي شايعات در مورد اينکه کي اون آتشسوزي رو راه انداخته بوده
.مري، حتماً که کمکت ميکنم
.خداي بزرگ
فکر ميکنم به اين معنيـه که دخترهاي من
.در خدمت ملکهي فرانسه هستن
.منم همينطور فکر ميکنم
و فکر ميکنم ملکهي فرانسه
.بهتره حقالزحمهي کار رو بپردازه
.ليث
براي يه حوالهي ديگه برگشتي؟
.ابتکارت رو تحسين ميکنم
.تنهامون بگذاريد. و من خز قائم ميخوام
.سعي نکنين که خز گربه رو به جاش بهم بفروشيد
...راستش، من
در مورد اون ابطال عقدي که در .موردش صحبت کرده بوديم، اومدم اينجا
کي ميتونم انتظار اون حکم رو داشته باشم؟
.فرزندم، حکمهاي ابطال بهاي کمي ندارند
.بله، اما من هر چقدر که خواسته بوديد تقديم کردم
.من که پول رو بهتون رسوندم
No comments yet. Be the first to leave one.