The first 32 lines.
IMDb-Dl Proudly Presents
.ماري" يه بچهي سرراهي بود"
.که پدر و مادر ناتنيش اون رو با خشونت بزرگ ميکردن
.ازش کار ميکشيدن
،به غير از همهي کاراي سخت .ماري" مجبور بود عشق يه مرد رو هم قبول کنه"
.کسي که اون هميشه ازش ميترسيد
.همهي محله از "پتيت پاول" ميترسيدن
.مردي که بسيار بدنام بود
،ولي هر روز عصر عشق واقعي باعث ميشد .که ماري يه داستان سر هم کنه و در بره
کجا داري ميري؟
.ميرم يه مقداري نفت بيارم
.پتيت پاول" تحت تعقيب بود"
.من ميترسم ."پدر و مادرم ميخوان منو بدن به "پتيت پاول
.من به يه تغيير نياز دارم .ميخوام "ماري" رو ببرم
.توي خونهي خواهرم توافق ميکنيم .در واقع توي شهري که باهاش آشنا هستم
.چندتا چيز هست که ميخوام بهتون بگم، قربان
.ميدونم که "ماري" دختر شما نيست
.اون "ژان"ـه .يه افسونگر واقعي
.حتي ميگن اون و "ماري" خيلي به هم نزديکن
.ما عاشق همديگه هستيم .من ميخوام با "ماري" ازدواج کنم
!دستت درد نکنه اي نمک نشناس .وسايلت رو جمع کن .پتيت پاول" تو رو از اينجا ميبره"
ژان" بيهوده توي پاتوق هميشگيـشون" .منتظر دوستدخترش موند
ميدونيد اون خدمتکار بار، "ماري" کجاست؟
.اون رفته... رفته
.ما يه بار ديگه روي اسبهاي چوبي ازدواج ميکنيم
.اون با "پتيت پاول" رفته
.پتيت پاول" از اتهاماتـِش تبرئه شد"
ژان" گناهکار شناخته شد" .و يکسال رو توي زندان گذروند
...دل پاک
...و در شب، هيچ چيز
...در نهايت، يک روز صبح
.به خاطر اون بچه، جرآت نکرد بهش نزديک بشه
No comments yet. Be the first to leave one.