The first 183 lines.
!خدای من
!کی همچین کار وحشتناکی کرده؟
...با اینکه هیچ آسیب مشهود خارجی ندارن
...قطعا
.انرژی زندگیشون بیرون کشیده شده
خیلی شبیه حادثهایه که برای یکی از .دانشآموزای ما اتفاق افتاد
.ملیدا سان
.بیا ببینیم معلم خصوصیت چی برای گفتن داره
...ر-راستش
.از امروز صبح که بیدار شدم نتونستم پیداش کنم
!شکی نیست که اون مرد جوان فرد کلیدی مربوط به این حوادثه
!پیداش کنین و بیارینش پیش من
!اگه این چیزیه که ازمون میخوای، بلوسوم سان
!آره، بریم دنبالش
.هی، لیتا
.باید یه چیزی بهت بگم
.شرمنده، الی
.فعلا میخام تنها باشم
...لیتا
آخرین عهد یک اسکلت
چرا باید کوفا سنسی همچین کاری کنه؟
واقعا کار اونه؟
!همه توجه کنین
،شاید یه اتفاق ناراحتکننده رو تجربه کرده باشیم
.ولی نذارین ناامیدتون کنه
.بیاید درس و تمرینمون رو ادامه بدیم
.چه عجیب
!شاگرد خوب کلاس داره جیم میزنه
،شرط میبندم داری فکر میکنی
،اگه کسی اون رو باور نمیکنه»
«.پس من باید طرف معلمم رو بگیرم و کنارش باشم
درست میگم؟
...خـ خب
خیلی نادونی، نه؟
.نظرم نسبت بهت عوض شد
مشکلش چیه؟
به نظرم از تحقیق توی یه مشت خرابهی تاریکی .بیشتر ارزش وقتم رو داره
...اول از همه، آنجل
میدونی باید راجعبه چی تحقیق کنیم؟
.نمیدونم
.ولی نمیتونم یه گوشه وایسم و کاری نکنم
.نقاط مرموز
.کوفا دربارهشون میگفت
میگفت توی چند سال اخیر تعداد نقاط مرموز .توی شهر بطور غیرطبیعی افزایش پیدا کرده
کوفا سنسی گفت؟
.ازم یه درخواستی کرد
ازم خواست «اگه اتفاقی برام افتاد «.هوای ملیدا اوجو ساما رو داشته باش
...بین این همه آدم از من خواسته
...سنسی همچین درخواستی کرد
.حالا میریم توی شهر و سوال میپرسیم
.ولی من زیادی توی چشمم
...معلم بودن توی این سن و از این چیزا
اه، پس برای همین داری لباس دانشآموزها رو میپوشی؟
نظرت چیه؟
بهم میاد؟
اوه...؟
هنوز توی هتل هستین؟
نباید الان سر کلاس درس باشین؟
!خواهر کوچولوم یه چیزی رو جا گذاشته
«.عین بچهها میگفت «اگه آبجی همراهم نباشه نمیتونم تنهایی برم
!برتی همین با هم اومدیم اینجا
!مـ من عاشق آبجی مهربونمم
.اوه، شما دو تا خیلی با هم صمیمی هستین
.اینم یه شکلات برای شما
.هـ هورا
.هی، آنجل، بعدا تلافیشو سرت در میارم
.بههرحال، بیا جمعآموری اطلاعات رو شروع کنیم
!باشه، امتحان میکنم
!وایسا، آنجل
!ببخشید
.اوه، چه دختر دبیرستانی نازی
چه کمکی میتونم بهت بکنم؟
...راستش، میخوام یه چیزی از مردم این شهر بپرسم
چیه؟
.میدونین، من دارم راجعبه نقاط مرموز این شهر تحقیق میکنم
.حسابی سرزنشم کردن و گفتن نزدیکشون نشم
.ولی یه شکلات گیر آوردم
.بهت صفر نمره میدم
.بهت نشون میدم چطور انجام میشه
!آبجی، چند تا گل برام بخر
چی؟
.بـ باشه
...چه رایحه و شکل عجیبی داره
آبجی، اسم این گل چیه؟
...امم، بذار فکر کنم
...خب، میدونی
اونها گلهای دستچین شده هستن .بهشون برند شانگارتا هم گفته میشه، خانمهای جوان
!چه خفن
لذت بردن از گلهای رنگارنگ توی شهر زیرزمینی
.یکی از خیلی چیزهاییه که به لطف بلوسوم سان انجام شده
.خانم، راستش ما داریم یه تحقیق انجام میدیم
اوه، راجعبه چی؟
!راجعبه دستاوردهای بزرگ مارکیز بلوسوم پریکت
چه کار فوقالعادهای میکنین، نه؟
!بله
،صحبت از دستاوردهای مارکیز بلوسوم شد ...یکیش توسعهی محصولات کشاورزیه
...و دیگه... بذار فکر کنم
!شناسایی نقاط مرموز، درسته؟
!به لطف اون این روزها مردم کمتر آسیب میبینن
!نقاط مرموز چی هستن؟
...شنیدم مکانهای خطرناکی هستن
!کارت عالی بود، لاکوئا سنسی
.ما اینیم دیگه
...با اینکه فعلا خودم رو موقتا توی این موقعیت قرار دادم
...من واقعی
!همونقدر خفن و باحاله
...استخراج اطلاعات موقع گفتگوی بیربط
.فقط یه گوشه از کاراییه که من میتونم انجام بدم
...نقطهی مرموزی که اون خانم گفت
«،جنگل گرداب»
«،غار بدون جاذبه»
...و
.مرموزترینشون «خانه خرابه» بود
!حتما اونه
.بلوسوم پریکت مخصوصا تاکید کرده بود کسی به اینجا نزدیک نشه
.هیچی اینجا نیست
.همونطور که شک داشتم
.اینجا نقطهی مرموز نیست
چی؟
...این کلبهی چوبی بخاطر گذر زمان خراب نشده
.از اول همینجوری ساخته شده
!ولی چرا؟
،تا چیزی رو درون یک «رویداد طبیعت» مخفی کنن
.احتمالا هدف دور کردن مردم بوده
.اینجاست
.هی، آنجل
.معلوم نیست اون پایین چه اتفاقی بیفته
.تمام مدت نزدیک من بمون
.شرط میبندم این برای دور کردن مزاحما ساخته شده
اگه یه زیرزمین عادی بود
.لازم نبود انقدر عمیق باشه
.و نذاشتن هیچ لامپی توی راهپله مسخره است
،هدفشون این بوده که با ایجاد ترس و اضطراب
.مردم رو از وارد شدن منصرف کنن
،به عبارت دیگه
.وارد شدن کار عاقلانهای نیست
.مثل اینکه رسیدیم
یه سیاهچال؟
لاکوئا سنسی، اینا کی هستن؟
.با توجه به لباسهاشون، احتمالا شهروندان لانگارتا هستن
.مهمتر اینکه... اینا اجساد عادی نیستن
ها؟
...لو-گارو
انسانهایی که تعت تاثیر عامل ژن شب قرار گرفتن ...و نتونستن بطور کامل به لانکانتروپ تبدیل بشن
.اون اجساد لو-گاروهای شکست خورده هستن
.به دست اون مرد نگاه کن
...همون مردیه که
بیماری نادر کیلویی چند؟
.هیچ بیماریای توی این شهر نیست
.از شهروندان برای یه جور آزمایش استفاده میشه
.حالا مارکیز خیلی مشکوک میزنه
مارکیز بلوسوم؟
آدمی که گفت بیماره
به این مکانی که از دید عموم مخفیه آورده .و برای آزمایش ازش استفاده شد
.و گمونم برای همین عمدا تعداد نقاط مرموز رو افزایش داده
!سادهلوح
...کافی نیست
!خون! بهم خون نشون بده
!بکششون! برو یکششون
هی، آنحل، گوشت با منه؟
...اون صدا
!قراره یه حادثهی دیگه اتفاق بیفته
!هی! آنجل؟
...چرا
من میدونم حادثهی بعدی کجا قراره اتفاق بیفته؟
.میگن بازم به یکی حمله شده
...این دفعه یه بچه مدرسهای بوده
!اون مرده... مــرده
!خانم مدیر
خانم آنجل، کجا بودین؟
چرا...؟
!چرا این اتفاق افتاد؟
!الی؟
!الی، بیدار شو
...نفس میکشه
.خداروشکر
...الی زخمی نشده
پس این خون از کجا اومده؟
رزتی، چرا مردی؟
!چرا باید کشته میشدی؟
...رزتی سنسی
مرده؟
خانم مدیر؟
No comments yet. Be the first to leave one.