The first 200 lines.
«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
>>>>>> تــرجـمـه از امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
...آنچه در "ریک و مورتی" گذشت
جری، من با زنت سکس داشتم
تونستم تفنگ پورتالی رو درست کردم
جک قاتل هستم و چاکر آقایونم
ایول - اینجا هم اومدیم؟ -
من حاملهم
"تولد 18 سالگی سامر مبارک"
عزیزم، شده عین ماجرای تو
داره بارون کوفته میاد - ...یه جای کار میلنگه -
جری اسمیت ...آنطور که دوست داشت، درگذشت
به وسیله نیش زده شدن توسط زنبور
مسخرست - چی مسخرست؟ -
یکم احترام حالیت شه مراسم ختم بابایهها
اسمت رو میزارم جری کوچولو
ممنون که معمای این قتل رو حل کردین بچهها
این اسکیتبورد واستون - ممنون تونی هاوک -
مورتی، بگو باهام ازدواج میکنی - چی؟ - چی؟ -
فقط بگو بله - بله؟ -
...خیلیخب - ...ریک، قول میدی که -
قول میدم و واسه ماه عسلمون هم بیا بریم تو یه اتاق چفت و بستدار
که با دوتریوم یونیزه شده، مهر و موم شده - چرا؟ -
چون باعث تاخیر روایت داستان میشه
مورتی، اینا همه دروغیه
ما تو یه "مارپیچ آنچه گذشت" گیر افتادیم سر عقل بیا
بعد اون همه اتفاقات؟ - نه -
من بیگناهم من اون زنبورا رو آزاد نکردم
من عاشق جری بودم
دیدی بهت گفتم؟ - کِی اینجور شد؟ -
عجب اعدام خفنی بیا برگردیم تو اون اتاق
...حالا بعد من تکرار کن مورتی "آنچه در ریک و مورتی خواهید دید"
آنچه در "ریک و مورتی" خواهید دید؟
نه، آنچه در "ریک و مورتی" گذشت
بهش محل نزار مورتی "آنچه در ریک و مورتی خواهید دید"
با سَمپراکنیاش مبارزه کن
"آنچه در ریک و مورتی خواهید دید" کی سمپراکنه؟
هی، وایسا
"لیون آنچه گذشته" بگیرش
ولم نکنی مورتی
قراره بریم تو سکانس شروع سریال
سکانس شروع چی؟
وای! رفتیم تو فضا - ولم کنید ببینم -
یا خدا
اینجا کدوم سیارهست؟
روتو کن اونور و نگاه نکن
خدایا، عجب سنجاب غولی
چرا لباسای دویست سال پیش رو پوشیدیم؟
بابا اینجا چی به چیه؟
چرا بابام همچین لباسی تنشه؟
این بهترین قسمت سریاله - چرا شدم کَره؟ -
خوبه، دیگه رسیدیم
برگشتیم
وایسا
ولم کن - چی شد یهو؟ -
چرا داشت موزیک پخش میشد؟
بخاطر این حرومی روایت پردازه
پاهاشو بگیر
اگه تیتراژ شروع داریم ...پس یعنی ما
این همه سم بیخود رو از تو بدنت بریز بیرون مورتی
تسلیم مزخرفات بیمعنی که از خودآگاهه این بابایه، نشو
مزخرف نیست، خیلی هم باحاله
اسلحه داره - آبکشت میکنم، ریقو -
نه، نه
گاییدمش
...ای حرومی
پورتال زد؟ - آره خبر مرگش -
از یه سوراخ تو بعد چهارم
پرید تو قلمروی لایه فلزی
اینو سرت کن و کمکم کن پیداش کنم
هیچ حس خوبی ندارم ریک
نبایدم داشته باشی چون اینجا یه مکان ضایع هستش
...همینجوریشم دست تکون دادنم واسه بینندهها عجیبه، ولی
کدوم بینندهها؟ - دقیقا مورتی -
به غیر از چندتا تیکه کلام بیخیالی که اونم همیشه داشتم
کُل این فصل سوم به لعنت خدا هم نمیارزه
خوبه، اینجاست
میخوای...ببندیش؟
نه، اون یارو، واقعیت اصلی رو تحریف کرده
باید مثل سوسک، با دمپایی کوبید روش
مادرتو
آره، دیگه نمیخواد اینجا بزاریش رو سرت
"نسخههای آزمایشی"
از این طرفی نرفته؟
نه، وگرنه ازش یه قهرمان درمیاومد
لعنتی، هیچ حال نمیکنم ریک
...یعنی کُل اینجا
شبیه اون بازی با کلمات خَزی میمونه که منقدای تلویزیونی هیچ باهاش حال نمیکنن؟
بدتر از ایناست مورتی
داریم تو تشعشعات فرابعدی ذوب میشیم
ارج و قربمون دائما داره به فنا میره
هر ثانیهای که اینجا باشیم
برابر با اون ده ثانیه خفتباریه که تو فیلم "جمع فضایی" داشتیم
هر کی خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه
بگیرش
نه
خداوندا، از من بگذر ...زیرا تو نجاتدهندهی منی
عذاب وجدان گرفتم بیا فقط بریم از اینجا
چون دست به دعا شده؟
هیتلر هم خداپرست بودها
من اومدم، لیون
خیلیخب
چقدر دعاهاش زود مستجاب میشه
وقتشه که پروردگار رو ببینید
زحمت نکش، نمیخواد
روش خرسها رو، روش پیاده میکنیم روتو کن اونورش و ادعا بیا که خیلی گنده لاتی
حال میکنم وقتی ملت، سرنوشتشون رو رد میکنن
سلام ریک
...سلام آخوند بیعمامه؟
اسمش، قصهگویه
قصه... گو؟
همون بچسبی به آخوند بیعمامه، بهترهها
اصلا شک نکن - قصهگو -
ریک، اون شخصیت بده قطار اسباب بازیه که از شرکتت خریدم
آفرین بهت مورتی
نسخههای تخیلی تو منو تو یه کتاب مقدس
واسه بچهها اسیر کردن ولی با کمک یه عیسی قلابی
از داستان اومدم بیرون و رفتم به فرا واقعیت
و الان اون منم که تو رو اسیر میکنم
لیون هم فقط یه طعمه بود
طعمه؟ - عیسی؟ -
...کجا؟ میترکونمتون
به عیسی میگی ما رو شل و پل کنه؟
مگه سریال "پارک جنوبی" رو ندیدی؟
گل گفتی مورتی
من عاشق فرا واقعیت خودمونم
چون از صفر تا صدش رو خودمون میتونیم بچینیم
فن بین رو بتمن رو نزنی حرکت شوالیه تاریکی برمیخیزد رو نزنی
فن بین رو بهم زد مورتی عیسی، بِینی شده واسه خودش
نمیتونی منو کتک بزنی من... رسما و شرعا... بچه مسیحم
و منم بدترین کابوستم
من همون عیسم که ازش جوک درست میکنید
همونی که خدایی نداره
مورتی اینو بگیر و فرار کن
دستت درست
...انگار قصهی قصهگو قراره که
بر مبنای روایت واقعی باشه
میخوای باهاش چیکار کنی؟
همونی رو میخوام که هر قهرمانی میخواد
انگیزه
چی؟ چه سس شعر
خیلی خَزه
نظراتتون رو پست کنید به کونم
چی شد یهو؟ رفت که
الان متحد صد سال سیاهمون نمیشی؟
به گمونم نه
...آنچه در سریال عیسی مسیح گذشت
من عیسم - منم مریمم -
اسم مامانمم اینه - نگو -
رفیق، طرف فاحشهست
از تو یکی، مُرید بهتریه
نه
من نامیرام
یه پیشنهادی واست دارم
من تنهایی کار میکنم
اگه خونت رو بخورم، شکستناپذیر میشم
به گمونم - حسرت به دل میمونی -
میلیاردر و کارآفرین جاودانه عیسی مسیح
تمام پول خودش را بر روی برنامهای با
"فرصتی برای عشق دوم" سرمایه گذاری کرد
تحمل کن مریم
چقده اطلاعات، چقدر قشنگن
منو عادی کن، جادوگر
همه جاودانگیم رو بگیر
پودینگتون رو بخورین آقای مسیح
چرا میخندین؟
اسمت
"مریم، پرستار"
چه خبر شده ریک؟
زهر لیون باعث میشه به این فکر کنی
چه زندگی میتونستی داشته باشی و از همین پتانسیلی که آزاد میکنی هم تعذیه میکنه
لیون، تو جونمون رو نجات دادی
هنوز نداده
یا خدا ریک عجب نامردی هستی
اون فرابعدیه، مورتی زندگیش که مهم نیست
مال تو مهمه واسه همینم باید برگردیم
انگار خیلی شبیه قلعه نیستها
شاید داخلش به سرطانیه بیرونش نباشه
یه وقت فکر بد نکنیا
این یه رژیم جواب بده واسه نویسندههای موفقه
چرا شبیه شخصیتی هستی که ساختمش؟
چون خودشم و قراره یه دستی به سر و روم بکشی
ولی تو قصهگویی همینجوریشم عالی
عالی بودن بس نیست
من ریک رو کشتم و خودمو واقعی کردم
حدم بالاتر از یه داستان عنیه اسباببازیه
اینجا دفتر کارته یا خونهت؟
چرا بوش یجوریه که انگار خونه و زندگی اینجاست؟
تو مثلا خالقمی چرا اینقدر خاک بر سری؟
چون تو شکست خوردی - اونوقت کی مقصره؟ -
چی شده بابا؟
میخوای بدونی چی شده؟ دقیق بگم؟
بچههای ریک میخواستن داستان تو هم، شبیه "حکایتهای کنتربری" باشه
ولی حتی میدونستن حکایتهای تخمی کنتربری
پرندهست یا خزنده چه برسه حکایت
بعدش گفتن بیام داستانت رو
شبیه همون قسمتی تو کارتون بتمن کنم که
شخصیت بدها دارن پاسور میزنن و از داستانهاشون راجب بتمن میگن
بعد بهم گفتن انگار یه چیزیش از قلم افتاده
باریکلا به هوششون معلومه یه چیزی از قلم افتاده
No comments yet. Be the first to leave one.