The first 200 lines.
"فرشته شیطان صفت"
کمپانی ما همه هزینه هارو پرداخت میکنه
...فقط امیدواریم که دی کی مووی
از این فیلم انصراف نده
اگه شما از این فیلم برید
فیلم تایلندی کو تو دردسر بزرگی میفته
اقای سایمون
.چهار روز
چی؟
چهار روزه فرشته مو ندیدم
گوشی شم جواب نمیده باباش از شرکت انداختتش بیرون؟
شما اینارو از کجا شنیدید؟
واقعیت نداره
رامپا خانوم سرش خیلی شلوغه
کلی اتفاق داره تو شرکت میفته
چه اتفاقی؟
مهم تر از اینکه من دارم از بازی کردن تو فیلم انصراف میدم؟
چرا نیمده پیشم؟
یعنی این اتفاق واسش مهم نیست؟
نه همچین چیزی نیست
پس چی؟
میخواستم بگم که رامپا خانوم دارن میان
چه گل های زیبایی
به نظر میرسه اقای سایمون میخواد انصراف بده
رامپا خانوم لطفا واقعیت و نگید
من بهشون نگفتم شما کجا بودید
چه گل های نازی
خیلی هم خوشبو عه
کجا بودی فرشته من؟
چیشده پسرم؟ چرا شوکه ای؟
هیچی مامان فقط نگرانم
به رئیست فکر میکنی؟
من فهمیدم که رئیست ادم معروفیه
با تو اومد اینجا تا از اتفاقایی که افتاده فرار کنه؟
اگه بخاطر این نیست پس چه دلیل دیگه ای داره؟
چیز مهمی نیست مامان
ولی من شک دارم این اتفاقایی که میفته
تصادفی باشه
به نظر میرسه همه این اتفاقا زیر سر یه نفره
لعنت بهت فرنک
بسه! چیکار میکنی؟ دیوونه شدی؟
من بهت اعتماد کردم و بهت تکیه کردم
سهام شرکت و بهت فروختم ولی تو بهم دروغ گفتی
حتی تو هم بدی
همه باهام بد رفتار میکنن
پس خبر داری
پس چرا گول منو خوردی؟
.احمق
چطور تونستی منو دست بندازی
بهت برخورده؟ خیلی خب ، پس بذار باهات رو راست باشم
تنها چیزی که تو داری ظاهر زیباست
اصلا عقل تو کلت نیست
حتی نمیتونی رونانچی رو مجبور کنی به حرفت گوش کنه
اگه احمق نیستی پس چی هستی؟
تو بهم دروغ گفتی
با اینکه با چشمای خودت دیدی باهات چیکار کردم بازم مطمئن نیستی؟
نمیبینی؟
شاید نمیبینی
میدونی چرا؟
چون احمقی
!تو بهم خیانت کردی
چرا؟ پس چرا بهم گفتی کنار منی
چرا بهم دروغ گفتی؟
چرا بهم دروغ گفتی؟- اخ-
کافیه
فکر میکنی واقعا کلمات رمانتیکی تو این دنیا وجود داره؟
...تو فقط یه وسیله بودی
تا من بتونم جای رونانچی رو بگیرم
و در اخر ، شکست خوردی
تو احمق نیستی حرفمو پس میگیرم
تو ابلهی
پست
فرنک منو زدی؟
بدتر از اینا میتونم باهات رفتار کنم
اگه نمیخوای صورت خوشگلت از بین بره هرچه زودتر برو
بی مصرف
معذرت میخوام ، این اواخر سرم خیلی شلوغ بود
بخاطر همین نتونستم بیام ملاقاتت
میفهمم که سرت شلوغه
چرا منشی ایت باهات نیمده؟
با مراسم خاکسپاری پدرش سرش گرمه
پدرش فوت کرده؟
اره ، خیلی اشفته بود
یهویی فوت کرد
وقتی ماشین به پدرش زد ، من اونجا بودم
یعنی موقع تصادف اونجا بودی؟
از وقتی این تصادف رخ داد
من پیش یوتاکارن بودم
گزارشگرا و بیشتر طرفدارات کم مونده بود منو بکشن
تا اینکه پدرم منو از شرکت انداخت بیرون تا خودش این قضیه رو درست کنه
دیدم وقتی نمیتونم اوضاع رو درست کنم
از این فرصت استفاده کردم تا برم پیش یوتاکارن
پیش یوتاکارن؟
منظورت چیه؟
رفتم خونه شون
...یعنی تو و یوتاکارن
درست حدس زدی
شنیدم شما و دی کی مووی تصمیم گرفتید فیلم و ترک کنید
اینطوری نبود که از چیزی خبر نداشته باشم میدونستم
متاسفم که اسیب دیدی
...متاسفم که از من و
شرکتم نا امید شدی
اگه بخوای دیگه تو فیلم بازی نکنی سرزنشت نمیکنم و ناراحت نمیشم
ممنون که باهام صادق بودی
باید هنوز به این وضعیت رسیدگی کنم بعدا بهت جواب میدم
.باشه
اور برگشتی
چرا یهویی ناپدید شدی؟
رفتم خونه ای که اجاره کرده بودم
برق هارو قطع کرده بودن
بخاطر همین مجبور بودم خودم برم حلش کنم بیام
وقتی برگشتم خونه گفتن داداش مریض شده
نگران شدم
حالش خوبه؟
دکترا گفتن چیز نگران کننده ای نیست
ولی گفتن باید تو بیمارستان تحت مراقبت بمونه
خداروشکر که حالش خوبه
پس من دیگه مراقبشم
تو میتونی بری خونه
.ممنون
لطفا کمک کن- حتما-
خبر جدید ، دی کی مووی درخواست کرده سایمون از فیلم " پسر بد" انصراف بده
چی؟ واقعا میخواد انصراف بده؟
چه بی مسئولیت
مامان چیشده؟
مامان
مامان چیشده؟
کتکت زد؟
چرا انقدر ظالمه
نمیدونم
نمیدونم نوندا
منو ببخش نوندا
احمق بودم
واقعا احمق بودم
تقصیر منه که الان جایی برای رفتن نداریم
مامان این حرفارو نزن
خودتو سرزنش نکن مامان
اون عوضی مارو گول زد مامان
همه منو مقصر میدونن
چون با فرنک کار کردم و به پدرت خیانت کردم
مامان توروخدا این حرفارو نزن
تو مجبور بودی اینکارو بکنی
به هرحال نمیدونستی داره بهت دروغ میگه
به بابا بگو شاید باور کرد
به نظرت پدرت دوباره به ما اعتماد میکنه؟
یه مدت دور بودم
و تو لاغر و رنگ پریده شدی
افسوس
راستش
دلم نمیخواست تورو تو این وضع ببینم
ولی
دلم میخواد دردی که کشیدم و بکشی
درست همونطوری که منو اذیت کردی اذیت شی
عزیزم ، دلت میخواد بمیری؟
...اگه گردنتو بگیرم و
از قدرتم استفاده کنم
توان اینو داری که بهم التماس کنی نکشمت؟
چیزی احساس نمیکنی؟
!منو بزن
!خاله اور
!خاله اور
پس اینجایی
کجا بودی؟
شنیدم گم شدی خیلی نگران شدم
فکر کردم اون مادر و دختر حتما کاری کردن
کسی اذیتم نکرده
فقط رفتم یه سر به خونه ام بزنم
ولی تو کجا رفتی؟
وقتی خبرارو دیدم نگران شدم
بدتر از اون اینه که پدرت تو کماست
وقتی فهمیدم خیلی شوکه شدم
مشکلی نیست خاله اور
حالش خوب میشه
امیدوارم خوب شه
نگران نباش
حتما خوب میشه بهم اعتماد کن
میخوام با رامپا تنها صحبت کنم
.حتما
فکر کردم دیگه هیچوقت نمیبینمت
همش تقصیر من بود
من رفتم ، بخاطر همین این اتفاق افتاد از خستگی بیهوش شدی
تقصیر منه بابا
نه
تقصیر تو نیست
من اشتباه کردم
نباید میزدمت
نباید انقدر باهات بدرفتاری میکردم
اگه جهنم و با چشمای خودم نمیدیدم
نمیفهمیدم که
پدر بدی ام
نه اشکال نداره
منم اشتباه کردم که اونطوری رفتار کردم
معذرت میخوام
منم معذرت میخوام بابا
ببخشید
روتون میشه بیایید اینجا؟
چرا نباید بیاییم؟
فکر کردم خجالت میکشی بیای داداش و ببینی
وانمود نکن که از همه چی خبر داری
تا قبل از اینکه به شوهرم واقعیت و بگم
No comments yet. Be the first to leave one.