North America

North America

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

North America Part 2 by marjan-imdb-dl480
North America Part 2 by marjan-imdb-dl720
A Commentary by Mar Jan
مرجان marjan.zandieh www.imdb-dl.com

Tags

480
720
Published on: 2014-08-31
Downloads: 26
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

علفزار ... نابخشودني

و پيش بيني نشده

در اين اقيانوس بي پايان علف

هيچ شانس دومي وجود ندارد

و فقط اونهايي که به اندازه کافي شجاع هستند

استحقاق بودن در جايي به نام خانه را دارند

.. آمريکاي شمالي .. ... جايي براي پنهان شدن نيست ...

در اواسط ماه مي، در سرزميني به نام آلبرتا

يک گله گاوميش کوهان دار در حال حرکت هستند

روزگاري در قلب اين سرزمين

بيش از 30 ميليون گاوميش کوهان دار داشت

بيشتر از تعداد جمعيت انسانهاي داخل آمريکا

در آن زمان

آنها در پي سالهاي زياد انقراض

امروز، تنها 15000 راس باقي مانده

اين گوساله، فقط يک هفته عمر دارد

يک تازه وارد معصوم به زندگي در اين سرزمين پهناور پا گذاشته

او تنها فرزند مادرش است

و او هر کاري براي حمايتش انجام مي دهد

يک دشمن قديمي در کنار قبيله است

گرگهاي خاکستري

درندگاني که به صورت گروهي حمله مي کنند

آنها روزهاست که گله را زير نظر دارند

گوساله هنوز ياد نگرفته که چگونه از خود دفاع کند

و به آساني شکار مي شود

اما مادر 1000 پوندي او در کنارش است

گرگها صبور هستند

آنها حرکت خودشان را انجام مي دهند

در طي هزاران سال تکامل و حمله دشمن و غارت و قرباني دادن

آنها يک سرعت هماهنگ عالي دارند و پايدار شده اند

اين جنگي بين هوش و رزم آرايي است

به اميد بر هم زدن گروه گرگها

گاوميش ها خود را در رودخانه رها مي کنند

سرعت شديد آب براي کوچکترها طاقت فرساست

اما مادرها مي دانند که بايد ادامه دهند

تعقيب بي رحمانه است

لحظه اي که گرگها منتظر آن بودند

از گله جدا ماندند، حالا مبازره سه نفر در برابر دو نفر است

هر کوششي مي کنند تا نبردي تازه را دامن بزنند

مادر جدا شده از گله تنها کاري که مي تواند

بکند حمايت از گوساله متحجر خود است

اون بايد ياد بگيرد بجنگد يا بميرد

گرگها بوي خون را حس کرده اند

سپس ناگهان

يک لگد از گوساله

در يک لحظه، بازي را عوض مي کند

حالا مادر و گوساله مانند هم حرکت مي کنند

اما آنها مي دانند که بايد به گله بپيوندند

جايي در امتداد درختها

آنها مي توانند صداي رعد آساي سم هايشان را بشنوند

بالاخره در امان هستند

گرگها شانس خودشان را از دست دادند

امشب آنها گرسنه مي مانند

کشمکش آنها را قوي تر مي کند

اين جوانان آمريکايي ياد مي گيرند چطور بجنگند

اينجا، زنده ماندن دشوار است

خشن

انتقام جو

بي نهايت

اين سرزمين غيرممکن

هر کس که بر روي آن قدم مي گذارد را آزمايش مي کند

يک پيشگام که از اين مسير گذشته بود مي گفت

اين مانند موج اقيانوسي از علفهاست

بدون محدوديت

هنوز وعده اين فرصت

ميليون ها نفر را به قلب آمريکا مي کشاند

براي کار بر روي زمين و تغيير دادن آن

به منطقه حاصلخيزي براي تغذيه يک قاره

نيم ميليارد جريب از زمين هاي رها شده

از خليج تا مکزيک کشيده شده اند

و همين مسير تا قطب شمال

کوه هاي راکي در شرق آب و هوا را کنترل مي کند

آنها يخهاي منجمد را از شمال به يک

راس تصادم با

هواي مرطوب گرمسيري که از سمت جنوب مي آيد

هدايت مي کند که باعث طوفانهايي مي شود که مانند آن بر روي زمين وجود نداره

از تگزاس تا ويسکونسين

هيچ چيز از اين خشم مادر طبيعت در امان نمي ماند

زمين و هر چه بر روي آن است

بايد در تسليم اين تپش وحشيانه شود

اما تگرگ تازه شروع ماجراست

با بادهاي با سرعت بيش از 300 مايل بر ساعت

گردبادها يکي از مخرب ترين جبرهاي

طبيعت بر روي کره خاکي است -

اينها مسيرهايي هستند که

هر ساله حدود 400 گردباد در سال به آنها هجوم مي برند

حداقل 50 سال است

که آنها هر ايالت را درگير خود مي کنند

خارج از اين سرزمين هاي پهناور

جايي براي پنهان شدن از اين مادر طبيعت نيست

شما بايد تا جايي که مي توانيد مقاوم باشيد

اما اين خانه ساز زيرزميني

يک راه پيدا کرده

سگ هاي دشتي به صورت گروهي زندگي مي کنند

و دهکده زيرزميني خودشان را مي سازند

يک کلني واحد مي تواند

خانه هزاران عموزاده باشد

زندگي در اينجا يعني به در کردن همسايگان

و حواس جمع براي اطلاع از حضور مهمان ناخوانده

سگ هاي دشتي يک سيستم اجتماعي منسجم دارند

و وقتي يک غارتگر را شناسايي مي کنند، به صورت واضح با پارس کردن همديگر را مطلع مي کنند

يک مار به سمت شهر سگها مي خزد

و به سمت حفره اي مي رود که در آن پر است از توله هاي جوان

اما يک سگ شجاع با مار زنگي مرگبار روبرو مي شود

يک تقابل ... مارخزنده در برابر جانور جونده

او بايد مار را از ميدان به در کند

و اجازه ندهد که او وارد تونلي شود که بچه هايش در آن پنهان شده اند

مار زهر کافي براي کشتن يک انسان 200 پوندي را دارد

چه برسد به يک جونده سه پوندي

اما دندانها و پنجه هاي تيز سگ

کاري نمي تواند از پيش ببرد

او با حقه مار را از توله ها دور مي کند

و قدم به قدم

او را از شهر بيرون مي کند

صداهاي واضح

نمايانگر زمان جشن است

وقتي يکي مي رود

دقيقا يکي ديگر وارد مي شود

در حاشيه شهر، يک خانواده جغد لانه دارند

جايي که اردو زده اند در يک کمينگاه رها شده سگ هاي دشتي است

يک گروه عجيب، اين تازه متولد شده ها عادات عجيب غذايي دارند

ملخ سبز

يک کالري قوي تنها

اما به دست آوردن اين پروئين بالا چندان کار ساده اي نيست

شام بر سر ميز آماده است، يک حشره در يک زمان

اما براي پذيرفته شدن در شهر سگ ها

تو بايد خودت را ثابت کني

يک صداي هشدار دهنده جديد

يک گورکن

يک ماشين مرگبار گودال کن که غذايش سگ هاي دشتي هست

و بچه هاي جغد هم برايش مزه کنار غذاست

مادر بيرون لانه پاسداري مي دهد

پدر پرواز مي کند

اون يک نقشه دارد

يک حمله متقابل ناگهاني

گورکن نمي تواند جلوي يورش هوايي را بگيرد

و عقب نشيني مي کند

اين جغدها به محل خود در شهر سگها رسيدند

در يک پيوند محکم در پايگاه مرزي شرقي

ترسوها دوام زيادي ندارند

خارج از اينجا، آنچه پايدار است

رحمت عوامل طبيعت است

اما براي بعضي ها

يک سرزمين پهناور ظالم، پناهگاه است

در حاشيه چمنزار جايي است که بي رحم است

فقط قانون شکنها و اسکلتها به آنجا خانه مي گويند

جايي براي پنهان شدن اسب دزدها و سارقين قطارها

سنگلاخ

در طول 500000 سال فرسايش کنده کاري شده

اينجا سرزمين لبه تيغ تيز است

و بي نهايت گرم

بسيار ممنوعه

کمتر مهاجري جرات پا گذاشتن به آنجا را دارد

يک شاهين پنجه آهني

او لانه خود را در بالاي يک سنگ نوک تيز بلند ساخته است

در امان از غارتگران

اما تابستان داکوتاي جنوبي

زودتر از موقعي که انتظار مي رفت رسيد

و جوجه هاي تازه متولد شده در لانه بي حفاظ خود گير افتاده اند

تا زماني که بتوانند پرواز کنند

بدون هيچ درختي، هيچ سايه اي وجود ندارد

سنگ هاي سوزان تبديل به يک اجاق گاز شده اند

گرماي هوا حدود 100 درجه است

اون سعي مي کند براي آنها سايه درست کند

اما آنها مي دانند بزرگتر از بالهاي پنج فوتي مادر هستند

تنها دو تا از جوجه هايش

از پسش برمي آيند

طبيعت ظالم و خونسرد

يک حقيقت در زندگي است

اين سنگ هاي تراشيده شده روحيه مرزي

دارند و شکل شخصيتهاي ملي ما را دارند

،و حتي دوست نداشتني ترين محل آمريکا

خوش بيني بي اندازه اي دارد

در عمق علفها، يک عنکبوت پرنده نر

به دنبال عشق مي گردد

اما او در خانه نمي ماند و تار را بتند

عنکبوت پرنده به دنبال هيجان است

به کوچکي دانه برنج

اون مي تواند از علفها به عنوان اتوبان استفاده مي کند

يکي از هشت چشم او يک ماده را ديد

او توسط نر ديگري مورد ابراز علاقه قرار گرفته

اما يک حرکت اشتباه باعث مي شود که ماده او را بکشد

او قرار عاشقانه بعدي را پيدا کرد

يا يک قرباني؟

براي عنکبوت پرنده نر

تحريک يک ماده بازي خطرناکي است

اگر او ببازد

او با دندانهايش زهر خود را وارد بدنش مي کند

و خون او را مي مکد

قبل از اينکه او نزديک تر شود

او بايد با يک رقص او را تحت تاثير قرار دهد

او به سختي نظرش جلب مي شود

اما او دست بردار نيست

حالا وقت حرکت اوست

او بهترين نمايش خود را اجرا مي کند

تا ماده را مجاب کند که ارزشش بيشتر از يک غذاست

براي باشکوه کردن نمايش او آواز برايش مي خواند

عنکبوتها گوش ندارند

اما او مي تواند لرزشي که او به وجود آورده را در پاهاي خود حس مي کند

او جادوي خود را انجام داد

More Farsi Persian subtitles for North America

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left