The first 43 lines.
همون رویاییه که قبلا هم داشتم اون تخیلات
اومدن بیرون
یکی داره با کله من بازی میکنه
شاید فقط یه کابوسه
اوه باید خیلی خوش شانس باشم
خانم ها و اقایان درحالی که اماده فرود میشیم
لطفا اطمینان پیدا کنید که کمربندتون بستس
مشکلی نیست
قشنگه مگه نه؟
ما توی یه تور تفریحی نیستیم احمق
نمیدونم چطور گذاشتم با من بیای
طبیعت من همینه
نمیتونی جلوش مقاومت کنی
اون دختر منه جان
من باید بخشی از این کار باشم
به علاوه اینکه تو یه راننده میخوای
خودم بلدم رانندگی کنم
هه!بیخیال! پنج دیقه پشت فرمون باش
بعد با کله زدی به درخت
خوبه که میتونم رو اعصاب اهمیت حساب کنم
گوش کن.ما داریم با جادوی سیاه عمیق در میوفتیم چس
عمیق تر از نیوکاسل؟
نمیتونم گذشته رو تغییر بدم چس
نه.
ولی میتونی اینو عوض کنی
حتی اگه بتونیم تریش رو نجات بدیم...
میتونیم
میتونی
اگه تو این سالها یه چیز یاد گرفته باشم
اینه که پایان خوشی وجود نداره
هیچوقت وجود نداره
همیشه باید بهاش رو پرداخت کنی
هیچ بهایی زیاد نیس وقتی پای دختر من وسطه
بعد از اینکه بهاش رو دادی اینو بهم بگو رفیق
اره.قراره کمک بزرگی باشی
بیا احمق.بریم به ملاقات اون حرومزاده...
که دخترتو گرفته
فک میکنی یه تلس؟
-جان؟ -چیه؟
فکر میکنی یه تلس؟
چس همیشه یه تله لعنتیه
مطمعنی فقط ما میتونیم اون....
هر چی که هست رو ببینیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.