The first 200 lines.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمها
ترجمهای
ترجمهای
ترجمهای ا
ترجمهای از
ترجمهای از
ترجمهای از ک
ترجمهای از کا
ترجمهای از کان
ترجمهای از کانا
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال
ترجمهای از کانال @
ترجمهای از کانال @C
ترجمهای از کانال @Ci
ترجمهای از کانال @Cin
ترجمهای از کانال @Cine
ترجمهای از کانال @Cinem
ترجمهای از کانال @Cinema
ترجمهای از کانال @CinemaD
ترجمهای از کانال @CinemaDr
ترجمهای از کانال @CinemaDre
ترجمهای از کانال @CinemaDrea
ترجمهای از کانال @CinemaDream
ترجمهای از کانال @CinemaDreami
ترجمهای از کانال @CinemaDreamin
ترجمهای از کانال @CinemaDreaming
ترجمهای از کانال @CinemaDreaming
م
مت
متر
مترج
مترجم
مترجم
مترجم
مترجم M
مترجم Mi
مترجم Mia
مترجم Mia
Sync: AliNet
The Story of My Wife: The Reminiscences of Captain Storr بر اساس رمان Milan Fust اثر
اگه یه پسر داشتم
چطور با این دنیا آشنا میکردمش؟
شاید عصر یک روز رو براش توصیف میکردم
و دیگه هیچی
یه عصر روی کشتیم
روی این کشتی باری غولپیکر
از این دریاچهی خشمگینی بگم که هر لحظه اراده کنه میتونه کشتی رو مثل پوست گردو بشکونه
از زندگی یه مرد میگم
از کار یکنواخت
غذای ساده
لحظاتی که توی بندر هذیون میگی
از زیبایی خوابیدن زیر ستارهها
از بیداری مطلق میگم
توجه به کوچکترین تغییرات امواج
آب بدون اینکه بخواد میتونه کشنده باشه
دربارهی زندگیهامون میگم
دربارهی تلاشمون برای کنترل کردن چیزهای غیرقابلکنترل
بیا
ممنون -برش دارم؟ نه، مشکلی نیست
اومد، قربان ممنون تامی-
غذا مشکلی داشت قربان؟
شکمدرد گرفتم حبیب. دوباره
میتونم بپرسم شکمت نفخ کرده یا حس میکنی سنگ کلیهست؟
حس میکنم سنگه، دقیقاً
سیگار کشیدن چطوره؟ اون هم کمک نمیکنه-
چی شده؟
مرض دریانوردها رو گرفتم؟ متأسفانه بله قربان-
واقعاً متأسفم قربان ولی بعد از این همه سال عجیب نیست
خب؟ تو که کاملاً سالمی ولی من ازدواج کردهم-
خب که چی؟ کمک میکنه-
داستان همسرم
دست و پا زدنهای جیکوب استر در هفت فصل
دیوونه شدی؟ که خواستی من رو همچین جای باکلاسی ببینی؟
بشین و ساکت باش
کودور، تو دیوانهای
چی مینوشی؟
یه لیوان شیر شکمم یه مشکلی داره
یه چیز دیگه سفارش بده ولی
یه چیز عادی نمیخوام آبروریزی بشه
یه قهوه برای ایشون
اونطرف رو نگاه نکن و آروم صحبت کن
همکارم داره الان همینجا بهم خیانت میکنه متوجهم-
نه، اونجا رو نگاه نکن. من رو ببین
جوری رفتار کن که انگار داریم با هم حرف میزنیم
همینجوری حرف بزن
خیلی خب تصمیم گرفتهم ازدواج کنم
با کی میخوای ازدواج کنی؟ هنوز نمیدونم. یه زنی-
بههرحال قرار نیست اونقدر من رو ببینه اینجوری یه مقدار سخت میشه-
میتونم با اولین زنی که از اون در وارد میشه ازدواج کنم گفتنش راحته-
دارن دست میدن انگار دارن میرن
عجب عوضیایه
کاری میکنم پشیمون شه
حالا، کجا بودیم
چی؟
گفتی با اولین کسی که وارد میشه ازدواج میکنی آره-
همینجوری گفتم میدونستم انجامش نمیدی-
عمه لیسا
نزدیک بود ها بدجوری شانس آوردی
خفه شو ...ولی جدی-
این قضیهی ازدواج نمیترسی؟
از چی؟
مثلاً اگه بهت خیانت کنه چی؟
اذیت نمیشی؟ بخشی از ازدواجه (احتمالش)
راستی، میتونی یکم بهم قرض بدی؟ کم پول دارم
ممنون
مراقب باش جیکوب و ممنون برای نوشیدنی
بخش اول: دربارهی مشکلگشایی کاربردی
عذر میخوام
عیبی نداره. فقط سریع باش
لطفاً همسر من بشو
کاملاً جدیام
میدونم خیلی عجیب بهنظر میرسه
...که یکی همینجوری بیاد جلوی میزت و
یه چیزی راجع به خودت بهم بگو ...سریع
خب، من ناخدای کشتی هستم
قدم ۱۸۰ سانته خودم میتونم قدت رو ببینم-
عروسیمون کیه؟ فردا؟-
هفتهی بعد اینجوری واقعگرایانهتره
من کاملاً جدیام بازی رو خراب نکن-
گفتی چه جور ناخدایی هستی؟ هنوز نگفتهم-
کشتیهای بار و محموله، معمولاً
و این چیز جالبیه؟
به محمولهش بستگی داره ...مثلاً یه بار
اسمت رو بگو، سریع ناخدا جیکوب استر-
لیزی! عزیز من
یکم دیر کردم. عذر میخوام
بذارید معرفیتون کنم آقایون
...آقای ریدولفی و ناخدا جیکوب
استر استر. نامزدم-
اوه، تبریک میگم
یکم یهویی نبود؟
اون ناخداست، میدونی؟
چقدر رمانتیک شغلی که قلب زنها رو میشکنه
راستی، ازش نمیترسی؟ یه خورده-
در این صورت میتونم ساقدوشتون باشم عزیز من؟
بهعنوان وفادارترین دوستتون
متأسفم عزیزم
باید یکی دیگه رو پیدا کنی
با پیشنهاد مخلصانهی من مخالفید قربان؟
نه. ولی فکر نمیکنم تا اون موقع بتونی روی پات بایستی
لیزی
خدانگهدار
موجود جالبی هستی تو هم همینطور-
...منظورم اینه که
میدونی چیه؟
بیا بگیم برامون غذا بیارن
و بعدش پوکر دریانوردها رو یادت بدم
این ماهی عالیه
تعجب میکنم توی پاریس همچین چیزی پیدا میشه
برای هر بندرگاهی خوب محسوب میشه
انگار ذائقهی خیلی سالمی داری
آره
چیز خندهداری گفتم؟ نه-
...نه، فقط
بیخیال
...خب
پوکر دریانوردها؟
راستش، یه مدل خاصی ازش وجود داره
میخوای اون رو یاد بگیری؟ -حتماً. چطوریه؟
وقتی زن بینمون هست اینجوری بازی میکنیم
خب، بگو چجوریه
بازنده، یکی از لباسهاش رو در میاره
ایدهی احمقانهای بود
پس وقتت رو توی دریا اینجوری میگذرونی؟
خوب شد فهمیدم
فراموشش کن
بیا امتحانش کنیم. مشکلی ندارم
خیلی خب
...خب، پوکر رو اینجوری بازی میکنن -بلدم پوکر بازی کنم
این عالیه
هیچوقت فکر نمیکردم همچین شب عروسی خندهداری داشته باشم
بیا دیگه، اخم نکن
هر چی نباشه ایدهی خودت بود
پس بوسیدن بلدی
چطور ارزیابیش میکنی؟
خرابش نکن
چهار ماه دیگه برمیگردم
خوب میشه اگه رابطهمون جواب بده
آره خوب میشه
نگران نباش. منتظرت میمونم
اینجا قشنگه
سلام
سلام کاپیتان
یه چیزی برات آوردم
یادت موند قطعاً-
ممنونم
بخش دوم: دربارهی هزارتویی بهنام زندگی اجتماعی
لیزی! بالاخره اومدی
سلام میتونم با یکی آشناتون کنم؟
همسر لیزی از سفرهاش برگشته و اومده به ما سر بزنه
عصر بهخیر خوش اومدی-
...این مدلین هست، پاول خوشوقتم-
No comments yet. Be the first to leave one.