The first 200 lines.
به کانادا ايرلاين -پرواز مستقيم تورنتو به پاريس-خوش آمديد
پرواز ما حدودا" 7ساعت و 20 دقيقه طول مي کشد
لطفا" کمربندهاي خود را بسته و صندلي را به حالت اوليه باز گردانيد
ما بزودي پرواز خواهيم کرد
"کيت"
بله؟
آيا براي يه پرواز بي نظير آماده اي؟
بله
به من بگو کيت، به چي داري فکر مي کني؟
آهن کج شده
يک عالمه آتش، بچه اي که براي مادرش جيغ مي کشه
کيت، پس اون کلبه سنگي کوچک چي شد؟
تصورش کن
باشه
آه ، خداي من
اون کلمات جادويي رو فراموش نکن
اون سرودي که مي خوندي يادت هست؟
ما داريم سقوط مي کنيم داريم سقوط مي کنيم
کيت
باشه
"من عاشق پاريس در فصل بهارم"
"من عاشق..."
مي دوني، من فکر مي کنم کلمات جادوييه که به من دادي اشتباه بوده
من عاشق پاريس نيستم، فرانسه را دوست ندارم و اصلا" نمي خوام به اين سفر برم
خدايا ! نه
- کيت، تو مي توني - نه من نمي تونم
من به درد هواپيما نمي خورم
بذار برم! بذار از اينجا برم!
من نمي خوام بميرم
کيت، بازپرداخت پولت
ممنون
- هنوز هم مي توني پول رو پس بگيري - پولش مسئله اي نيست
مي خوام با من بيايي
چيه؟ اونان؟
- نمي خوام امشب خانوادم رو ببينم - تو هيچوقت نمي خواي اونا رو ببيني
درسته، چون از وقتي که نامزد کرديم حتي يکبارم نيومدن
اما اونا دوستت دارن و بهت اهميت ميدن توي خانواده ما، تو فعلا" يک کارت تولد بدون اسمي
کيت، کيت، با من بيا پاريس
من بهت قرص خواب مي دم قبل از اينکه بفهمي اونجا مي رسيم
خدايا چطور مي توني نيايي پاريس تو يه معلم تاريخي
"چارلي"، فرانسوي ها اونا از ما متنفرند
اونا سيگار مي کشن، لبنياتي مي خورن که اصلا معلوم نيست چيه
" چه اتفاقي براي آنتن افتاده من نمي تونم بازي رو ببينم "
رو کانال سه تنظيم کردي؟
- يک هفته در پاريس با مردي که عاشقشي؟ - مشکل قانوني
- گردش شبانه؟ - جلسه خدمات درماني
- برج ايفل - برج ايفل
- من عاشق ديدن برج ايفل ام - پس قبوله
عاليه
چارلي، من تا وقت مصاحبه مهاجرتم نبايد اين کشور رو ترک کنم
- من اونو برميدارم - نه نه
تو مي توني يه بهونه درست کني اونا هيچوقت نمي فهمن
بگو دختر عموت "بريجت" توي تور ماهيگيري گير کرده
اونا مي فهمن که من دختر عمويي به اين نام ندارم و منو اخراج مي کنن
مثل اون يه باري که "ماري جوانا" کشيدم
واقعا" نمي خواستم اون کارو بکنم اما وضع بدي داشتم
بعدش برادر "راني" به پليس زنگ زد و همه دستگير شديم
تنها باري که در عمرم خلاف کردم
اونا هر دو طرف پيتزا رو پنير گذاشتن "هرب" چرا اونو چک نکردي؟
برش گردون، تو که مي دوني کيت از پنير بدش مياد
- اشکالي نداره، پنيرش رو برميدارم - کيت، اين وسايلي که از پاريس مي خوام
- فراموشش کن، کيت پاريس نمياد - من نميرم
- چرا نه؟ موضوع مربوط به فرانسه ميشه؟ - نه ، به خاطر پروازه
ربطي به فرانسه يا پرواز نداره
من تا اقامت کاناداييم درست نشه نمي تونم اين کشور رو ترک کنم
راستي کيت، داشتم فراموش مي کردم
خانواده "مرديت" خونه شون رو براي فروش گذاشتن
چرا داريم به خونه اي نگاه مي کنيم که نمي تونيم بخريمش
چارلي، يه چيزي هست که بايد بهت بگم
من از 21 سالگي پولم رو کنار مي گذاشتم
هر هفته به اين حساب پس انداز اضافه مي شد
بعدش اونو گذاشتم توي يک سپرده بلند مدت با بهره نزديک 14%
- درباره چي داري حرف مي زني؟ - من يه انبار تخم مرغ درست کردم
- چقدر؟ - 45.782 تا تخم مرغ
چرا اينو قبلا" بهم نگفتي؟
- مي خواستم سورپريز بشي - اين سورپريز بزرگيه ،خيلي بزرگ
خب.. با کمي کمک والدينت ما مي تونيم از عهده اش بربيايم
کل عمرم داره از جلوي چشمام رد ميشه و ما حتي يه بچه هم نداريم
با من بيا پاريس
سلام ، درست به موقع چه خبر؟
- سلام، چه خبر ؟ - خوب، کنفرانس پشت کنفرانس
اين شهر بي نظيره، کيت خيلي قشنگ و جادوييه
- ناهار چي خوردي؟ ..- اينا يه سس دارن که
که تا حالا هيچوقت تجربش نکرده بودم "سته آن کراب"
چارلي، اون سس رو براي گوشت اسب استفاده مي کنن
من اين رو تو برنامه "60 دقيقه" ديدم
تو هميشه اين برنامه ها رو نگاه مي کني تو هيچوقت از خونه در نميايي
الان نمي تونم حرف بزنم. با يکي از بچه ها تو کلوپ هستيم. صدا خيلي بلنده
عزيزم ما بايد در مورد خونه صحبت کنيم
مي دونم، قول ميدم فردا صحبت کنيم بايد برم ، دوستت دارم ، خداحافظ
من با بنگاه صحبت کردم و بهشون گفتم که ما خونه رو مي خوايم
به زودي با چارلي صحبت مي کنم
شما ديوانه ايد
من هيچوقت يه خونه يا يه چيزه با ارزش نمي خرم
چرا نه؟
اولش فکر مي کني که مالکش هستي ولي بعدش اون تو رو گير مي اندازه
اون تمام زندگيت ميشه، بعد يه نفر فراموش مي کنه سيگارش رو خاموش کنه
و همه جا آتش مي گيره
- عزيزم سلام - کيت ، کيت
خودمم منم ، چارلي حالت خوبه؟ اتفاقي افتاده؟
نه، آره ، يه چيزي شده؟
- چي شده؟ - کيت
من فقط خيلي خوشحالم
مي دوني، من خيلي خوشحالم ، خيلي...شادم
شادم، اما اين سرنوشته، کيت
- چي ميگي؟ چي سرنوشته؟ - سرنوشت
من اينجا با يکي آشنا شدم، يک فرشته، يک الهه
- الهه؟ - به خاطر همين، به اينجا ميگن فرانسه
-خب..اون..فرانسويه من هيچوقت چنين احساسي نداشتم
انگار هر کاري بخوام مي تونم بکنم. مي تونم به جهان حکومت کنم، از بلندترين کوه بالا برم
مي تونم وارد اتاق بشم و ادرار کنم حتي اگه کسي منو ببينه
چي؟ چي داري ميگي؟
چارلي... آيا تو ...
من بر نمي گردم
من عاشق شدم
عشق، مثل يک غزل يا يک فيلم
يا مثل...
مثل....عشق
متاسفم کيت
واقعا" متاسفم
چارلي
به کانادا ايرلاين-پرواز مستقيم تورنتو به پاريس- خوش آمديد
پرواز ما حدودا" 7ساعت و 20 دقيقه طول مي کشد
لطفا" کمربندهاي خود را بسته و صندلي را به حالت اوليه باز گردانيد
ما بزودي پرواز خواهيم کرد اميدواريم که پرواز خوبي داشته باشيد
"من از پاريس در فصل بهار متنفرم "
"من از پاريس در فصل پاييز متنفرم "
من از پاريس در فصل تابستان وقتي داري ميپزي متنفرم
من از پاريس در فصل زمستان وقتي نم نم بارون مياد متنفرم
"من از پاريس متنفرم"
"چرا من از پاريس متنفرم"
"چون عشق من با اون.."
"... دوست دختر هرزهاش اونجاست"
اين اولين پروازمه براي همين کمي عصبي هستم
اولين بار
انگليسي بلدي؟ مادرت يادت نداده به کسي خيره نشي؟
به چي فکر ميکني؟ که هواپيما سقوط مي کنه و مي خوريم زمين و همه ما مي ميريم؟
بهت قول ميدم اگه اين اتفاق بيافته هيچي احساس نکني
تو فرانسوي هستي، مگه نه؟
"لوک تسيه"، از روي کنجکاوي مي پرسم زندگيت رو چه جوري مي گذروني؟
آيا تو خونه مي شيني و در رو قفل مي کني؟
به اقتضاي طبيعي به گردش هم ميرم اما .. با ماشين
چي گفت؟ چي گفت؟ صداش خيلي جدي بود
خلبان ميگه موتورها ايراد دارند اما در هر حال پرواز مي کنيم
خانمها آقايان، به ياد داشته باشيد استفاده از تلفن يا..
..هر وسيله الکترونيکي در زمان بلند شدن ممنوع است
من نمي دونم تو فرانسه چي يادت دادن اما گستاخي و خوشمزگي يکي نيست
خدايا!
- اميدواريم که از پرواز لذت ببرين -باشه ، باشه
ما براي پرواز در باند سوم قرار داريم
لطفا" آرام باشيد ، تا دقايقي ديگر در آسمان خواهيم بود
ببين من تقريبا" به کلبه سنگي رسيدم پس ميشه به من نگاه نکني؟
- حيرت انگيزه - چي؟ چي؟
تمام ماهيچه هات سفت شدند حتي پلک چشمات
سوراخ بيني ات بسته شده چه جوري اين کار رو مي کني؟
من عاشق پروازم ، بخصوص الان
هواپيما آماده پروازه، موتورها غرش ميکنن
شتاب هواپيما تو رو به صندليت مي چسبونه
و بعد ... تو رو هوا هستي
همه چيز پشت سرت هست
فقط يه جاي ديگه هست که چنين احساس خوشي دارم
- کجاست؟
نه، نمي خواد بگي، بذار حدس بزنم
خدمه براي بلند شدن حاضر باشيد
اوه خدايا، نمي تونم تحمل کنم
تا حالا فکر کردي شايد هواپيما نباشه...؟
- چي هواپيما نباشه؟ - شايد چيزه ديگه ايه که تو ازش مي ترسي؟
- منظورت چيه؟ - بايد بگم؟
-مگه مي تونم جلوت رو بگيرم؟ -کاملا"واضحه،اين
هواپيما نيست که تو ازش ميترسي
- من روحيه تو رو مي شناسم - چه روحيه اي؟
- تو از زندگي مي ترسي، زندگي واقعي - اوه خدايا
تو از زندگي مي ترسي، از عشق مي ترسي تو از سکس مي ترسي
- اين خيلي گستاخانه است - از صورتت ميشه فهميد
از طرز لباس پوشيدنت ، اون دکمه هاي سفيد
- گمشو - تو از اون زن هايي هستي که تو تخت قايم ميشي
زير پتو منتظر ميشي، چراغ ها رو خاموش مي کني
-و مثل خرگوش ...
- اصلا" چه ربطي به تو داره؟
تو منو نمي شناسي، هيچي درباره من نمي دوني
نمي دوني چه کار مي کنم و چارلي هيچوقت شکايتي نداشت
بس کن، ماه ها بود که چنين احساسي نداشتم
فقط خيلي قبل ترها وقتي وسط تدريس بودم
و حالا تو آدم از خود راضي اينجا نشستي و بهم ميگي که با زندگي مشکل دارم
به خودت نگاه کن، معذرت مي خوام پر از بوي سيگار و کمبود بهداشت، مرد فرانسوي
اوه...نگاه کن ، چه منظره ي بي نظيري
اگه اجازه بدي به اقتضاي طبيعي بايد جايي برم
آقا متاسفم ، نمي تونيد سيگار بکشيد
باشه ، پس ميشه دو ليوان يخ بديد؟
معذرت مي خوام، مي تونم يه چيزي ازت بپرسم؟
اسمت "لووکه" ، مگه نه
- لوک - لووک
لووک نه ، لوک
لوک
- مي خواي بپرسي يا نه؟ - نه فراموش کن
- قبلا" فراموش کردم - يه چيزي هست
وقتي اون چيزها رو گفتي منظوري داشتي يا فقط مي خواستي من رو عصباني کني
آيا من از اونايي هستم که نمي دونن چه جوري اوقات خوشي داشته باشن
چند سالت بود وقتي اون رو تجربه کردي؟
- يعني چي؟ - مي دوني اون... اولين رابطه ات
No comments yet. Be the first to leave one.