The first 200 lines.
تقدیم به پارسی زبانان جهان
سلام سَم
بله
ارائه ای از گروه ترجمه IMOVIE - DL
روز خوبی داشته باشی ، دوستت دارم - منم همینطور -
صبح بانشاط ـمون رو شروع میکنیم
زودباش ، دیرت شده
صبح بخیر فرناندو
صبح بخیر
سلام
میشه برگه ـت رو بدی ؟
برگه هاتون رو تحویل بدید
میخوام در مورد تکالیفتون حرف بزنم
قبل از اینکه حسابی خسته بشید
خانم اَبوت ما میخوایم در مورد تعطیلی مدرسه صحبت کنیم
میخوای چیکار کنی خانم اَبوت ؟
به شهر میتچل منتقل میشی ؟
نمیدونم
با تعطیل شدن مدرسه
همه ی معلم ها بدنبال شغل جدید میگردند
ولی مطمئنم شما توصیه های خوبی برای من دارید
میخوام در مورد جشن رقص فارغ التحصیلی حرف بزنم
من میخوام در مورد فارغ التحصیلی صحبت کنم
چون میخوام از شر مدرسه رفتن راحت بشم
عالیه ، ما همه میخوایم فارغ التحصیل بشیم
درسته ؟
پس در این دوره ی دانشگاه از شما میخوام
در مورد آینده ـتون بعد از فارغ التحصیلی فکر کنید
من یک ورزشکارم
جمال ، تو حتی یکبار هم ورزش نکردی
میخوام به دانشگاه برم
و مدرک تحصیلی بگیرم
و میخوام سرتاسر دنیا سفر کنم
و اگه دوست داشته باشی برات کارت پستال هم میفرستم
جاسمین درست میگه بچه ها
ما باید همگی به دانشگاه بریم
تک تک ما ، فهمیدی ؟
سلام ، شما وسیله تست بارداری میفروشید ؟
چی ؟
تست بارداری
ای وای
شما بچه ها باید به جشن ـتون برسید ، باشه ؟
بزنید بریم
زود باشید
گندش بزنند
سلام
سلام ، دیر اومدی
امروز رفته بودم کوهنوردی ، یادته ؟
جشن بازنشستگی
به کوه هاپفیل رفتیم
برات نوشیدنی اوردم
گذاشتم برات تو فریزر
روی چی کار میکنی ؟
خدای من
من که ...؟
هی
فکر میکنم حامله ـَم
تو خوبی ؟
من نمیخواستم
نمیدونم چیکار کنم ، تو میدونی ؟
ما قبلا در مورد ـه
این موضوع صحبت نکرده بودیم
نه ، آره ، نمیدونم
نمیدونم میدونی ولی ممکنه حامله نباشم
داشتم اینترنت رو زیر و رو میکردم
فکر کنم بخاطر مصرف بالای پروتئین این نتیجه رو داده
یک نفر تو اینترنت پیام گذاشته
که میتونه روی جواب بارداری اثرگذار باشه
و من ...؟
و امروز صبح ماست و موز خوردم
و من نمیدونم
و خیلی هم خوردم و ...؟
ولی نمیدونم موزی که خوردم چه مشکلی داشت
از سوپرمارکت ـه جو خریدم
موزهاش خیلی بزرگ بود و من فکر میکنم
آروم باش
پس آزمایش دادی ؟
آره
و تو حامله ای
فکر کردم بعدا این شرایط برامون پیش میاد
اگه ازدواج کرده بودیم یا ...؟
لعنتی
خدای من
اینطوری شغلم رو از دست میدم ، جان
اینطوری شغل مُزخرف ـم رو از دست میدم
و من الان حامله ـَم
هی
بیخیال
بیا تو بغلم
فکر نمیکردم این اتفاق بیوفته
لعنتی
آره
لعنتی
سلام - سلام -
صبح بخیر - قهوه میخوری ؟ -
آره
جان
میدونم فکرش رو هم نمیکردی
که این اتفاق بیوفته
جان ، ازت نمیخوام به زور ازم خواستگاری کنی
نه به این دلیل که حامله ـَم
منم نمیخوام همین الان بله رو ازت بگیرم
چون بهت شیرینی دادم
میخوام همسرت باشم
میدونی که
میخوام این بچه رو در کنار تو داشته باشم
این چیزی ـه که دنبالشیم ، درسته ؟
این چیزیه که تو میخوای
آره
آره
سَم ، با من ازدواج میکنی ؟
آره - آره ؟ -
آره
بیا
خیلی خوشگله
زیباست
خدای من
آره
حالا باید چیکار کنیم ؟
با این بچه ی نو رسیده چیکار کنیم ، جان ؟
مدرسه که بسته ـست
چند سالی تعطیل ـه
از مادر بودن لذت ببر
من کار میکنم
جالب میشه
هی
ما قراره خونواده بشیم
درسته ؟
عاشقتم - دوستت دارم -
آیا سامانتا اَبوت حاضره
بصورت قانونی به همسری ـه جان بروزک در بیاد ؟
البته
و آیا جان بروزک حاضره
سامانتا اَبوت رو به همسری خود قبول کند ؟
البته
پس بنابر مقررات موجود در ایالت الینویز
من شما رو همسر و شوهر مینامم
تبریک میگم
خیلی راحت بود
چرا مردم ازدواج رو سختش می کنند ؟
تو الان شدی همسرم
میدونم و تو هم زنمی
میدونستی اسم قاضی ، جودیث ـه ؟
غیر ممکنه
ما توسط قاضی جودیث به عقد هم در اومدیم
عالیه
باید به پدر و مادرمون خبر بدیم
مجبوریم ؟
خیلی هیجان زده ـَم که برای شام اینجا اومدید
زحمت کشیدی کرولین
ممنون جان
بشقابه ـت رو بده
در واقع مامان
باید چیزی رو بهتون بگیم
خُب
خُب من و جان ...؟
نامزد کردید ؟
میدونستم
واقعا برای شما دو نفر خوشحالم
عزیزم
واقعا شگفت انگیزه
همه چی رو برام تعریف کنید
در واقع مامان ، ما
ما تازه ازدواج کردیم
چی گفتی ؟
ما ازدواج کردیم
چرا این کار رو کردی ؟ - خُب ...؟ -
نکنه حامله ای ؟
چطور اتفاق افتاد ؟
خُب ، مثل یک غافلگیری بود
حالا میخوای چیکار کنی ؟
چطور میخوای سال آینده شغل پیدا کنی ؟
در موردش حرف زدیم
و من فکر میکنم که ...؟
باید چند وقت خونه بمونم
تو دلت نمیخواد خونه بمونی
با توجه به شرایط بچه داری
فکر کنم خونه بمونم بهتر باشه
ولی تو مدرک کارشناسی ارشد داری
وقتی دختر عموت والری شغلش رو
بخاطر بچه داری از دست داد گفتی کارش اشتباه بود
من این حرف رو نزدم
یادمه گفتی
باشه مامان
نظرم رو عوض میکنم و ...؟
و هیچ مدرسه ای من رو استخدام نمیکنه چون در آگوست فارغ میشم
خُب
فکر کنم شما دو نفر میدونید چیکار کنید
فقط نمیدونم شما دوتا چطور میخواین از پس بچه بربیاین
شما حتی لباسشویی ندارید
ما لباسشویی لازم نداریم
ما نمیخواستیم اذیتت کنیم
میخواستیم خوشحال بشی
ولی خوشحال کردن راه خودشو داره
من این را برات نمیخواستم
میخواستم تو رو در لباس عروس ببینم
و میخواستم یک کیک بزرگ سفارش بدم
و میخواستم روت گل بریزم
و بعد از عروسی
حامله بشی
No comments yet. Be the first to leave one.