The first 200 lines.
.آخ، داگلاس، دقیقاً همون کسی که میخواستم ببینم
یه نگاهی به رزومهام بنداز،
باشه؟
رزومهات؟
...این چیه دیگه؟ یعنی... تو
میخوای برگردی سر کار؟ آره؟
.دیگه نمیتونم تحمل کنم داگلاس
...تمام روز تنها تو اون زیرزمین نشستن
...راستش رو بخوای، دارم یه سری
.فکرهای خیلی عجیب غریب میکنم
!واقعاً؟ هان
!اصلاً متوجه نشده بودم
خب، این میخواد برای من کار پیدا کنه؟
یا نه؟
...خب، اولین فکرم اینه که
...شاید بهتر باشه این کارو نکنی
!با ماژیک
.آره. آره
...هوم
و تو کدوم یکی از «بچههای شیطون»
بودی؟
!پیاز! محبوب میلیونها نفر
!تا اینکه اون آشغال، آلفالفا، همهچیزو ازم گرفت
...خیلی خب، این
ببین، باید جلوی اینو بگیرم، باشه؟
!یکی میخواد بره از ناسا استعلام بگیره
.این دیگه نگرانیِ منه
...تنها چیزی که میخواستم این بود
...این بود که تو دوباره چک کنی
.املای کلمات و گرامرم رو
!نه اینکه ایراد الکی بگیری
!از هر جزئیات کوچیکی
!باشه! باشه
.GPA رو اشتباه نوشتی
!به جز اون، عالیه
.ممنون
...خلاصه، من اونجا نشسته بودم
.داشتم با مامانم تلویزیون میدیدم
...بعد برگشتم بهش گفتم
..."هی، عمه گونی کی
میرسه؟"
...بعد شنیدم لری کینگ توی تلویزیون میگه
"اون ساعت ۷ پیش ما خواهد بود."
.ببین، اون داشت راجع به یه مهمون حرف میزد
.اِم، فکر کنم جویس دیویت بود یا سیندی ویلیامز
.من همیشه این دو تا رو قاطی میکنم
.ولی به نظر میرسید داشت به من جواب میداد
خیلی عجیبه، نه؟
.نمیدونم داگ کجاست
...شرط میبندم که الان از خدا میخوای
.کاش کلید خونتو گم نکرده بودی
...نه، نه. این
.اینم یه جور خوبیه
...اون مطلب تو «تایمز» رو خوندی
راجع به اینکه بعضی مردا میتونن شیر بدن؟
...اون عالی بود! بهت میگم
.هر بار که سوار میشی، یه هیجان خاصی داره
.هی. هی، عزیزم
چطوری؟
.اوه، هیچی
.من داشتم با موتور «ریچی» دور میزدم
.باشه. لطفاً اینو جور دیگهای بگو
.من یه موتور گرفتم
.جدی؟ آره
!باورنکردنیه
.ما از اینجا تا، مثلاً، مدلز رفتیم و برگشتیم
.توی، مثلاً، دو دقیقه
!خیلی سریعه
.لایی میکشی تو ترافیک
...و راستش رو بخوای
...یه نسیمی زیر شلوارکم میپیچید
!که حس کریسمس رو میداد
.خیلی هم عالی. کلید خونه، لطفاً
.اوه، آره
!خدا، چقدر باحال بود
.همه نگاهت میکنن وقتی تند رد میشی
...و بعد یهو
!ریچی یه تک چرخ زد
.من نمیخواستم بزنما. خودش فقط عقب رفت
...اِم، میدونی، از اینجا
...به نظر میرسه آقای داگ
.میخواد برای خودش یه موتور بخره
میدونی چیه؟
.یه کم وسوسه شدم
.موس، باید پسری که من ازش گرفتمو ببینی
.موتورای واقعاً قشنگ و ارزون داره
.و مثل نو کار میکنن
.میدونی چیه؟ شمارشو بهم بده
...شاید منم
.تو موتور نمیخری
...چرا که نه؟ باشه داگ
صدای "بوق" منو نشنیدی؟
.این اتفاق قرار نیست بیفته
چرا نشه؟
چون خیلی خطرناکن
و آدما باهاشون میمیرن
نمیخوام
هی نگران تو باشم
...آره، ولی، کری من که
.داگ، موتور نه
.اگه میخوای، برات یه دوچرخه Schwinn میخرم
یه کارت بیسبال میذاریم
تو پرههاش
تقریباً همون صدا رو میده
باشه؟
این مسخرهبازی رو ول کن
اگه بخوام میتونم یکی بگیرم
باشه داگ، دستتو بده به من
میخوام کار رو برات آسون کنم
نه
نه
حالا، سوییچ رو بده به من
نمیخوام برنامه "دنیای واقعی" رو از دست بدم
دوستت دارم. دیر خونه نیا
خداحافظ، بچهها
شب بخیر، کَر. - خداحافظ. خداحافظ
چیه؟
...هیچی. خب، اوه
میخوای یه دست بیلیارد بزنیم
خانم هفرنان؟
آره، میتونیم دو تا توپ بهت جلو بندازیم
هی، اینم از نقشهای جنسیتی سنتی، ها؟
ها؟
من میرم دستشویی
خب، آره، میخوای یه دست بیلیارد بزنی؟
جدی میگی؟
نه. میدونی چیه؟ نه، ممنون
بابا بیخیال، ما فقط سر به سرت گذاشتیم
.تو نیستی. کریِ
منظورم اینه که اون دیگه چی بود؟
"نه. بحثی در کار نیست."
ببخشید
!ببخشید
آروم باش. آروم باش
من فقط فکر میکردم ازدواج قرار بود
یه گفتگوی مشترک و تبادل نظر باشه
نه
خب، میدونی چیه؟ مال ما که هست. معمولاً
اوه، واقعاً؟
...پارسال، اوه
کجا میخواستی بری تعطیلات؟
تالار مشاهیر بیسبال
کوپرزتاون
و، اوه... آخرش کجا رفتید؟
عتیقهفروشی تو کنتیکت
...پس انجام دادی و، اوه، هفته پیش
...وقتی داشتیم با زنها فیلم کرایه میکردیم، اوه
آخرش چی کرایه کردیم؟
نمیدونم
یادم نمیاد
نه، نه. چی کرایه کردیم؟
نمیدونم. چی کرایه کردیم؟
"امید شناور میشود"، باشه؟
!همینه! "امید شناور میشود"
میفهمی چی میگم؟
تو ازدواج کردی
باهاش نجنگ
...فقط باید
...روی یه نقطه رو دیوار تمرکز کنی و
بذاری پیش بره
نه. نه، میدونی چیه؟
!تو تمرکز کن. نه این پسر
من صابون خودمو برمیدارم
و از حموم میام بیرون
صابون؟
این دیگه چه حرفیه؟
نمیدونم. تو داری چی میگی؟
خیلی خوبه، آره؟
اوه، واقعاً که هست
...ریچی راست میگه. تو، اوه
کارتو خوب انجام میدی
آره
من میلبادامکها رو تو خالی کردم
سرپیستونهای بزرگتر گذاشتم
میدونی، یه کم اسب بخار بیشتر بهش بدم
...خوبه. آره چون من، اوه
من احتمالاً خودم توخالیشون میکردم
حالا لازم نیست. خوبه
خب، میخوای معامله کنیم؟
هوم. نمیدونم
چقدر میخوای براش؟
هوم
موتور خوبیه
ولی نمیدونم ۱200 دلار میارزه یا نه
آره خوبه
با این حال، نمیدونم، میدونی؟
چی تو ذهنته؟
۱200 نمیدونم. بفرما
عزیزم، اتو رو نیاز دارم
...بابا، بهت گفتم
اگه ساندویچ پنیر گریل شده میخوای
.برات درست میکنم
.نه، نه
.فقط میخواستم شلوارمو اتو کنم
.صبح مصاحبه شغلی دارم
واقعا؟
.خوش به حالت
برای چی؟
.رئیس بخش اطفال بیمارستان لانگ آیلند یهودی
.عالیه
No comments yet. Be the first to leave one.