Release info

86 - 20 (S02E09)
A Commentary by EscanorSama
دنیای انیمه تقدیم می‌کند translator : Escanor Sama - Tel @awsub

Tags

other
Published on: 2021-12-19
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 165 lines.

روز ۹ ام ماه ۱۰ ام سال ۲۱۴۹ اختری

.پیشروی دوباره شروع شد

از شروع عملیات

طبق گزارش اونی که قدرت عجیب داشت

.مورفو تو راه‌آهن‌‌های جنوبی خاک لژیون متوقف شده

نیروی اصلی فدراسیون و ارتش والت

.پیشروی و کل این منطقه رو محاصره میکنن

روآ گراکیا هم با یه دسته مجزا از نیروهای ما همکاری میکنه

.تا منطقه شمالی راه‌آهن رو پاکسازی کنه

روآ گراکیا داوطلبانه عامل ایذایی میشه؟

با این حال اگه نیروی اصلی ما .پیشروی کنه محاله لژیون ندیدش بگیره

راه حل اون؟

.والت از یه سلاح ضد رادار درحال توسعه استفاده میکنه

تو ارتفاع پایین ذرات فلزی رو مثل ابر پخش میکنه

.در نتیجه ارتباط لژيون رو مختل میکنه

اگه از هرچی دارن استفاده کنن، میتونن اونقدری وقت بخرن

.که لژیون روآ گراکیا رو به عنوان نیروی اصلی تشخیص بده

.والت هم حرکتش جسورانه ست

جلوی لژیون که قدرت یادگیری به این بالایی داره

.اینجور روش‌ها فقط همون یک بار اول موثره

.اگه ببازیم کارمون تمومه. تصمیمشون جای تعجب نداره

.خود ما هم همینطوریم

همه جا وضعش کج دار و مریزه؟

Donna fuukei sono me ni utsushita چه منظره‌ای از چشمانت منعکس شد

Hoshi ga tomotta saigo no mabataki آخرین سوسوی ستاره

Teikan sore mo ima to narya yabo ka پذیرش. آیا آن نیز اکنون بی‌معناست؟

Yoru wa kurai dare mo akari o motaneba اگر کسی روشنایی را در دست نگیرد شب تاریک است

Dare mo shiranai nazukerarenai کسی نمی‌داند، نام نمی‌برد

Bokura no hibana ga sukoshi terashita no wa آنچه شعله‌های ما اندکی بر آن تابید

Hikarabita tsuchi kogeta gareki خاک‌های خشکیده، آوار سوخته

Tashika ni waratta kimi no hibi روزگاری که به راستی خندان بودی

Kyoukaisen no mukou gawa de wasuresarare آن سمت مرز فراموش خواهد شد

Owaru sadame sou shirinagara قاعده‌ی پایان. همچنان که می‌دانم

Kuppuku suru koto wo yurusanu ano koe wa آن صدایی که تسلیم شدنم را نخواهد بخشید

Katsute no senyuu ka onore no kokoro ka یاری قدیمی ست یا قلب خودم؟

Sonzai igi wa itsu datte jibun igai معنای وجود داشتنم همیشه چیزی‌ست فراتر از خودم

Tatoeba kimi به‌طور مثال تو

sono koe dake تنها صدای توست

Todoku kyorinaraba kasuka ni tomoru hi wa که باعث می‌شود شعله‌ی کم‌سویی که در دسترس است را

Boku wa kibou datte yoberu ki ga shitanda حس کنم بتوانم امید بخوانم

.حرکت کردن

لژیون؟

.مثل اینکه عملیات ایذایی از شمال موثر بود

حواس‌پرتی دو طرفه؟

.معلومه جماعت شمال و جنوب هم حسابی تو آمپاسن

.یعنی نیروی اصلی هم بالاخره حرکت میکنه

.همچین هم دور نبودیم پس

.نیروی اصلی فدراسیون قصد داره به همین منوال شبانه پیشروی کنه

.اینطوری ذره ذره نزدیک میشن

.اینم حرفیه

.ولی اگه بهمون نرسیدن هم مشکلی نیست

.شین. فردریکا رو بگیر برگرد

چرا؟

.چرا تحویلم نده

دیگه جز تو کی میتونه بدون دیده شدن از بین اون همه لژیون رد بشه؟

تعقیب چی؟

،اگه جز ریل رو چیزی نمیتونه حرکت کنه

.با ارتباط پارارید یه کاریش میکنیم

از خوش شانسیمون برعکس دفعه پیش بعضیا .برامون یه حواس‌پرتی جانانه راه انداختن

فکر میکنی فقط با حواس پرتی و نیروی اصلیمون سر لژیون شلوغ میشه؟

حتما دفعه پیش یاد گرفتی که درگیر شدن موقع رد .شدن از منطقه لژیون مساویه با قلع و قمع شدن

.باز بهتره تا اینکه قلاده‌ مونو بدیم دست تو

ردی بودن تو تازگی نداره ولی .تو جنگ قبلی دیگه از حد گذشت

.اختیارتو نداشتی

کاری به کار روح شوالیه فردریکا که حتی قیافشم ندیدم ندارم

ولی تو معلومه چت شده؟

.هیچی

منو میخوای گول بزنی احمق؟

گول بزنم؟

.شرمنده اخلاقت ولی خیلی وقته با همیم

.چیزایی که خودت هم نمیبینی رو قشنگ میبینم

.یه وضع نزاری داری که نگو

برگشتی به اون موقعی که تازه همو دیدیم؟

...هیچکسو تحویل نمیگیری

.شدی عین اسمت. شینیگامی بی سر

.پس شما خودتون فردریکا رو بگیرین برگردین

تنهایی دنبالش کنم راحت‌ترم تا .اینکه بار اضافه دنبال خودم بکشونم

نفهمیدم؟

.اگه برگشتی در کار نیست خودم تنها کافیم

اگه دلتون میخواد برگردین پس .نباید این راه بی‌برگشت رو ادامه بدین

!تو

.فکر این که اینطوری میتونی خودت یه نفر رو فدا کنی از سرت بیرون کن

یعنی چی برگشتی در کار نیست؟

.یه جور حرف نزن انگار قرار نیست برگردی

...قصدم اصلا مردن

.آره، حتما

!ولی الان خیال زنده برگشتن هم نداشتی

کشتن برادرت بخاطر چی بود؟

مگه برای ادامه دادن راهمون نبود؟

مگه بخاطر کشتنش این همه زنده نموندی؟

!الکی مغلطه نکن

...پس

...پس بخاطر چی

...بخاطر چی من

.من نمیخوام بمیرم

.همین و بس

.بنظرم همین کافیه

.لابد بقیه هم همینن

.راه توئه. تصمیم هم با توئه

...منتهی

.فعلا همسفریم

.اگه خسته‌ای هواتو داریم

.اگه سخته خب استراحت کن

...پس

.تکی نجنگ

...حس میکنم تنها کسیم که داره حقش خورده میشه

.انگار که من رو از خودشون نمیدونن

.اون دو تا خیلی وقته همو میشناسن

.حتما قبل دیدن ما هم کلی ماجرا داشتن

اینطوریاس؟

.سر و صدا نکن

.تقصیر خودته که میخواستی بپری وسط دعواشون

.عین این سگا

اصلا اگه دخالت میکردی هم فقط .موضوع رو پیچیده‌تر میکردی

.یه‌کم جلو خودتو بگیر

.هیچم اینطوری نیست

.ولی این حرف رایدن که اختیار خودشو نداشت درست بود

.شین تازگیا یه‌کم عجیب شده

.الان که فکرشو میکنم درست از همون لحظه نامیزون شده بود

قبلا ها کاری که آخرش مردن حتمی باشه .نه خودش میکرد نه میذاشت بقیه بکنن

.شین روبراهه

.ما رو ول نمیکنه بره

.کورنا بنظرم باید یه‌کم واقع‌بین‌‌تر باشی

.اینقدر مثل همیشه طرفدارش نباش

.حتی شین هم قرار نیست تا ابد شینیگامی ما باشه

.آنجو تو هم همیشه نگران این موضوع بودی

.چون شبیه همیم

تا حدی میفهمم بچه‌ای که خونوادش بهش میگه .نمیخوادش طرز فکرش چطوریه

.فکر میکنن تقصیر خودشونه

با اینکه ته دلشون میدونن اینطور .نیست نمیتونن خودشونو مقصر ندونن

.مخصوصا برای شین که کار از گفتن گذشته بود

.اینجور احساسات رو تنهایی نمیشه انداخت دور

.پس یعنی بودن ما خودش به تنهایی کافی نیست

.ما هم در اصل همش میگفتیم فقط تا مرگ باهاشیم

.همش بهش اتکا میکردیم تا روزی که دیگه نباشیم

.اینطوریاست

.ولی بازم مطمئنم این اولین باریه که شین گفت تنها ادامه میده

.جمهوری آخر جواب هیچ تماسی رو نداد

.احتمالا دیگه از بین رفته

.لابد

پس قتل عام شدن؟

.سرگرد نتونست خودشو برسونه

.محض اطلاع میگم کورنا،‌ الان بهترین فرصتته

.میگن وقتی یکی غمگینه راحت‌تر میشه مخشو زد

.محض اطلاع میگم سئو کون، فقط دختر بدان که از این کارا میکنن

.از کورنا چان بعیده

.اینم حرفیه

...نخیر! من همچین

یعنی شین فهمیده؟

،بنظرم فهمیدن که خیلی وقته

اما بیشتر زدتش به حساب یه .جور علاقه بچگانه یا حس مالکیت

باهات مثل خواهر کوچیک‌ها رفتار .میکنه، اونم از اون دردسرسازهای مصیبت

.راستش بنظر من اصلا تو رو بعنوان زن حساب نمیاره

.ولی هی...بعنوان یه یار قابل اتکا حتما میبینه

فعلا به همین راضی باشیم؟

.من تیراندازیم خوبه. حتما حسابی بدرد میخورم

.چقد نگرانی. از این دیوونگی‌ها که تنها بذارم برم نمیکنم

.گرچه تنهایی میرفتم راحت‌تر بودم

.ژنرال، کم‌کم ساعت بیدارباشه

ایتی‌سیکسی‌ها چیکار میکنن؟

.بالاخره همین تازه تماس برقرار شد

.این فناوری جمهوری واقعا بدرد بخوره

بالاخره برقرار شد؟

.چون از طریق ضمیر خودآگاهه

.اگه طرف مقابلت خواب باشه وصل نمیشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left