The first 178 lines.
^-^ Reza15043 ^-^
عجيبه كه مثل يه آدم با قيافه معمولي زندگي كني
فرق مي كنه
مردايي كه خوشتيپ هستند اصلا نمي دونند
چجوريه كه زندگي كني
و بدوني كه يه قسمت عظيمي از جمعيت زنان هستند
.كه تو بهشون دسترسي نداري
...فقط
حالم بد ميشه
وقتي دارم يكي رو مي كنم .حال خودم رو هم بهم مي زنم
هميشه به پشت مي خوابم و اين به نفع خودشه
فقط نمي خوام هيچ زني اينو ببينه
عادلانه نيست
از خوبيشه كه گذاشته بُكنمش
امكان نداره بذارم همچين مصيبتي بكشه
هميشه هم مجبورم پيراهنم رو پوشيده باشم
چون آخرين باري كه بدون پيراهن اين كار رو كردم
...اينجوري
من اينجوري بودم و اينم آويزون بود
مثل سگ ماده ميمونه
مثل يه سگ ماده مي مونه كه 14 تا ناف داشته باشه
اگه اينجوري باشم همچين اتفاقي ميفته
الانم همينجوره فقط نمي تونيد ببينيدش
مثل يه بسته بزرگ مي مونه كه به هر دليلي اينجاست
طبقه طبقه آويزونه
درواقع
سه طبقه ست با يه شكاف وسطش
و وقتي دارم مي كنمش تك,ن مي خوره
اينجوري نيست كه ثابت باشه
آخرين باري كه همچين كاري كردم نگاه كردم
و اينجوري بودم !اُه ، نه
نگاه به اون كردم و اونم داشت نگاهش مي كرد
!اَه
.ديگه هيچ وقت نديدمش
الو؟
‹‹ سلام ، ‹‹ جِنيس
لوئي ›› هستم ››
‹‹ لوئي ›› آره
سلام
چه خبرا؟
سلام
چه كارا مي كني؟
من خوبم
چه خبرا؟
...من
...مي دونم كه ما
مي دونم كه به صورت حرفه اي همديگه رو ديديم
...و من
گفتم شايد بشه
كه شايد بعضي وقتا با هم بريم بيرون
مي دوني فقط
بريم بيرون
حتما
جدا؟ آره
كي مي خواي بريم؟
فردا؟
بريم فيلم ببينيم و از اين چيزا
آره
...باشه ، من برات مي فرستم
برات آدرس دقيق رو مي فرستم
كه در جريان باشي
عاليه
پس مي بينمت
كي بود؟
.گمونم ‹‹ لوئيس سي كِي ›› ازم خواست بريم بيرون
قبول كردي؟ آره
نه كه قرار باشه
.اما مي تونه آدمي باشه كه بهم ضرري نرسونه
!اي خدا .بهش كمك كنيد
چي رو كمك كنيم؟ .سرش جدا شد
سلام
چه فيلمي رو مي بينيم؟
چي؟
چه فيلمي مي خواستي ببينيم؟
اهميتي نداره
خيلي خب
مي خواستي فيلم ببيني؟
گمون نكنم بتونم توي سالن بشينم
و يه سري بازيگر رو كه تظاهر مي كنند .و حرف مي زنند رو تماشا كنم
حالت خوبه؟ ميرم قدم بزنم
اگه دوست داري تو هم مي توني بياي
.باهات ميام
تا به حال به اين فكر كردي
كه زندگيت هر لحظه ممكنه تموم بشه؟
حتما
نه ، نكردي
تو فكر مي كني براي هميشه زندگي مي كني
و احتمالا هم همينطور ميشه
.همچين فكري نمي كنم
اين طوريكه با زندگيمون برخورد مي كنيم واقعا خودخواهيه
هر لحظه لبه پرتگاه مرگ هستيم
و هيچ كاري نمي كنيم .خيلي بي تفاوت بهش داريم زندگيمون رو مي كنيم
آدمايي توي قسمت هاي ديگه دنيا هستند
مثل آفريقا يا افغانستان
اونها هستند كه معناي واقعي اين حرف رو مي فهمند
هر روز يكي رو از دست ميدن
توي جنگ يا به خاطر بيماري مي ميرن
...و اونا هستن كه
.اما ما فكر مي كنيم بهترين هستيم
فكر مي كنيم اينجا مهم ترين مكانه
.فكر مي كنيم ما توي مركز اين جهان لعنتي قرار گرفتيم
مي فهمم
همش هم مزخرفه
.بي معنيه
منظورم اينه كه من امروز رو با عقده اينكه
اين ملاقاتمون كه قرار هم نيست چي ميشه شروع كردم
تو نمي خواي با من قرار بذاري اينو مي دونم
اما من اينجوري بودم
خواهش مي كنم خدا !ميشه اين زن بخواد با من بياد بيرون
شايد بشه براي ما يه قرار جور كني
كه يه مشت صحبت هاي مزخرف بكنيم و يه فيلم آشغالي ببينيم
اما هيچ كدوم اينا معني نميده
يعني تو مي تونستي به يه كاميون بخوري
.يا يه تفنگ به دست توي سينه ات شليك كنه
يا من از يه هليكوپتر پرت بشم بيرون
‹‹ جِنيس ›› تو خيلي خوشگلي
برام خيلي جذابي و آدم خوبي هستي
البته صادقانه بگم خيلي هم خوب نيستي
...منم فقط
.از اين زندگي مزخرف خسته شدم
منم همينطور
منم همينطور
‹‹ لوئي ›› نمي دونستم واقعا چه جور آدمي هستي
منظورت چيه؟
از اونجايي كه تو خيلي روراست حرف زدي
حق با توه
نمي خواستم باهات قرار بذارم
قبول كردم چون جلو دوربين ميري
.و شايد يه چيزي بشي
جدي ميگم
.آدم ظاهربيني هستم
...اما
...تو خيلي
چه اتفاقي افتاده؟
چون آخرين بار كه همديگه رو ديديم يه جورايي
مثل عقب مونده ها بودي
خب بهت علاقه مند شده بودم و دستپاچه شده بودم
به خاطر همين مثل احمق ها رفتار مي كردم
خب چرا حالا اونجوري نيستي؟
خب يه اتفاقي افتاد
توي مسيري كه مي خواستم بيام ببينمت
چي شد؟
داشتم به سمت سالن ميومدم
چراغ قرمز بود و منم يه گوشه وايساده بودم
يه ولگرده اي كه مثل بي خانمان ها بود داشت مي دويد
داشت جيغ ميزد و منم برگشتم و ديدمش
به سمت من داشت مي دويد
بهم نگاه مي كرد و مي دويد
گمونم 50 كيلومتر بر ساعت سرعت داشت
ديوونه شده بود
داشت همينجور به سمت من ميومد
ميومد كه بگيردم منم جا خالي دادم
اونم همينجور به سمت تقاطع ادامه داد
يه ماشين زباله اومد و بهش زد
و سرش از تنش جدا شد
چي؟
سرش جدا شد و همينجور
افتاد كف خيابون
وحشتناك بود
سرش جدا شد؟
آره
!اي خدا
تو هم اونو ديدي؟
آره
!اي خدا
اين كه افتضاحه
خيلي افتضاحه
.بدترين چيزيه كه تا به حال شنيدم
تو اينو ديدي و بعدش با من اومدي بيرون؟
..آره ، به همين خاطر بود
!خدايا
گمونم بايد برم خونه
!اي خدا
...خب مي خواي
نمي خواستم ناراحتت كنم
...فقط
...يعني مي تونيم
فكر كردم داره خوب پيش ميره
No comments yet. Be the first to leave one.