The first 200 lines.
شما رو زير نظر دارن
....دولت يه سيستم مخفي داره
يه دستگاه که جاسوسيِ شما رو در هر ساعتي از روز انجام ميده
من اون دستگاه رو طراحي کردم که عمليات هاي ،تروريستي رو شناسايي کنه
...ولي اون همه چيز رو ميبينه
جرائمي که مردم عادي درگير اون هستن
دولت اين افراد رو نامربوط ميدونه
ولي ما نه
،توسط مقامات تحت تعقيبيم پنهاني کار ميکنيم
شما هيچوقت ما رو پيدا نميکنيد
،ولي چه قرباني باشيد چه شريک جرم
،اگه دستگاه شماره تون رو بده ما شما رو پيدا ميکنيم
من راننده قطار مترو، شمارهي 4827 هستم
يه اتفاقي افتاده
،نتونستم به موقع جلوي قطار رو بگيرم
و زدم به يه بچه
فکر ميکنم اونو هُلش دادن
باز کن
ميخوام اونا رو جدا نگهشون دارين
،نه با وکيل هاشون تماس داشته باشن
،نه با همديگه نه با هيچکسِ ديگه
اين يه مسئله ي امنيتِ مليه
اونا تروريست هستن؟
بنظر من که بيشتر شبيه سرمايه گذارهاي بانکي هستن
،خب، رئيس سه تاي اونا شايد باشن
ولي يکيشون خطرناک ترين مجرميه که من تا حالا دنبالش بودم
بدون اينکه متهمشون کنم ميتونم 72 ساعت نگهشون دارم، و کاملاً اين قصد رو دارم
پس 72 ساعت وقت داري
"اينجا زندان "رايکرز"ـه، نه "گوانتانامو
نميخواي ازشون سؤالي بپرسي؟
"نگران نباش "کارتر
از حادثه ي "نيو روشل" دي.ان.اي اون رو داريم
،از اون ماشين سوخته هم نمونه خون داريم
و با تشکر از شما، اثر انگشتش رو هم داريم
اون مال خودمونه
چرا فکر ميکردم که دولت فدرال با تو خيلي همخوني نداره!؟
از اونجايي که مشکوکم، ممکنه برات خطرساز بشه که با يه تلفن پيدات کنن، حرفمو خلاصه ميکنم
"اوضاع تحت کنترله "جان
از اونجا مياريمت بيرون
من خيلي ريسک کردم
تقصيرِ منه خودم از پسش برميام
گوش کن ببين چي ميگم
من قبلاً يه سري تدارکاتي براي اين اتفاق ديده بودم
از الان 72 ساعت ديگه، آزاد ميشي
اگه دستگاه يه شماره ي ديگه بده چي؟
،متأسفانه ،همونطوري که بهت گفتم
شماره ها هيچوقت متوقف نميشن
بايد تمام تلاشم رو بکنم
صادقانه اميدوارم که مکالمه ي بعديمون در شرايط بهتري باشه
باهات در تماسم
اسم من آقاي "سوئيف" ـه
من معلم جايگزين شمام
خانم "بنتم" در آخرين دقايق يه فرصت پيدا کردن که در يه سمينار در "ماوي" شرکت کنن
من توي برنامه ي درسي خانم "بنتم" ميبينم که امروز بايد... جمع ترکيبي رو کار کنيم
اين نميتونه درست باشه
اين فقط خر کاريه، عين مجازاته
بايد تمام اعداد رو
از يک تا صد با هم جمع کنيم - رياضي مجازات نيست -
،ميدونين ،در اواخر قرن هجدهم
يه اعجوبه ي رياضي بود به اسم "کارل فردريک گائوس"
که با همين مشکل مسخره اي که شما باهاش روبرو شدين، روبرو شد
اون يه راهي براي دور زدنش پيدا کرد
يک تا صد
کي ميخواد معادله ي "گائوس" رو يه امتحاني بکنه؟
کسي نيست؟
آقاي "فيپس"؟
...آم
"ميخوام خيلي رُک بهتون بگم آقاي "سوئيفتي !شما منو توي "فردريک" غرق کردين
يه راهنمايي بهتون ميکنم
"فاسکو" - صبح بخير بازرس -
فکر ميکنم که ايميل منو دريافت کرده باشي؟
و همينطور ليست دانش آموزاي مجتمع علميِ بروکلين رو
ميخوام هرچي ميتوني درباره ي کيلب فيپس" بهم بگي"
يکي دو تا برخورد با پليس نيويورک داشته
جزء مسائل نوجوونا بوده
هيچ چيزِ استثنايي توش نيست - بذار بهت بگم -
معدل 2.6
و نمره هاي امتحاناتش بدون کوچکترين انحرافي، هميشه دور و بر ميانگينه
اون تمام مدتي که سر کلاس من بود داشت با دفترچه ش ور ميرفت
هي، هنوز هستي؟
خواهش ميکنم، ادامه بده
يه چيزي پيدا کردم
،کيلب" يه برادر بزرگتر به اسم "رايان " داشته" که توي يه حادثه دو سال پيش تو مترو مُرده
اون بچه مست بوده
افتاده روي ريل قطار و قطار هم بهش زده
بنظر خيلي بد مياد
هيچ جزئيات ديگه اي نيست؟
گزارشات اون حادثه رو در ميارم
حالا "کيلب" با مادرش تنها زندگي ميکنه
اون توي "کنزينگتون" معاون اداريه
"سلام، "کيلب
شنبه اون مهموني ميري؟
آم، نه، زياد اهلش نيستم
،بعلاوه دارم از شهر ميرم بيرون
يه مسافرت کوتاه ميرم
!انگار هيچوقت دست از اس.ام.اس دادن برنميدارن
دارم کم کم حس ميکنم !افتادم تو يه سياره ي ديگه
!بهش عادت کن
سياره ي اونا حدود 10 سال ديگه !سياره ي ما رو اداره ميکنه
اين روزا دبيرستان ها خيلي فرق کردن
،دعواهاي ازاذل اوباش، قاچاق مواد و همينطور حامله شدن
اين بچه ممکنه درگير هر چيزي شده باشه
تو درباره ي مشکل مواد توي دبيرستان اغراق نميکردي
!بچه ها ديگه اون بچه هاي قديم نيستن
!اون تو مراقب خودت باش رفيق
حتي...حتي نميپرسم
احتمالاً بهترين کار همينه
بعلاوه، مسائل خيلي ضروري تري داريم که درباره ش بحث کنيم
"دوستمون توي "رايکرز
اوضاع رو تحت کنترل دارم
من نميخوام تو از حد و مرزي ...رد بشي که
اينکار رو بکنم؟
!قبلاً اونا رو از روي شبکه هم پاک کردم
،اون حد و مرزي که داري ازش حرف ميزني خيلي وقته ازش رد شدم
حالا بايد مشکلمونو با نمونه ي دي.ان.اي رو حل کنيم
اف.بي.آي اونا رو توي يه آزمايشگاه حفاظت شده اينجا توي نيويورک نگه ميداره
ميدونم چيکار کنم
ولي ميخوام تو يکي دو تا کار انجام بدي
،مدير "لاوتون" هستم
يادآوري ميکنم که مدرسه ي علوم و علوم انسانيِ بروکلين، رأس ساعت 5 تعطيل ميشه
ممنون
"آقاي "سوئيفت
چند لحظه ميخواستم باهاتون صحبت کنم
متوجه شدم که شما سعي کردين به دانش آموزاي خانم "بنتم" ياد بدين که
چطوري يکي از تکليف هايي که بهشون گفته شده رو دور بزنن
خب، اون تکليف يه مقداري براشون مفيد بود
...اميدوارم بودم بتونم بهشون ياد بدم - ياد دادن کار خانم "بنتم" ـه -
کار شما اينه که مطمئن بشيد دانش آموزاي ايشون، کارهايي که ايشون آماده کردن رو انجام بدن
لاوتون" رو زياد جدي نگير"
اون فکر ميکنه اگه از شر دانش آموزا و !معلماش خلاص بشن، خيلي بهتر به کارش ادامه ميده
،"کريس بکنر" علوم کامپيوتر
"هارولد سوئيفت"
خوشحالم با يه آدم آرمانگرا آشنا ميشم - نه، نه، نيستم -
من ميگم تمام اينا رو آنلاين بذار
بذار من درباره ش بحث ميکنم
شجاعتت رو نشون بده
فکر ميکنم همينطور پيش ميرم
بله، بازرس "فاسکو"؟
اطلاعات جديدي برام داري؟
آره، راستشو بخواي دارم
يه نگاهي به گزارش مرگ برادرش انداختم
کيلب" تنها شاهد اون ماجرا بوده" - اونجا بوده؟ -
برادرش جلو چشمش مُرده؟
آره، ولي يه چيزي درست نيست
من گزارش تمام اتفاقايي که اون شب افتاده بود رو نگاه کردم
پليس ترانزيت تقاضاي نيروي کمکي ،کرده که براش اعزام کنن
ولي بعدش درخواستش رو لغو کرده
چرا بايد يه پليس درخواستش براي نيروي کمکي رو لغو کنه؟
دارم سعي ميکنم همينو بفهمم
منتظر رونوشت گزارشام که بخونم ببينم واسه چي لغو کرده
شايد وقتشه برم مامان "کيلب" رو ببينم و بفهمم زندگيشون چطوريه
خيلي جالبه
"نتيجه ي آخرين آزمون استعداد ملِي "کيلب !دقيقاً 50% شده
يه نمره ي آماري غيرمحتمل
مگه اينکه سعي کني و اين درصد بزني
ميبيني، "کيلب" جواب تمام سؤالات رو داشته
ولي اون فقط يکي در ميون درست زده
من نميفهمم از قصد افتاده؟
چرا بايد اين حقيقت رو قايم کني که يه نابغه اي!؟
واقعاً چرا!؟
کيلب"، ميشه با هم حرف بزنيم؟"
نتونستم جلو خودمو بگيرم که متوجه اين نشم
،"نميخوام توهين کنم آقاي "سوئيفت
ولي حالا ديگه دارين توي آشغال ها رهم ميگردين؟
"عدد پي"
هيچکدوم از شماها ميتونين بهم بگين که چه معني اي ميده؟
!بايد اينجا حتماً يه سؤال هوش بيارم
،دوستِ من يه سؤال داره "آقاي "سوئيفت
،هيچکدوم از اينا به چه دردي ميخوره"
"و کِي از اين چيزا استفاده ميکنيم؟
بذاريد بهتون نشون بدم
"عدد پي"
نسبت محيط يک دايره به قطرش
و اين تازه فقط اولشه
همينطوري ادامه داره
براي هميشه
بدون اينکه اصلاً تکرار بشه
و اين يعني اينکه توي اين رشته از اعشار موجود يک شماره ي ديگه اي وجود داره
،تاريخ تولدتون ،رمز قفسه هاي وسيله هاتون
و همينطور شماره ي مليِ شما
همش يه جايي توي اين رشته اعداده
و اگه اين اعداد اعشاري رو به حروف تبديل کنين
ميتونين هر کلمه اي که وجود داره رو با هر ترکيبِ ممکني پيدا کنين
،اولين هجايي که وقتي بچه ايد به زبون مياريد
،اسم آخرين کسي که دوسش داشتين
تمام داستانِ زندگيتون از اول تا آخرش اين تو هست
...هر چيزي که ما ميگيم يا هرکاري که انجام ميديم
تمام احتمال هاي بينهايتي که تو دنيا هست درون اين دايره ي ساده قرار گرفته
...حالا اينکه با اين اطلاعات چيکار ميکنين
...و اينکه به چه دردتون ميخوره
خب، اين ديگه بستگي به خودتون داره
پليس نيويورک هستم خانم
ما داريم به يه سري از دزدي هايي که توي اين منطقه اتفاق افتاده رسيدگي ميکنيم
و با ساکنين درباره ي چيزهايي که ديدن و يا شنيدن حرف ميزنيم
ممکنه بيام داخل و چندتا سؤال ازتون بپرسم؟
يه مقدار ديرم شده
خب، آم، شما تنها زندگي ميکنين؟
"با پسرم "کيلب
،اتاق به اندازه ي کافي نداريم بنابراين "کيلب" روي مبل ميخوابه
آم، از سر کاره چند لحظه، ببخشيد
No comments yet. Be the first to leave one.