The first 200 lines.
ایشون خانوم نا جونگ سون هستن
...شاید- که قراره از امروز با ما کار کنن-
خوشبختم
از همون لحظه اولی که همو دیدیم شروع شد
...خیلی آدم مهربونی نبود
میخوای کل شب رو کار کنی؟
همه رو خودت تنهایی درست کردی؟
ولی تو دل برو بود
...و من
دوستش داشتم
تو اگه فردا می مردی دوست داشتی چیکار کنی؟
نمیدونم
من درموردش فکر کردم
و کار خاصی نیست که دلم بخواد انجام بدم
فقط داشتن یه زندگی مثل زندگی الانم، خوب به نظر میرسه
واسه همینم خوشحالم
....خوشحالم که میدونم
...یه روز عادی هم میتونه برای من به عنوان
آخرین روز عمرم کفایت کنه
...بیا خیلی به خودمون سخت نگیریم
و یه زندگی ساده و آروم داشته باشیم
شوهر جان
موقعیت چیه؟- ...خانوم هوانگ این اوک-
این کفشا رو برای ساعت 6 عصر امروز میخوان
هوانگ این اوک؟- داریم خارج از کشور رو می گردیم-
رئیس هستن VIP ایشون مشتری
پس هیچ خطایی ازتون سر نزنه- بله-
...ایشون همون همسر رئیس کارخونه فولاد سازی سونگ جینه
که همیشه سر تیتر خبراست؟
من معاون مدیر فروشگاه سونگ اون، نا جونگ سون هستم
این همه جفت کفش واسه چیه؟
،فقط محض احتیاط اگه یه وقت به موقع نرسید
...ما نمونه های مشابهی آماده کردیم
تنها کاری که باید بکنی اینه که چیزی که خواستم رو برام بیاری
،اگه ما نتونیم این کفشا رو براش تهیه کنیم
فروشگاه میونگیل اینکارو میکنه
من تحویلشون میدم
ئه VIP بخوایم ساده بگیم کار ما خدمت رسانی به مشتری های
میدونی افراد ممتاز تو کره بیشتر از همه چی رو دوست دارن؟
نسخه های محدود رو
...999مشتری ای که بیشترین خرید رو دارن
بهشون مرتبه الماس سیاه داده میشه
اونا از ثروتمند هم ثروتمندترن
فروشگاه ما به یه نوآوری احتیاج داره
...کارمندای جوان و مدگرایی مثل مدیر پارک
بهمون کمک می کنین با مد جلو بریم
...بعضیا هنوز به خاطر سنت درمورد انتصابت
به عنوان مدیر اجرایی مرددن. بهشون نشون بده چی تو چنته داری
،میدونم خیلی ها حواسشون به تک تک حرکاتت هست
ولی خودت رو از پا ننداز
امروز یه کارمند جدید بهمون ملحق میشه
سلام، من اون یو ری هستم
اون همون دختریه که قبلا نمونه ها رو توی فود کورت طبقه پایین پخش میکرد؟
معاون رئیس اون رو انتخاب کرده- سوار شو-
زندگی خصوصی تو هیچ ربطی به من نداره
ولی وقتی پای غیبت های داخلی میاد وسط، باید مراقب باشی
گرگ صفت ها حسابت رو میرسن
حتما براش شرایط و صلاحیت هایی وجود داره
زیاده روی کردم
زخم هایی که یکی میخواد مخفی کنه و رازهایی) (که از طریق اون برملا میشه
تو جایگاه قدرت بودن چه حسی داره؟
نمیدونستم دنیا میتونه اینقدر خوب و مهربون باشه
کسی که اینجا به پای کسی میفته ممکنه یه جای دیگه پادشاه باشه
،از اینکه یه مادر شاغل باشم خسته شدم
پس تو هم یه بار سعی کن یه پدر شاغل باشی
وقتی ساعتای کاریتون مثل همه چرا همه ی کارا رو تو باید بکنی؟
تو الان شش ساله که یه کارمند ساده ای
وقتشه که ترفیع بگیری و معاون بشی
دیگه نمی تونم اینکارو میکنم. من دارم میرم
ببخشید. این کارت مسدود شده
باید کراوتت رو درست کنی
اوه، ممنون
میز خانوم نا جونگ سون کدومه؟
بعضیا چرا اینقدر زود سالگرد ازدواجشون میشه؟
دیر میای خونه؟- سعی میکنم دیر نیام-
آقای پارک از اون آدمای رمانتیک به نظر نمیرسه
ولی هر سال مهربون تر میشه
امیدوارم این جواب بده
...امروز حسابی شیک و پیک کردم و
مادر
مامان کجاست؟
فکر کنم امروز روز بدشانسیمه
...یه زمانی فکر میکردم
عشقم خاصه
این پیام به دستم رسیده. حقیقت داره؟
اشتباه میکنی- اشتباه می کنم؟-
اونطور که تو فکر میکنی نیست
من به چی فکر میکنم؟
گفتم به چی دارم فکر میکنم؟
...یه زمانی فکر میکردم عشقم اونقدری خاص هست
که بتونه شکاف این تیکه شکسته رو پر کنه
کسیه که من می شناسم؟
اگه بگی نه باور میکنم
نمی تونم اینطوری از دستت بدم
من هر روز بهت فکر میکنم
احتمالا با دست خودش دست اون رو گرفته
احتمالا صورتش رو نوازش کرده
یعنی وقتی لمسش میکرده تو گوشش زمزمه کرده که دوستش داره؟
...ولی نمی دونستم
وقتی یه چی ترک برمیداره، شکافش فقط بزرگتر میشه
از کامپیوتر تو فرستاده شده
کامپیوتر من؟
...کامپیوتری که پیام ازش فرستاده
مال توئه
اینقدر فکر نکن و درو باز کن
اگه مختو بزنم، عاشقم میشی؟
تو همیشه میخوای رهبر باشی
امیدوارم که تو نباشی
تونستم این قضیه رو قبول کنم چون جونگ سون بود
...جونگ سون از اون مدل زناییه که
دلش فقط با یه نفره
تو هم باید اونطوری باشی
...قبل اینکه
خیلی دیر بشه تمومش کن
ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده :.:. .:.:(zshkoo)و زهرا (Faras) فراس :.:.
مشتاق دیدار
،سطح سی آر پی اش بالاست
،و یه چیز غیرعادی تو آزمایش خونش پیدا شده
برای همین باید یه سری آزمایش دیگه ام بده
مطمئنم مشکلش جدی نیست
ولی چطوری تو باهاش اومدی اینجا؟
من اینجا می مونم، تو برو
بابا شما چرا اومدی اینجا؟
اون یه همراه لازم داره
و چرا شما همراه این خانمی؟
جونگ سون
من دیگه همه چی رو فراموش کردم. همه اینا مال گذشته ست
چرا فراموش کردی؟
چطوری فراموش کردی؟
اون کسیه که ما رو واسه زندگی با یه مرد دیگه ول کرد
...اون زن خیلی واسه شما
فراموش نکن
...اون زن فقط یه غریبه
نه، از غریبه م بدتره
شما برو. من می مونم
اگه قرار باشه شما بمونی ترجیح میدم خودم بمونم. برو
بله، پدر. نگران نباشین
من پیششون می مونم
تو هم باید بری
من می مونم
نمیخوام همچین وضعی رو ببینی
برو
چرا اومدی دیدن سونگ جون؟
ازش پول خواستی؟
...نه، من
...آخه تو
چطور میتونی اینطوری زندگی کنی؟
اون موقع هم دقیقا همینطوری بودی
درنهایت، پول تنها دلیلیه که پا میشی میای سراغ من؟
چه خوب بزرگ شدی
میدونستم پدرت خوب از پسش برمیاد
واسه چی اومدی اینجا؟
شنیدم داری ازدواج میکنی
بابات بهم گفت
اونقدر نیست
باید یه دست کت شلوار جدید به شوهرت بدی
مشکلی نیست
...اگه کارت تموم شد
اینکارو واسه این نمیکنم که ادای مامانا رو برات دربیارم
...فقط بهش به عنوان
هدیه عروسیت فکر کن
بقیه بیشتر از اینا می کنن. این که چیزی نیست
احتیاجی بهش ندارم
پس بندازش دور
بذار حداقل اینکارو بکنم
،تا حالا هیچ کاری برات نکردم
پس حداقل بذار اینکارو بکنم
مامانت؟
فکر میکردم فوت کرده
موندم این دفعه دیگه چی میخواد؟
ولی خنده داره ها
،برای یه لحظه
،فقط برای یه لحظه کوتاه
"...فکر کردم "من واقعا یه مادری دارم
"که نگران دامادشه"
خنده داره، نه؟
جونگ سون
ممنون
میدونم خیلی بی چشم و رویم
خوشبخت بشین
دیگه میخوام یه زندگی خوب داشته باشم
جونگ سون
این بود؟
دلیل اومدنت پیش من؟
...جونگ سون، این
جونگ سون
جونگ سون
امروز من اومدم اینجا چون آمادگیشو نداشتیم
ولی اگه باید بیشتر بمونی، یه پرستار می گیرم
تو مادر خونی منی، پس اینکارو واست میکنم
...ولی
امیدوارم دیگه همدیگرو نبینیم
قسمت شش: قرص قرمز یا قرص آبی
خانوم نا امروز مرخصی گرفتن
خانوم لی، کارهای ضروری ایشون رو شما مدیریت کن
بله
اون موقع تونستم حقیقت رو قبول کنم چون اون شخص جونگ سون بود
...چون جونگ سون
از اون مدل زناییه که دلش با یه نفره
...فکر می کردم
No comments yet. Be the first to leave one.