The first 200 lines.
مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
شرایط گردهمایی باغ رز
شرایط محرمانه جنگل الفین
شرایط برداشت سیب زمینی عشق و افسانه
پنیرک
شاه سبزیجات
عضله عضله عضله
ساحرگان
.اونا از جادوی درونیشون استفاده می کنن
الف ها
انرژی طبیعی دنیا
خاک
خاکسپ
خاکسپاری
خاکسپاری زادگاه
پوندو شوهر لیرا سن: 40
ماندراگورا ها
عنوان: روشنفکری
عنوان: خجالت
عنوان: بالا تنه
عنوان: پایین تنه
اسپادعظیم
سنتاتر
ترکیب
عالی
سنتاعظیم
سنتاعظیم
پیش نمایش
!مخلص همه، من فنلم
.یک الف جوان ۱۸۳ ساله
می پرسید چرا عین کش تومون در رفتم؟
...چونکه
!اونجا می تونم آلیسا رو بدون ویولا ببینم
.ویولا رفته بیرون خرید
شو-ما-تا-جان؟
همم؟ پنیرک؟
.فقط پنیرک، پادشاه سبزیجات
!آلیسا، منم، فنل
.هرچقدر می خوای بخور
!ممنونم
!ای مزاحم
.انصاف نیست! من هیچ کاری نکردم
مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
شرایط محرمانه جنگل الفین
.ببخشید، کنترلمو از دست دادم
تو چرا اومدی اینجا؟
.تا چندتا مبل و وسیله تعمیر کنم
می خواید دعوا کنید؟
.این اتفاق عادیه
شرمنده دک و پوزتو پایین آوردم .ولی دیگه رفع زحمت کن
ما رو تنها بذار! می فهمی که، ها؟
.نمی شه
چرا؟
ویولا گفت جلوتونو بگیرم
!فکر همه جاشو کرده
!نذار ازت استفاده کنه مگه غرور نداری؟
!ها؟! من عاشق استفاده شدن توسط دخترام
.پسرا چقدر انرژی دارن
.گشتن با تو کلاس منو پایین میاره
!بیخیال شو
تو از الف ها خوشت میاد، گلیند؟
!آره
ظاهر مرموز، لاغر و کشیده .دست نخوردهشونو دوست دارم
.دوست دارم یه بار برم روستای الف ها
اونا یه پا مامان بزرگن واسه خودشون
!چطور می تونی همچین حرفی بزنی؟
تو بهمون گفتی مرموز، ولی راستش
تعداد خیلی کمی تونستن روستامونو ببینن .چون وسط ناکجاآباده
.هر روز فقط یه ارابه اونجا میاد
.تو ذوقم زدی
به لطف همین موضوع جوونا روستا رو ترک کردن
و تا الان که حرف می زنیم .میانگین سنی جمعیت روستا بالای ۶۵۰ ساله
!چه ناپسند
...نه
باورم نمی شه که یه بهشت .پر از الف های زن خوشگل نیست
!اینقدر رویا نباف
خب راستش چندتا جوون هست، ولی .بیشترشون مامانن که با جوونا ازدواج کردن
ها؟
منظورت اینه که، یه بهشت از زنای باتجربه تو تخته؟
.لعنتی، یه رویای جدید برای بافتن دادم
گ-گمونم خیلی جادویی باشه
مثلا یه درخت بزرگ وسط روستا باشه! شگفت انگیز نیست؟
!منظور من اینه
یه درخت مقدس به نام درخت بزرگ مانا هست که
.قرن هاست الف ها بهشون احترام می ذارن
توی یه جای قشنگ با هوای تمیزه که
احساس می کنی بودن در اونجا .از دورن پاکسازیت می کنه
.به نظر عالیه
.آره، منم اونجا رو دوست دارم
...یه مکان برای قرار گذاشتن
...زمین بازی بچه ها
...پاتوق پا به سن گذشته ها
.و یه نقطهی توریستیه .در واقع، تنها مکان توی شهره
!فقط اونجا حال می کنی؟
آلیسا، فکر کنم تو الف ها رو دیدی، نه؟
آره! برای تحصیلات جادوییم توی خونهی یه خونواده موندم
والدینم با داداش فنل آشنا بودن
.پس منم پیششون موندم
.اونجا بود که با فنل آشنا شدم
وایسا ببینم، تو یه داداش داری؟
!خواهر چی؟
.ممنونم که با برادرم مهربونی
.اگه داشتم هم به تو نمی گفتم
!ولی به برادرم معرفیت می کردم
.سرگرمیش بدنسازی و تخصصش توی هنرای رزمی
.چه عضلهای
!نه! یه الف هرگز همچین کاری نمی کنه
الف ها معمولا خوش هیکلن، درسته؟
.مثل تو و برادرت
ن-نه بابا؟
.شرط می بندم هیچ وقت دستشویی نمی کنن
معلومه که می کنن
.اونا یه سطل پر می رینن و می گوزن
.واقعیتو بپذیر
!نگو یه سطل پر
.باشه، یه کاسه
!فرقی نکرد
.نه، شرمنده، زیادی مسخره بازی درآوردیم
!شرمنده، اگه بخوای برات می میرم
!موضوع جدید: جادو
جادوی الف ها چجوریه؟
فکر کنم میشه گفت با یه فرآیند متفاوت .نتایج یکسان به دست میاد
ساحرگان از جادوی درونیشون استفاده می کنن
درحالیکه الف ها از انرژی طبیعی دنیا .به نام مانا استفاده می کنن
الف ها فرهنگ و باور های منحصر به فرد خودشونو دارن .خیلی جالبه
.عجب
پیر و پاتال هام بعضی وقتا می خوان خرافات و .رسومشونو بهت تحمیل کنن پس مراقب باش
!تو دیگه حرف نزن
اونا یه چیز عجیب به نام سوپ مانا درست می کنن
.و سعی می کنن به خوردت بدن
!پاکسازی
!نمی خوام
.به نظر خیط میاد
جادو عالیه، ولی الف ها به تیراندازیشون معروفن، درسته؟
.آره! آره! کمانداراشون خیلی با وقار و زیبان
.یادمه هدفگیری تو هم خیلی خوب بود
!آه، بیخیال، چی می گی بابا
.بمیر
.ما فقط محض تفریح تیر مینداختیم
یعنی یه رسم نژادی نیست؟
...خب، نژادمون از کمانداری خوشش میاد
.ولی چون زیادی بیکاریم می ریم تیر پرت می کنیم
.دیگه خسته شدم
.منم
پس فقط تا یه حدی رسمه؟
ولی چرا این چیزا رو می گی؟! خیلی ناراحت کنندهاس
!انگار می خوای رویاهامو خرد کنی
.چی؟ نه به جون خودم
.آروم، آروم. فنل فقط از زادگاهش یکم انتقاد کرد
ولی خیلی کم پیش میاد که دیدگاه یه الف رو بشنوی
.پس خوشحالم که من تونستم
...خیلی مهربونه
.عاشقشم
شرمنده .راستش من عاشق زادگاهمم
فقط وقتی تعریفات مردمو می شنوم
.باعث می شه بخوام نگات منفیشم بگم
خودآزاری داری؟
.ولی خب، وقتی ازش بد هم می گن کفری می شم
شاید عشق به زادگاه یعنی همین
.یه چیزی مثل "من تنها کسی هستم که حق توهین بهش رو داره" هست
...خود درگیری هم داری که
،وقتی دیدگاهها رو تغییر میدیم میتوانیم جنبههای مختلف یه مکانو ببینیم، درسته؟
.بیشتر جنبه های منفی
.ما باهم فرق داریم و سلایقمون هم متفاوته
.این چیز خوبیه
یادگرفتن چیزای جدید مثل امروز لذت بخش نیست؟
.من که شخصا از روستای الفین خوشم میاد
.شنیدنش باعث می شه بخوام برم دیدن خونهام
...فنل
...ضمنا
با من میای برگردیم اونجا؟
!این مسخره ترین توجیه برای سوالهشه
الان گفتی می خوای به زادگاه برگردی؟
خاکسپاری زادگاه
.تماس بیش از حد شناسایی شد
!ورود سیستم به حالت مسلح
!این از کجا اومد؟
!نکن
.بیا
!سفارش هات و بقیهی پولت
.دستت درد نکنه
دوباره اینطوری شد؟
.می دونم من یکمی مشکل بودم، ولی غم نخور مرد
!نه وایسا
!فکر کنم اینبار خوب پیش رفت
!هم تعریف کرد هم از کلمهی "دوست داشتن" استفاده کرد
.منطورش روستا بود
!آره! امروز پیشرفت کردم
گلیند اندکی به فکر فرو رفت
و بهش ثابت شد که تغییر دیدگاه ها .باعث تغییر احساسات افراد می شود
!بریم سیب زمینی برداشت کنیم
برداشت سیب زمینی؟
چطوری به این فکر افتادی؟
.یه نامه از عمو پوندو گرفتیم
توش نوشته: من یه عالمه سیب زمینی شیرین برداشت کردم
.پس بیاین و هرچقدر که می خواین بردارید
!چقدر مهربون
No comments yet. Be the first to leave one.