Brothers and Sisters

Brothers and Sisters

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Brothers Sisters S01E15 DVDRip Xvid-WAT
A Commentary by mehdi_juve
Rapidbaz.org گروه بیانکونری از

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Published on: 2010-08-31
Downloads: 28
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

من با مك آليستر خوابيدم - خب بگو ببينم چطور بود ؟ -

دنبال چه جور آدمي ميگردي ؟ زود باش ، چاد . بگو چطوريه ؟

فكر ميكردم اوضاع بهتر شده - همينطور هم هست -

پس چرا وقتي اومدم اونجا نسبت به اون زن اين حس رو داشتم ؟

هيچ كس ديگه اي وجود نداره كه من بخوام باهاش باشم

پدرت قصد داشت يه كارگاه شراب سازي بخره

اون قبل از اينكه بتونه اون تاكستان رو به تو بده فوت كرد

اون ميخواست كه تو اينكارو بكني

پدر ، يه بچه ديگه هم داشته از هالي ، اسمش هم ربكاس

باهاش خوابيدي ؟ مي خوام بدونم

تو واقعا اينو نميخواي

من فكر ميكنم كه اين سرمايه گذاري درستيه و فكر ميكنم اين خواست پدر بوده

من به هالي راي ميدم

جو ؟ - چيه ؟ -

حال كردي ؟ - عالي بود -

خوبه

ولي جو من فكر ميكنم خوشت نيومد ؟

خوب بود سارا

يه اتفاقي تو رابطه زناشويي ما افتاده

اخيرا من خيلي حوصله اين كارو نداشتم

... يه دوره گذراس

... پس من ميخواستم

اين دوره رو بگذرونم ولي ... يه چيزي مانع ميشه

چي مانع ميشه ؟

فكر ميكني كه شايد پاي كس ديگه اي در ميونه ؟

مثله اينكه واقعا ديگه نميخواي با من باشي

اين درست نيست ، من فقط خسته شدم ... از فكر كردن به بچه ها و درس دادن و

وقتي ما داريم حال ميكنيم فكر نميكنم تو به درس دادن فكركني

پس خودت بقيه اش رو هم بگو

اون مادر جسيكاس ونسا

تو نميتوني با من باشي چون داري به اون فكر ميكني و احساس گناه ميكني

ونسا ؟ - مادر دوست پيج -

سارا فكر ميكنه من با اون يه سر و سري دارم كه اين اصلا حقيقت نداره

فكر ميكنم كه اين "بي ميل بودن " از همين جا شروع شده

از وقتي با اون دوست شدي

بهش ياد ميدادي كه چطور آهنگ ماري مغرور يا هر چيز ديگه اي رو بزنه

بچه هامون با هم بازي ميكنن - ! آره ، بچه هامون ، جو ، نه خودمون -

ما با هم بازي نكرديم

بايد اينو تمومش كنيم

دوست داريد يه جلسه ديگه براتون تو اين هفته بذارم ؟

فكر ميكنم ميتونه خيلي موثر باشه

نظرتون راجب چهارشنبه ساعت 4 چيه ؟

... آم ... فقط - خوبه -

- 4:00... 4:30? - 4:00.

باشه ، ساعت 4 خوبه

سناتور روزنامه سن خوزه مركوري

ميخواد باهاتون يه مصاحبه درباره اتحاد هاي استراتژيك مابين

دره سيليكون ( محل استقرار شركتهاي كامپيوتري) و بازارهاي آسيايي داشته باشه

كي ميخواد مصاحبه كنه ؟

كي ميخواد مصاحبه كنه ؟ آقاي بروس نيومن ، سناتور

اون از من متنفره تو آخرين مقاله اش علنا گفته

من به باهوشي هيلاري كلينتون نيستم اما از اون خوشگلترم

ميخواي قرار مصاحبه رو لغو كنم ؟ - تو جدول زماني واردش كن و تلفني بهم خبر بده -

شايد اون ايده هاي منو بهتر بشنوه اگه عاشق چشماي آبي من نشه

و در ضمن ، اينقدر هر 5 ثانيه يكبار به من نگو سناتور

وقتي اينطوري باهام حرف ميزني احساس خوبي ندارم

خب ، همه دنيا كه نميدونن بين ما چي هست

تو مجله مردم يه عكس از ما چاپ شده

و تو صفحه 6 يه پاراگراف درباره ما مطلب نوشته

من هر لحظه انتظار ميكشم كه از فصلنامه كنگره باهام تماس بگيرن

بعدش من بايد دوباره موقعيت حرفه ايم رو بدست بيارم

و هر آدم مجرد ديگه اي كه تو اين اداره هست ، سناتور

كيتي ، هيچكس اهميتي به اين قضيه نميده - پس چرا همه به من زل ميزنن -

انگار كه من خراب ترين زن اين دور و ور هستم

زن خراب ؟

تو مثل هر روز مياي و به كارهات ميرسي انگار نه انگار كه من از اين قضيه عصبانيم

اينجا دفتر كار سناتور كاليفرنياس

نه يه نهار خوري تو ارتفاعات ماليبو

اونها همه با جديت مشغول خدمات عمومي هستن

اونا كار ميكنن تا فقر و بيكاري رو ريشه كن كنن . امكان تحصيلات براي همه رو فراهم كنن و مراقبت هاي بهداشتي بيشتر

اونا بدنبال قانونگذاري و اداره جامعه هستن

ما ميخوايم يه آمريكاي بهتر بسازيم

اوه ، خدايا صدات مثل آدماييه كه شعار ميدن

اونا همون شعار هائيه كه ما داريم براي مبارزه انتخاباتي روش كار ميكنيم

ما آمريكاي بهتري ميسازيم - فكر ميكنم شعار كاملا احمقانه ايه -

مهم اينه كه مردم آمريكا از اين شعار خوششون بياد

اين كار تو دهه 80 نتيجه گرفته - اونا اشتباه بزرگي ميكنن -

فكر ميكردم دموكراتها هنوز ازش استفاده ميكنن

خب ، بهتره كه من برم چون اگه بيشتر اينجا بمونم

همه به اين فكر ميكنن كه ما داريم اينجا چيكار ميكنيم

كيتي ! هيچكس تو اين اداره راجب سكس فكر نميكنه

بجز تو - درسته -

واوو

ضمنا ، لباس قشنگيه

چون كار ديگه اي نمونده خدا رو شكر اين جلسه هم تموم شد

متاسفم ، هالي اميدوارم احساس بدي نداشته باشي

هي ، اين يكي رو باختم . تو بردي اين فقط راجب كاره ديگه ، درسته ؟

الان وقت مناسبي براي خريد تاكستان نبود

متاسفم كه شما دوتا به نتيجه نرسيدين

تامي ، ممنونم به چيزي كه اعتقاد داشتي راي دادي

هرگز نبايد كار به راي گيري ميكشيد ما بايد خودمون يه جوري بين خودمون حلش ميكرديم

لازم نبود كه هيئت مديره تفرقه بين ما رو ببينن

دو نفر از ما به خانواده راي دادن ، سائول

من به خريد تاكستان راي ندادم كه بخوام در برابر تو قرار بگيرم

خواستم اونو بخريم چون به نظر معامله خوبي ميومد

هيئت مديره با تو هم عقيده نبود

بچه ها ، بي خيال شيد بياين از اين موضوع بگذريم

بياين اين قضيه رو فراموش كنيم ، باشه ؟

با هم خوب باشين

منم اون شماره ها رو خوندم ، تامي

بنظر مياد فراموش كردي كه من واقعا ميدونم دارم چيكار ميكنم . واسه همينه كه الان اينجا هستم

يادت مياد ؟

وقتي خدا به شما لطف ميكنه و دختري بهتون ميده كه با افتخار

از دانشگاه اقتصاد وارتن فارغ التحصيل شده

شما به اميد روزي كه به اون باور داريد ميمونيد

تا منافع اين تحصيلات با ارزش رو با همه تقسيم كنيد

پس بعد از اينكه بغل كردن و تبريك گفتن هاتون تموم شد

نوبت منه كه با اين خانم شگفت انگيز زيبا و باهوش صحبت كنم

تا تموم روزاي دور از كار تو شركت

رو جبران كنه

و موقتا بياد و به پدر پيرش كمك كنه

پدر ، اين باعث افتخار منه

شايد نقاشي هام تو اون يكي جعبه كه طبقه بالاس باشن

خب ، من ديگه هيچ جعبه اي از اتاق زير شيرواني پايين نميارم

فقط ميخواستم نظرت رو بدونم قبل اينكه به كلاس يا مدرسه هنر فكر كنم

چرا نظر من درباره استعداد هنري تو اينقدر مهمه ؟

چون تو يه چيز خاصي داري كه بقيه برادر و خواهرات اونو ندارن

تو حس زيبايي شناسي داري - منظورت اينه كه چون من همجنسگرا هستم اينطوريه -

اوه

اوه ، ايناهاش

خب ، حالا فقط به من بگو چه فكري ميكني خدايا ، يادم مياد كي اينو كشيدم

حدودا 20 سالم بود ، كلاس نقاشي ميرفتم هنوز پدرت رو نديده بودم

فقط فكر ميكردم ميتونم هر كاري بخوام بكنم ميخواستم يه هنرمند بشم

خيلي بده ، باشه خودم ميدونستم

احساس ميكنم خيلي حرف زدم

اوه . اينو ببين

چاد ، چه خبر شده ؟ - كوين ، گوش كن -

بايد باهات صحبت كنم - من اينطور فكر نميكنم -

فقط بيا منو ببين ، خواهش ميكنم

من با ميشل به هم زدم بيا ديگه ، فقط بيا منو ببين

كافي شاپ نورد لايت ساعت شش و نيم

اينو گوش كن - نميتونم ، بايد برم ، مامان -

نه ، اينو گوش كن اين يه داستان كوتاهه كه نوشته بودم

قبل از اينكه من و پدرت ازدواج كنيم

داستان كوتاه ، نقاشي كي فكر ميكرد تو اينقدر خلاقيت داشته باشي ؟

فقط گوش كن او در امتداد جاده ساحلي مي گريست

آهسته گريه ميكرد او ميدانست كه عشق دروغ بوده

او خود را فروخته بود پس او نميخواست بيش از اين تنها بماند

دروغي كه همه چيزش را از او گرفته بود

واوو ، مامان . خيلي متن سنگيني بود

هيچوقت تمومش نكردم حدس ميزنم خيلي ترسيده بودم

بعدا ميبينمت - خداحافظ -

يه چيزهايي در من شكل گرفته من همش داشتم به تو فكر ميكردم

ببين ، ممكنه بشه ، ولي من نميتونم طاقت اين شل كن سفت كن ها رو ندارم

ميدوني ، خيلي سخته

متاسفم ، نميتونم بخاطر تو برم تو اتاق قايم بشم

... از نظر سياسي - اتاق رو فراموش كن ، سياست رو هم فراموش كن -

من واقعا خوشحالم كه كنار تو از خواب بيدار ميشم

نميدونم اين چه حسيه

تو يه بازيگري داري با من بازي ميكني

داري هدفت رو دنبال ميكني

اين چيزا رو تو هنرستان بازيگري بهت ياد دادن

من هيچوقت هنرستان نرفتم و خيلي هم بازيگر خوبي نيستم

فقط يه قرار

سلام ، نورين . ميشه يه كپي از اطلاعات جديد نظرسنجي به من بدي

درباره كدوم نظرسنجي صحبت ميكني ؟

هموني كه تو تهيه كردي درباره شعار جديدمون

اوه ! اونو ميگي . باشه

چطور ؟ مگه چيز ديگه اي هم هست ؟

هميشه يه نظرسنجي ديگه هم هست اين قضيه تموم نشدنيه

من شمارش تعداد رنگ كراوات هاي سناتور رو هم دارم

در حقيقت ميخوام همه اطلاعاتي كه داري رو ببينم ميشه يه كپي از همشون به من بدي ؟

از دست اين نظر سنجي ها زخم معده گرفتم

اوه ، كيتي . سلام - سلام ، گري -

اون شماره ها قضيه اش چيه ؟

... اينا

ميتونم ببينم ؟

ممنون

يه لحظه صبر كن يه لحظه صبر كن

تو در مورد من يه نظرسنجي گذاشتي ؟

.:ارائه ي از گروه بيانکونري:. ترجمه و زيرنويس

سلام پسر

چند تا پنكيك ميخواي ؟ - ده تا لطفا -

ده تا ؟ مطمئني ؟ اين همه ؟

باشه ، بيا بريم بهت بدم

متاسفم ، اما ما بايد بريم اينا رو درست كنيم

حتما ، بهش يه چاقو بديد تا پنكيك ها رو برش بزنه

نه ، ببين . من خيلي تو آشپزي وارد نيستم

ما هيج جا نميريم تا زمانيكه همه پنكيك هاشون رو بگيرن

باشه ، آماده اس دو تا براي شما . بعدي ، لطفا

نظرت چيه ؟ هان ؟ نظرت چيه ؟

بد نبود پوشش مطبوعات خيلي خوبي بود

لازم به گفتن نيست كيتي ، كارت عالي بود

تو ، بچه ها و آشپزي و بقيه چيزا

خيلي پر هيجان و گرم بود خيلي خوشم اومد

خب ، من ميرم ماشين رو بيارم - خب همه اين كارا واسه چي بود -

از من براي افكار عمومي يه آدم قابل ترحم بسازي ؟

تو داري راجب اون نظرسنجي احمقانه صحبت ميكني ؟ - پس تو هم ازش خبر داشتي -

بهم بگو كه كار تو نبوده

يا اينكه خودم با كاردك ميكشمت

ببين ، البته كه من دستور اون كار رو ندادم

اون فقط يه تلاش بيهوده بوده كه يكي از كارمندا واسه خود شيريني كرده

يكي ميخواسته قدرت و توانايي هاي منو ارزيابي كنه

اون درباره قدرت و توانايي هاي تو نبوده راجب من بوده

و اينكه به نظر آمريكايي ها ما زوج مناسبي هستيم يا نه

حتما يه اشتباهي پيش اومده خودم بهش رسيدگي ميكنم

نه ، نه . خواهش ميكنم فقط بهم بگو كي درخواست كرده

كار نورين بوده ؟ - چه اهميتي داره ؟ -

آره كار نورين بود اما نتيجه نظرسنجي كاملا محرمانه بود

More Farsi Persian subtitles for Brothers and Sisters

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left