The first 200 lines.
...آنچه در «مسافرخانه بيتس» گذشت
زين مورگان"، به نظرم" ممکنه فراموش کرده باشي که
.شرايط اينجا چطوري هستش
ميتونم آدم خيلي خوبي باشم .تا اينکه از پا دربيارمت
!کلانتر
.يه لحظه صبر کنين بله؟
.بايد همين الان بري خونهات
.ببخشيد
کسي رو تابحال نديدم که مخالف جاده کمربندي باشه
و همينطور کسي که از وضعيت شهر .به خوبي خبر داشته باشه
.با من تماس بگيرين
.سلام، دنبال "نورما بيتس" ميگردم
شما کي هستين؟ - .من برادرشم -
.برادرم "کيلب" اينجا بود - چي؟ -
!اون داره دروغ ميگه متوجه نيستي؟
!نورمن"، تمومش کن"
!دست خودش نيست !اون پدرشه
.کيلب" پدر اونه"
.تو با مادرم سکس داشتي ميدونستي که من پسرت هستم؟
.تو بايد قوي باشي .بايد اين قضيه رو فراموش کني
.نميتونم فراموشش کنم .قضيه منم
اومدم اينجا که بهت بگم
،يادم نميره چه بلايي سرم آوردي
!حرومزاده
!دوباره دروغ نگو
."نورمن". منم، "کودي" صدام رو ميشنوي؟
تيم ترجمه فري آفلاين شما را به ديدن ...داستان مادر و پسري عجيب دعوت ميکند
نورمن"؟"
نورمن"؟"
"نورمن"
.سلام
.برگشتي
نميخواستم پيادهات کنم تا وقتي که .مطمئن بشم حالت خوبه
چي شده؟
.تو حدوداً دو کيلومتري شرق "خليج عقاب" بودي
توي يه کافي شاپ پايين خيابون .به حالت خلسه رفته بودي
،مدير اونجا با من تماس گرفت .واسه همين ما الان اينجا هستيم
...تماس...چرا...چرا بايد اونا براي چي با تو تماس گرفتن؟
چيزي يادت مياد؟
تابحال کسي رو نديده بودم که .اينجوري به حالت خلسه بره
.منظورم اينه که انگار اونجا نبودي
چيزي زدي؟
.نه، من...نه، چيزي نزدم
.باشه
تابحال همچين اتفاقي برات افتاده بود؟
.هيچوقت
کسي به مادرم زنگ نزد؟
.نه، فقط به من زنگ زدن
.شماره کسي ديگه رو نداشتن
.خب، لطفاً چيزي بهش نگو
...خب، نه. اون فقط نگران ميشه و
هيچوقت نگران اين نباش که .من چيزي به...پدر و مادرها بگم
چي کار ميکني؟
چيه؟
چرا اينجا خوابيدي؟
چي کار داري ميکني، رفيق؟
.دارم سعي ميکنم هوشيار نباشم
چرا آب روي من ميريزي؟
اين همه پيامکي که
بهت دادم رو ديدي؟
حالا چي شده مگه؟
.يکي ديشب خونه "رومرو" رو آتيش زده
چي؟
.آره، مشکل بزرگيه
مطمئني اتفاقي نبوده؟
.ميگن که اونجا رو آتيش زدن
حالا به نظرت کي انقدر احمقه که
با "رومرو" دربيفته؟
شخص خاصي به ذهنت خطور نميکنه؟
قراره چي کار کنيم؟
.تو بهم بگو
.رييس تويي
.صبح بخير
.سلام، عزيزم. بشين .دارم برات املت درست ميکنم
هنوز با "ديلان" حرف نزدي؟
.ديلان" از اينجا رفت"
منظورت چيه؟
.از اينجا رفت .ديگه نميخواد اينجا زندگي کنه
چه جور نون برشتهاي ميخواي، عزيزم؟
نبايد بريم دنبالش؟
نبايد کاري بکنيم؟
!کاري از دست ما برنمياد
.باشه، مادر
."فقط من و تو هستيم، "نورمن
،هميشه من و تو بوديم .بايد اين قضيه رو فراموش کنيم
با افتخار تقديم ميکند «King-AmirK» اميرمهدي عاطفي نيا
«مـسـافـرخـانـه بـيـتـس» قـسـمـت پـنـجـم از فـصــل دوم «ماهر در فرار» تاريخ پخش و ترجمه: 93/01/12
براي چي اومدي اينجا؟
بهتره روي خوشامدگويي .به مهمونات بيشتر کار کني
.يه اتاق ميخوام
چرا يه اتاق ميخواي؟
بايد کارت بکشم، درسته؟
چي شده؟ - ميشه فقط يه اتاق به من بدي؟ -
.واقعاً نميخوام در اين مورد حرف بزنم - .خيليخب، باشه -
چند وقت ميموني؟
.احتمالاً...يه مدتي هستم
.نميدونم...يه چند ماهي
.يکي خونهام رو آتيش زد
.اونجا رو با خاک يکسان کردن
حالا ميشه يه اتاق به من بدي؟ - خونهات رو آتيش زدن؟ -
.آره - خونه تو رو؟ -
کلانتر "رومرو"، گندهي خليج "صنوبر سفيد"؟
منظورم اينه که کدوم آدم رواني خونه تو رو آتيش زده؟
.آره، سؤال خوبيه - منظورم اينه که اگه من خونه تو رو -
،آتيش زده بودم .از شهر ميزدم بيرون
.چون ميدونستم که تو پدرم رو درمياري
حالا ميخواي چي کار کني؟ - ميشه فقط يه اتاق به من بدي؟ -
اتاق 11
خدمتکار معمولاً طرف ظهر .براي تميز کردن مياد
چيز خاصي نميخواي؟
.کسي مزاحم نشه
."دفتر "نيک فورد
.سلام، ميخواستم با "نيک فورد" صحبت کنم
شما؟
.نورما بيتس" هستم"
."صاحب مسافرخونه "بيتس
.توي يه جشن با آقاي "فورد" آشنا شدم
ايشون کارت خودشون رو به من دادن و .قرار بود درباره يه موضوعي با هم صحبت کنيم
.لطفاً گوشي دستتون
."سلام، "نورما بيتس
.سلام. ممنون که جواب تلفنم رو دادين
.خب، در واقع منتظر تماست بودم
در مورد موضوعي که دم در ،با هم صحبت کرديم فکر کردم
.يه فکرايي دارم
.جدي؟ خيلي عاليه
کِي ميتونيم با هم صحبت کنيم؟ ميشه جايي همديگه رو ببينيم؟
خب، چطوره که تو بياي به قايق من؟
.قايق؟ باشه
قايق من توي باشگاه قايقسواري .خليج عميق" هستش"
ساعت 2:30 به ورودي اصلي اسکه برو
.و با شماره 4816 تماس بگير
.شماره 4816. باشه، فهميدم
.پس ميبينمت - .ميبينمتون -
.سلام
.نميدونستم امروز سر کار مياي
.اينطور نيست
.دارم وقتم رو قبل از کار فني ميگذرونم
.که اينطور
.کودي" تا چند دقيقه ديگه مياد دنبالم"
ديلان" چطوره؟"
.ديلان" از اينجا رفت" - چي؟ -
مادرم و اون...هيچوقت .آبشون توي يه جوب نميرفت
.ميدوني، حسابي با هم دعوا کردن
بگذريم، مهم نيست که دعواشون سر چي بود، درسته؟
،چيزيه که نميشه درستش کرد
.ما هم بايد اين موضوع رو قبول کنيم
چه اتفاقي ممکنه افتاده باشه که نميشه درستش کرد؟
.سلام - .سلام -
امروز چه کاري از دست ما براتون برمياد؟
.نه، چيزي نميخوام
خب، بعد از کار چه برنامهاي داري؟
...من معمولاً
.معمولاً ميرم خونه
.آره...اينجوري نميشه
...بذار يه جور ديگه بپرسم
امشب بعد از کار چه برنامهاي داريم؟
.ميتونيم تا ساحل قدم بزنيم
.باشه، خيلي خوبه کارت کِي تموم ميشه؟
.حدوداً ساعت 5 - .باشه، ايول -
.خب، ميتوني بياي دم اتاقم اون پايين
.اون دري که اونجاست
.آره، يادمه - .خيليخب -
.ميدوني که اون مواد ميفروشه - .آره، ميدونم -
.باشه، باشه - .نميخوام که باهاش ازدواج کنم -
.براي تابستون اومده اينجا و پسر خوبيه
.اون مواد ميفروشه - .هيچکس بيعيب نيست -
.نگاه کن، "کودي برنن" اومده
.سلام
نورمن"، اره دستي رو آوردي؟"
نه، من...الان ميام، باشه؟
.صبر کن. الان برميگردم
اون کيه؟ - "کودي" -
.باهمديگه کار فني ميکنيم
فقط من رو ميرسونه، خب؟
.ميرم اره بيارم. الان برميگردم
!الان ميام
.سلام. من مادر "نورمن" هستم
چطوره؟
جانم؟ - "گفتم "چطوره؟ -
.اينکه شما مادر "نورمن" هستين .خيلي عاليه
.من که خيلي هيجانزده شدم
شما؟
"کودي"
فاميلي نداري؟ - "برنن" -
خب، ميشه صداي ضبط رو کم کني؟
.اينجا مسافرخونه منه
.دوست دارم مهمونهاي من توي آرامش باشن
.به روي چشم
.بهتره بريم
.کلي کار داريم
."خداحافظ، خانم "بيتس
...پس
.با مادرم آشنا شدي
.آره
!خيلي آدم يُبسي بود. لعنتي
.ببخشيد
.همش يادم ميره که تو مادرت رو دوست داري
.مشکلي نيست
کاملاً مطمئنم که کلي درباره من .تو رو نصيحت ميکنه
.لعنتي
No comments yet. Be the first to leave one.