The first 200 lines.
فيلمي از مل بروکس
فرانکنشتاين جوان
با درخشش جين وايلدر
اگر به مرکز مغزي نگاه کنيم که تازه از جمجمه درآورده شده
بخش کوچکي از مغز مياني وجود دارد که مي توانيم ببينيم
ولي همانطور که در بحث جلسه قبل نشان دادم
اگر وجوه زيرين قطعات گيجگاهي به آرامي از هم جدا شوند
بخش فوقاني گردنه ي مغز ديده خواهد شد
که بهش ساقه ي مغز مي گويند ،و متشکل است از مغز مياني
يک برآمدگي مدور ،که بهش پل مي گويند
و يک ستون متحرک به پايين که بهش بصل النخاع مي گويند
که از مجراي نخاع به بيرون از جمجمه کشيده مي شه
و تبديل ميشه به ستون فقرات
سوالي هست قبل از اينکه پيش بريم؟
يه سوال داشتم دکتر فرنکنشتاين
فرانکن ستين
مي بخشيد؟
اسم من، "فرانکن ستين" تلفظ ميشه
مگه شما نوه ي دکتر ويکتور فرانکن شتاين معروف نيستيد؟
که جسدهاي تازه مرده رو در مي آورد ..و اجزاي مرده رو تبديل مي کرد به
بله، بله
بله
همه مي دونيم اون چيکار مي کرد
ولي ترجيح مي دم سرم توي تحقيقات علمي کوچک خودم باشه
..و نه رابطه ي تصادفي فاميلي من
با يه شاسکول معروف..
حالا اگه ميشه سوالتون چي بود؟
استاد، مطمئن نيستم ..تفاوت بين ضربه هاي عصبي
واکنشي با اختياري رو درک کنم..
بسيار خوب. از اونجاييکه آزمايشگاه امروز ما مربوط به همين تفاوت ميشه
چرا الآن انجامش نديم؟
در خدمت آقاي هيلتاپ هستيم ،کسيکه نمي شناسمش
،يا هيچ راهکاري قبلا بهش ندادم
لطف کردند، خدمات آزمايشگاه امروز رو بعهده گرفتن
جناب هيلتاپ اگه ميشه روي پاها بايستيد کنار ميز
!فرود عالي
،جناب هيلتاپ
ميشه زانوي چپ تون رو بلند کنيد؟
،چيزي که الان ديديد يک ضربه ي عصبي اختياري بود
از محرک قشر مخ آغاز ميشه
از ساقه ي مغز عبور مي کنه و به ماهيچه هاي مربوطه ختم ميشه
جناب هيلتاپ، مي تونيد زانو رو پايين بياريد
حرکات واکنشي اونهايي هستند که مستقل از اراده عمل مي کنند
ولي از راهروهاي طولاني اي اجرا مي شوند
که از ميان سيستم هاي عصبي پيراموني و مرکزي عبور مي کند
..اي مادرقحبه ي کثيف پوسيـ
ما از اين ضربات آگاه نيستيم
و انقباض عضلات نيز اصلا عمدي نيست
ولي همانطور که مي بينيد خود بخود عمل مي کند
ولي اگر ما جلوي ضربه ها را، با وارد کردن يک فشار موضعي، بگيريم چه مي شود؟
که با هر گيره ي سر فلزي اي امکان پذيره
در محل تورم ريشه هاي عصبي پشتي
حدودا پنج يا شش ثانيه
!اي حرومزاده ي مادر خرابه
،همونطور که مي بينيد همه ي ارتباطات بسته شدند
،عليرغم پايداري مکانيکي ما
،اگر بخاطر اين ضربات محرک دائمي نباشه
،ما فرو مي افتيم
مثل يک گوني کلم
..در پايان، بايد خاطر نشان کرد
بهش بيشتر پول بده- پول بيشتر، بله قربان-
که هر صدمه ي غير عادي..
به ريشه ي عصبي، بسيار جدي خواهد بود
،زيرا اگه فيبر عصبي بريده بشه
هيچ راهي نداره نه در زمين و نه در آسمان
که بشه زندگي رو بهش برگردونيم
آيا در پايان سوالي هست که کلاس رو تموم کنيم؟
..دکتر فرانکـ
فرانکن ستين - بله؟ -
آيا صحت داره که داروين ،يه رشته فرنگي رو گذاشت توي پارچ شيشه اي
..تا اينکه با يک طريق غير عادي
شروع کرد به حرکت کردن.. با حرکت هاي اختياري؟
منظور شما کرم هست؟ يا اسپاگتي؟
منظورم، کرمه، قربان
بله، من هم چنين چيزي رو خوندم وقتي که دانشجو بودم
ولي يادت باشه که کرم بغير از چند استثناء
با انسان کلي فرق داره
ولي آيا اين اساس کار هاي پدربزرگ شما نبود، استاد؟
زنده کردن دوباره ي بافت هاي مرده؟
پدربزرگ من مردي بسيار بيمار بود
،ولي بعنوان يک فرانکنستين حداقل کمي درباره ش کنجکاو نيستيد؟
آيا زنده کردن مرده ها هيچ وسوسه اي در شما ايجاد نمي کنه؟
منظور شما ياوه گويي هاي چرند از !يک ديوانه ي زنجيري است. مرده ديگه مرده
ولي از قلب و کليه هاي مرده استفاده مي کنند
قلب و کليه ها مثل اسباب بازي جورچين هستند منظور من سيستم عصبي مرکزيه
..ولي، قربان - !من دانشمند هستم، نه فيلسوف -
،احتمال اينکه اين تيغ جراحي رو زنده کنيم
بيشتر از تعمير کردن سيستم عصبي مرده است
ولي کار هاي پدر بزرگ شما؟ - !پدر بزرگ من يه پپه بود
من به مرگ علاقه اي ندارم
تنها چيزي که منو جلب مي کنه !نگهداري کردن از زندگيه
..کلاس
تمام..
!شد..
!دکتور فرانکونشتاين
فرانکن ستين
اسم من گرهارت فالک شتاين هست
من پنج هزار مايل رو طي کردم تا وصيت نامه ي پدربزرگ شما رو بهتون بدم
بارون بوفورت وون فرانکون شتاين
اوه، عزيز دل من
او عزيز ترين عشق من براي برگشتنت ثانيه شماري مي کنم
اوه، عزيز من هم همينطور - از لب، نه -
امشب ميرم به پارتي نانا و نيکي نمي خوام رژ لبم خراب بشه
مي فهمي که - البته -
سوار شديد؟
اوه، عزيزم - خوب، ديگه کاري نيست -
فردي، عزيزم
چطور ميتونم توي چند دقيقه يک عمر درک عشق خودم رو توضيح بدم؟
سعي خودت رو بکن - خيلي خوب -
!شما برنده شديد، قربان
!من مال تو ام. تماماً ديگه چي مي تونم بگم؟
محبوب دل من - موهام، تازه مرتب شون کردم -
!ببخشيد
اميدوارم از ازدواج هاي سبک قديمي خوشت بياد - من از شب هاي زفاف سبک قديمي بيشتر خوشم مياد -
تورو اصلاح نميشه کرد - منظورت اين، که -
عاشق من هستي؟ - !بجون چکمه هات، عاشقت هستم -
اي تنها عشق من - تافته، عزيزم -
تافته، اي شيرينم
نه لباسم، پارچه تافته است راحت چين مي خوره
سوار شديد؟
دوباره اين مرد ترسناک بود
خوب، ديگه بايد بشتابم تا قيافه م مثل احمقا نشده
!اوه، ناخون هام
!ببخشيد
!بدرود، عزيزم - !بدرود، فردي -
عزيزم
هري، دوباره داشت اون کارو مي کرد - خوب چيکار کنيم -
هر روز
!ولش کن. ولش کن
ايستگاه بعد، نيويورک کسي نيويورک پياده ميشه؟
ببخشيد، پسرک اين ايستگاه ترانسيلوانيا ست؟
ياه ياه خط بيست و نه
سيگار مي خواي بهت بدم؟
نه، ممنون
دکتر فرانکنشتاين؟
فرانکن ستين
داري دستم مي اندازي؟
نه، "فرانکن ستين" تلفظ ميشه
آيا شما "فرودريک" ميگين؟ - نه، فردريک -
خوب، پس مطمئني فرودريک فرونکنستين نيست؟
.نه نيست اسمم فردريک فرانکنستين ئه
پس اينطور
تو بايد ايگور باشي - نه، "آي گور" تلفظ ميشه -
ولي به من گفتند که ايگوره - پس خلاف بعرضت رسوندن، مگه نه؟ -
مگه تو رو هر فالک شتاين نفرستاده؟
بله. پدربزرگ من قبلا براي پدربزرگ تو کار مي کرده
چه عالي - البته، رتبه ها بالا رفته -
البته، مطمئنم با هم بخوبي جور مي شيم
..ببخشيد که
نمي خوام ناراحتت کنم ولي من جراح متخصصي هستم
شايد بتونم قوزت رو درست کنم
کدوم قوز؟
بيا بريم
اجازه بدين، قربان
خيلي متشکرم
از اين طريق بياين
از اين طريق
فکر کنم اون پشت راحت تر باشين
چي بود؟ - اسمش اينگا ئه -
هر فالک شتاين فکر کرد شايد يه دستيار آزمايشگاه نياز داشته باشيد موقتا
!هوف
سلام ميکواهيد گلتي در کاه بکوريد؟
حال ميدهد
گلط، گلط گلط در کاه
بهضي وختا از رعد و برق مي ترسم
فقط يه تخليه ي اتمسفريه
چيز ترسناکي نيست
گرگ ژاد
گرگ انسان نما؟
اونجا - چي؟ -
گرگ اونژا
قلعه اونژا
چرا اينطوري حرف مي زني؟
فکر کردم خودت دوست داري - نه، دوست ندارم -
هر جور دوست داري، ديگه نمي گم
..خوب
رسيديم
خونه
عجب کوبه هايي
متشکرم، دکتر
اوه، قابلي نداره
بريم
من "فرا بلوخر" هستم
!آروم باشيد
چطوريد؟ من دکتر فرانکن ستين هستم
اين هم دستيار منه، اينگا افتخار آشنايي با فرابلوخر
نمي دونم چشون شده
اتاخ هاتون آماذه شدند، هردکتور
اگه لطفا دنبالم بياين
آيگور، ميشه چمدونها رو بياري وقتي کارت تموم شد، لطفا؟
بله، استاد
پس از شما، فرابلوخر
!بلوخر
دنبالم بياين، لطفا
از شمع ها فاصله نگيرين
پلکان ها خيانت مي کنند
وا اين اتاخ شماست قبلا اتاخ پدربزرگ ويکتور شما بوده
که اينطور
خوب، انگار چند تا کتاب اينجا هستند
..اينجا کتابخانه ي ويکتور
No comments yet. Be the first to leave one.