My Dear Killer

My Dear Killer (Mio caro assassino)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

My Dear Killer 1972
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian mio caro assassino 1972 زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-23
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بیایید از اینجا شروع کنیم به لایروبی.

صبح بخیر جناب بازرس. صبح بخیر مار.

چطوری؟ بد نیستم. ممنون.

صبح بخیر. صبح بخیر.

صبح بخیر. چطور اتفاق افتاد؟

هنوز مشخص نیست، ولی از تحقیقات اولیه و اجمالی...

...این یه حادثه بوده.

چطورین؟ خوبم.

سلام.

اون قربانی، امبرتو پارادیسی...

...بیل مکانیکی رو فقط برای یک روز اجاره کرده بود...

...به همراه راننده، شخصی به نام آنزوینی ماریو.

که بدون هیچ ردی ناپدید شده.

اولین فرضیه می‌تونه این باشه که آنزوینی...

...توی مانور اشتباه کرده و سر پارادیسی رو قطع کرده...

...و بعد هم وحشت کرده و فرار کرده.

پس فکر می‌کنید پرونده حل شده؟

البته، این یه قتل غیرعمد معمولیه...

...همراه با فرار...

...فرد مسئول.

کافیه آنزوینی رو پیدا کنم و...

...همه چی حل میشه.

نه، خودم رسیدگی می‌کنم.

باشه، جناب بازرس، هر چی شما بفرمایید.

من و بوزی روی پزشکی قانونی تمرکز می‌کنیم...

...تا نتیجه رو بگیریم.

یه گزارش کامل بهتون می‌دیم.

مدارکی که روی پارادیسی پیدا شده اینجا دارم.

به گزارش پیوستشون کنم؟ بله.

"شرکت بروکه و کاپاچی. جابه‌جا کننده مواد خاکی سنگین."

"سر بریدن در یک معدن سنگ. رگه‌های خون روی بیل مکانیکی..."

"...نشانه‌های جدی مبنی بر تحت تعقیب بودن اپراتور توسط پلیس."

خب، می‌شناسیدش؟ بله، خودشه.

ازش نپرسیدید که بیل مکانیکی رو برای چه کاری می‌خواد؟

نه، دلیلی نداشت که بپرسم.

اون هزینه بیل مکانیکی و راننده رو پیش‌پرداخت کرد.

و تو همچین مواردی ما اینقدر سوال نمی‌پرسیم.

قبض منو امضا می‌کنید؟ بله.

الان کامیون رو روشن کن. ببین چه گندی بالا اومده.

آنزوینی اهل مشروب خوردنه؟ قطعاً آدم پرهیزکاری نیست.

اینجا تو معدن کار می‌کنی، کارگرا همیشه...

...گلوشون پر از خاکه.

یه چیز رو روشن کنیم: برای ما این یه حادثه بود.

و ضمناً ما بیمه هستیم.

نمی‌تونی بهم بگی کجا قایم شده؟

نه، هیچ ایده‌ای ندارم.

مطمئنی؟ البته، وگرنه بهت می‌گفتم.

مطمئنی؟ البته، وگرنه بهت می‌گفتم.

خیلی خب.

به هر حال اگه پیداش شد، بهش بگو خودش رو معرفی کنه...

...به نفع خودشه. حتماً.

ولی اون خیلی به دردسر می‌افته، می‌دونید، زن داره...

...و چهار تا بچه، طفلکی.

خیلی زوده که این حرفا رو بزنیم. تحقیقات تازه شروع شده.

مطمئناً رفتار آنزوینی واضح نیست.

چرا؟

نمی‌دونم، اینجا تو ۱۵ سال هیچ وقت تصادف نداشته.

با ماشین‌آلات همیشه ماهرترین بوده.

خانم پارادیسی، متاسفم. قوی باشید.

لطفاً گوش کنید، اینجا پیغام‌گیر دکتر آنا بورگزه است.

به دلایل کاری من در حال حاضر در دسترس نیستم.

برای هرگونه ارتباط، ۴۵ ثانیه فرصت دارید...

...تا پیام و نام خودتون رو بذارید.

لطفاً بعد از بوق صحبت کنید.

آنا، منم، لوکا. لطفاً بنشینید.

بعداً بهت زنگ می‌زنم. شاید امشب آزاد باشم. خداحافظ.

خانم، شما باید گزارش شناسایی رو امضا کنید.

صبر کنید. مطمئنید؟

مطمئناً امبرتوئه. اسم همسرتون بود؟

بله، ولی ما ازدواج نکرده بودیم.

چه کار می‌کرد؟ نماینده فروش بود.

برای کدوم شرکت؟ نمی‌دونم.

باید یه دفترچه نمونه یا دفترچه ثبت کمیسیون تو خونه داشته باشه.

شاید یه همکار هم داشت.

نه، اون تنها کار می‌کرد و هیچی تو خونه نگه نمی‌داشت.

اغلب برای چند روز بیرون بود، بعد با پول برمی‌گشت...

...اما اینکه از کجا، معلوم نبود.

پس نمی‌تونید بهم توضیح بدید که چرا اون توی اون زمین با اون...

...بیل مکانیکی بود. درسته؟

نه، من هیچی نمی‌دونم. کی می‌دونه.

اون تو این اواخر خیلی عجیب شده بود.

تو رفتارش چه چیز متفاوتی رو متوجه شدید؟

کم حرف می‌زد، تمام روز بیرون بود.

آیا همسرتون بهتون گفته بود در مورد... اون همسر من نبود.

ببخشید. آیا پارادیسی هیچ وقت...

...این موقعیت رو داشت که...

...در حضور شما اسمی از...

...چنین آنزوینی ماریویی ببره؟ یادتونه؟

نه، هرگز.

نتیجه منفی. بایگانی سابقه قبلی نداره.

پس آنزوینی سابقه کیفری نداره.

سابقه دار باشه یا نباشه، باید پیداش کنی.

بله؟ بگو. چطور؟

لازم نیست ما دنبالش بگردیم، پیداش کردن.

جناب بازرس. جناب سرپاسبان، صبح بخیر. سلام.

صبح بخیر. آها، صبح بخیر، جناب بازرس.

صبح بخیر.

گزارش موقعی رسید که من تو اتاق عملیات بودم.

البته دویدم اینجا. بهتون خبر داده بودن، مگه نه؟

بله، بله. جناب بازرس.

به هر حال، اینجا مثل همیشه، ما به هیچی دست نزدیم.

اما پرونده کاملاً مشخصه، خودکشیه.

چیه؟

دکتر، ببینید، باید یه لحظه باهاتون حرف بزنم.

بفرمایید.

پرونده به پرونده فرق می‌کنه.

کی پیداش کرد؟ سرایدار.

به چیزی دست زدید؟

به هیچی دست نزدم، فوراً به پلیس زنگ زدم.

خیلی خب، می‌تونید برید، می‌گم باهاتون تو دفتر تماس بگیرن.

مشخصات فردی رو گرفتید؟ بله، قربان.

مارح، این قتله، با صحنه‌سازی خودکشی.

واقعاً همینه، باور کنید.

اگه آنزوئینی واقعاً روی سطل آشغال رفته بود تا خودش رو دار بزنه...

...سرش رو تو حلقه دار می‌کرد و با نوک پاهاش بلند می‌شد.

مشخصه؟

حتماً، ما هم همین رو با شما می‌گفتیم.

در این صورت، بعد از اینکه خودش رو دار می‌زد...

...قدش، به خاطر شکستگی مهره‌های گردن...

...دو تا سه سانتیمتر بیشتر می‌شد، اینطور نیست دکتر؟

بله، کم و بیش دو یا سه سانتیمتر.

و پاهاش نمی‌تونست به سطل آشغال بخوره.

بلکه روی اون قرار می‌گرفت.

پس یکی حلقه دار رو دور گردن آنزوئینی انداخته...

...و بعد با طنابی که از روی میله رد شده بود، بلندش کرده و دارش زده.

آخر سر، برای صحنه‌سازی خودکشی...

...سطل آشغال و بطری خالی رو زیر جسد گذاشته.

این قتله!

بله قربان، ظالمانه و بی‌رحمانه، درست مثل بقیه جنایت‌هایی که انجام شده.

با اون بیل مکانیکی.

توصیه می‌کنم، چاپ عصر! ها!

و اضافه کنید، سبک یک قاتل سادیسمی.

که پلیس البته به هیچ وجه بهش امان نمیده.

خوبه؟

شما رو در جریان می‌ذارم. تا بعد.

مارح.

بازرس، من اینجا دارم یه سری کارهای روابط عمومی انجام میدم.

ایشون یه دوست خبرنگار من هستن. بله بله.

مارح، ما باید باتلاق رو زیر و رو کنیم.

بله، باشه، فردا بعدازظهر؟

نه، امروز، و در اسرع وقت.

باید بفهمم پارادیسی دنبال چی می‌گشته، و چرا...

...کشته شده.

خیلی خب.

اما دنبال چی می‌گردیم؟ شاید یه جسد.

یکی دیگه؟ بله. یکی دیگه.

اما اون بالا کی زندگی می‌کنه؟ اطلاعاتی به دست آوردید یا هنوز...

...مشخص نشده؟

نه نه، یه ولگرد اونجا زندگی می‌کنه، یه نفر به اسم ماتیا کوارتـاپِلّه.

الان کجا می‌رید بازرس؟

الان برمی‌گردم.

شما فعلاً به گشتن ته چاه ادامه بدید.

خیلی خب، بازرس.

اجازه هست بیام تو؟ بازه.

کیه؟

صبح بخیر.

ایشون هم به من صبح بخیر گفت.

شما آقای ماتیا کوارتـاپِلّه هستید؟ آه، اون یه پلیسه.

هیچ‌وقت دست از سر من برنمی‌دارن. بله، خودشه.

می‌تونم چند تا سوال ازتون بپرسم؟ اما چی می‌خواید از من بپرسید؟

ببخشید، اما شما پلیسید؟ نمی‌بینید؟

اجازه هست؟ آدل لودیجیانی، بیوه. من بازرس پِرِتّی هستم.

خوشبختم.

آقای کوارتـاپِلّه.

من قبلاً همه چیز رو به پلیس گفتم.

بله، می‌دونم.

گزارش بازجویی شما رو خوندم.

شما چیزی از اتفاقی که تو باتلاق افتاد ندیدید.

چون هر صبح برای رفتن سر کار میرید بیرون.

دقیقاً.

و، ببخشید، چه جور کاریه؟

چیزی که پیدا می‌کنم، مال منه.

نمی‌فهمم، یعنی چی؟

یعنی: اگه یه چیزی رو دور میندازید، چرا دارید...

...میندازیدش دور؟

چون بهش نیاز ندارید، شکی توش نیست، مگه نه؟

و خب پس کی می‌برتش؟ رفتگران.

آفرین! اما من زودتر از اونها می‌رسم.

هر چی دوست دارم انتخاب می‌کنم و میارمش اینجا، می‌بینی؟

مشخصه؟ کاملاً واضح.

وقتی پارادیسی کشته شد شما خونه نبودید.

اون چیزی که گفتم، گفتم. اون چیزی هم که نوشته شده، نوشته شده.

خدایا، من هیچی نمی‌دونم.

قسم می‌خورم به روح پدر خدابیامرزم که فوت کرده.

اون همیشه همینه، بهش توجه نکنید.

مرد خوبیه، اما یه کم بد اخلاقه.

اگه می‌دونستید من چی رو باید تحمل کنم...

...کنار اون زندگی کردن توان می‌خواد، می‌دونید؟

اما من چیکار می‌تونم بکنم؟

بعد از این همه سال بهش دلبسته شدم و حس نمی‌کنم...

...که بخوام تنهاش بذارم.

اما تو بدون من چیکار می‌کردی؟ گمشو.

شاید باورتون نشه، اما پنج ساله که ما نامزدیم.

دروغه، به حرفش گوش ندید. هرگز.

خجالت بکش. میگه نه...

...اما عاشق منه و همیشه بهترین‌ها رو به من میده.

چیزهای زنونه.

این چه ربطی داره؟ من تو آشغال پیداش می‌کنم و بهش میدم.

اما من خونه‌م رو چیدم. یه کلبه قشنگ دارم، می‌دونید؟

شوهر بیچاره‌م اون رو برام به ارث گذاشت، روحش شاد.

My Dear Killer subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left