Christopher and His Kind

Christopher and His Kind

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Christopher Ands Kind 2011 1080p WEB-DL Persian
A Commentary by Official_Mlx
ترجمه شده از انگلیسی به پارسی توسط ‌ t.me/Official_Mlx

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Published on: 2023-08-28
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 197 lines.

چهل سال می‌گذره…

از زمانی که برای اولین بار درمورد حضورم در برلین می‌نوشتم

لس آنجلس ۱۹۷۶ میلادی ۱۳۵۵ خورشیدی

و کتابی که الان در حال نوشتن‌ـشم شاید

تلاش صریح و بی پرده‌اي‌ـیه برای

نوشتن چیزی که گذشته به رُکـ ترین شکل ممکن

البته، دفتر خاطرات برلین‌ـم رو نابود کردم

پس تا جایی که ممکنه باید به قدرت حافظه‌ام اتکا کنم

در وهله اول اینکه چرا

دوستم وستن اودن اونجا بود

و من رو هم تشویق کرد که بهش ملحق بشم

همچنین می‌تونم بگم که بیشتر به جهت

یه سری از اتفاقات سیاسی قصد سفر کردم

اما در واقع بخاطر چیز دیگه‌اي رفتم پسرهای

برلین برا من معنای پسرها رو داشت

برلین ۱۹۳۱ میلادی ۱۳۱۰ خورشیدی

ترجمه شده از انگلیس‌ـی به پارس‌ـی توسط @Official_Mlx

اما عزیزم به این سادگی‌ها ـئم نیست

تو آخرین کسی‌‌ـئی که باید پاش رو اونجا بزاره

برلین در کل جای مناسبی برای تو نیست

منظورت کلا روی کره‌ي زمین‌ـه؟

اونجا آلمان‌ـه عزیزم

وستن اودن فکر می‌کنه اونجا شگفت انگیز ترین جایی هست که می‌تونه وجود داشته باشه

اودن، پسره‌ي سرخود

گذشته از این نظرت درمورد دانشکده پزشکی چیه؟

من برا پزشکی ساخته نشدم مامان

این دقیقا همون چیزی هست که در مورد کمبریج گفتی

کریستوفر جدا، نمی‌تونی کل زندگیت رو به سادگی به نابودی بکشی

وقت‌ـشه به خودت یه سر‌و سامونی بدی

من یه رمان‌نویسم

معلومه که هستی عزیزم

ولی این بهتر نیست که یه دکترم باشی؟

جهت تفنن که نیست

هر مادر معمولی‌اي بهش افتخار می‌کنه

منم بهت افتخار می‌کنم عزیز دلم

می‌دونی چیه؟ رمان‌ـت واقعا برام جالب بود

فکر می‌کنم واقعا ابتکار خلاقانه‌اي بود که

با همچین تاثیری بخوای برا ضدیت با من ازش استفاده کنی

ولی نمی‌تونی انتظار این رو داشته باشی که کل زندگیت مثل یه تعطیلات باشه

من بخاطر تعطیلات اونجا نمی‌رم

می‌رم که از تو دور باشم

نمی‌تونی یه جایی بری که یکم نزدیک‌تر باشه؟

یه جا مثه جزیره وائت

صد البته که باید علاقه‌ـت رو دنبال کنی

دقیقا قصد من‌ـم همین‌ـه

این طبیعیه که بخوای از خونه‌ـت فرار کنی

همون‌طور که من‌ـم محکوم به تنهایی بیشتری‌ام

وقتی به سختی‌ـایی که برا

به دنیا آوردن تو متحمل شدم فکر می‌کنم

ماه و ماه‌ـها احساس زجر و تحمل یه بار اضافی

خیلی‌خب

هر کاری می‌خوای بکن

این رو که یادت نمی‌ره؟

که آلمانی‌ـا باباتو کشتن؟

منم با خودت ببر

تو باید بمونی‌ و مراقب مامان باشی

ولی تا کِی؟

ترسم این‌ـه که جوابی براش ندارم

… خواستم بپرسم

معذرت می‌خوام که مزاحمت شدم

نه، نه

می‌تونم آتیش‌ـت رو قرض بگیرم؟

آره چرا که نه

انگار فندکم رو یه جا انداختم

احتمال‌ـش رو می‌دم، ممنون‌ـم جناب

مشکلی که نداره… اینجا…

نه، نه

لطف دارین

یا ممکن‌ـه یکی دزیده‌ باش‌ـتش

اوء عزیز

این روزا باید آدم حواسش جمع باشه، تو پیداش نکردی؟

تا آخر مسیر می‌خوای بری؟

جانم؟

به برلین

اوء بله

تعطیلات؟

امیدوارم بیشتر از اون باشه

بله، به هر حال

برلین جنبه‌های زیادی برا هر شخصی داره

تو اونجا زندگی می‌کنی؟

فعلا آره

هیچ‌کس اطلاعی نداره که یه طلوع جدید چه چیزایی رو می‌تونه به همراه داشته باشه

امیدوارم فکر نکنی که قصد فضولی داشته باشم

جایی رو هم جهت اقامت داری؟

بله فکر می‌کنم داره تبدیل به فضولی میشه

دلیل اینکه چنین جسارتی رو می‌‌کنم

اینه‌ که صاحب‌خونه‌ی من که زن شریف‌ـی هم هست

دنبال یه مستاجر قابل اعتماد می‌گرده

در واقع صاحب های اصلی افراد بی رحم‌ـی ان

و اگه متوجه بشن که نمی‌تونه خونه ها رو اجاره بده

بجاش خودش رو هم از اونجا پرت میکنن بیرون

شما رو که از دور دیدم، گفتم شائد مناسب شما باشه …

پس اومدم که در میان‌ـش بزارم

ممکن‌‌ـه کاملا برا شما مناسب باشه

که قطعا مثل‌ـه اینکه همین‌طوره

این لطف شما رو می‌رسونه ولی

پس باید بهش بگم که…؟

این کارت من‌ـه

آقای هم‌ُـلت؟

اوء می‌تونی جرالد صدام بزنی

و باید بهش بگم که انتظار چه کسی رو باید داشته باشه؟

ایشروود، کریستوفر ایشروود

ویستن

بالاخره اومدم

قطعا که خوش اومدی

مسیر خوب بود؟

خوب بود، ممنون

اون صندلی ها به شکلی شیطانی‌اند

سخت متوجه‌ـش شدم

با خودم فکر کردم قبل از اینکه مستقیم بریم خونه …

قبل‌ـش می‌تونیم یه چرخی بز‌نیم

یه شروع خوب می‌تونه، بقیه راه رو هم به همین منوال تضمین کن‌ـه

تصمیم گرفتم، دیدن دروازه برادنبورگ رو به تعویق بندازیم

نگران نباش، گازت نمی‌گیرن مگر اینکه خودت دنبال دردسر باشی

برعکس خیلی هم مهربونن اگر جیبت پر باشه

و نیازی هم نیست نگران پس‌اندازت باشی

هنوزم نرخ تبدیل ارز‌ به شدت به نفع ما‌ـئه

اوء پیت

سلام

این رفیقت کیه؟

این کریستوفر‌ـه، همونی که در موردش بهت گفته بودم

کیوت‌ـه

تو مدرسه با هم بودیم

چی داری بهش میگی؟

هنوز به شدت بچه ننه‌ـس

این یکی چی بود؟

بعداً می‌بینمت

برا خودمون کسی بودیم

شائد بیشتر از یه فرد درجه دوم

ولی من که ترسی از عاشق یه فاحشه شدن ندارم

کل اینا کار‌ـشون همین‌ـه؟

بیشترشون، بله

تصور‌ـش سخته که اقتصاد چه بلایی سر آدم میاره

از جهتی چیزای بدی هم نیستن

به خودشون می‌رسن

تو جذب مشتری بهشون کمک می‌کنه

و خجالت و حیائی هم تو کارشون نیست

حقیقت این‌ـکه ما اونا رو جذاب می‌بینیم

صرفا این رو می‌رسونه که فقط به عضله‌ـهاشون توجه می‌کنیم

منظورت از ما چیه؟

در واقع اکثرشون برعکس این‌ـکه نه تنها واقعا همجنسگرا نیستند برعکس زیاد خوش‌ـشون هم نمیاد از این قضیه

پولی که ما بهشون می‌دیم رو هم خودشون برا کُس کردن استفاده می‌کنن

ولی باز این‌ـم نگرانی‌اي برات ایجاد نکن‌ـه

کارشون واقعا خوب‌ـه

گفتی گفت اسمش چیه؟

کاسپر

این تنها چیزی‌ـه که فهمیدم

شائد بهتر باشه یه چندتا اصطلاح آلمانی قلمبه سلمبه یادم بدی

که یه دفعه سوتی ندم وسط ماجرا از خودم نا امید‌ش کنم

شائدم بهتر باشه من به‌جات برم سر قرار

نکته‌اي که باقی می‌مونه اینه که اصلا می‌تونی بفهمی تو جواب بهت چی میگه؟

بگذریم، میشه گفت یه جایی رو برا موندن پیدا کردم

تو قطار با یه نفر برخورد داشتم

اي فلز خراب

به نظر می‌رسید صاحب‌ خونش دنبال یه مستاجر درست حسابی می‌گرده

یه چیزی تو مایه‌های اینکه خونه‌ي خالی برا اجاره داره

به هر حال فکر کردم، یه سری بزنیم ضرری نداره

می‌دونی که تا هر وقت که بخوای می‌تونی همین‌جا پیشم بمونی

بگی‌نگی خوشحالم میشم

اینطوری نمیشه، به یه اتاق مجزا نیاز دارم ویستن

و اگه تدریس کردن انگلیسی رو بتونم ردیفش بکنم …

پولی که ازش در میاد خودش می‌تونه یه حمایتی باشه برا شروع کردن به نوشتن

اگه قرار باشه رو سر تو خرابشم تمرکزی برات باقی نمی‌مونه که بتونی شعرات رو بنویسی

آره، اینم حرفیه البته

پس گفتی قراره دوباره این کاسپرچپی رو ببینی؟

آره، البته امیدوارم

دلم برات تنگ میشه

من عاشق مردای انگلیس‌ـئم آقای ایشروود

و آقای همیلتون‌ـم همین‌طور چه مرد جذابی‌ـئن

و شما یه نویسنده‌اي چه افتخاری

رمان‌های مشهور زیادی رو می‌تونی اینجا بنویسی

آقای ایشروود انگار این اتاق دقیقا برا شما ساخته شده

واقعا زیباست، خانوم توراو

آقای ایشروود، شما انگلیسی‌ها خیلی مؤدب‌ـید

به هر حال مرد انگلیسی

آخر راه‌رو هم یه زن انگلیسی دیگه ساکن‌ـه

که ناگفته نماند باهام مثل‌ـه یه برده رفتار می‌کنه

خانم راس، بهشم گفتم، منم روزی یه خانم محترم بودم

همیشه که کف زمین رو تمیز نمی‌کردم

من رو ببخشید آقای ایشروود

قبل شما یه مستاجر دیگه اینجا بود

مشخص نیست چی داشته می‌خورده که پاک‌ـم نمیشه

صبح‌ بخیر عزیزم

وای خدایا چقدر سرم درد می‌کنه

کی‌ـئه؟

ایشروود

کی؟

کریستوفر ایشروود

کریستوفرم، که تو قطار هم رو دیدیم

اتاق رو گرفتمش

اوء، کریستوفر

شرمنده جناب

این روزا آدم باید خیلی مراقب باشه

از زمان خروج‌‌ـم از بریکستون

ارتباط‌ـم با کشور خودمون کمی کم‌تر شده

زندان بودی؟

بله، برا اظهار احساسات ضد ملی

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left