1899

1899

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

1899 S01E08 The Key 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
1899 S01E08 The Key 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SMURF
1899 S01E08 GERMAN REPACK 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-ShiNobi
1899 S01E08 GERMAN WEBRip x264-XEN0N
1899 S01E08 GERMAN WEBRip x264-ION10
1899 S01E08 GERMAN WEBRip x265-ION265
1899 S01E08 GERMAN 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
1899 S01E08 GERMAN 1080p WEB H264-GLHF
1899 S01E08 DUAL-AUDIO GER-ENG 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
1899 S01E08 DUAL-AUDIO GER-ENG 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Ali99
█⫸ علی اکبر دوست دار | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x265
HEVC
2CH
Published on: 2022-11-17
Downloads: 74
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مامان!

‫مامان، نگاه کن!

‫ببین چی پیدا کردم

‫اسمش رو گذاشتم آلفرد. ‫به‌نظرت بهش میاد؟

آره واقعاً

‫به‌نظرت بهتر نیست ولش کنی؟

‫بعید می‌دونم آلفرد دلش بخواد ‫توی همچین قفسی باشه‌ها

‫پس چطور بزرگ‌شدنش رو ببینم؟

‫متأسفانه نمی‌بینی

‫بعضاً چون نمی‌تونیم یه چیزهایی رو تاابد ‫پیش خودمون نگه داریم، باید ازشون دل بکَنیم

‫یه روز برای خودت مَردی میشی؛

‫اون‌وقت من هم باید ازت دل بکنم

‫چون نمی‌تونم تاابد پیش خودم نگهت دارم

‫دیوونه‌بازی درنیار

‫من همیشه پیش تو و بابایی می‌مونم

‫مامان!

‫مامان!

‫مامان!

‫بیدار شو

‫پدرت حتماً همه چیزو ‫راجع‌به من بهت گفته

‫ولی احتمالاً به اینکه واقعاً چرا ‫سر از اینجا درآوردیم اشاره‌ای نکرده

‫خودم و خودت رو میگم

‫نگاهشون کن

‫اونها می‌خواستن گذشته‌شون رو فراموش کنن؛ ‫برای همین راهی این سفر شدن

‫حالا اونها هم اینجا گیر افتادن

‫مادرت گولت زده

‫همه‌مون رو فریب داده

‫و فقط خودش می‌تونه ‫ما رو از اینجا خلاص کنه

‫اگر دست و دلت نلرزه، ‫می‌تونم حقیقت رو بهت نشون بدم

:دیجی موویز در شبکه‌های اجتماعی @DigiMoviez

‫« کـلـیـد »

‫آیک

‫مورا

‫اون کجاست؟

‫چطور من رو سوار پرومتئوس کرد؟

‫دروغ بسه دیگه. ‫اون واقعاً کیه؟

‫اون…

‫شوهرمه

‫پسری رو هم که توی پرومتئوس ‫پیدا کردیم، پسر منه

‫چی؟

‫ولی هیچ‌کدومش رو یادم نمیاد

‫می‌دونم خیلی عجیبه، منتها پدرم

‫صاحب کارخونۀ کشتی‌سازیه؛

‫انگار کاری کرده یادمون بره ‫اصلاً چرا اومدیم اینجا

‫چی گفت؟

‫قوانینی بر جهان ما حاکمه، ‫که نمیشه دورشون زد

‫ولی هیچی توی این دنیا ‫تابع منطق نیست

‫اینجا

‫این کشتی واقعی نیست

‫خیال واهیه، وَهمه

‫شبیه‌سازیه

‫داری چرت میگی

‫یادت میاد چطور ‫سوار این کشتی شدی؟

‫معلومه که یادم میاد

‫امکان نداره

‫چی؟

‫چی گفت؟

‫می‌پرسه یادمون میاد ‫چطور سوار این کشتی شدیم

‫چی؟

‫خواهشاً میشه بحث‌تون رو ‫برام توضیح بدین؟

‫فکر می‌کردم فقط ‫واسه منـه… ولی نه انگار

‫واسه همه‌مونـه

‫« هنری »

‫علتش رو نمی‌دونم،

‫ولی هیچ‌کدوم‌مون بی‌دلیل نیومدیم اینجا

‫شو…

‫شوهرت

‫اون آوردتمون اینجا؟

‫اون برای پدرت کار می‌کنه؟

‫به‌نظرم هدفِ اون کمکه

به‌نظرم می‌خواد از اینجا خلاص‌مون کنه

‫گوه توش

‫یالا

‫یالا، جونِ من

‫تو رو خدا کار کن!

‫مغز انسان ساختار خیلی پیچیده‌ای داره

‫چه بسا به هر دری بزنیم ‫تا خاطرات مزاحم‌مون رو فراموش کنیم،

‫ولی باز هم نتونیم اونها رو کامل ‫از ذهن‌مون پاک کنیم

‫اون خاطرات بخشی از هویت‌مونن

‫با بند بند وجودمون عجین شده‌ن

‫وقتشه به یاد بیاری

‫حقیقت تو پشت این دیوارهاست

‫دلیلی نداره بترسی

‫اینها واقعی نیست

‫یادت میاد؟

‫داره پخش میشه

‫تا درست بهمون نگی اینجا چه خبره

‫یه قدم دیگه هم برنمی‌دارم

‫اصلاً چرا باید هنوز بهت اعتماد کنیم؟

‫این کشتی مال پدرته

‫حتماً از یه چیزی خبر داری

‫اصلاً اینجا چیکار می‌کنی؟

‫نمی‌دونم

‫فقط یادمه قبل از اینکه ‫توی کربروس بیدار بشم

‫یه پاکت نامه جلوی خونه‌م ‫پیدا کرده بودم

‫گمونم از طرف برادرم بود

‫این توش بود

‫نمی‌دونم چطور، ولی پدرم یه‌جوری ‫حافظه‌م رو پاک کرده

‫هویت خودم و اتفاقاتی که افتاده رو ‫از ذهنم پاک کرده

‫ولی به‌نظرم این کلیدِ هر جا که باشه،

‫حافظه‌م رو برمی‌گردونه،

‫و همه‌مون رو از اینجا خلاص می‌کنه

‫مادر درست می‌گفت

‫ما ابداً نباید سوار این کشتی می‌شدیم

‫حالا همه مُردن

‫اولک مُرده

‫مادرم مُرده

‫من دیگه یه لحظه هم اینجا نمی‌مونم

‫من از کشتی پیاده میشم

‫راست میگه

‫باید یه قایق‌ نجات‌ بندازیم تو آب. ‫نباید تو این کشتی کوفتی بمونیم

‫متوجه نیستی، نه؟

‫جایی نیست که بریم

‫نه این کشتی واقعیه، نه اون اقیانوس

‫همه چیز توی ذهن‌تونه

‫شک ندارم زن باهوشی هستی

‫تحصیلات پزشکیت و

‫مخالفتت با سنت‌ها و ‫محدودیت‌های زن‌ها رو تحسین می‌کنم

‫ولی این حرف‌هات تو کَتِ خودت هم نمیره

‫با هیچ منطقی جور درنمیاد

‫بیا از این کشتی پیاده بشیم

‫وایسا، کجا میرید؟

‫از کشتی پیاده میشیم. ‫اگه می‌خوای تو هم بیا

‫می‌خوان از کشتی پیاده شن

‫بیا بریم

‫خودت دیدی‌شون

‫پیکان‌ها رو میگم

‫خاطرات خودت، من

‫حرف‌هامو باور می‌کنی؟

‫کجا رفت؟

‫به‌نظرت اونجاست؟ ‫فکر می‌کنی پدرت توی حافظۀ خودته؟

‫دفترش سر جاش نبود. ‫ولی گفت می‌دونم کجاست

‫نه!

‫چطوری خودمون رو برسونیم تیمارستان؟

‫دنبالم بیا

‫این خاطرات اونه

‫من توی تمام این عکس‌ها هستم؛ ‫ولی هیچ‌کدومش رو یادم نمیاد

‫نگاه‌شون که می‌کنم ‫احساس خاصی ندارم

‫ازدواجت رو یادت نمیاد؟

‫اگر اینها همه‌ش وهمه، ‫ممکنه خاطرات اون هم توهم باشه؟

‫از کجا معلوم راستش رو بگه؟

‫پسره گفت که یه خالق درکاره. ‫یکی که تمام اینها رو درست کرده

‫پدرت

‫به‌نظرت اون اینجا رو به‌وجود آورده؟

‫هر کی که درستش کرده باشه، ‫باید یه‌جور منطق پشتش باشه

‫یه طرحی

‫یعنی یه الگو داره؟ یه‌جور نقشه؟

‫بخش‌های مختلفی از ذهن انسان ‫میزبان خاطراتشن

‫ولی گذرگاه‌های عصبی ‫حکم پل ارتباطی بین‌شون رو دارن

‫وقتی بوی خاصی رو حس می‌کنی،

‫ممکنه خاطرات زیادی که با اون بو مرتبطن ‫برات تداعی بشن

‫پس شاید اینجا هم همینه…

‫یه‌جور تقلید از ذهن انسان،

‫که قسمت‌های مختلفش به هم وصلن

‫چه خبره؟

‫بیاید ادامه بدیم

‫لعنتی

‫داره تکون می‌خوره

‫گوه توش

‫این دیگه چیه؟

‫یالا! از این طرف!

‫بیاید بریم! یالا!

‫کجا رفتن؟

‫آهای!

‫شاید اون دکتره درست می‌گفت، نه؟

‫ماجرا هر چی که باشه، ‫من از این کشتی پیاده میشم

‫حتماً یه راه خروجی هست

‫وایسا. کجا میری؟ ‫تا الان کم تلفات ندادیم!

‫باید برگردیم. ‫باید دکتر و ناخدا رو پیدا کنیم

‫حتی در صورت حذف خاطرات ‫توی این شبیه‌سازی،

‫حواس‌مون باز هم نسبت به ‫محرک‌ها واکنش نشون میدن

‫ذهنت شاید اتفاقاتِ توی اون اتاق رو ‫فراموش کرده باشه

‫ولی جسمت نه

‫حقیقت رو بهت نشون میدم

‫بهم اعتماد کن

‫بشین

‫می‌دونم خیال می‌کنی ‫مادرت اینجا گیر افتاده

‫ولی اینجا زندان اون نیست

‫زندان توئه

‫شاید دردت بگیره

‫نمی‌تونی جلوی مرگش رو بگیری، مورا

‫مورا؟

‫مامان؟

‫بابا؟

‫مورا، خودت هم می‌دونی این کار اشتباهه

‫چرا صدام رو نمی‌شنوین؟

‫مامان، اینجا چه خبره؟

‫- مامان! ‫- خواهش می‌کنم

‫- خواهش می‌کنم ‫- باید ازش دل بکَنی

‫مامان! مامان!

‫- نمی‌تونم ‫- مامان، مامان، جونِ من!

‫مامان، تو رو خدا! ‫مامان، نه!

‫- نگران نباش، عزیز دلم ‫- نه! نه، مامان، تو رو خدا!

‫- اصلاً نترس ‫- نه! نه!

‫- یادت میره. بهت قول میدم ‫- نه! تو رو خدا، نه!

‫یادت میره همچین اتفاقی افتاده

‫تنها راهش همینه. ‫فقط این‌جوری می‌تونیم کنار هم باشیم

‫نه! نه!

‫تو رو خدا! نه!

‫حقیقت رو دیدی، مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for 1899

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left